رهيافتي به «دانشنامه امام حسين(ع)»

By:

Jan 1, 1970

اشاره گرچه طي قرن‌هاي متمادي تلاش زيادي از سوي پژوهشگران در شناخت ابعاد گسترده و عميق و زواياي ناشناخته مكتب بزرگ حسيني انجام گرفته، اما آنچه نياز امروز است فراهم آمدن اثري جامع پيرامون اين مكتب بزرگ جهاني است. در آستانه محرم سال 1431 قمري از دو دهه تلاش محققان پژوهشگاه علوم حديث رونمايي شد و اثر ماندگار و مجموعه بسيار ارزشمند «دانشنامه امام حسين(ع)» نام گرفت. آنچه در پي مي‌آيد حاصل گفتگوي معارف با حجت الاسلام و المسلمين طباطبايي نژاد مدير محترم گروه سيره‌نگاري پژوهشگاه علوم حديث و محقق ارشد «دانشنامه امام حسين(ع)»است؛ كه تقديم شما مي‌شود. معارف  با توجه به اينكه كارهاي زيادي در حوزه عاشورا پژوهي و امام حسين(ع) انجام گرفته است انگيزه شما از پرداختن به اين پروژه عظيم چه بود؟  با توجه به اينكه امام حسين(ع) تاريخ گذشته و تمام شده نيست، بلكه حقيقتي زنده و تأثيرگذار در همه زمان‌هاست، لذا در هر زماني نياز به كاري نو و جديد در اين رابطه هست. نكته مهمتر اين است كه با توجه به ظرفيت‌هاي بزرگي كه در سايه انقلاب اسلامي ايجاد شده و همچنين امكانات جديدي كه ظهور پيدا كرده، ما در تمامي ابعاد اسلامي بايد با تكيه بر امكانات و كارهاي گذشتگان، كارهاي قوي و نو انجام بدهيم و به كارهاي گذشتگان بسنده نكنيم. نكته جالب اين است كه بعد از دوران ائمه(ع)، هر زمان كه كار بزرگي انجام شده تحت تأثير قدرت‌هاي سياسي بوده است؛ مثلاً نهج‌البلاغه امام علي(ع) محصول همان پنج سال حكومت حضرت مي‌باشد كه اگر حكومت ايشان نبود تقريباً اكثريت نهج‌البلاغه، خطبه‌ها و نامه‌ها نيز نمي‌بود. در آن زمان يك ظرفيت سياسي ايجاد مي‌شود كه حضرت مي‌تواند صحبت كند و خطبه بخواند. در 63 سال زندگي حضرت، ما دو دوره برجسته‌تر داريم: يكي ده سال مدينه در زمان پيامبر اكرم(ص) كه قدرت سياسي و حكومت اسلامي هست و نقش حضرت در جنگ‌ها و در معاونت پيامبر اكرم(ص) قابل توجه بود. يك دوران هم زمان پنج سال حكومت ايشان مي‌باشد و در 25 سال خانه‌نشيني حضرت از ظرفيت ايشان استفاده نمي‌شود. حتي امام صادق(ع) و امام باقر(ع) وقتي كه قدرت سياسي مزاحم كم مي‌شود مي‌توانند علم خود را بروز دهند و از ظرفيت خود استفاده كنند و بروز پيدا كنند. پس از دوران ائمه(ع)، را مي‌توان به سه دوره مهم تقسيم كرد: 1. دوران آل بويه. تمام كتب اربعه ـ مهم‌ترين كتاب‌هاي حديثي ما ـ در سايه قدرت آل‌بويه آفريده شدند؛ زيرا آل بويه داراي قدرت سياسي و طرفدار اهل‌بيت(ع) بود. اما در حدود 35 سالگي عمر شيخ طوسي، آل‌بويه ساقط شد و حكومت به خانه شيخ طوسي حمله كرد و كتابخانه وي را به آتش كشيد و ايشان كه تا 35 سالگي بسياري از كتب مهم و مرجع را ايجاد كرده بود مجبور مي‌شود از آنجا به نجف برود و تقريباً متواري مي‌شود. البته درست است كه ايشان مؤسس حوزه علميه نجف است ولي كارهاي مهم ايشان مربوط به دوران آل‌بويه و در سايه قدرت آنها شكل گرفت و به جز كتابهايي نظير تهذيب و استبصار و كتاب‌هاي تفسيري، از ايشان كتابي نمي‌بينيم چون ايشان قدرت نداشتند. 