اخبار علمي

By:

Feb 26, 2012

تبيين عقلانی دين، مانع ترويج خرافه‌گرايی حجت‌الاسلام والمسلمين محمدرضا رضوان‌طلب، عضو هيئت علمی دانشكده الهيات دانشگاه تهران، با بيان اينكه ترويج خرافه‌گرايی در اثر عدم تعقل است و خسارت‌های فراوانی را متوجه عموم جامعه می‌كند، عنوان كرد: اينكه می‌گوييم عقلانيت را بيشتر ترويج كنيم، برای اين است كه عامه مردم را از خرافات جدا كنيم و اين همه تكيه بر خواب و خواب‌نمايی در جلسات و منابر و امثال اينها نداشته باشيم. اين محقق علوم اسلامی بيان كرد: اگرچه بخش زيادی از حيات بشری را رؤيا تشكيل می‌دهد و رؤيا بدون اينكه حامل پيام باشد و نقش مهمی را در زندگی انسان اجرا كند، نمی‌تواند تفسير شود، ولی افراط در خواب‌نمايی و خواب‌گرايی، زندگی امروز ما و باورهای دينی را با مشكلاتی مواجه كرده است. وی در پاسخ به اين سؤال كه اين عقلی كه شما می‌گوييد بايد ترويجش دهيم و بايد اصول عقائدمان را بر اساس آن قرار دهيم چه نوع عقلی است؟ عنوان كرد: معمولاً افراد عقل را شخصی‌سازی می‌كنند و می‌گويند عقل من، عقل تو و عقل فلانی، اين اصلاً عقل نيست و نبايد عقل به حساب آيد. پيمانه‌های عقل ما علاوه بر اينكه حاوی عقل است، دربردارنده وهم و هوا نيز هست و معمولاً خيلی از چيزهايی كه ما فكر می‌كنيم كه حاصل عقل ماست نتيجه و خروجی وهم و هواست كه سليقه‌ها و ذائقه‌‌های شخصی ما در آن دخيل شده و خيال می‌كنيم كه عقل است. حجت‌الاسلام رضوان‌طلب با بيان اينكه نبايد عقل ما معيار تشخيص باشد افزود: چراكه عقل بشر ناقص است و همه چيز با چنين عقلی قابل تفسير و تعبير نيست. اينكه ما می‌گوييم عقل، يعنی عقول جمعی و متعاضد، عقول ناب‌شده و عقول مصون از شائبه، نه عقلی كه همه چيز در آن با يك ذره عقل آميخته شده باشد؛ يعنی چيزی كه عقلای عالم برآن تسالم دارند، راهی، حرفی، قاعده‌ای، منطق و گفتمانی كه مورد تأييد عقلای عالم است، نه اينكه هر كسی عقل خودش را معيار قرار دهد. وی افزود: ما بايد از طريق عقل با قدرت قاهر خلقت كنار بياييم و خودمان را با آن تطبيق بدهيم؛ لذا اين عقل طبيعتاً ما را به درگيری و عصيان در برابر خدا هدايت نمی‌كند، خصوصاً اينكه می‌بينيم خداوند متعال از موضع قهر و زورگويی به ما دستور نمی‌دهد بلكه از موضع رحمت ما را راهنمايی می‌كند. عقل می‌گويد منفعتی برای خدا در زندگی ما تصور نمی‌شود و جهل و تاريكی هم در او راه ندارد و نمی‌شود او چيزی را غلط تشخيص دهد؛ پس هرچه او می‌گويد درست و صحيح است و غير او هر چيز ديگر و هر ندای ديگری سقوط است؛ بنابراين عقل صحيح ما را به سمت عصيان راهنمايی نمی‌كند. منبع/ايكنا «افسون حلقه» در مقابل عرفان حلقه كتاب «افسون حلقه» در نقد عرفان حلقه منتشر شد. اين اثر به بررسي عرفان حلقه يا عرفان كيهاني و نقل و نقد اصول هشتاد و سه‌گانه آن مي‌پردازد. اساس‌نامه عرفان کیهانی دو بخش عمومی و اختصاصی و هشتاد و سه اصل را شامل مي‌شود. پیروان اين عرفان مجبور نیستند اصول بخش اختصاصی را بپذیرند، اما پذیرش اصول بخش عمومی براي آنان اجباری است. علي ناصری‌راد نويسنده كتاب «افسون حلقه» در بخشي از اين اثر مي‌نويسد: «من فقط بخشی از مهم‌ترین اصول اساس‌نامه را نقل و نقد کرده‌ام و گمان می‌کنم اگر خواننده این اصول و نقدها را بخواند، خود می‌تواند دیگر اصول را نقد کند و عیارشان را بسنجد.» وي کتابش را با بیان چیستی عرفان و ارایه تعاریف شرقی و غربی آن آغاز کرده، نکاتی درباره عرفان نظری و عملی بيان مي‌كند. او معتقد است که علم عرفان، مجموعه‌اي از دستاوردها و قواعد معطوف به اعمال و احوال قلبی در قالب منازل و مقاماتی است که تبعیت از آن‌ها به حصول کمال نهایی انسانی می‌انجامد. اين نويسنده در كتابش عامل اصلی رواج عرفان حلقه را مساله «درمان» یا همان «فرادرمانی» می‌داند و در ادامه به رابطه درمان و «عرفان» می‌پردازد و توضیح می‌دهد که در عرفان حلقه، درمان نه‌ تنها پلی است برای رسیدن به عرفان بلکه عامل اصلی جذب هوادار مي‌باشد. نویسنده چهار شاخص عرفان اسلامی و رابطه عرفان و درمان و تقدم هر يك از آنها بر دیگری را توضیح داده و سپس به فرادرمانی پرداخته است. او همچنين تفاوت‌های عرفان کیهانی با عرفان اسلامی را در پنج سرفصل چیستی، موضوع، مسایل، مبانی و مفاهیم و اصطلاحات بررسی کرده است. نویسنده بعد از ذکر مقدمات، نقد اساس‌نامه عرفان حلقه را از نخستين اصل آغاز و آن را در هشت صفحه و دو بخشِ «مدل عرفانی» و «فرجام این عرفان» نقد و بررسی كرده است. او پس از نقل تمام اصول اين عرفان، با ارايه بحث‌های استدلالی و کلامی و ذکر آیات و روایات، آن‌ها را نقد و بررسی کرده است. در پايان اين کتاب مهم‌ترین اشکال عرفان کیهانی، «التقاط» دانسته شده‌اند؛ البته التقاط، شالوده تمامي عرفان‌های کاذب است. چاپ نخست كتاب «افسون حلقه» با شمارگان 3500 نسخه و بهاي 50000 ريال از سوي نشر سایان منتشر شده است. منبع/ايبنا برخورد بدون شناخت، آسیب‌زا است دکتر بهزاد حمیدیه کارشناس و پژوهشگر ادیان و عرفان تطبیقی، با اشاره به ویژگی‌های برخی جنبش‌های معنویت‌گرا، نسبت به گرایش برخی مذهبیون به این محافل هشدار داد و در مورد راهکارهای حل این معضل گفت: باید یک کار قوی آکادمیک و علمی را شروع کنیم. برخورد بدون شناخت، آسیب‌زننده است. وي ادامه داد: در مورد جنبش‌های نوپدید دینی تعاریف مختلفی از جامعه‌شناسان دین ارائه شده است؛ تنوع بسیار زیاد گروه‌ها و جریانات معنویت‌گرا موجب شده محققین نتوانند یک تعریف سره و کامل و گویا ارائه کنند. این مدرس حوزه و دانشگاه با طرح سؤالاتی چون آیا اینها نوعی عرفانند؟ آیا نوعی دین جدید هستند؟ آیا مکتب یا فلسفه یا ... هستند؟ گفت: باید ببینیم اینها ماهیتا چه چیزی هستند. نوع مواجهه و برخورد ما با اینها ناشی از تعریفی می‌شود که ارائه می‌دهیم. برخورد با مکتب و نحله با دین و عرفان متفاوت است. ما در جامعه خودمان بدون اینکه بتوانیم تعریف دندانگیر و علمی و گویا از اینها ارائه دهیم سراغ مواجهه رفته‌ایم و این می‌تواند آسیب رسان باشد. دکتر حمیدیه به خصوصیات شاخص برخی جنبشهای معنویت گرا اشاره کرد و گفت: سازگاری بسیار زیاد با حال و هوای مدرنیته و ارزشهایی که برای انسان مدرن تعریف شده‌، گرایش فراوان به التقاط، بازاری شدن و تبدیل به کالایی مصرفی گشتن، اومانیستی یعنی معطوف به انسان بودن و همه چیز را در خدمت انسان گرفتن، انسان غایت و هدف نهایی همه چیز حتی دینداری و عرفان ورزی شمرده شدن، از جمله ویژگی های این جریانات است. این پژوهشگر در مورد ریشه‌های پیدایش این جریانات معنویت‌گرا گفت: تحولات فرهنگی عمیقی که در دوران مدرنیته و دوران متأخر (که برخی از آن به پست مدرنیته تعبیر می‌کنند)، همچنین برخی رخدادهای تاریخی مثل مهاجرت اساتید شرقی به آمریکا یا جنبش‌های ضد فرهنگ دهه 70 ميلادي و امثال آنها و نیز برخی بحران‌ها در علوم مدرن مایه رخداد و گسترش این پدیده در غرب به خصوص آمریکا بوده است. دکتر حمیدیه تأکید کرد: در ایران هم موج جهانی‌شدن را باید متذکر شد. دهه 70 سال‌هایی بود که عده‌ای به غرب رفتند و علوم و یا دوره‌های موفقیت و شادکامی و امثال آن را گذراندند و به ایران آمدند و عده‌ای هم با سرشاخه‌های جهانی همان گروه‌های غربی تماس گرفتند و چون زمینه مردمی به لحاظ نیاز به معنویت و تشنگی نسبت به امور راز‌آلودی که گره‌های جسمی روحی مدرنیته را بگشایند، کلاس‌ها یا گروه‌هایی تشکیل دادند و به پول درآوردن و کسب شهرت و جایگاه اجتماعی پرداختند. وی در پاسخ به این سؤال که آیا می‌توان همه این جنبش‌های نوپدید معنوی را باطل خواند گفت: سؤال شما بسیار کلیدی و حساس و مهم است. خیلی از مذهبی‌های ما جذب اینها می‌شوند با این تصور که اینها هم حرف خدا و پیغمبر را می‌زنند و حرفشان توکل بر خدا و اموری از این دست است پس چه اشکالی دارند؟ پاسخ به این سؤال خیلی کار می برد و زمان واسعی می‌طلبد. این پژوهشگر افزود: اجمالاً جواب می‌دهم که اگر حال و هوای کلی یک جریان معنویت‌گرا کمرنگ شدن تعبد و یاد قیامت و مرگ و سختی‌های پس از آن و یا کمرنگ شدن توبه و خجلت از کردارهای زشتمان در برابر رب‌الارباب بود و تنها پرداختن به قدرت انسانی پتانسیل‌های انسانی آرزوهای دور و دراز داشتن به بهانه اینکه هر چه در ذهن تصویر کنید انرژی کیهانی برایتان می‌آفریند و امثال اینها می‌توان گفت اینها دور شدن از صراط مستقیم دینی است اینها حب دنیا ایجاد می‌کند نه بی‌رغبتی نسبت به آن. وی در مورد اهداف پایه‌گذاران این جریانات گفت: ذهن انسان‌ها را نمی‌شود خواند. برخی پایه‌گذاران احیاناً دنبال مقاصد مادی نظیر پول و ثروتند، برخی دنبال جایگاه مرادی و مرشدی که بسیار لذت برانگیز است و برخی احیاناً ممکن است به آنچه می‌گویند اعتقاد قلبی قاطعی دارند و فکر می‌کنند تبلیغ این حرف‌ها وظیفه آنهاست و مایه نجات و شادکامی دیگران است. من نمی‌توانم همه پایه‌گذاران را به سوء‌نیت متهم کنم ولی حسن‌نیت کافی نیست بلکه باید حسن فعلی هم وجود داشته باشد. دکتر حمیدیه با اشاره به راهکارهای حل این معضل در جامعه گفت: مقابله بد و نادرست چیزی جز خسران نمی‌افزاید. ما اگر برای پرهیز دادن جوان‌ها از این جریانات دروغ سرهم کنیم مثلاً با بزرگنمایی و کژنمایی واقعیت را بگوییم که اینها همگی بزهکارند و افراد را به منکرات و فحشا سوق می‌دهند و یا باعث اثرات سوء فیزیکی و بدنی می‌شوند یا دزدی را ترویج می‌کنند یا مثلاً همه استعماری و ضد انقلابند با این حرف‌ها کار خودمان را خراب می‌کنیم چون جوان احیاناً با اینها برخورد داشته و این حرف‌ها را ندیده بلکه دیده است که برخی مشکلات او را عملاً حل کرده‌اند به‌این صورت جوان بیشتر جذب می‌شود. منبع/مهر معرفي 700 فرقه در «دايرة‌المعارف اديان جديد» دكتر هادي وكيلي ترجمه «دايرة‌‌المعارف اديان جديد» را در دست دارد. اين اثر معرفي كوتاهي از 700 فرقه جديد را شامل مي‌شود. تمامي اين فرقه‌ها از دهه شصت ميلادي به اين سو شكل گرفته‌اند. اين نويسنده و مترجم، در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين اثر را كه به سر ويراستاري «پيتر كلارك» تدوين شده است منبعي استاندارد در آشنايي با فرقه‌هاي جديد دانست و مطالعه آن را براي پژوهشگران ايراني اين حوزه مفيد برشمرد. وكيلي جنبش‌هاي ديني را كه از دهه شصت ميلادي به اين سو شكل گرفته‌اند جزو اديان جديد معرفي كرد و گفت: اين جنبش‌ها گرچه عنوان ديني را يدك مي‌كشند اما ماهيت دینی نظير اديان ابراهيمي، ندارند. وي افزود: اديان جديد در دسته‌هاي مختلف جاي مي‌گيرند؛ براي مثال، برخي از آنها نظير مديتيشن، تكنيكال هستند و برخي نيز جنبش‌هاي درمان‌گرايانه قلمداد مي‌شوند. وكيلي يادآور شد: برخي از جنبش‌هاي ديني نظير شيطان‌پرستي نيز واكنشي به دين اصيل هستند؛ كه اين جنبش در واكنش به مسيحيت شكل گرفت. اين پژوهشگر درباره دليل ديني قلمداد‌ شدن اين جنبش‌ها گفت: تمامي اين جنبش‌ها اهدافي نظير دستگيري از بشر و تأمين سعادت وي را دنبال مي‌كنند. بنابراين، اطلاق صفت ديني به آنها گزاف نيست. كتاب «دايرة‌المعارف اديان جديد» از سوي انتشارات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي منتشر مي‌شود. منبع/ايبنا عرفان؛ حافظه تاريخی ايران است! حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر محمدتقی فعالی، مدرس حوزه و دانشگاه و نگارنده 9 جلد كتاب در باب