وحدت حوزه و دانشگاه از منظر آينده‌پژوهي

By:

Nov 26, 2012

درآمد

يكي از اهداف عاليه انقلاب اسلامي، تقويت روشنفكري ديني از طريق افزايش هم انديشي و تعامل فكري ميان دو نهاد مهم، يعني حوزه و دانشگاه است؛ به طوري كه در دوران انقلاب، سخنراني‌‌هاي روشنگرانه و آموزه‌هاي ديني آيت الله دكتر محمد مفتح در دانشگاه تهران، نقش مهمي را در شكل‌گيري و انجام وحدت رويه‌اي دو قشر دانشجو و روحانيت ايفا كرد و مجاهدت نرم‌افزاري و علمي ايشان در حدي تأثير گذار بود، كه سال‌روز شهادت(27 آذر 1358) اين روشنفكر ديني را با عنوان «روز وحدت حوزه و دانشگاه» نامگذاري كرده‌اند.

اين نوشته به منظور تحقق برخي اهداف سند چشم انداز جنبش نرم‌افزاري توليد علم، مانند ارتقاء توان پدافندي ملي نرم‌افزاري در برابر سلطه فرهنگي، افزايش بهره‌وري بهينه نظام از ظرفيت‌‌ها و محصولات اتاق‌‌هاي فكر، ايجاد جنبش نرم‌افزاري مقابله با براندازي نرم، پاسخگويي مناسب به تهديدات هويتي جهان اسلام و جلوگيري از شكل‌گيري فرقه‌‌هاي الحادي در دانشگاه‌‌ها و بر اساس مهندسي مناسب چهار پارامتر «اولويت‌سنجي، نيازسنجي، امكان‌سنجي و زمان‌سنجي»، و با تلفيقي از سه رهيافت نظري، كاربردي و راهبردي (آينده پژوهي)، به رشته تحرير در آمده است.

آسيب‌‌هاي فراروي وحدت حوزه و دانشگاه

متوليان ديپلماسي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران توانسته‌اند تا به امروز داربست و نماي ظاهري وحدت حوزه و دانشگاه را به خوبي حفظ نمايند، ولي در مديريت كاربست آن با مشكلاتي روبرو بوده‌اند، كه فقدان آسيب‌شناسي مؤلفه‌‌هاي واگرايانه، مي‌تواند چشم‌انداز روشنفكري ديني و بالتبع بنيان‌‌هاي فرهنگي‌ساز و هويت‌ساز انقلاب اسلامي را در ميان مدت با چالش‌هايي مواجه كند؛ به ويژه اين كه هم اكنون «براندازي نرم» نظام ما به مهمترين اولويت ديپلماسي امنيتي ايالات متحده تبديل شده است.

از مصاديق خلأ حضور قدرتمند حوزه در دانشگاه‌‌ها به رشد خزنده، پنهان و مديريت شده رگه‌هايي از تفكرات چپ ماركسيتي، سكولاريسم و يا ليبرال‌دموكراسي در ميان برخي از دانشگاهيان اشاره كرد، كه بيانگر نوعي خلاء قانونگذاري، سياست‌گذاري، اجرا و نظارت مناسب در حوزه فرهنگ است، كه در صورت عدم تبيين پاداستراتژي مناسب، مي‌تواند محيط‌‌هاي دانشگاهي را به جاي اين كه كانون پرورش روشنفكران ديني باشد به كانوني براي رشد روشنفكران غرب‌گرا و چپ‌گرا مبدل كند.

عدم تبيين استراتژي وحدت در ديپلماسي فرهنگي

تهاجم فرهنگي به صورت سازماندهي شده ارزش‌‌ها و بنيان‌‌هاي تمدني ايراني ـ اسلامي را نشانه گرفته و مهار آن جز با مديريت برنامه‌ريزي شده سازماني بر اساس «سند جامع سياست‌‌هاي فرهنگي» ميسر نخواهد بود.

به عنوان مثال كار ويژه‌ها، جايگاه و اهداف راهبردي حوزه و دانشگاه به خوبي تعريف نشده و هر كدام از ساختار‌هاي فرهنگي به صورت جزير‌ه‌اي در جهت حفظ داربست وحدت (نماي ظاهري) فعاليت مي‌كنند؛ در حالي كه فرهنگ‌سازي بومي مستلزم برنامه‌ريزي بنيادين و زير بنايي است كه از پيش شرط‌‌هاي آن دستيابي به خرد جمعي و حداكثرسازي انسجام فكري ـ رويه‌اي مثلثِ «پژوهشي، كارگزار و ساختار» است.