2. دوران صفويه بود كه جوامع حديثي و كارهاي مهم ديگر در آن دوران دوباره شكل مي‌گيرد؛ بحار الانوار، وسايل الشيعه، وافي، عوالم و... در زير سايه قدرت سياسي آن دوران به وجود آمده است. 3. دوران انقلاب اسلامي ايران است. الان كه بهترين زمينه‌ها فراهم مي‌باشد هم از جهت قدرت سياسي و هم قدرت شيعي و همچنين امكانات فراواني كه وجود دارد؛ امكانات نرم‌افزاري، كتابخانه‌ها و... كه ما با اينها مي‌توانيم كارهاي نو و بزرگي انجام دهيم و به گذشتگان بسنده نكنيم. البته با بررسي انجام شده، عجيب اين است كه حتي بعد از انقلاب اسلامي و با اين همه امكانات موجود جاي يك دايرة‌المعارف يا دانشنامه‌اي كه به تمام ابعاد زندگي امام حسين(ع) به شكل وسيع پرداخته باشد خالي بود! قبل از تدوين اين دانشنامه كارهاي خوبي انجام شده ولي بيشتر به قيام حضرت و پيرامون آن پرداخته شده ولي تا به حال اثري به شكل وسيع نداشتيم. البته فردي در لندن مشغول انجام اثري درباره امام حسين(ع) در حدود 500 كتاب است ولي آن‌هم به گونه‌اي نيست كه براي توده مردم مفيد باشد و در اين اثر سخنراني‌ها و اشعار مربوط به سيدالشهدا(ع) را جمع‌آوري كرده كه البته كاري بسيار زمان‌بر مي‌باشد ولي به اين شكل كه ما انجام داديم تا به حال نبوده است. يكي از مهم‌ترين ويژگي «دانشنامه امام حسين(ع)» اين است كه منابع و مصادر معتبر از غيرمعتبر تفكيك شده؛ به طوري كه در آثار بعد از انقلاب اين تمايز ديده نمي‌شود؛ متأسفانه حرف‌هاي ضعيف و كتاب‌هاي قوي را بدون هيچ وجه تمايزي با چاپ‌هاي نفيس منتشر كرده‌اند. چون شناخت اينگونه مصادر حتي در بين حوزويان و فرهيختگان جاي چنداني ندارد و افراد كمي هستند كه بتوانند اينها را تشخيص دهند، ما به اين كار پرداختيم.  لطفاً ويژگي‌هاي «دانشنامه امام حسين(ع)» ـ كه به زبان عربي و فارسي، هر كدام در 14 جلد منتشر شد ـ نسبت به كارهايي كه تاكنون در مورد سيدالشهدا(ع) انجام شده است را برشمريد؟  اولين ويژگي آن اين است كه جستجوي همه جانبه و وسيعي در منابع شيعه و سني با كمك كتب، رايانه و با توجه به تجربيات صورت گرفته در دارالحديث ـ كه قبلا‌ً منتشر شده بودند مانند موسوعه امام علي(ع) ـ صورت گرفت و متن‌هاي زيادي گردآوري شد. دومين ويژگي تكيه بر منابع كهن و معتبر مي‌باشد. ما هم منابع معتبر را به عنوان منبع خبري انتخاب مي‌كنيم و هم اينكه همان منابع معتبر را درجه‌بندي كرده‌ايم و متن بهتر را از جهت مصدر، در بالا آورده‌ايم و متن‌هاي ديگر كه نياز به تكرار نداشته و يا نكته خاصي در آن نبوده را در پايين آدرس كرده‌ايم و آدرس‌هايمان را هم براساس همان درجه‌بندي