اخلاق حرفه‌ای تدریس (قسمت هفتم/پایانی)

By:

Feb 23, 2015

 

دیگر مباحث حوزه رفتاری

در ادامه مباحث گذشته، در اینجا برخی دیگر از مباحث مربوط به حوزه رفتاری مؤثر در تدریس را برای استادان محترم یاد آور می‌شویم:

تیك‌های رفتاری؛ بعضی از افراد دارای تیك‌های عصبی‌اند؛ مثلا گردن یا سرشانه خود را ناخواسته تکان می‌دهند. دست خودشان نیست؛ بلکه یک نوع بیماری است. بیشتر مواقع تیك‌های رفتاری، اكتسابی است یعنی انسان خودش را گرفتار کرده و اگر دقت كند می‌تواند جلوی آن را بگیرد.

دانشجو که متوجه تیک استاد شد همه حواسش به این است كه او چه زمانی این كار را تکرار می‌كند؟ این می‌شود كه حواس مخاطب به حاشیه می‌رود و او از اصل بحث جا می‌ماند.

یكی از استادان به من گفت: «من نمی‌دانستم كه تیك رفتاری دارم؛ روزی یكی از دانشجوها در حالی که سئوالی می‌پرسید «بشکن» زد. به او گفتم این چه طرز سؤال كردن است!؟ در پاسخ گفت: «استاد! خودتان هم دائماً این كار را می‌كنید و...» با اندکی دقت دیدم راست می‌گوید من هر وقت می‌خواهم به مطلبی اشاره کنم ناخواسته بشکن می‌زنم و او در واقع می‌خواست غیر مستقیم به من بفهماند كه این تیك رفتاری را دارم.

سرزنش، استهزا، تحقیر و اهانت؛ گاه ما با این امر مواجهه شده‌ایم که دانشجویی به شدت توسط استاد مورد سرزنش، استهزاء و یا تحقیر قرار گرفته است.

بدون شک هر كس از سوی استاد تحقیر شود هرگز از او اثرپذیری نخواهد داشت؛ بله اکنون استاد هستی؛ قدرت داری و حرفت را می‌زنی و یا اینکه سن تو بالاست و دانشجو خجالت می‌کشد نمی‌شود چیزی بگوید. در روایات داریم «نصحك بین الملاء تقریع»[1] یعنی اگر در برابر جمعی به نصیحت كسی بپردازی در واقع این كوبیدن اوست. این تازه درباره نصیحت یعنی خیرخواهی است؛ ولی کوبیدن که خیرخواهی نیست.

«اهانت» یكی از چیزهایی كه استاد باید به شدت از آن اجتناب کند. البته اهانت در عرصه تدریس انواعی دارد؛ اهانت به باورها، علائق شخصی، به نوع لباس و مدل مو و الگوهای رفتاری، به خانواده، به رشته تحصیلی و حتی سؤال‌های دانشجویان، و یا اهانت به توانمندی‌های افراد و ... .

به هر حال ورود به بحث از مجرای اهانت فقط خسارت زدن است. باید دستگیری كرد و از روش‌های صحیح، منطقی و عاقلانه و البته با ملاطفت این کار را کرد اما اگر اهانت كنی این عایق كننده مخاطب می‌شود.

پرهیز از خودستایی؛ قبلا گفتیم که یكی از عوامل مهم در امر تأثیرگذاری بر مخاطب این است كه دانشجو احساس كند استاد در این عرصه از او برتر است و بر او تفوق دارد. البته این بحث نیازمند توضیح فراوان است. گاهی اوقات بعضی‌ قصد دارند آن تفوق را محقق كنند ولی به گونه‌ای رفتار می‌كنند كه در ذهن مخاطب شائبه خودستایی استاد ایجاد می‌شود و او احساس می‌كند استاد دارد از خودش تعریف می‌كند. این هم از عوامل خطرناكی است كه دانشجو را از استاد دور می‌كند.