هم اكنون پيامد‌هاي خلأ حوزه و دانشگاه در حد مشكل است و مي‌توان با سياستگذاري مناسب، موانع را بر طرف كرد، در غير اين صورت با افزايش شكاف ميان حوزه و دانشگاه، هزينه‌‌هاي انسجام كاربست وحدت نيز افزايش خواهد يافت؛ به ويژه اين كه نظريه پردازان سناريوي «براندازي نرم» از مهمترين دلايل وقوع انقلاب را تقويت روشنفكران ديني در دانشگاه برشمرده‌اند، به همين منظور در صددند با رسوخ فرقه‌‌هاي الحادي، جريان‌هاي ايدئولوژيك سياسي مانند ليبرال دموكرات و يا ماركسيست، زمينه‌‌هاي حضور قدرتمند روحانيت را كمرنگ نمايند.

قانونمند شدن تعامل ميان معاونت فرهنگي ـ اجتماعي وزرات علوم؛ نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، سازمان بسيج اساتيد حوزه و دانشگاه و بنياد نخبگان حوزه و دانشگاه مي‌توانند با تقويت حلقه‌‌هاي مشترك مفقوده ميان حوزه و دانشگاه، تا حد زيادي پدافند نرم‌افزاري نظام در برابر ناتوي فرهنگي را تقويت نمايند.

عدم آشنايي به نقش روشنفكري ديني

يكي از ابزار‌هاي نظام براي تقويت پدافند ملي نرم‌افزاري در برابر ناتوي فرهنگي، ايجاد سازوكار‌هاي مناسب براي تقويت انسجام فكري ـ رويه‌اي، هم انديشي و تعامل پايدار ميان نهاد‌هاي حوزوي، دانشگاهي و اجرايي است؛ به ويژه در شرايطي كه تخريب بنيان‌‌هاي تمدن ساز هويت ايراني ـ اسلامي به يكي از اهداف بر‌اندازي نرم تبديل شده است.

لازم به يادآوري است، نو محافظه كاران ايالات متحده در دهه نود ميلادي براي عملياتي كردن اهداف خود، تنها از ابزار‌‌هاي سخت افزاري بهره مي‌بردند كه نقطه عطف آن «جنگ دوم خليج فارس»[1] و نقطه اوج آن «حمله به عراق» در مارس 2003 است. پس از آن تغييراتي در جهت‌گيري‌‌هاي سياست خاورميانه‌اي آمريكا و نوع تهديد‌هاي آن ايجاد شد، به طوري كه نهاد‌هاي سياسي ـ امنيت آمريكا به سمت بهره‌گيري از راهبرد تلفيقي (قدرت نرم و سخت) متمايل شدند؛ ولي در اواسط سال 2005 وزنه نرم‌افزارگرايي در سياست خارجي آمريكا بر سخت‌افزارگرايي غلبه يافت كه نقطه عطف آن با پيشنهاد «مارك پالمر»(Mark Palmer) از اعضاي تأثير گذار مركز پژوهشي «كميته خطر جاري»[2] آغاز و پارادايم مسلط آن «حمايت از حقوق بشر» و «دموكراسي‌سازي» است كه خود را در قالب ناتوي فرهنگي نشان مي‌دهد.

ابزار‌هاي‌گسترش ناتوي‌فرهنگي، «ديپلماسي عمومي»(Public Diplemacy) و هدف از آن تغيير رفتار و يا تضعيف نظام ج.ا.ايران با استفاده از «تهديدات نرم»(Soft Threat) از طريق تبليغ و ترويج ايدئولوژي سياسي ليبرال ـ دموكراسي است.

در اين راستا تقويت روشنفكري ديني مي‌تواند تا حد زيادي از نطفه شكل‌گيري تشكل‌‌هاي دانشجويي برانداز و يا منحط و بالتبع افزايش پتانسيل تنش‌هاي دانشجويي جلوگيري كند؛ اما از شواهد روشن است كه برخي از متوليان ديپلماسي فرهنگي هنوز به اهميت وحدت حوزه و دانشگاه در مهار تهديدات نرم‌افزاري آشنا نيستند.