آورديم. يعني آدرس دوم بعد از آدرس اول معمولاً ‌معتبرترين و مهم‌ترين كتاب است، بعد آدرس سوم و همين ترتيب تكيه ما به متون معتبر بوده است. سومين ويژگي متن محوري است. شيوه ‌ما اين است كه ابتدا عين متن را از آن مصدري كه هست مي‌آوريم و در پايان آدرس مي‌دهيم و اين باعث مي‌شود كه خواننده با اصل متن آشنا ‌شود؛ بدون اينكه هيچ‌گونه دخل و تصرفي در آن كرده و يا پيش‌داوري نموده باشيم. چهارمين ويژگي بيان‌ها و تحليل‌هاست. خيلي جاها متن‌ جوابگو نيست؛ بلكه شبهاتي ايجاد مي‌شود و يا تعارضاتي در ذهن ايجاد مي‌كند. در جاهاي متعددي ـ كه بيش از 400 مورد است ـ بيان كوتاه و بلند و نكات مهمي را متذكر شده‌ايم؛ يعني متن بسياري از كتاب‌هاي قابل قبول را نقد كرديم. حتي ما در اين پژوهش فرض را بر صحّت كامل همه روايات امثال اصول كافي نيز نگرفته‌ايم بلكه خيلي از حرف‌هاي كتاب‌هاي معتبر را هم نقد كرده‌ايم. پنجمين ويژگي آن ترجمه است. اين كتاب را براي كساني كه نياز به ترجمه متون دارند، ترجمه كرديم. ششمين توضيح لغات مشكل ديگر ويژگي اين اثر مي‌باشد؛ يعني برخي از لغات مشكل عربي در پاورقي توضيح داده شده است. همچنين اعلام، اشخاص و جغرافيايي توضيح داده شده‌اند. هفتمين ويژگي، نقشه‌هاي ابتكاري است. پنج نقشه كه در نوع خود بي‌نظير است را ارائه كرديم. تحقيقات خوبي در زمينه نقشه‌ها صورت گرفته و نقشه‌هاي حركت‌ها يا منازلي كه در راه بوده با كيلومترهاي آن، در حدي كه برايمان امكان داشته در نقشه‌ها آورديم؛ كه از جمله جذابيت‌هاي اين كتاب است. البته غير از بحث تحليل‌ها با چينش و موضوع‌بندي مفصلي كه به نقل‌ها داديم به خواننده حرف‌هايمان را زديم و اين براي خوانندگان راهگشاست و خواننده با اين نوع چينش مطلب خود را پيدا مي‌كند. اين كتاب فعلاً در 14 جلد منتشر شده است؛ البته يك جلد هم به عنوان ‌نمايه و فهرست‌هاي تفصيلي آن بعداً‌ منتشر مي‌شود. اين كتاب 15 بخش اصلي و 4191 نقل دارد كه در 6612 صفحه تنظيم گشته است. البته بيش از 10 اثر ديگر از بطن اين اثر بيرون خواهد آمد؛ از جمله «مقتل» است كه از دل همين كتاب به صورت دو جلدي بيرون خواهد آمد؛ نرم‌افزار آن است كه در آينده تهيه مي‌شود؛ بيا‌ن‌هاي اين كتاب به صورت يك جلد مستقل بيرون خواهد آمد؛ خلاصه كتاب به صورت عربي و فارسي؛ و ... ان‌شاء‌الله در آينده منتشر مي‌شود. حكمت‌نامه امام حسين(ع) نيز كه قبلاً‌ منتشر شده باز از دل همين كتاب است.  اگر ممكن است به برخي از نكات جديدي كه براي اولين بار در «دانشنامه امام حسين(ع)» به آن رسيده‌ايد، اشاره كنيد؟  