جنبش‌های نوظهور معنوی، در نشست «آسيب‌شناسی عرفان‌های كاذب» با بيان اين‌كه بايد با نگاهی كاربردی و علمی جريان‌های معنويت‌گرا را بررسی كرد، گفت: سنگ بنای عرفان ناب، آيات قرآن است. وی با تأكيد بر اين‌كه عرفان ناب، از سه منبع اصلی آيات قرآن كريم، احاديث معتبر و ادعيه تغذيه مي‌شوند، گفت: در باب مضامين عرفانی آيات قرآن دو ديدگاه عمده وجود دارد؛ اول اين‌كه كل آيات قرآن كريم مضمون عرفانی دارند؛ تمام كسانی‌كه تفاسير عرفانی نگاشته‌اند قائل به اين ديدگاه هستند. فعالی ادامه داد: عمدتاً به اين شيوه تفسير عرفانی، كنايی و اشاری از قرآن، تفسير «تأويلی يا باطنی» گفته می‌شود. از آغاز تا امروز حدود 30 تفسير عرفانی عمده نوشته شده كه ظاهراً اولين تفسير نگاشته شده به روش عرفانی تفسير سهل تستری مربوط به سده سوم هجری است و آخرين آنها نيز از آيت‌الله سيد مصطفی خمينی(ره) است. البته ناگفته نماند كه تفسير مختصر حضرت امام ‌خمينی(ره) مربوط به سوره حمد نيز از جمله تفاسير عرفانی سده اخير به‌شمار می‌آيد. فعالی گفت: در ميان تفاسير عرفانی چند تفسير برگزيده‌ترند كه يكی از آنها «لطائف الاشارات» قشيری و ديگري تفسير «كشف‌الاسرار و عدةالابرار» خواجه عبدالله انصاری با شرح ابوالفضل رشيدالدين ميبدی است. اين دسته از مفسران بر آنند كه كل آيات قرآن كريم مضامين عرفانی دارند. دكتر فعالي با بيان اين‌كه ديدگاه دوم در باب آيات عرفانی قرآن، ديدگاهی است كه عنوان می‌كند آيات قرآن دسته‌بندی و طبقه‌بندی شده است، خاطرنشان كرد: بخشی از آيات قرآن آيات علمی هستند، قائلان به اين ديدگاه 700 يا 900 آيه از قرآن را از جمله آيات علمی قرآن به‌شمار می‌آورند. تفسير المنار سيدرشيد رضا و الجواهر طنطاوی، از جمله تفاسير معروف و شهير علمی هستند. وي افزود: همچنين حدود دوهزار آيه در مورد توحيد و دوهزار آيه مربوط به معاد احصاء شده است. بخشی از آيات مربوط به قصص است كه آيات آن بالغ بر 1800 آيه است. اين حجم حدود يك سوم آيات قرآن را تشكيل می‌دهد. وی عنوان كرد: همچنين در قرآن حدود هفتصد آيه عرفانی وجود دارد؛ البته منظور آياتی است كه بعد عرفانی در آن غالب است؛ زيرا آيات قرآن ذو وجوه و دارای جنبه‌ها و ابعاد مختلف هستند. بنابر اين هركدام از اين دو ديدگاه را كه در نظر بگيريم اجماع مركب حاصل شده است كه در ميان آيات آياتی وجود دارد كه به مباحث عميق عرفانی، معنوی و آسمانی اشاره كرده باشد؛ بنابراين اولين منبع عرفان ناب آيات قرآن است. اين استاد حوزه و دانشگاه با تأكيد بر اين‌كه دومين منبع عرفان ناب، احاديث معتبر و صحيح نبوی و علوی است، اظهار كرد: در ميان روايات معصومين(ع) احاديثی وجود دارد كه حاوی مضامين عالی، ناب و زيبای عرفانی است كه در يك احصاء ساده تعداد اين روايات بالغ بر چندين هزار روايت است. فعالی تصريح كرد: چند سال گذشته كه بنده در صدد تأليف كتابی پيرامون عرفان حج بودم، پنج‌هزار حديث در اين زمينه پيدا كردم كه پس از حذف سه‌هزار مورد آن به دلايلی همچون ضعف سند و محتوا، دوهزار حديث صحيح عرفانی از آن برجای ماند. طبيعی است كه در باب صوم و صلاة نيز احاديث بيشتری وجود داشته باشد؛ خصوصاً در باب عقايد و به ويژه توحيد، احاديث عرفانی زيادی از ناحيه معصومين(ع) صادر شده است. دكتر فعالی، درباره عرفان‌هاي كاذب، با اشاره به اسامی فرقه‌های عرفانی رايج در دنيای امروز اظهار كرد: امروزه در جهان برای اين فرقه‌ها اسامی مختلفی استفاده شده كه اولين و رايج‌ترين آن واژه «كالت» است. واژه دوم كه برای اين فرقه‌ها استفاده می‌شود واژه «New age movement» به معنای «جنبش‌های عصر جديد» يا به شكل خلاصه «جنبش‌های نوپديد» و نو پيداست. علت اين‌كه به اين فرقه‌ها، جنبش‌های عصر جديد گفته می‌شود اين است كه عمدتاً محصول بعد از جنگ جهانی دوم هستند. متفكران غربی اذعان كرده‌اند كه تمام سابقه 2600 ساله غرب يك طرف و قرن بيستم و بلكه نيمه دوم قرن بيستم كه شامل 6 دهه اخير می‌شود در سويی ديگر! فعالی با بيان اين‌كه «اديان مجازی» اصطلاح ديگری است كه برای اين فرقه‌‌ها استفاده می‌شود، عنوان كرد: اولاً به اين فرقه‌ها عنوان دين داده می‌شود، ثانياً گفته می‌شود مجازی؛ زيرا بالای 70% از فعاليت‌های ايشان در جهان امروز در فضای مجازی صورت می‌گيرد. هم‌اكنون فضای مجازی كاملاً بر جهان حكومت دارد. بنابراين چون نسل جديد بيشتر در فضای مجازی سير می‌كند، در كشور ما جوانان بسيار در معرض اين‌گونه فرقه‌ها و نحله‌ها قرار دارند؛ لذا آسيب‌هايی كه نسل جديد كشور از اين فرقه‌ها می‌بينند اصلاً قابل مقايسه با نسل‌های گذشته نيست. وی با اشاره به يك نتيجه مهم اظهار كرد: نتيجه مهم اين‌كه آسيب‌های نسل جوان امروز كه در معرض اين كيش‌های ساختگی قرار دارند به مراتب بيشتر از نسل‌های قديم است؛ خصوصاً اين‌كه ايران با كشورها‌ی ديگر كاملاً متفاوت است و از جهات مختلف كشوری استثنايی است. يكی از جهات ممتاز ايران اين است كه حافظه تاريخی ايران، عرفان و معنويت است. بسياري از جوانان ايراني ديوان حافظ را دارند و مطالعه می‌كنند؛ در ايران سعدی و گلستان و بوستانش، سنايی غزنوی، نثر ابوسعيد ابوالخير و نثر مسجع خواجه‌عبدالله انصاری شناخته شده است. پس جوان ايرانی سابقه و حافظه عرفانی و مذهبی دارد؛ بنابراين اقبال جوانان در ايران از ديگر كشورها‌ی هم‌جوار به عرفان (از هر شكل آن) بيشتر است؛ به‌همين جهت است كه در كل جهان اسلام، هيچ كشوری همچون ايران مورد هجمه فرقه‌ها و نحله‌های عرفانی قرار نگرفته است. فعالی ادامه داد: از سوی ديگر در فرهنگ ايران، مُدگرايی رسوخ كرده است و برای هر چيز جديد ارزش قائل است، البته مدگرايی يكی از ابعاد فرهنگ مصرف‌گرايی است. اگر اين مطالب در كنار هم قرار گيرد، تأثير اديان جديد در كشور ما به‌خوبی درك خواهد شد. اين محقق و پژوهشگر با اشاره به واژه اديان مجازی، عنوان كرد: گاه به اين فرقه‌ها گفته می‌شود «New religious movement» به معنی «جنبش‌های نو‌پديد دينی» و گاهی می‌گويند «New spirituaI movement» به معنی «جنبش‌های معنوی نوپديد». البته يكی از واژه‌هايی كه از حساسيت بيشتری برخوردار است واژه «Alternative religious» يعنی «اديان بديل» است. وی افزود: بديل يعنی اين اديان جانشين هستند؛ حال بايد بررسی شود كه اين اديان جانشين چه چيزی هستند؟ در نظر ايشان اديان دو دسته‌اند: دسته اول اديان سنتی و قديمی يا اديان ابراهيمی و دسته دوم اديان جديد. اين مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: پيروان كالت‌ها می‌گويند تاريخ مصرف اديان سنتی و در رأس آنها اسلام تمام شده است و دوران فايده اين اديان به‌ پايان رسيده است. اينان اظهار می‌كنند كه انسان، نو و جديد شده و انسان جديد نيازمند دين جديد است و دليل می‌آورند كه هرگاه ديدگاه‌ها و نگرش‌های انسان عوض شد، دين نيز بايد با توجه به نيازهای او تغيير پيدا كند! فعالي با بيان اين كه مدعیان عرفان کاذب، انتخاب دين را همچون انتخاب غذا می‌دانند و اين جمله امروزه عيناً در كتاب‌هاي اينان بيان می‌شود، اظهار كرد: اين جمله يعنی اين‌كه از هر دينی كه لذت بردی همان را انتخاب كن؛ چون دين تابع سليقه‌هاست و سليقه‌ انسان‌ها بسيار متنوع است، لذا بايد به تعداد سليقه‌های افراد، فرقه‌های متنوع معنوی ساخت! اين مطلب روشن مي‌كند كه به اندازه سليقه تمام افراد بر روی كره زمين آن‌قدر مطالب متنوع وجود دارد كه آنها مي‌گويند حتی متدينين می‌توانند يكی از آنها را انتخاب كنند و از آن لذت ببرند! اينان عملاً اعلام كرده‌اند كه هر كس به هر شريعتی كه هست، بايد معنويت خود را از ما بگيرد. مثال اين مطلب همين كلاس‌هايی است كه اين گروه‌ها امروزه در برخی نقاط كشور برگزار می‌كنند. در اين كلاس‌ها به‌هيچ عنوان با عقايد مذهبی افراد و ديگر مشخصات و خصوصيات وی كار ندارند، فقط معنويت، اخلاق، تعالی و آسمان‌خواهی را به ايشان تلقين می‌كنند! به طور خلاصه در اديان بديل، امروزه به اندازه هر سليقه كه روی زمين باشد، حتی برای سليقه يك فرد شيعی حزب‌اللهی ايرانی نيز دين وجود دارد! دكتر فعالی در ادامه با بيان اين‌كه آمار فرقه‌ها و نحله‌های نوپديد دينی در دهه 70 ميلادی 87 فرقه بوده است كه در كتاب‌های رسمی ثبت شده، اظهار كرد: دو دهه بعد از آن؛ يعنی سال 1990 ميلادی رقم اين فرقه‌ها به 350 فرقه افزايش يافته است و در پايان سال 2010 رقم اين فرقه‌ها به 3500 فرقه در ايالت متحده و 3500 فرقه در بعد جنبش‌های نوظهور معنوی و اديان بديل در اروپا، افزايش يافته است؛ يعنی هم‌اكنون بالغ بر هفت‌هزار فرقه در زمينه جنبش‌های معنوی در حال فعاليت است! اين مدرس حوزه و دانشگاه خاطرنشان كرد: امر به‌آنجا رسيده كه امروزه در كتاب‌ها و مجلات، اين تعبير به كار رفته كه سال 2012 «سال انفجار فرقه‌ای» است! اين موضوع در زمانی مطرح شده كه جهان به سوی دهكده جهانی و يكپارچه پيش می‌رود! منبع/ايكنا «جهان تاریک» آمد کتاب «جهان تاریک» نوشته حمید کریمی، كه به بررسی جريان‌شناسي، تاریخ، مراسم، عقائد، قوانین، موسیقی، فیلم، نمادها و افراد معروف فرقه‌های شیطان‌پرستی مي‌پردازد، به چاپ هفتم رسيد. این نوشتار در دو بخش و چند گفتار به نقد و بررسی آیین شیطان‌پرستی پرداخته است. در بخش نخست، گروه یزیدیان یا شیطان‌پرستان قدیمی،‌ مؤسس آن،‌ عقاید، تکالیف و آداب و رسوم و کتب مقدس آنها بررسی شده است. در بخش دوم شیطان پرستی جدید و گروه کلیسای شیطان که در قرن بیستم ظهور کرده در ضمن چند گفتار طرح و بررسی شده است. «گروه کلیسای شیطان»، «اعمال و زمان برگزاری مراسم شیطان‌پرستی»، «اندیشه‌های شیطان‌پرستی»، «علائم شیطان‌پرستی»، «موسیقی شیطانی»، «برخی از اشعار گروه‌های متال» و «فیلم‌های شیطانی»، عناوین هفت گفتار بخش دوم این کتاب است. مقدمه این کتاب دو بحث را برای مخاطب تبیین می‌کند. بحث اول این است که فرقه‌های نوظهور، با همه پراکندگی و تفاوت‌هایی که دارند، ‌صفات مشترکی را نیز حائز هستند که می‌توان از جمله آنها به «پایبندی و تعصب اعضا، تشکیلات مخفی و زیر زمینی، رهبری مورد پذیرش که تمام جوانب زندگی مریدان اعم از غذا، مسکن، همسر، لباس و حتی حق حیات را تعیین می‌کند، ‌ادعای دسترسی به حقیقت بهتر از ادیان گذشته، و ادعای اینکه دارای راهی هستند که سریع به صورت مرحله بندی شده و قابل اجرا برای رسیدن به حقیقت دارند»، اشاره کرد. بحث دوم نیز به خطرات و پی آمدهای تبعیت از این فرقه‌ها پرداخته که برخی از آنها از این قرار است:‌ تضعیف جبهه دین حق،‌ ضرر رساندن به امنیت جامعه و اقتصاد و اخلاق و فرهنگ و اعتقادات، افزایش خودکشی و خشونت، کاهش امنیت و استحکام خانواده و ضررهای جسمی و روحی افراد. چاپ هفتم کتاب «جهان تاریک» به قلم حمید کریمی در سال 1390 با شمارگان 5000 نسخه در 200 صفحه و با قیمت 2900 تومان به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شده است. منبع/رسا انحرافات «مجانين عقلاء»! حسن يوسفيان، عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره)، با بيان برخی از مواضع انحرافی در تصوف، اظهار كرد: خود اهل عرفان بر بسياری از انحرافات راه‌يافته در تصوف تأكيد دارند و به نوعی می‌توان گفت كه زمينه انحراف در اين حوزه(به لحاظ عملی و نظری) از ديگر عرصه‌ها بسيار بيشتر بوده و حتی كسانی كه از شخصيت‌های معروف ادب و عرفان ما هستند نيز از برخی از اين انحرافات مصون