رعایت تواضع و اجتناب از جاه‌طلبی؛ بر اساس روایات، ثمره تواضع، محبوبیت نزد مخاطب است. تواضع نیز انواعی دارد؛ با خودتان بیاندیشید که در عرصه تدریس اگر چه كارهایی از  شما سر بزند تواضع محسوب می‌شود؟ برای اینكه بهتر متوجه شوید، خودتان را جای دانشجو بگذارید و از اصل جایگزینی استفاده نمایید.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَلْعُونَ مَنْ تَرأَس؛ كسی كه ریاست‌طلب باشد ملعون است».[2] امیرالمؤمنین (ع) نیز می‌فرماید: «من اراد ان ینظر الی رجل من اهل النار فلینظر الی رجل قاعد و بین یدیه قوم قیام» اگر کسی خواست به یکی از اهل آتش نظاره نماید به مردی بنگرد كه نشسته است در حالی‌که گروهی در برابرش ایستاده‌اند».[3]

آیا استادی که برای دانشجویی كه در برابرش ایستاده و با او کار دارد، حداقل احترام را قائل نمی‌شود، نمی‌تواند مصداقی برای این فرمایش حضرت باشد؟

پرهیز از قرار گرفتن در مواضع تهمت؛ «اتقوا من مواضع التهم». در عرصه تدریس مواضع تهمت كجاهاست و اگر چه كارهایی انجام دهیم در موضع تهمت قرار گرفته‌ایم؟ به چند نمونه از آنها اشاره می‌نمایم:

از مصادیق قرار گرفتن در مواضع تهمت برای یک استاد، می‌توان به این موارد اشاره کرد: قدم زدن و گفتگو از فاصله بسیار نزدیك با دانشجوی غیر همجنس و خنده غیر متعارف با مخاطبان غیر هم‌جنس(روایت داریم که پیامبر(ص) با همسرش حرف می‌زد. یكی از اصحاب از کنار آنها گذشت و نگاه خاصی به پیامبر(ص) ‌كرد. حضرت او را صدا کرد و ‌فرمود: «این خانم همسر من است و... .»)؛  مشاوره در اتاق‌های در بسته(پیامبر(ص) فرموده است: «اگر دو نامحرم با هم در یك اتاق باشند نفر سومشان شیطان است»[4] )؛ ... .

پرهیز از عصبانیت؛ استاد باید در بحث و هنگام تدریس، خود را كنترل كند. در روایتی از حضرت پیامبر(ص) آمده: «لَیسَ الشَّدِیدُ بِالصُّرَعَةِ، إِنَّمَا الشَّدِیدُ الَّذِی یمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ»؛[5] قهرمان كسی است كه هنگام خشم خود را كنترل كند. در این خصوص استاد باید به این موارد توجه کند:

 پرهیز از اهانت به گفتار و اعتقادات دیگران؛ حفظ شخصیت طرف مقابل؛ توجه كامل به سخنان او و اجتناب از حواس پرتی؛ كنترل و مدیریت بحث و كلاس.

لزوم رعایت عدالت در عرصه تدریس؛ در اینجا به برخی از مصادیق عدالت‌ورزی و یا نقطه مقابل آن در عرصه تدریس اشاره می‌کنیم:

عدالت در نگاه: در روایات داریم كه هرگاه حضرت رسول‌الله(ص) صحبت می‌فرمود، به همه اصحاب به طور یکسان نگاه می‌كرد. اگر استاد در حین درس تنها به یک یا چند نفر خاص نگاه و توجه کند، این نوعی تبعیض و خلاف عدالت است.

عدالت در سؤال و جواب: عدالت در تشویق و تنبیه و .. .

امانتداری در عرصه تدریس؛ می‌توان مصادیقی برای برقراری عدالت در عرصه تدریس برشمرد؛ از جمله:

 امانتداری در حفظ اسرار دانشجویان؛ آنهایی كه در محدوده مشاوره قرار می‌گیرند و مثلا مشكلات دانشجویان را می‌شنوند باید توجه داشته باشند که آن گفتگوها نزد ایشان امانت محسوب می‌شود. امانت كه فقط پول نیست «راز» جوانی كه به من گفته نیز امانت است. گاه حتی غیر مستقیم نیز نباید در كلاس راجع به آن حرف بزنیم زیرا ممكن است او لو برود و شناخته شود.