به لطف خدا ما به نكات جديد زيادي رسيديم. برخي از نكات جالبي كه ما در طول اين كار به آن رسيديم ـ و البته ممكن است ردپايي از آنها در كارهاي گذشته هم بوده باشد، ولي شايد به اين تكامل نبوده است ـ بحث‌ها و نقدها و يا اصلاحاتي هست كه بايد در برخي گفته‌هاي تاريخي صورت بگيرد. كساني كه مي‌خواهند از اين بحثها اطلاع پيدا كنند، مي‌توانند به جلد يك دانشنامه مراجعه نمايند؛ ولي در اينجا به اختصار به برخي از آن نكات اشاره مي‌شود: اول اين كه خيلي از روضه‌ها و مرثيه‌هايي كه خوانده مي‌شود پايه و اساس معتبري ندارد! همان‌طور كه عرض كردم در زمان صفويه كه حكومت شيعي شكل مي‌گيرد و عزاداري و مرثيه‌خواني رواج پيدا مي‌كند موجب شد يك سري مقاتل بي‌ضابطه كه پالايش شده نبودند به‌طور گسترده‌اي منتشر شوند؛ قصه‌پردازي‌ها در اين‌باره زياد شد كه الان من به آن نمي‌پردازم. يكي از نكاتي كه به آن رسيديم و در نقشه مستقل آن را نشان داديم اين است كه امام حسين(ع) وقتي مي‌خواهد از مكه به طرف كوفه حركت كند، ابتدا به طرف كوفه نمي‌رود بلكه ـ در همه منابع هم هست كه ـ ايشان به «تنعيم» مي‌روند كه به طرف مدينه است، نه كوفه. حضرت از تنعيم حدود 10 كيلومتر راه را دور مي‌زند و از بيراهه به طرف كوفه حركت مي‌كند كه اين نوعي فريب‌ دادن دشمن بود! امام مي‌خواست دشمن را متوجه مقصد اصلي نكند و اين را ما در نقشه دانشنامه به طور كامل آورديم. نكته جالب ديگر در رابطه با چينش خيمه‌هاست. امام حسين(ع) به گونه‌اي خيمه‌ها را مي‌چيند كه آنها حفاظي براي محافظين باشد و در روز عاشورا خيمه‌ها بخشي از ميدان جنگ بوده‌اند و اين استراتژي امام(ع) بود؛ چون با تعداد نفرات كمي ايشان اگر دشمن از اطراف تيراندازي مي‌كرد، ظرف مدت كوتاهي جنگ تمام مي‌شد. پس اين استراتژي امام باعث شد كه جنگ طول بكشد و تا بعد از ظهر ادامه يابد. امام حسين(ع) با وجود محاصره گسترده و بي‌آبي شديد، مشكلات و حضور زنان و بچه‌ها و شرايط دشوار و با وجود اين همه دشمن، تمام حركات را بر اساس يك استراتژي درست و متفكرانه انجام مي‌داد. در تاريخ طبري آمده است كه دوم محرم كه وارد كربلا مي‌شوند امام(ع) خيمه‌ها را در جايي برپا مي‌كند كه پشت سرشان نيزار و گياه و عوارض طبيعي بود. اين عوارض با كندن خندق در شب عاشورا، تكميل مي‌شود و خيمه‌ها را به صورت نعلي شكل مي‌چينند كه دشمن فقط از يك طرف بتواند حمله كند! آنچه ما به آن رسيديم اين بود كه خيمه‌ها به صورت نعلي شكل و هلالي قرار داشتند؛ به ترتيب قسمت عقب مخصوص خانواده حضرت، بعد بني‌هاشم و بعد اصحاب امام بود. خندق را هم هيزم ريختند و آتش زدند چنانكه در صبح عاشورا دشمن ناچار مي‌شود كه از يك طرف حمله كند. حتي وقتي عمر سعد دستور مي‌دهد كه برخي خيمه‌ها را آتش بزنند امام جلوي آنها را نمي‌گيرد و مي‌فرمايد: اين آتش مزاحم خود آنها مي‌شود، بگذاريد آتش بزنند! همه اينها تصريح شده و قراين بسياري وجود دارد كه خيمه‌ها به ميدان جنگ نزديك بودند؛ مثلاً وقتي حضرت علي اكبر(ع) شهيد مي‌شود حضرت زينب(س) از خيمه‌گاه به سمت او مي‌رود و اين نشان مي‌دهد كه فاصله خيمه‌ها تا ميدان نبرد نزديك بوده است. از