نمانده‌اند. وی با بيان اين‌كه در اثر خود با عنوان «خرقه می‌آلود» انحرافات صوفيان را با توجه به منابع و مستندات خود آنان به تفصيل بيان كرده است، افزود: اصطلاحات «عرفان» و «تصوف» يا «عارف» و «صوفی» در متون متقدم و كهن ما مترادف هم دانسته شده‌اند؛ هرچند گاهی به‌ندرت بين آنان تفاوت‌هايی نيز قائل شده‌اند و برای مثال در برخی مواضع عرفان را مرحله بالای تصوف قلمداد كرده‌اند. يوسفيان تأكيد كرد: در چند قرن اخير به‌ويژه از زمان علامه مجلسی به بعد، ميان اين دو واژه تمايز قائل شده و سالكان تابع شريعت را عارف و كسانی را كه به شريعت چندان پای‌بند نبودند، صوفی گفتند. در دوران معاصر تفكيك بين اين دو بارزتر شده و بسياری از عرفای زمانه خود از فقهای به‌نام و كاملاً ملتزم و مقيد به آداب و اركان شريعت هستند و به آن‌ها عارف ـ و نه صوفی ـ گفته می‌شود. يوسفيان در ادامه به بيان پاره‌ای از انحرافات صوفيان با توجه به آثار سردمداران آن پرداخت و تأكيد كرد: اين انحرافات در يك سطح نيستند و در رواج آن‌ها، علاوه بر صوفيان عوام، شخصيت‌های برجسته‌ای نيز نقش داشته‌اند كه با مبناسازی، برای انحراف از شريعت دليل جسته‌اند. وی با اشاره به سه اصطلاح شريعت، طريقت و حقيقت، اظهار كرد: برخی از صوفيان معتقد به برافتادن طريقت پس از رسيدن به حقيقت هستند و اين از جمله انحرافات آنان بوده است. بزرگ‌ترين نقد وارد بر اين جماعت نقدی درون‌دينی است و آن اين‌كه آيا پيامبر و ائمه اطهار(ع) به عنوان پيشوايان مسلمانان، كه به تكاليف شريعت ملتزم بودند، به حقيقت نرسيده بودند؟! يوسفيان «زوال عقل» پس از رسيدن به حقيقت و تعبير «مجانين عقلاء» را از ديگر انحرافات صوفيان دانست و افزود: نسبت دادن تعبير «دو قله بودن» به برخی از مشايخ از ديگر انحرافات صوفيان است كه بنابر آن برخی از مشايخ با وجود ارتكاب به گناه، آلوده نمی‌شوند و از همين روی ارتكاب گناهان و محارم برای آنان حلال است! برخی از آنان معتقدند كه قطب از جانب خداوند منصوب می‌شود و حتی از عصمت برخوردار است. البته عصمتی كه آنان برای اقطاب خود قائلند متفاوت از عصمت مصطلح است؛ عصمت در عقايد ما به معنای گناه نكردن و عصمت در مكتب اينان حلال بودن گناه بر قطب است! وی تساهل و كثرت‌گرايی را از ديگر انحرافات مكتب صوفيه خواند و عنوان كرد: آنان به «صلح كل» بودن و پذيرش انواع آراء و انديشه‌ها مشهور شده‌اند. گرچه در معارف دينی(برای نمونه در نامه امام علی(ع) به مالك اشتر) تأكيد شده است كه به لحاظ رفتاری مدارای عادلانه داشته و با ديگران(چه هم‌كيش و چه هم‌نوع) رفتاری كثرت‌گرايانه و توأم با مسالمت داشته باشيم، اما اين امر با پلوراليسم(كثرت‌گرايی) در حقانيت ـ حتی تا حد توجيه بت‌پرستی! ـ كه برخی از صوفيان به آن متمايلند، بسيار متفاوت است. جبرگرايی(نسبت دادن گناه انسان به قضا و قدر الهی)، ستايش ابليس(به عنوان سرور موحدان!)، بی‌اعتنايی به پيشوايان معصوم ـ از خضر(ع) گرفته تا پيامبر اسلام(ص)، پيرپرستی و مرشدپرستی(اغراق در بالا بردن مقام پيران مشايخ)، رياضت‌های شاق غير شرعی و ملامت‌ورزی(تا حد لطمه ديدن كرامت انسانی) و سؤال و تكدی‌گری (كه برخی از اهل تصوف آن‌ را امری موجه جلوه داده‌اند) از ديگر انحرافات وارد شده در مكتب صوفيه است. يوسفيان همچنين تأويل آموزه‌های دينی را از ديگر انحرافات مكتب صوفيه برشمرد و اظهار كرد: مسئله «شاهدبازی» ديگر انحراف مكتب صوفيان بوده كه در بين خود اهل تصوف مناقشات بسياری را برانگيخته است؛ كسانی‌كه به ادعای خود جمال الهی را در چهره امردان[نوجوانان] می‌ديده‌اند! و ارتكاب آن يا حسن ظن به پيری كه آن را انجام می‌داده، حتی مورد نكوهش بسياری از صوفيان قرار گرفته است. منبع/ايكنا نقد «بهشت ظهور» کتاب نقد و بررسی دیدگاه‌های علی یعقوبی، از مدعیان عرفان‌های نوظهور از سوی پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی در دست انتشار است. حجت‌الاسلام والمسلمین حسین حجامی، پژوهشگر پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی و نویسنده این اثر گفت: این کتاب مجموعه‌ای است شامل پاسخ‌های اینجانب به دیدگاه‌ها و ادعاهای علی یعقوبی، از مدعیان عرفان‌های نوظهور که حدود دو سال پیش در فضای اینترنت منتشر شد، به همراه یک‌سری مباحث و نقدها نسبت به دیدگاه‌های جدید وی که به‌زودی در حدود ۲۰۰ صفحه منتشر خواهد شد. وی افزود: تازه‌ترین مباحث مطرح شده در این کتاب، نقد مسئله «بهشت ظهور» است که از سوی این مدعی عرفان‌های نوظهور مطرح شده است. این مدعی بر این باور است که در زمان ظهور امام زمان(عج)، بهشتی تحقق پیدا خواهد کرد و این بهشت را «بهشت ظهور» نامگذاری کرده است و تلاش دارد این مطلب را از آیات قرآن استخراج کند، در حالی‌که در این کتاب به‌طور مستدل امکان استفاده چنین بهشتی از آیات قرآن انکار شده است. همچنین، علی یعقوبی، قطب معنوی یکی از این جریان‌های انحرافی است که در اواخر دهه هفتاد شمسی شکل گرفته و هنوز هم کم‌وبیش به حیات خود ادامه می‌دهد. یادآور می‌شود، فحوای بیشتر سخنرانی‌های علی یعقوبی در راستای نظریه‌های «آخر‌الزمانی» و راهکارهای «فراهم آوردن شرایط ظهور» است. وی به زعم خود، بارها روحانیت را به مناظره فراخوانده و در سخنرانی‌های متعدد خود مدعی شده است که‌ مسائلی را که مطرح می‌کند، در تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام گفته نشده و کسانی‌که مدعی اسلام‌شناسی هستند نیز از آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجز هستند! منبع/آینده روشن برخورد باورنکردنی امام رضا(ع) با یک غالي مشکلات غالیان، در طول زندگی امامان، به یک مشکل دایمی تبدیل شده بود و