عدم بهره‌برداري از ظرفيت‌ ديپلماسي عمومي

متوليان ديپلماسي فرهنگي براي ايجاد پل ارتباطي مناسب ميان حوزه و دانشگاه، بايستي ابزار‌هاي مناسب براي انتقال متقابل دستاورد‌هاي علمي ـ فقهي را فراهم نمايند. صدا و سيماي ملي، محيط‌هاي وب (اينترنت)، مطبوعات و نشريات تخصصي، از مهمترين ابزار‌هاي ديپلماسي عمومي براي تقويت وحدت حوزه و دانشگاه به شمار مي‌روند. در اين راستا توصيه مي‌شود اقدام‌هاي زير مورد توجه قرار گيرد:

ـ افزايش هم‌انديشي ميان «بنياد نخبگان حوزه و دانشگاه» با بخش‌هاي معارف از جمله با بخش معارف اسلامي صدا و سيما؛

ـ ايجاد بانك اطلاعات پژوهش‌هاي حوزه و دانشگاه با هدف توسعه بهره‌وري از دستاورد‌هاي علمي و اجتناب از فعاليت‌‌هاي پژوهشي موازي؛

ـ توزيع مناسب و هدفمند فصلنامه‌‌هاي تخصصي دانشجويي در حوزه و بالعكس؛

ـ تقدير از مقاله‌‌هاي نمونه در موضوع وحدت حوزه و دانشگاه در مراسم‌هايي، مانند همايش علوم انساني، جشنواره بين المللي فارابي، هفته پژوهش و يا سالروز وحدت حوزه و دانشگاه؛

ـ تقويب كتابخانه ديجيتال حوزه علميه قم؛

ـ ارزيابي بُعد و دامنه تأثير همايش‌‌هاي برگزار شده با موضوعات وحدت حوزه و دانشگاه.

راهكار‌هاي تقويت وحدت حوزه و دانشگاه

توصيه مي‌شود براي ارتقاي توان پدافند نرم‌افزاري نظام در برابر ناتوي فرهنگي، اقدام زير جهت تقويت روشنفكري ديني مورد توجه متوليان امر قرار گيرد:

تأسيس بنياد نخبگان حوزه و دانشگاه

مدرسان، دانشجويان و پژوهشگران ممتاز حوزه و دانشگاه نقش رهبري را در مديريت وحدت راهبردي ايفا مي‌كنند. بنابراين هماهنگ سازي فعاليت‌هاي آنان از طريق ايجاد سازمان‌هايي مانند، بسيج اساتيد حوزه و دانشگاه و يا مجمع مدرسان حوزه و دانشگاه مي‌تواند تا حد زيادي از انجام كار‌هاي جزيره‌اي و هدر رفتن هزينه‌ها، فرصت‌ها و ظرفيت‌ها جلوگيري كرده و زمينه‌‌هاي تسريع و تسهيل نهضت روشنفكري ديني را فراهم كند.

از طرفي ايجاد كانوني براي تضارب افكار حوزه و دانشگاه به دليل ايجاد فضاي تعامل و انتقاد سازنده، مي‌تواند خلأ پژوهش‌‌هاي علمي - فقهي در ساختار حوزه و دانشگاه را تا حدودي مرتفع نمايد و باعث رشد جنبش روشنفكري ديني در دانشگاه و جنبش نرم افزاري توليد علم در حوزه شود.

متوليان حوزه نيز بايستي با هدف توسعه كيفي دانشگاه‌ها، معيار‌هاي پذيرش علمي طلاب را براي رسيدن به حوزه علميه مطلوب افزايش دهند. هم‌انديشي حوزه با نخبگان دانشگاه باعث رشد آموزش‌‌هاي عمومي طلاب و مدرسان با برخي از فن‌آوري‌هاي نوين، مانند دانش هسته‌اي بومي، آينده پژوهي، زبان‌هاي خارجي، علوم كامپيوتر و در نهايت نوآوري و شكوفايي روش‌هاي علمي در حوزه مي‌شود؛ و بالعكس مهيا كردن حضور اساتيد بر جسته حوزه در دانشگاه‌ها در شكل‌گيري دانشگاه اسلامي تأثير گذار خواهد بود.

دستيابي حداكثري انسجام فكري - رويه‌اي شوراي عالي حوزه در رابطه با تهديدها، فرصت‌ها، آسيب‌‌ها و قابليت‌ها سياستگذاران و مجريان ديپلماسي فرهنگي حوزه، در گام اول شايسته است مهمترين آسيب‌ها، تهديد‌ها و مؤلفه‌‌هاي تضعيف كننده وحدت حوزه و دانشگاه را توصيف و طبقه‌بندي كنند.

