ضلع سوم دموکراسی در ایران

By:

Jun 22, 2013

انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری با پیروزی دکتر حسن روحانی به پایان رسید. همگان و از جمله کاندیدای پیروز اشعار دارند که پیروز واقعی این انتخابات، ملت ایران هستند که امیدوارانه، به نخبگان سیاسی برای بهبود زندگی و تحقق ارزش‌هایشان، رأی دادند. دموکراسی در کشورهای پیشرفته صنعتی، از برخی لوازم که بگذریم، دو ضلع اصلی دارد: «مردم» و «نخبگان» که مقدرات سیاسی را رقم می‌زنند.

اما دموکراسی در ایران، ضلع سومی دارد و آن، «ولی فقیه» است. در انتخابات اخـیر، نقش راهبرنده حضرت آیت الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای، بی‌گمان، ستودنی و مثال زدنی است. تحت مدیریت سیاسی ایشان، «حماسه سیاسی» با حضور قریب به ۷۳ درصد از واجدین شرایط شکل گرفت و برگ زرین دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی‌ رقم خورد. در مرام سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای، دو اصل بنیادین وجود دارد که به ایشان نسبت به دیگر رهبران سیاسی در کلیتِ جهان اسلام، و از جمله در واحد سیاسی خاورمیانه، جایگاهی برجسته و نمونه می‌بخشد:

یک) نگاهی به کارنامه بیست و پنج ساله مدیریت سیاسی رهبر انقلاب نشان می‌دهد که یک تمّ واحد در بیان و رفتار ایشان دیده می‌شود و آن تأکید بر «حضور گسترده و میلیونی مردم» در پای صندوق‌های رأی است. در همه جا، و از جمله در ایران، ممکن است برخی نخبگانِ درونِ سیستم، برگزاری انتخاباتی با میزان مشارکت کمتر اما از حیث نتیجه کنترل ‌شده‌تر و مطمئن‌تر را ترجیح دهند، اما رهبر انقلاب همواره بر «حضور حداکثری» تأکید داشته و تکیه بر نقش «آحاد مردم» در رقم زدن سرنوشت سیاسی کشور، یکی از مهمترین کلیدواژه‌های ایشان است. نتیجه همین نگرش و مدیریت، ارقام خیره کننده میزان مشارکت نظیر 9/79% (۱۳۷۶)، ۸۵% (۱۳۸۸) و ۷۳% (۱۳۹۲) است. ارقامی که نه تنها در خاورمیانه، بلکه در دموکراسی‌های پیشرفته نیز کمیاب و چه بسا نایاب است. فی‌المثل، در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا، میزان مشارکت کمتر از ۵۰ (۲۰۱۲) بوده است. در دوره‌های پیشین نیز ۵۸/۲۰% (۲۰۰۸)، 69/56% (۲۰۰۴) و ۵۱/۲۰% (۲۰۰۰) و ۴۹% (۱۹۹۶) بوده است. بالاترین میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مربوط به ۱۸۷۶ و ۷/۸۱ و از سال ۱۹۷۲ تاکنون هیچ‌گاه میزان مشارکت از ۵۸ درصد بالاتر نبوده است.

دو) جز این، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای، نه در کلام، بلکه در رفتار سیاسی نیز مجدانه از چهره جمهوریت نظام اسلامی، در مقابل فشارهای خردکننده، دفاع کرده و نمونه عینی و برجسته آن، دفاع از رأی «مردم» در جریان اردوکشی خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ است. ایستادگی ایشان به رغم همه ترکش‌ها و زخم‌هایی که در جریان آن حوادث غمبار خوردند و به جان خریدند، امروز ثمر داده و آن ایستادگی‌ها ضامن «حماسه» امروز است. در خطبه تاریخی ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ فرمودند: «بنده زير بار بدعت‌هاي غيرقانوني نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوب‌هاي قانوني شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتي ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتي بعضي برنده‌‏اند، بعضي برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتي ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد». آن ایستادگی و این مصونیت‌بخشی به «انتخابات»، مردم را در لبیک به دعوت ایشان ترغیب کرده و می‌کند.

در تمام قرن بیستم، گروه‌های انقلابی چپ و احزاب مارکسیست، حسرتِ خیابان‌های مملوّ از جمعیت را داشتند: توده‌هایی ستمدیده برانگیخته با مشت‌های گره کرده، و خلقی که از منافع خود گذشته و به نفع عمومی می‌اندیشند؛ و انقلاب اسلامی ایران ۱۳۵۷ ذیل امر دینی و تحت زعامت فقیه شیعه، این آرمان را در کامل‌ترین شکلش محقق کرد. تصویری از صف‌های طولانیِ مردمی که فعالانه برای تعیین سرنوشت و رقم زدنِ مقدرت سیاسی و اجتماعی‌شان، به طور مسالمت‌آمیز و ضمن احترام به یکدیگر پای صندوق‌های رأی حاضر شده و از میان برنامه‌های مختلف مطرح شده برای زندگی سیاسی اجتماعی‌شان را در چندسال آینده، یکی را «انتخاب» می‌کنند، آرمان احزاب دموکراتیک است؛ و این مهم در بهترین شکل آن، امروز در لبیک به دعوت یک مجتهد شیعه در نظام اسلامی ایران محقق می‌شود. تاریخ رجوع حکومت‌ها به آراء مردم در ایران، طولانی نیست و برخی نقاط عطف دارد.

از مشروطه که بگذریم، مرحوم دکتر مصدق در این تاریخ، جایگاه برجسته‌ای دارد و قاطبه روشنفکران و تجددخواهان، به طور واقعی یا غیرواقعی، او را به عنوان اسطوره دموکراسی‌خواهی در ایران ستایش می‌کنند. با این‌همه، دکتر مصدق انتخابات هفدهم مجلس شورای ملّی که خود برگزارکننده آن بود را پس از انتخاب هفتاد و نه نماینده، «متوقف» کرد!

در ایران امروز، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای، لنگر ثبات دموکراسی است. در جامعه‌ای که احزابِ ضامنِ دموکراسی جان نمی‌گیرند، به‌دور از هرگونه حبّ و بغضی، حتی هواداران متجدد دموکراسی هم باید پاسدار این جایگاه و زعامت باشند. در «مردم سالاری دینی»، «مردم» و نقشِ‌شان، تعریفی جدا و متفاوت از نظام های دموکراتیک دارد. فعل و قول ولی فقیه درباره مردم، برآمده از همین تعریف و جایگاه خاصّ است. تأکید بر نقش مردم و دفاع از حقّ و رأی آنها، جزء ذاتی این منظومه است؛ هم چنان که ظرفیت‌های بالاتری وجود دارد که هنوز شرایط برای تحقق آنها میسر نشده است.