ائمه(ع) نیز بدون مسامحه، به مبارزه با آنان می‌پرداختند. آنها به ظاهر برای بزرگ‌کردن بیش از حد امامان، نسبت الوهیت و نبوت به ايشان داده و اخبار عجایب و غرایب در ارتباط و اتصال آنان با عالم بالا در حد وحی یا حتی بالاتر به آنان نسبت می‌دادند. غالیان که از میانه قرن اول هجری در اطراف ائمه(ع) پدید آمدند، انگیزه‌های آنان از جهل گرفته تا دست و پا کردن موقعیتی برای خود، یا حتی انگیزه‌های مالی، یا احساسات تهی مذهبی، هرچه بود، نتیجه‌اش شکل‌گرفتن اندیشه‌های تندروانه با محوریت توجه به امامان بود. ادعاهای پي‌در پي مهدویت، تفویض اختیارات خداوندی به امامان، تأویل مفاهیم دینی، رواج باطنی‌گری و بسیاری از انحرافات دیگر که مع‌الأسف مشتری‌های زیادی داشت. یکی از چندین فرقه غالیان، «فرقه طیاره» بود. از جمله کسانی که بستگی به این فرقه داشت یونس‌بن ظبیان، از راویان دوره امام صادق(ع) بود که رجال‌شناسان شیعی مانند ابن غضائری، نجاشی و علامه حلی، او را متهم به غلو و کذب کرده و منحرف دانسته‌اند. روایات چندی از وی در متون حدیثی برجای مانده که به طور معمول چندان به آنها اعتمادی نیست. محمد بن قولویه قمی از سعد‌بن عبدالله اشعری از محمد بن عیسی از یونس بن عبدالرحمان نقل کرده است که از مردی از فرقه طیاره شنیدم برای امام رضا(ع) این حکایت را از یونس بن ظبیان نقل کرد. یونس گفت: در یکی از شب‌ها من در طواف بودم. ناگهان ندایی از بالای سرم شنیده شد که می‌گفت: يا یونس! «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»(طه14)؛ من خداوند هستم؛ هیچ خدایی جز من نیست، مرا عبادت کن. و برای یاد من نماز بگزار. من سرم را بلند کردم، در همان حال جبرئیل را دیدم. [در اصل روایت به اختصار «ج» می‌گوید که مرحوم مجلسی هم نوشته مقصودش جبرئیل بود]. [بحار،ج‌ 25،ص264]؛ ناگهان امام رضا(ع) خشمگین شد، به طوری که ناراحتی خود را بروز داده (لم یملک نفسه) و به آن مرد فرمود: «از پیش من برو، خداوند تو را و کسی که این حکایت را برای تو نقل کرده، لعنت کند! خداوند یونس بن ظبیان را هم لعنت کند! هزار لعنت که بعد از هر کدام هزار لعنت دیگر باشد، لعنتی که هر کدام تو را تا قعر جهنم می‌رساند! بدان، آن که او را ندا داده کسی جز شیطان نبوده است. اما یونس بن ظبیان هم با ابوالخطاب در بدترین عذاب‌ها با همدیگر هستند، به همراه دوستانشان، با همان شیطان، با فرعون و آل فرعون. این را من از پدرم (درباره او) شنیدم.» یونس بن عبدالرحمان گوید: این مرد برخاسته بیرون رفت. هنوز ده قدم از در دور نشده بود که افتاد و غش کرد و جنازه‌اش را بردند. [رجال کشی: 364] ساخت احادیثی در تأیید غلو از کارهای رایج غالیان بود. این روایات که گاه در مجموعه‌ها و کتاب‌های حدیثی اصحاب بزرگ ائمه(ع) نیز وارد می‌شد، مشکلات زیادی را ایجاد می‌کرد. امام رضا(ع) ضمن حدیثی در باره این قبیل جعلیات در احادیث پدرانش، توضیح می‌دهد. آن حضرت فرمود: مخالفان ما احادیثى در باره فضائل ما از پیش خود ساخته و به ما نسبت مى‌دهند که از این کار نظر خاصى دارند، و این احادیث بر سه دسته تقسیم مى‌شود: الف: روایات غُلوآمیز که ما را بالاتر از آنچه هستیم نشان مى‌دهد؛ ب: روایات تقصیر که ما را پایین‌تر از آنچه هستیم نشان مى‌دهد؛ ج: روایاتى که در آن به عیوب دشمنان ما تصریح شده است. مردم وقتى روایات غلوآمیز را مى‌بینند، شیعیان ما را تکفیر کرده و عقیده به ربوبیت ما را به آنها نسبت مى‌دهند و وقتى روایات دسته دوم را مى‌بینند، به ما در حد‌‌ همان‌ها اعتقاد پیدا مى‌کنند و وقتى عیوب دشمنان ما را مى‌شنوند به ما همان نسبت‌ها را ‌‌مى‌دهند. [عیون اخبار‌الرضا، ص 167 – 168] منبع/پايگاه تاريخ اسلام، رسول جعفریان «ساي بابا»؛ خدايي كه مرد! يكي از عرفان‌هاي كاذب فعال در ايران، عرفان موسوم به «ساي بابا» است. بنيانگذار اين نحله «باگوان شري ساتيا ساي بابا» يا «سوآمي ساتيا ساي بابا» بود. وي در سال 1926 ميلادي در يكي از ايالت‌هاي هند به دنيا آمد و مرگ، چندي پيش در 85 سالگي به سراغ او آمد. مرگي كه موجب شد يكي از صدها نيرنگ‌ او برملا شود؛ چرا كه پيش‌گويي كرده بود در سن 96 سالگي خواهد مرد و هشت سال بعد روح او در جسمي ديگر در شهر ميسور به بدن فردي ديگر منتقل خواهد شد! ساي بابا در سن 14 ‌سالگي، مدعي شده بود از سوي خداوند براي هدايت همه آدميان برگزيده شده است. وي دين خود را حاكم بر همه اديان و ناظر به همه آنها مي‌دانست! در عين حال، مدعي بود اعتقاد به پيام او با گرايش به اديان رايج منافاتي ندارد. به همين دليل مي‌گفت: «من روحاني هيچ يك از اديان نيستم. براي تبليغ هيچ ديني نيز نيامده‌ام. من آمده‌ام كه هندو، هندوي بهتري، مسلمان، مسلمان بهتري و مسيحي، مسيحي بهتري باشد.» وي معجزه خود را صرفاً «ايجاد تحول در درون انسان‌ها» مي‌دانست و اصول دعوت خود را بر پايه پنج ارزش انساني «حقيقت»، «پرهيزكاري»، «صلح و آرامش»، «عشق» و «پرهيز از خشونت» بنا نهاد. «ساي بابا» راه‌هاي به سوي خدا را متكثر، اما مقصد همه را واحد مي‌دانست؛ يعني مروج پلوراليسم ديني بود. ساي بابا به تناسخ و قانون كارما معتقد بود و براي دعوت خود معبد بزرگي به نام «پراشانتي نيلايام» به معناي آشيانه صلح برين، تأسيس كرد. در معبد او به مناسبت اعياد همه اديان، مراسم برگزار مي‌شد. در اعيادي همچون كريسمس، عيد فطر، عيد نوروز، سال نوي چينيان و اعياد هندوها مراسمي به همين مناسبت‌ها در معبد او برگزار مي‌گشت! «ساي بابا» مدعي بود كه خداي خالق در او حلول كرده و معجزه‌اش توليد انبوهي خاكستر با دستش است! وي مردم را به ستايش و پرستش خويش فرا مي‌خواند و فطرت‌هاي تشنه انقياد و خضوع كه حقيقت را