گام دوم مهمتر و مستلزم حاكميت تفكر استراتژيك در قبال وحدت حوزه و دانشگاه است؛ يعني نخبگان حوزه بايستي بتوانند براي مهندسي مناسب پاداستراتژي پدافند حوزه براي خنثي‌سازي آسيب‌ها و سناريو‌هاي تهديدزا و همچنين تقويت ظرفيت تعامل سازنده و نقادي با نخبگان دانشگاهي به يك فرمول و «مداليته وحدت راهبردي» دست يابند.

تقويت عقبه فكري‌ساز و كاهش نقش‌هاي فرقه‌اي

يكي از ابزار‌هاي ايالات متحده براي تخريب وجهه عمومي و انزواي منطقه‌اي ج.ا.ايران، ايجاد و گسترش تنش‌‌هاي فرقه‌اي از طريق ايجاد تصوير مجازي از ژئوپلتيك هلال شيعي است. از اين رو تقويت روشنفكري ديني باعث مي‌شود تا نخبگان حوزه با چالش‌‌هاي سياست خارجي در حوزه تنش‌‌هاي فرقه‌اي آشناتر شوند تا با هم‌انديشي ميان كانون نخبگان حوزه و دانشگاه بتوان به يك فرمول مرضي‌الطرفين و مداليته مشترك براي مقابله با تهديد‌ها دست يافت.

تبيين نقشه جامع علمي حوزه

حوزه‌‌هاي علميه زماني مي‌توانند در نهضت نرم‌افزاري توليد علم، مشاركت فعال داشته باشند كه نقشه جامع علمي حوزه را تدوين نمايند و مراكز حوزوي سراسر كشور با هدف اجتناب از اقدام‌هاي موازي و كاهش هزينه‌‌ها به سمت اهداف عاليه سند چشم انداز حركت كنند.

طبيعي است كه برخي مدرسان و طلاب حوزه‌‌هاي علميه به جريان‌هاي سياسي خاص گرايش دارند، ولي اگر اين گرايش و صف‌بندي به صورت قطب‌بندي سياسي درآيد، مي‌تواند به آسيب تغيير چهره داده و كاربست وحدت را با چالش مواجه كند؛ به عبارتي دامن‌زدن به دسته‌بندي‌ها و جناح‌بندي‌هاي سياسي حوزوي و از طرفي بهره‌برداري ابزاري احزاب از آن‌ها مي‌تواند انسجام، يك پارچگي و نقش رهبري حوزه را مختل كرده و بر تقويت فرايند وحدت اثر منفي داشته باشد.

ايجاد «منشور جامع سند چشم‌انداز حوزه» مي‌تواند تا حد زيادي سازوكارها، دامنه و اهداف فعاليت‌‌هاي سياسي- فرهنگي را تبيين نمايد و ضريب بهره‌برداري ابزاري احزاب سياسي از آنان را به حداقل رساند.

در اين راستا رهنمود‌هاي روشنگرانه رهبر فرزانه انقلاب بايسته است به عنوان محور تدوين منشور سند چشم انداز حوزه مورد استفاده قرار گيرد. بيانيه ‌ها و توصيه‌‌هاي مراجع تقليد و مجمع مدرسان حوزه مي‌تواند از منابع ديگر تهيه سند چشم انداز باشد.

تحول و نوآوري در آموزش و پژوهش حوزه

تحول، نوآوري، نقادي و آزادانديشي از شاخصه‌‌هاي پويايي يك ساختار علمي - فقهي است و حوزه‌‌هاي علميه نيز از اين قاعده مستثنا نيستند؛ به طوري كه باز‌بيني دوره‌اي دروس حوزوي، جلوگيري از آفات مدرك‌گرايي و ارتقاء كيفي دروس خارج مي‌تواند تا حد زيادي در مسير نوآوري مفيد واقع شود.

همان‌طور كه جمهوري اسلامي ايران در حوزه توسعه كلان، راهبردي و همه جانبه داراي سند چشم‌انداز افق ايران 1404 است؛ حوزه‌‌هاي علميه نيز بايد به منظور هدفمند كردن سياست‌ها و بهره‌گيري بهينه از تمام ذخاير مادي - معنوي در چهار چوب «سند چشم انداز حوزه» حركت كنند، كه در آن قابليت‌ها، اهداف، تهديدها، آسيب‌ها و پتانسيل‌ها توسط يك بدنه كارشناسي قوي تدوين شود.