ديگر نكات جالبي كه ما به آن رسيديم اين بود كه بنا به نقل بسيار مشهوري كه مي‌گويند در تيرباران اول حدود نيمي از ياران امام شهيد شدند ـ يعني عمر سعد گفت نزد امير عبيدالله شهادت بدهيد كه من اول كسي بودم كه به طرف لشكر امام حسين(ع) تير مي‌اندازم و بعد از اين تير اول، تيرباران شروع شد ـ و در بعضي نقل‌هاست كه حدود 50 نفر از ياران امام شهيد شدند، و شهيد مطهري هم در برخي كتاب‌هايش اين را آورده و اتفاقاً ما هم ابتدا اين را آورده بوديم ولي بعد متوجه شديم كه اين نقل درست نيست و در اين تيرباران حتي يك نفر از ياران امام هم شهيد نشدند! اولين بار اين قول مشهور را لهوف و مقتل خوارزمي و فتوح ابن اعثم كوفي آورده‌اند؛ به اين ترتيب كه خوارزمي از فتوح گرفته و لهوف هم مختصري از فتوح است كه اين مطلب را نقل كرده بود. اما سپس ديديم كه كتاب‌هايي مانند طبري و ارشاد مفيد اين تيرباران را نقل كرده‌اند ولي تصريح كرده‌اند كه حتي يك نفر از ياران امام هم در اين حادثه شهيد نشده‌اند! طبري مي‌گويد كه بعد از اين قضيه، جنگ تن به تن در گرفت ولي در اين جنگ هم كسي كشته نشد تا اينكه دشمن به حمله دسته جمعي رو آورد كه بعد از مدتي، مسلم بن عوسجه به عنوان اولين يا دومين شهيد معرفي مي‌شود. نكته مهم در اين باره اين است كه اگر در همان تيرباران اول نيمي از ياران امام كشته شده بودند، دشمن به اين حمله ادامه مي‌داد و در كمترين زمان كار را تمام مي‌كرد؛ در حالي كه مي‌دانيم كه جنگ تا ظهر طول كشيد و تا آن موقع هنوز ياران امام زنده بودند. اگر اين كار به اين سادگي بود كه جنگ اينقدر طول نمي‌كشيد و حوادث بعدي شكل نمي‌گرفت. در تاريخ داريم كه ياران امام(ع) يكي يكي به ميدان رفتند و مبارزه كردند اين نشان مي‌دهد كه آنها زنده بوده‌اند.  آيا شما در اين كار، از تحقيقات معاصرين هم استفاده كرده‌ايد؟ اصلاً دنبال كارهاي وزين معاصريني مثل علامه سيد جعفر مرتضي عاملي هم بوده‌ايد؟ از پژوهش‌هاي خاورشناسان، چطور؟  اولاً چون روال كار ما بيشتر متن محور بود؛ يعني متن را از منابع كهن تاريخي مي‌گرفتيم. پس كارهاي جديد در طرح ما اصل نبود؛ چه تحليل‌ها و پژوهش‌هاي معاصرين مسلمان و چه مستشرق. روش كار در بحث متون تاريخي و حديثي، به متوني بود كه صدورش به قرون اوليه بر مي‌گشت. از نظر ما كتب جديد در اين باره قابل اتكا نيستند. حتي اگر انسان بزرگي به عنوان يك نقل تاريخي حرفي را زده باشد، اگر ما آن را در متن‌هاي كهن نبينيم، اين سخن قابل اتكا نيست. بنابراين به هيچ وجه منابع دو سه قرن اخير ـ يعني از قرن 10 به بعد ـ را به ويژه در بحث مقتل استفاده نكرديم؛ مگر براي نقد آن! البته تنها در 2 مورد از اينها استفاده كرده‌ايم، يكي جمع بندي‌هايي كه انجام داده‌ند؛ مثلا شيخ عباس قمي، و گاهي به عنوان استشهاد آورده شده‌اند. در بحث تحليل‌ها هم در حد لزوم، به طيف وسيعي