امانتداری در حفظ عفت و پاكدامنی؛ عفت جوانی كه در كلاس نشسته حتی اگر خودش هم توجه نداشته باشد نیز یک امانت است؛ آن دختر بدحجاب و ساده، متوجه نیست و شاید خوب و بد خود را هم تشخیص ندهد. دانشجوی ساده‌دلی است که پدر و مادرش بر او نظارتی ندارند؛ الان به عنوان امانت مقابل شما قرار گرفته است.

امانتداری در حفظ وقت؛ دانشجو یك ربع، نیم ساعت و یا بیست دقیقه به اتمام كلاس مانده به استاد می‌گوید: «خسته نباشید» و استاد به راحتی کلاس را تعطیل می‌کند!! این نیز خیانت در امانت است؛ و استاد مقصر است.

از دیگر موارد امانتداری در حفظ وقت، استفاده بهینه از فرصت‌هاست یعنی هنگام تدریس حق نداری هر چیزی بگویی و هر حرف بی‌خاصیت و غیر مهمی را بیان نمایی و با حرف‌های بی‌خاصیت وقت کلاس را پر كنی.

نمونه دیگر: یکبار شنیدم یکی از اساتید شصت واحد تدریس گرفته است! گویا می‌نشیند و تمام کلاس را به کنفرانس دادن این دانشجو و آن دانشجو می‌گذراند! این خیانت در عرصه تدریس است.

امانتداری در حفظ باورهای صحیح دانشجویان؛ گاه ما با رفتار و گفتار خود به باورهای مخاطبان ضربه می‌زنیم و آنها را نسبت به دین و دینداری و متدینان بدبین می‌کنیم. این هم نوعی خیانت در امانت است. چه بسیار انسان‌ها که متدینان باعث گمراهی و دوزخی شدنشان بوده‌اند! پس توجه به این مطلب نیز بسیار مهم است.

رعایت حق‌الناس در عرصه تدریس؛ دایره‌ حق‌الناس خیلی گسترده است. در عرصه تدریس نیز مصادیقی می‌توان برای آن برشمرد  که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

بدون آمادگی كامل وارد عرصه تدریس شدن؛ ارائه پاسخ‌های سرسری و بعضاً غلط به دانشجو؛ تأخیر و یا تعجیل در ورود و خروج از کلاس و عدم توجه به رعایت وقت کلاس درس؛ عدم اهتمام در اصلاح خطاها و لغزش‌های دانشجو؛ و ... .  بخل در ارائه علم؛ نیز می‌تواند از مصادیق عدم رعایت حق‌الناس در عرصه تدریس باشد. استاد به کلاس می‌آید تا علمش را منتقل كند. اگر چیزی را بلد باشد و نگوید در حالی‌که دانستن آن برای دانشجویان ضروری و لازم باشد این مصداق بخل علمی است. البته این نگفتن‌ها با انگیزه‌های مختلف رخ می‌دهد که بهتر است خودتان در این مورد بیاندیشید.  در روایتی از امام صادق(ع) داریم: «ان العالم الکاتم علمه یبعث انتن اهل القیامة ریحاً یلعنه کل دابة حتی دواب الارض الصغار».[6] عالمی كه علمش را مخفی می‌كند روز قیامت به شكل بدبوترین و گندیده‌ترین‌های اهل قیامت مبعوث می‌شود و هر جنبنده‌ای حتی ریزترین آنها او را لعنت می‌نمایند.»

پی‌نوشت‌ها:

 


[1] . غررالحکم، فصل 82، ح 17.

[2] . الکافی، ج2، ص 298، ح 4، باب طلب الریاسه.

[3] . بحارالانوار، ج 70، ص 206.

[4] . «فما من رجل خلا بأمرأة الا کان الشیطان ثالثهما»، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 265، ح 16665.

[5] . همان، ‌ج 74، ص 151، ح 93.

[6] . بحارالانوار، ج 2، ص 72، ح 36.