توصيه مي‌شود «شوراي عالي حوزه علميه»در جهت مديريت مناسب منابع انساني و نوآوري، اقدام‌‌هاي زير را مورد توجه قرار دهند:

- توجه به مهندسي مناسب چهار پارامتر نياز‌سنجي، اولويت‌سنجي، امكان‌سنجي و زمان‌سنجي در تدوين سند چشم‌انداز حوزه؛

- توسعه قدرت نرم‌افزاري حوزه؛ مانند ظرفيت بالاي نقادي و آزاد انديشي؛

- تاسيس بانك اطلاعات دانش‌پژوهان نخبه در حوزه؛

- قانونمند كردن نظام آموزشي طلاب خارجي با هدف تقويت جايگاه و اثر‌گذاري ديپلماسي فرهنگي حوزه؛

- آشنايي متوليان حوزه‌‌هاي علميه با تهديدات نرم افزاري؛ مانند براندازي‌نرم و ناتوي فرهنگي؛

- ايجاد و يا تقويت دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه در ساختار سياستگذاري‌ها و فرايند تصميم گيري كلان حوزه؛

- تقويت كميته بنياد نخبگان حوزه و دانشگاه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي؛

- بهره‌برداري از نظرات كارشناسان برجسته روابط بين‌الملل در مركز پژوهشي‌‌هاي حوزه؛

- تشكيل كار گروه‌هاي تخصصي؛

- افزايش تعامل و هم‌انديشي ميان نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها و معاونت فرهنگي - آموزشي حوزه.

كتابخانه ديجيتال حوزه و دانشگاه

با توسعه روز‌افزون «فن‌آوري اطلاعات» و قرار گرفتن كشور‌ها در يك دهكده جهاني و افزايش اهميت سايبر ديپلماسي در مديريت افكار عمومي، بالتبع دو كار ويژه حوزه نيز پررنگتر خواهد شد:

الف. تأثير‌گذاري بر مهندسي افكار عمومي داخل، به ويژه دانشگاه‌ها با هدف تقويت روشنفكري ديني و يا دانشگاه اسلامي؛

ب. مقابله و آسيب‌شناسي تهديدات فرهنگي و نرم‌افزاري جهان اسلام؛ مانند اهانت به ساحت پيامبر اكرم(ص)، تحريف آيات قرآن مجيد، كه مقابله با آن‌ها مستلزم آشنايي با تهديدات فرهنگي برون سيستمي و فراملي است كه در حوزه روابط بين‌الملل به «ديپلماسي فرهنگي حوزه» معروف شده و توسعه آن مستلزم بكارگيري ابزار مناسب، اهداف راهبردي مشخص و مدرنيزه كردن فرهنگي نخبگان متعهد حوزه است كه بتوانند با بهره‌وري از شيوه‌ها و فن‌آوري‌هاي نوين، زمينه‌‌هاي مهندسي مناسب سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اجتماعي جهان اسلام در سه سطح داخل، منطقه‌اي و فرا منطقه‌اي را تسريع و تسهيل نمايند و با انعكاس هدفمند توليدات علمي نخبگان حوزه (كتاب، مقاله و مصاحبه‌ها) در يك وب سايت مستقل بتوانند در كاهش سطح مشكلات اجتماعي، فرهنگي وسياسي نقش خود را پررنگ‌تر كنند.

جمع آوري و انعكاس چكيده توليدات علمي نخبگان حوزه در محيط وب كه در سياستگذاري پژوهشي به «كتابخانه ديجيتال» معروف است، مي‌تواند ضريب نفوذ و تأثير گذاري مديريت دانش حوزوي را در جهان اسلام بسيار ارتقاء دهد؛ هر چند هم اكنون وب سايت‌هاي متعددي در رابطه با فعاليت حوزه ايجاد شده، ولي فعاليت آن‌ها به صورت پراكنده و جزيره‌اي است و خلأ حضور يك «كتابخانه ديجيتال» قدرتمند در حوزه به خوبي محسوس بوده و هنوز حوزه‌هاي علميه نتوانسته‌اند به صورت بهينه از محيط‌‌‌هاي مجازي «سايبر ديپلماسي» استفاده كنند، به ويژه در شرايطي كه اختلاف‌افكني و تفرقه ميان تشيع و تسنن به يكي از ابزار‌هاي تهاجمي ديپلماسي فرهنگي غرب تبديل شده است.