نشناخته‌اند، ناگريز در برابرش زانو بزنند. او به هوادارانش متون و اذكاري را توصيه مي‌كرد، تا در حالت آرامش و توجه كامل در برابر او بخوانند! تاكنون چندين كتاب درباره ساي بابا و يا از كتاب‌هاي خود وي به زبان فارسي ترجمه شده است؛ از آن جمله مي‌توان به كتاب‌هاي: «افكار الهي براي 365 روز سال» و «درخت ارزش‌ها را آبياري كنيم» اشاره كرد. منبع/اديان‌نيوز وصیت‌نامه‌ای که کتاب شد! «مرآة‌الرّشاد»، وصیت‌نامه آیت‌الله شیخ‌عبدالله مامقانی(ره) (متولد 1252 و متوفي 1311 هجری شمسی) به همسر و فرزندش است که امروزه به صورت کتاب منتشر شده است و با عنایت و سفارش مرحوم آیت الله بهاء‌الدینی در برخی مدارس علمیه نیز تدریس می‌شود. چندی پیش کتاب«آیین راست‌پويي» ترجمه « مرآة الرّشاد فی‌الوصیه الی الاحبه و الاولاد» برای نخستین بار در اختیار اخلاق دوستان و محبان طریق حق قرار گرفت. اين کتاب در ابتدا تنها وصیت نامه‌ای بیش نبود؛ وصیت نامه علامه و فقیه وارسته حضرت آیت‌الله شیخ عبدالله مامقانی(ره) که به عنوان پند و اندرزی برای اهل خانواده خود نوشته بود اما وزانت و محتوای عمیق این وصیت نامه که برگرفته از قرآن و سنت است آرام‌آرام جای خود را در بین علمای اخلاق باز کرد و بعدها به عنوان یک کتاب مستقل به زبان عربي، منتشر شد. این وصیت‌نامه در سال‌های اخیر مورد توجه طلاب و فضلای حوزه‌های علمیه قرار گرفت؛ به اين صورت که حضرت آیت‌الله بهاء‌الدینی(ره) در برخی مراجعات اساتید حوزه علمیه، بر تدریس و معرفی این کتاب به طلاب علوم دینی اشاراتی داشته و حتی در برخی مدارس علمیه نیز کرسی تدریس این وصیت نامه برقرار شده است. حضرت آیت‌الله شیخ عبدالله مامقانی(ره) با اطمینان کامل از اتقان این وصیت نامه عمل به آن را مایه سعادت دنیوی و اخروی معرفی کرده است و عدم اجرای مفاد این وصیت‌نامه را از سوی خانواده‌اش مایه عاق شدن آنها برمی‌شمرد و می‌نویسد: امیدوارم همه فرزندانم تا زمانی که نسلشان ماندگار است و دیگر برادران دینی‌ام، آن را به کار ببندند و از یکایک بازماندگانم خواستار آنم که در هر هفته و یا هر ماه یک بار آن را مرور نموده و به گونه‌ای به آن پای‌بند باشند که همه این موارد ملکه آنان گردد و اگر چنین نکنند از سوی من عاق خواهند بود و پیداست که در این صورت رستگاری و خیر نخواهند دید. منبع/رسا اجتهاد مقدمه عرفان است استاد اخلاق حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعبدالله فاطمی‌نيا در گفتگويي اذعان داشت: زمانی به طلبه‌ها می‌گفتم كه يك عارف كامل بايد اول مجتهد باشد و بعد عارف؛ و بزرگان و علمای ما مثل مرحوم امام خمينی، علامه طباطبايی، شيخ محمد غروی اصفهانی و آيت‌الله بهجت (رحمهم‌الله) هم همين طور بودند. وي با اشاره به اينكه آيت‌الله بهجت اول مجتهد بود و بعد عارف، گفت: اگر كسی بخواهد عارف شده و در سطح دنيا مطرح شود و مردم را تزكيه كند شرطش اين است كه اول مجتهد و عالم به مسائل دينی باشد؛ و آيت‌الله بهجت مصداق همين حرف بود و از نظر علمی جايگاه رفيعی داشت. استاد فاطمی‌نيا ادامه داد: مرحوم آيت‌الله‌العظمی بهجت به زهد و عرفان مشهور شدند و متأسفانه برخي از موقعيت و مراتب علمی ايشان غافل هستند. پسر ايشان حجت‌الاسلام علی بهجت هم يك وقتی به من گله می‌كرد كه بعضی‌ها به ساير جنبه‌های شخصيتی آيت‌الله بهجت توجه ندارند و تنها زهد و عرفان ايشان پررنگ می‌شود. استاد فاطمي‌نيا افزود: آيت‌الله‌العظمی بهجت از نظر علوم روحانی از كبار علمای شيعه بود و در فقه و اصول اساتيد بزرگی را ديده بود و خودش هم صاحب نظر بود؛ برخی از آثار علمی ايشان چاپ شده و اميدواريم به زودی ساير آثار هم چاپ شود. استاد اخلاق حوزه علميه با اشاره به خاطره‌ای از آيت‌الله بهجت گفت: زمانی خدمت ايشان بودم؛ داشتم فكر می‌كردم ما چه بزرگانی را ديديم و آنها چه بزرگانی را ديده بودند! ايشان تبسم كرد. من دليلش را نپرسيدم؛ بعد از چند دقيقه فرمود می‌دانی چرا تبسم كردم؟ آيت‌الله بهجت سربسته گفت كه بزرگانی كه ما ديديم قدرت‌های روحانی و عجيبی داشتند؛ به همين مقدار كفايت می‌كنم می‌ترسم روح ايشان راضی نباشد. وی با اشاره به اينكه برخی در مورد آيت‌الله بهجت به كلی‌گويی می‌پردازند و دروغ‌های زيادی نيز به نام آيت‌الله بهجت ساخته شده، تصريح كرد: كسانی كه از مسائل و موقعيت ايشان خبر دارند و از بعضی حالات ايشان مطلع‌اند و با ايشان زندگی كردند، بايد در مورد ايشان حرف بزنند. وی در پاسخ به اين سؤال كه بهترين راه تكريم از آيت‌الله بهجت چيست؟ ابراز كرد: بهترين تكريم از ايشان اين است كه ابتدا در مورد جايگاه علمی ايشان صحبت شود و حق مطلب ادا شود و بعد مطرح شود كه چگونه آيت‌الله بهجت، آيت‌الله بهجت شد؟ و چرا؟ اين استاد اخلاق بيان كرد: كليات كه كافی نيست بالاخره زندگی ايشان مقدماتی داشته و بايد به آنها پرداخته شود و برای جوانان بازگو شوند. وی با ذكر اينكه هرچه هست در بندگی ايشان به درگاه خداوند است، تصريح كرد: ايشان با عبوديت شروع كرد، منتها بايد پرسيد ايشان چگونه بندگی می‌كرد كه به اين جايگاه رسيد؟ بدون اينكه بخواهد مقدس‌بازی دربياورد! ايشان با روش درستی اين كار را انجام می‌داد. فاطمی‌نيا ادامه داد: من از يك عالمی كه الآن از دنيا رفته و حجره‌اش نزديك حجره آيت‌الله بهجت بوده شنيدم كه ايشان در 16 سالگی صاحب كرامت بود. استاد اخلاق حوزه علميه با بيان اينكه تهذيب نفس نبايد در حد شعار باشد و اينكه در كتاب‌ها به دنبال راهی برای آن بگردند، گفت: طلاب «بينهم و بين‌الله» عبوديت را شروع كنند و اول از دو مسئله «خشم و غضب» و «حفظ زبان» شروع كنند. وی ادامه داد: در زمان ما خيلی افراد هستند كه نماز می‌خوانند روزه می‌گيرند، جمكران می‌روند، عبادت‌های خوب انجام می‌دهند، اما زبانشان را آزاد گذاشته‌اند! فاطمی‌نيا تأكيد كرد: امروزه آسيب مردم از آزاد گذاشتن زبان و خشم است، مردم پرخاشگر شدند! وی با ذكر اينكه آزاد گذاشتن زبان آسيبی جدی برای دينداری است، تصريح كرد: امروز شئون جامعه ما بر مدار «يقولون» می‌گردد اينكه فلانی اين را گفت! ديگری چيز ديگری گفت! شنيده می‌شود! العهدة علی الراوی! فاطمی‌نيا با ذكر اينكه برای تهذيب نفس بايد زبان را حبس كرد و به عبوديت پرداخت، ادامه داد: وقتی به آيت‌الله بهجت می‌گفتند چه كار كنيم؟ ايشان جمله‌ای می‌گفت كه به ظاهر ساده بود، ولی در باطن دريا بود؛ می‌گفت:«به يقينيات عمل كنيد». وی تصريح كرد: امروز چه كسی است كه يقين نداشته باشد غيبت بد است! نماز اول وقت خوب است! اگر به همين يقينيات عمل كنيم ملائكه می‌شويم. منبع/ايكنا علّامه، سالكِ مجذوب بود علاّمه طباطبايي همانند برخي از بزرگان اهل معرفت معتقد بود كه پويندگان راه خدا چهار گروه‌اند: 1. مجذوب محض: اين گروه مانند تشنه‌اي كه راهي طولاني را مي‌پيمايد تا به سرچشمه زلال برسد و خود را سيراب سازد، در تمام مسير سلوك، از جذبه الهي بهره‌مندند و همه مراحل آغاز، ميانه و پايان راه را با همان جذبه مي‌پيمايند. اين دسته از شيفتگان، مسئله انس و تقرّب خداوند را در مدرسه و از راه برهان و دليل نياموخته‌اند و علم حصولي را سايه و علم شهودي را شمس مي‌دانند و بر اين باورند كه با طلوع شمسِ شهود، مجالي براي سايه علم حصولي نخواهد ماند و عشق را آفتاب و عقل را سايه مي‌دانند؛ بشوي اوراق اگر همدرس مايي كه علم عشق در دفتر نباشد 2. سالك محض: اين گروه از جذبه محروم مانده و از آغاز تا پايان راه، به گفتن و نوشتن و صور ذهنيّه و تفهيم و تفهّم از راه كتاب و درس مشغولند و به بحث و فحص‌هاي نوشتاري و گفتاري مي‌پردازند؛ اگر هم چيزي را در كتاب و دفتر نيافتند، خود را نمي‌كاوند و از خود جوششي ندارند. ممكن است چندين بار كتابي را تدريس و عمري را در حوزه يا دانشگاه به تأليف و تدريس سپري كنند و به تحقيق و نگارش بپردازند و با گفتن و نوشتن و نشر، به تبليغ و ارشاد مشغول باشند؛ امّا مانند كساني كه از دور گلي را مي بينند و تنها بوي ضعيفي از آن به مشامشان مي‌رسد، سود و بهره چنداني نصيبشان نمي‌شود. آنان گاه ممكن است در پايان عمرشان بر اثر برخي از بيماري‌ها همه اندوخته‌هاي علمي از يادشان برود: «ومِنكُم مَن يُرَدُّ اِلي اَرذَلِ العُمُرِ لِكَيلا يَعلَمَ مِن بَعدِ عِلمٍ شَيْئاً»(حج/5) و اگر هم توفيقي بيابند، تنها حديث دوست را تكرار كنند: آنها كه خوانده‌ام همه از ياد من برفت الاّ حديث دوست كه تكرار مي‌كنم 3. مجذوب سالك: اين گروه، نخست بارقه‌اي الهي جانشان را روشن و مجذوبشان مي‌كند و حالي به آنان دست مي‌دهد و شوقي مي‌يابند كه دستمايه سلوكشان مي‌شود؛ ولي ديري نمي‌پايد و از بين مي‌رود و راه را با سلوك ادامه مي‌دهند و پيمودن راه بر آنان بسي مشكل مي‌نمايد: ألا يا أيّها السّـاقي أدر كأسـاً و ناولـها كه عشق آسان نمود اوّل ولي افتاد مشكل‌ها مثلاً با ديدن صحنه شهادتِ يك شهيد، در عده‌اي حال و جذبه‌اي پديد مي‌آيد؛ ولي وقتي به جانب جبهه حركت مي‌كنند، ديگر آن جذبه و شور و شعف و شوق رخت بربسته و راه‌هاي پرپيچ و خم، يكي پس از ديگري رخ مي‌نمايد و كار جهاد با دشمن مهاجم را مشكل مي‌سازد. 4. سالك مجذوب: اين گروه، سالكاني هستند كه نخست در مسير سلوك قرار مي‌گيرند و با تأنّي و دشواري، راه مي‌پيمايند و در اثناي سير و سلوك، ناگهان بارقه عشق الهي نصيبشان مي‌شود و جانشان را روشن مي‌كند و بقيه راه را با جذبه الهي مي‌پيمايند. جناب علاّمه از اين گروه بود؛ در آغاز تحصيل، از درس و بحث مدرسه طرفي كامل نمي‌بست؛ اما ناگهان بنا به نوشته خودشان، يكباره عنايت خدايي دستگيرشان شد و تحوّلي ايجاد كرد كه در خود يك نوع شيفتگي و بي‌تابي نسبت به تحصيل معارف الهي يافتند، به طوري كه از همان روز تا پايان ايّام تحصيل كه ساليان متمادي طول كشيد، هرگز نسبت به تعليم و تفكّر، احساس خستگي و دلسردي نكردند و زشت و زيباي جهان را در راه آن به كناري نهادند. منبع/کتاب شمس‌الوحی تبریزی، نوشته آیت‌الله جوادی آملی. سیری در آفاق كتاب «سیری در آفاق: زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله العظمی بهاء‌الدینی(ره)» كه به توصيه مقام معظم رهبري توسط حجت‌الاسلام والمسلمين حاج شيخ حسین حیدری‌کاشانی(ره) به نگارش درآمده و با مقدمه حضرت آيت‌الله علامه حسن‌زاده آملي در چند نوبت تجديد چاپ شده است، اثري درخور و شايسته در معرفي و تبيين زواياي گوناگون يكي از استوانه‌هاي عرفان حقيقي است. اين كتاب كه محصول سال‌ها مؤانست، همنشيني و همراهي مرحوم مؤلف با آیت‌الله بهاء‌الدینی(ره) است، در بردارنده فصول «دوران زندگي»، «ابعاد شخصيتي»، «ديدگاه‌ها»، «شخصيت علمي و حوزوي»، «گفتگوها»، «كرامات»، «موقعيت علمي و آثار»، و نيز مجموعه تصاوير آن عالم رباني مي‌باشد. در قسمتي از كتاب آمده است: امير سپهبد صياد شيرازي مي‌گفت: در دوران جبهه و جنگ هر گاه ما مشكلي پيدا مي‌كرديم اگر ممكن بود خود را خدمت آقا مي‌رسانديم و با ديدن و زيارت ايشان و فرمايشات حضرتش آرامش مي‌يافتيم. يك وقتي آمدم و بي‌موقع به خيال خود رسيدم و در فكر بودم كه مزاحم آقا خواهم بود، چون ساعت يك بعد از نيمه‌شب بود. در را زدم، آن را باز كردند و گفتند: بفرماييد. وقتي وارد شدم ديدم آقا آماده نشسته و سماور و چاي نيز آماده است. خوشحال شدم كه در آن وقت ايشان آماده پذيرايي من بودند، آقا فرمود: «بله خدايي كه شما را از جبهه مي‌فرستد اينجا، ما را هم آماده مي‌كند.»