كارآمدي نظام

By:

Jan 1, 1970

اينك بيش از دو دهه از استقرار نظام جمهوري اسلامي مي‌گذرد و كارآمدي نظام جمهوري اسلامي از عمده‌ترين مباحث روز به شمار مي‌رود و زمينه‌ي پرسش‌هاي بسياري را فراهم ساخته است. اين مسأله، در طول سال‌هاي پس از پيروزي همواره مورد توجه مسؤولان نظام و صاحبنظران چه در بين طرفداران نظام و چه در بين ديگراني كه به ديده‌ي انكار مي‌نگرند، بوده است. مسؤولين محترم نشريه حكومت اسلامي اين مهم و پرسش‌هاي پيراموني آن را با آيت الله هاشمي رفسنجاني در ميان گذاشته‌اند. شخصيتي كه يكي از پيشگامان دوره مبارزه و انقلاب به شمار مي‌رود و از فرداي پيروزي تا كنون، از سكانداران اصلي نظام اسلامي بوده است. با توجه به اينكه نظام ما يك نظام ديني است، موضوع كارآمدي در نظام ديني چقدر اهميت و ارزش دارد و آيا در نظام ديني، اساساً بايد دغدغه‌اي به نام كارآيي و كارآمدي ديني و نظام مبتني بر آن داشته باشيم؟ بسم الله الرحمن الرحيم با توجه به اهميت موضوع مناسب است با ذهن باز مسائل را مطرح و بحث كنيم. اينكه مطرح گرديد آيا لازم است درباره‌ي كارآمدي نظام بحث شود يا نه، يقيناً لازم است. مخصوصاً الان كه اصل كارآمدي نظام اسلامي، مورد ترديد قرار مي‌گيرد و برخلاف عده‌اي كه مي‌گويند كاري نداريم كه نظام اسلامي كارآمد هست يا نه، ما معتقديم كارآمدي يك مسأله جدي است. زماني كه قرآن و بسياري از منابع ديني ما به همه‌ي مسائل زندگي فردي و اجتماعي مي‌پردازند، چرا ما به اين موضوع نپردازيم؟ مهمتر اين‌كه اگر نظام ديني كارآمد نباشد، مردم آن را نمي‌پديرند مگر انسان مي‌خواهد راهي جز سعادت خودش را طي كند، ممكن است برخي گمان كنند اين سعادت مربوط به آخرت است نه دنيا، ولي قرآن، منابع ديني، سنت پيغمبر و سيره‌ي معصومين، متوجه سعادت دنيوي و اخروي مردم مي‌باشد دين و حكومت اسلامي بايد دنيا و آخرت ما را آباد كند و اثبات اين مسائل خيلي مشكل نيست. لذا شما با منابع روشني كه داريد، خيلي زود مي‌توانيد از اين مقدمه بگذريد، مردم مسلمان نمي‌پذيرند كه گفته شود اسلام كاري به دنيا ندارد، حكومت نمي‌خواهد و دنبال آخرت است، منابع ما، احكام ما، عقايد ما، همه اين را اثبات مي‌كند كه دنيا و آخرت با هم است. اينكه اسلام نسبت به دنيا نظر و توجه دارد و خواهان سعادت دنيوي نيز مي‌باشد مورد قبول است و ترديد نيست. پرسش اين است كه وقتي ما به عنوان يك تجربه‌ي عملي، حكومت اسلامي را تشكيل مي‌دهيم. آيا در اينجا نيز بايد اهتمام داشته باشيم كه اين نظام پاسخگوي خاص مردم باشد يا نه؟ يعني در تجربه‌ي عملي آيا بايد اين پاسخ‌ها را ببينيم و ارزيابي كنيم يا نه؟ چون اين خود آثار و لوازمي را در پي دارد به عنوان مثال در تئور‌ي‌هاي بشري وقتي پذيرفته مي‌شود كه تجربه و كارآمد بودن يك ملاك است؛ يعني اگر نظام كارآمد نيست تجزيه و تحليل كنيم براي چه؟ اگر به فهم ما بر مي‌گردد بايد اين فهم را دستكاري كنيم تا به كارآمدي برسيم. آيا شما به اين معنا معتقد هستيد كه بايد به بحث كارآمدي اهتمام ورزيد؟ اگر ما در جايي نتوانسته‌ايم كارآيي حكومت اسلامي را در عمل ببينيم فعلاً بايد مطالعه كنيم و ببينيم در كجا راه اشتباه رفته‌ايم آيا در فهم اسلام مشكل داشته‌ايم يا در اجراي آن؟ اجتهاد ما از اسلام، سيستم اجرايي، موانع خارجي و خيلي چيزهاي ديگر مي‌تواند دخالت داشته باشد. بايد بپذيريم كه در بحث كارآمدي نظام هر مشكلي كه پيش مي‌آيد قهراً به درك و فهم ما از اسلام سرايت مي‌كند كه آنها را بايد مورد تجديد نظر قرار دهيم؟ يك بار حضرت امام فرمودند كه اگر ما در بحث‌هاي طلبگي گرفتار شويم، نظام مشكل پيدا مي كند. الان يادم نيست كه منظور امام چه بوده است. من اعتقادم اين است كه اگر حكومت اسلامي در عمل موفق نشود، بايد ببينيم موانع خارجي و شرايط بيروني مانع شده يا ما بد فهميديم و اجرا كرديم بايد به منابعمان برگرديم و دوباره بررسي كنيم كه مشكل در فهم ما بوده است يا نه؟ اگر عامل خارجي مانع نباشد و اگر اسلام را درست فهميده باشيم و در عمل نيز خوب اجرا كرده باشيم ولي در عين حال حكومت اسلامي كارآيي نداشته باشد، آن وقت ممكن است در كارآيي دين شك شود و من مطمئن هستم به آنجا نمي‌رسد. حضرت عالي به عنوان شخصيتي كه مستقيماً در اين زمينه (كارآمدي نظام اسلامي) مسؤوليت داشته و نقش ايفا كرده‌ايد عملكرد نظام را در طي اين دو دهه چگونه مي‌بينيد؟ ما در استقلال اقتصادي هنوز در راه هستيم و به نقطه مطلوب نرسيده‌ايم، تا استقلال واقعي نيز فاصله داريم. اما حقيقتاً گام‌هاي بزرگي برداشته‌ايم. بايد بررسي كرد كه نيازهاي ضروري ما در بخش‌هاي مختلف اقتصادي و صنعتي در مراحل مختلف برنامه‌ريزي، طراحي و تأمين منابع و توليد ما وابسته به كارشناسان يا منابع خارجي است يا نه؟ ما از اين نظر خيلي پيشرفت كرده‌ايم. يكي از محورهاي مورد توجه رشد فرهنگي جامعه است. رشد فرهنگي جامعه، با مشخصه‌هايي كه جامعه‌ي ما را به عنوان يك جامعه اسلامي از ديگر جوامع متمايز مي‌سازد يك شاخصه اساسي در ارزيابي كارآمدي نظام اسلامي به شمار مي‌رود ارزيابي حضرت عالي از وضعيت كنوني فرهنگي، با پشتوانه‌ي دو دهه عملكرد ما به عنوان واقعيت موجود و مقايسه آن با رژيم گذشته، براي نسلي كه آن دوره را درك نكرده است، چيست؟ فاصله آن با حقيقت مطلوب كه طبعاً در ذهن شخصيت‌هايي مانند جناب عالي است چقدر است؟ چرا؟ .... وضعيت فرهنگي پس از انقلاب با پيش از انقلاب، قابل مقايسه نيست. الان فرهنگ به معناي عام و در همه ابعاد زندگي از پيش از انقلاب بهتر شده است... در حال حاضر نيز وضع فرهنگي كشور در يك بخش بزرگي از جامعه مطلوب است كه اين سرمايه‌ي خوبي براي كشور است. از فرمايش حضرت عالي اين طور برداشت مي‌كنيم كه اين سير طبيعي است، پس اعتراض كجاست؟ يك مقدار طبيعي است، توقع اين‌كه جامعه به لحاظ فرهنگي يكدست باشد، شايد غيرقابل دسترسي به نظر بيايد، مهم اين است كه فضاي مطلوب جامعه، خودش از عوامل سازنده است و مي‌تواند عناصر نامطلوب فرهنگي جامعه را اصلاح كند. از طرف ديگر دستگاه‌هاي مسؤول بايد براي اصلاح و بهبود وضعيت فرهنگي كشور برنامه‌ريزي كنند، به ويژه با توجه به دخالت عواملي كه از خارج در كار كانون‌هاي فرهنگي كشور اختلال ايجاد مي‌كنند مسؤوليت اين دستگاه‌ها سنگين‌تر مي‌باشد. مثالي كه خود حضرت عالي در برخي از سخنراني‌ها فرموده‌ايد، قضيه يك ميليون دانشجو است. طبيعتاً اين را به عنوان دستاورد بزرگي مي‌دانيد و همين طور هم هست، ولي اين تبعات خودش را دارد. در اين آمارها به شاخصه‌هاي رشد فرهنگي، معنوي و تربيتي كمتر توجه مي‌شود. به عنوان مثال در كتاب «آمار سخن مي‌گويد» كه مورد اشاره حضرت عالي است. طبيعي است كه رشد تعداد دانشجويان مورد توجه قرار گيرد اما هيچ جا مشخص نشده است كه مثلاً از نظر فكري، تربيتي و پايبندي به ارزش‌هاي واقعي انقلاب و اسلام چه ميزان رشد داشته‌ايم. براي تربيت شايسته‌ي نسل جوان به عوامل تربيتي در دانشگاه‌ها توجه زيادي شده است. اولاً‌ گزينش دانشجويان و اساتيد شايسته مورد توجه بود. ثانياً علاوه بر برنامه‌هاي قرآني و تربيتي كه از سوي نمايندگي‌هاي ولي فقيه در همه‌ي دانشگاه‌ها اجرا مي‌شود. واحدهاي درسي اسلامي، به تدريج در رشته‌هاي مختلف وارد شده كه قبلاً نبوده است. براي دانشجويان بسيجي و ايثارگران سهميه قرار داده‌ايم. [چون] نقش خوبي در اصلاح فضاي دانشگاه دارند. ضمن اين كه دانشگاه تربيت مدرس، استاد پرورش مي‌دهد و بيشتر نياز دانشگاه‌ها به استاد را پاسخگو هستيم. فضاي دانشگاه تربيت مدرس به گونه‌اي است كه اساتيد خوب و شايسته‌اي تربيت مي‌كند. مجموعاً در برنامه انتخاب استاد و دانشجو دقت شده است ولي در دنياي امروز دروازه‌هاي فكري وسيع‌تر است. آقاي هاشمي در آخر مصاحبه در اعتراض به كساني كه در شاخه نشسته‌اند و بُن را مي‌برند فرمودند: من مي‌گويم اگر امت ما با رهبري فقيه جامع الشرايط، بر عليه استبداد و استعمار مبارزه كرد و به استقلال، آزادي، حكومت مردمي و وحدت ملي رسيد و بعد دوران آشوب، دفاع، سازندگي، گرفتاري و تحريم و غيره را با اين محوريت اداره كرد و موفق شد الان اين حركت درستي نيست كه بياييم و آن را ضعيف كنيم؛ زيرا مي‌دانيم كه عامل ديگري وجود ندارد كه ما را در اين مسير پيش ببرد حتي اگر اين مدل حكومتي، مشكلاتي هم داشته باشد. بياييم اين را درست كنيم. كساني كه مي‌خواهند ولايت فقيه را بشكنند يا امام را زير سؤال ببرند، اينها محصول همين جريان هستند اما اكنون بر سرشاخ بُن مي‌برند. آنها بايد توجه كنند كه ما هر چه داريم از امام داريم؛ شخص امام منهاي ولايت فقيه، رهبري امام، تقدس امام، حرف امام و اسم امام خيلي از مسائل و مشكلات را حل كرد. آقايان نبودند آن زمان را ببينند كه همه‌ي اميدها قطع شده بود خاكستر يأس روي سر همه ريخته بود، اصلاً كسي فكر نمي‌كرد روزي جامعه از شرّ استعمار و استبداد و سلطه‌ي انگليس و آمريكا و سلطنت رضاخان و پسرش آزاد شود، ولي اين كار صورت گرفت. ما هر چه داريم از امام و اسلام داريم. اينك حالا بعضي‌ها بيايند و آن را زير سؤال ببرند اين يك كار غلط است. آنها كه مي‌خواهند درباره‌ي ولايت فقيه ترديد كنند، چه چيزي را مي‌خواهند جايگزين كنند؟ ولايت فقيه يك نهاد بسيار كارآمد است.