مشكل ديگر اين است كه در اكثر توليدات علمي مكتوب نخبگان حوزه از واژگان عربي كه معادل‌هاي مناسب فارسي آن وجود دارد، استفاده مي‌شود، در حالي كه نگاه فرهنگي حوزه بايد كلان باشد؛ زيرا مخاطبان آن نه تنها ملي، بلكه در سطح فرا ملي هستند و رعايت اصول نگارش و بهره برداري از واژگان مناسب فارسي مي‌تواند در انتقال مناسب‌تر و وسيع‌تر دست آورد‌هاي علمي حوزه به ساير بخش‌‌هاي اجتماعي جامعه، به ويژه قشر دانشجو مفيدتر واقع شود و دستيابي به يك «زبان مشترك» كه از پيش شرط‌هاي مهم تعامل سازنده و «تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه» است را فراهم نمايد.

در اين راستا «كتابخانه ديجيتال مجلس» براي تقويت اثرگذاري بر مراكز دانشگاهي و دستيابي به يك زبان مشترك بين‌المللي تأثيرگذار است.

نتيجه

يكي از مهم‌ترين راهبرد‌هاي تهاجمي ديپلماسي امنيتي آمريكا، رژيم صيهونيستي و متحدانشان در سطح جهاني، ايجاد و گسترش اختلاف‌افكني ميان امت اسلامي و در حوزه امنيت ملي بهره‌برداري از ناتوي فرهنگي و گفتمان‌هاي نرم‌افزارگرايانه است.

در اين راستا حوزه‌‌هاي علميه به دليل نقش محوري كه در تقويت روشنفكري ديني، رفع خلأ‌هاي ايدئولوژيك دانشجويي، سكولاريسم غرب‌گرا(ليبرال دموكرات) و چپ‌گرا (ماركسيسم) دارند، از رويكرد امنيت ملي به شكل مستقيم ظرفيت نظام ج.ا.ايران براي مقابله با تهديدات نرم را افزايش مي‌دهند. به همين دليل شايسته است تئوريسين‌هاي تدوين كننده منشور «پدافند ملي نرم‌افزاري حوزه» و يا «سند چشم‌انداز حوزه» داراي تفكرات جهاني، كلان‌نگري، آگاه به بنيان‌هاي مديريت استراتژيك، آشنا به تهديدات نرم و مشرف بر چالش‌‌هاي حوزه و دانشگاه باشد كه از مصاديق بارز آن مي‌توان به رهبر فرزانه انقلاب اشاره كرد كه با بينش كامل بر تحولات نظام بين‌الملل بار‌ها بر لزوم تبيين «نظام جامع ديپلماسي فرهنگي» در برابر ناتوي فرهنگي تأكيد فرموده‌اند.

در اين راستا توصيه مي‌شود با هدف تقويت وحدت حوزه و دانشگاه (اسلامي كردن دانشگاه از طريق تقويت روشنفكري ديني) و مقابله با انديشه سكولاريسم، اقدام‌هاي زير مورد توجه متوليان امر قرار گيرد:

- توجه به تحول‌گرايي و نوآوري فكري ـ ساختاري در چارچوب مديريت استراتژيك؛

- تدوين «منشور جامع سند چشم‌انداز حوزه» كه در آن آسيب‌ها، اهداف راهبردي و ابزار‌ها براي رسيدن به «حوزه علميه مطلوب» و يا مدرنيزه كردن حوزه‌‌هاي علميه مشخص شده باشد؛

- تقويت ظرفيت نقادي و انعطاف‌پذيري حوزه؛

- تأسيس بنياد نخبگان حوزه و دانشگاه؛

- مهندسي مناسب چهار پارامتر نياز‌سنجي، اولويت‌سنجي، امكان‌سنجي و زمان‌سنجي در معاونت پژوهش‌‌هاي راهبردي حوزه؛

- حداكثر بهره‌وري از محيط‌‌هاي مجازي؛

- ايجاد و يا تقويت كرسي «دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه»؛

- برگزاري هدفمند و دوره‌اي سخنراني‌هاي نخبگان شاخص حوزه در دانشگاه‌ها؛

- تقويت عضويت با هدف افزايش ضريب آگاهي دانشجويان و طلاب با دستاورد‌هاي علمي حوزه و دانشگاه؛

- تقويت تعامل و هم‌انديشي ميان مدرسان حوزه و دانشگاه؛ مانند تعريف كار ويژه‌‌هاي مشخص ميان سازمان بسيج اساتيد حوزه و دانشگاه؛

- تدوين منشور «مديريت دانش راهبردي» حوزه.

پي‌نوشت‌ها:

 


[1] . The second Parsion Gulf War

[2] . The Present Danger Committee

منبع: http://www.pegahhowzeh.com