كه نياز بوده، مراجعه شده و سعي كرده‌ايم نظراتي كه از گذشته بوده و تا به حال هم ادامه دارد، را مورد بررسي قرار دهيم و از برآيند آنها، به نظري كه فكر مي‌كرديم بهتر است، برسيم. ثانياً درباره پژوهش‌هاي غربي‌هاي خاورشناس، نيز بايد گفت كه بعضي‌ها كلاً عينك بدبيني دارند؛ حتي نسبت به مثلا اهل سنت، در صورتي كه بايد دانست بهترين كار در نقل قيام امام حسين(ع)، تاريخ طبري است! اين متن نسبت به همه متون، قوي‌تر و بسيار كم اشكال است، به طوري كه ما اگر تاريخ طبري را نداشتيم، خيلي دچار مشكل مي‌شديم. ماسينيون هم درباره مسائل كوفه انسان محققي بود و خوب كار كرد. البته قطعا مستشرقاني هم بوده‌اند كه كه يا قصد سوء داشته‌اند و يا اصلا فكرشان با ما هماهنگ نيست؛ مثلا ما امام را معصوم مي‌دانيم و آنها معتقد نيستند. همينها اشكالاتي را در تحليلها ايجاد مي‌كند. ولي ما در روال كارمان از كارهاي خاورشناسان استفاده نكرده‌ايم و اگر هم مراجعه‌اي بود، خيلي محدود بوده است.  نظر حضرتعالي در مورد تحريفات عاشورا، با توجه به منابع معتبري كه در اين تحقيق ملاحظه كرديد، چيست؟ در طول مدت حكومت حضرت رسول(ص)، اميرمؤمنان(ع)، امام حسن(ع)و در خود زمان امام حسين(ع) كه اين همه سنگين و سخت بود، ما در تمام اين جريانات نمي‌بينيم كه آن حضرات در كار سياسي و نظامي وعدة خلافي داده و يا حقايق را پوشانده باشند. حتي امام حسين(ع) وقتي در راه كوفه خبر شهادت مسلم را مي‌شنود، بدون اينكه بخواهد اين خبر را تكذيب كند و يا توجيه نمايد و مثلاً بگويد به زودي نيروهاي ديگري به ما ملحق مي‌شوند و يا ... خيلي راحت به همراهان اطلاع مي‌دهد. امام(ع) به اصحاب خود فرمود: شيعيان ما در كوفه ما را تنها گذاشتند. و حتي فرمود هر كس مي‌خواهد مي‌تواند برود. وقتي امام حسين(ع) با اين صداقت برخورد مي‌كند و براي حفظ جان خود و عزيزانش حاضر نمي‌شود يك حرف خلاف واقع را بيان نمايد، ديگر چه معنا دارد كه ما براي روضه ايشان دروغ بگوييم؟! روضه كه مهمتر از جان امام(ع) نبود! اصلاً دين نيازي به اين كارها ندارد. بنابراين اولاً هيچ توجيهي نيست كه ما بياييم براي كار مقدسي مثل عزاداري امام حسين(ع) حرفي كه صحيح نيست، به امام و اهل بيت(ع) نسبت دهيم. ثانياً كار خوب ديگري كه باز از يافته‌هاي ما در اين دانشنامه بود، اين است كه ما اين‌قدر متن خوب و متقن براي مرثيه و روضه در منابع قابل قبول شيعه و سني داريم كه نيازي به نقل حرف‌هاي ضعيف نيست. پس سعي ما بر اين بوده كه آنچه در اين 14 جلد مي‌آيد معتبر و قابل قبول باشد؛ البته اين سخن به آن معنا نيست كه هيچ نقدي بر آن نباشد. بايد توجه داشت كه واقعه عاشورا جزو پرمنبع‌ترين وقايع است و نيازي به استفاده از منابع ضعيف نيست.  بسيار استفاده كرديم. از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد، تشكر مي‌كنيم.  بنده هم متشكرم.