حرف دانشجو

By:

Jan 1, 1970

تحريريه باسمه تعالي ... ديگر چيزي براي گفتن نمانده است جز آن كه ما خسته نشده‌ايم و اگر باز هم جنگي پيش بيايد كه پاي انقلاب اسلامي در ميان باشد، ما حاضريم. مي‌دانيد! زنده‌ترين روزهاي زندگي يك «مرد» آن روزهايي است كه در مبارزه مي‌گذراند و زندگي در تقابل با مرگ است كه خودش را نشان مي‌دهد. سيد مرتضي آويني اگر من مدير گروه معارف بودم... ـ خانم ليلا غريب اردكاني، فارغ‌التحصيل دانشگاه كردستان: اگر من مدير گروه معارف بودم قبل از هر چيز اين مسأله را مد نظر قرار مي‌دادم كه دانشجويان مرا نمايندة معارف و مذهب مي‌دانند. پس بيديهي است كه مرا معيار سنجش وترازوي مفاهيم درسي محسوب مي‌كنند و رفتارم بيش از ساير اساتيد گروه زير ذره بين باشد تا معلوم شود آيا گفتار و رفتارم با هم تطبيق دارد يا نه. آن گاه به حرمت اين ديدگاه سعي مي‌كردم متواضع، مهربان و پُرمحبت باشم، به آن چه مي‌گويم معتقد و عامل باشم، اعتماد دانشجويانم را به خود جلب كنم و تا آن جا كه در توانم است به اعتمادشان پاسخ در خور و ياري دهنده بدهم. ـ آقاي حسين رضوي، رشته جغرافيا دانشگاه زنجان: اگر من مدير گروه معارف بودم پيش از «انتخاب استاد»، «يافتن ويژگي‌هاي استاد خوب» و بيش از «تماشاگر بودن»، «پيگيري» را اساس كار خود قرار مي‌دادم. ـ آقاي فيوجي، دانشجوي رشته تاريخ دانشگاه زنجان: ... استاداني را انتخاب مي‌كردم كه هم در حوزه و هم در دانشگاه درس خوانده باشند و اطلاعاتشان به روز باشد. ـ خانم هاجر غريب اردكاني، رشته رياضي دانشگاه ياسوج: ... اساتيد برتر را براي دروس معارف انتخاب مي‌كردم، كساني را كه سواد كافي، قدرت بيان، گوش شنوا و قدرت تحليل و بحث كردن داشته باشند. ـ آقاي دهقاني زاده، رشته برق دانشگاه آزاد اسلامي: 1ـ سعي مي‌كردم استادان را از بين كساني انتخاب كنم كه مدرس هستند، نه افرادي كه مي‌خواهند در اين سمت كسب درآمد كنند و عاشق تدريس نيستند، مانند اكثر اساتيد دانشگاه ما كه ساعات بيكاريشان را به تدريس در دانشگاه آزاد اختصاص مي‌دهند. 2ـ نوع امتحانات را يكسان مي‌كردم، نه اين كه برخي از آن‌ها به صورت تستي، برخي به صورت تشريحي و عده‌اي هم تستي ـ تشريحي برگزار شود. 3ـ با بررسي نظرات و پيشنهادات دانشجويان اساتيد را انتخاب مي‌كردم، نه اين كه هر چه كه پارتي بيشتر و نفوذ بيشتري داشته باشد او را انتخاب كنم. ـ بخشي از مصاحبة خانم ابريِ دانشجوي رشته حسابداري دانشگاه آزاد اسلامي واحد علي آباد كتول: ... با دانشجويان در رابطه با مسائل ديني و اخلاقي جلسات پرسش و پاسخ مي‌گذاشتم. امكانات آموزشي از جمله كتاب، نوار كاست، فيلم و CD از سخنراني‌ها و جلسات علمي ـ مذهبي تهيه مي‌كردم و در اختيار دانشجويان قرار مي‌دادم. ... دروس را در ساعات مناسب ارائه مي‌كردم. ـ آقاي شخصي نيا، رشته دامپزشكي دانشگاه شهركرد: ... گروه‌هاي تحقيقاتي را در بين دانشجويان راه مي‌انداختم تا با بررسي مسائل روز و مباحث ديني به مسؤوليت‌هاي اجتماعي انسان معاصر پرداخته شود. به عنوان مثال از جمله مسائل مهم «وظيفة يك شيعه در قبال ولي امر خويش و امام زمانش» مي‌تواند باشد. ـ آقاي طايي دانشجوي رشته كشاورزي دانشگاه شهر كرد: ... از اساتيد و برجستگان در زمينه مذهب و فرهنگ استفاده مي‌نمودم و با استفاده از بازديدها و برنامه‌هاي متنوعِ فوق برنامه، دانشجويان را با مفهوم واقعي مذهب و معرفت آشنا مي‌كردم. به نام هستي بخش زيبا و زيبايي بخش هستي تازه پا به سن جواني گذاشته بودم؛ افكار و انديشه‌هاي فرهنگي اديان مختلف ذهنم را مشوّش كرده بود؛ آشوبي عميق در قلبم احساس مي‌كردم؛ گرچه من مذهبم، مذهب پدر و مادرم بود ولي روح پاك و فطرت بي‌الايشم آن را مي‌پذيرفت، گويي در سرزميني گمنام قدم نهاده بودم. شيطان و يارانش مرا به بي‌خيالي فرا مي‌خواندند و مي‌گفتند: «پژوهش و تحقيق به چه كارت آيد؟ خوشحال باش و از اين عمر كوته جواني تا مي‌تواني بهره بر!!» نزديك بود گفته‌هايشان اغفالم كند اما فرشته‌اي به فريادم رسيد. عزم خود را جزم كردم تا بتوانم حق را بيابم. تصميم گرفتم از دينم خارج شوم و بي‌هيچ طرفي و بدون غرض، اكثر فرهنگ‌ها و اديان مرسوم و مشهور را بررسي كنم، اما به هيچ كس نگفتم. بعد از جستجوهاي فراوان، گمشده‌ام را يافتم: «دين حقي كه سعادت دنيا و آخرت آدمي را تضمين مي‌كرد، دين بر حقي كه راه رستگاري و فيروزي را در يگانه شناختن خداي آسمان‌ها و زمين مي‌دانست، دين استواري كه پيامبران كثيري براي ابلاغ آن آمده بودند، دين آسماني‌اي كه پيامبر خاتمش بعد از خود، ولي و مولاي امتش را به مردم معرفي نمود، ديني كه صاحبانش يكي پس از ديگري مي‌آمدند تا نوبت به آخرينش رسيد. از اوضاع وي جويا شدم تا فهميدم او در بين ماست. آري! آن دين اسلام و مذهب شيعه اثني عشري بود. به نظر من اكثر دانشجويان اين عصر نيز خواهان يافتن حق و افزايش و بهره‌وري اندوخته‌هاي علمي خويش هستند، اما چه علمي؟ كسي كه نداند كدام علم برتر است و در درون و بيرون خويشتن به گشت و گذار نپرداخته و در دنياي خود ناپخته باشد، به سوي هر علمي كه جذابيت بيشتري داشته باشد و زندگي او را مطابق ميلش كند مي رود زيرا در اين رابطه لازمه جذب افراد تبليغات فراوان است. اما فردي كه به زندگي جاويد اعتقاد دارد، نه تنها دنبال علمي مي‌رود در دو دنيا به سودش باشد و وي را سعادتمند كند بلكه در پي حفظ ذهني و علمي آن نيز برمي‌آيد. چنين علمي «علم اسلامي» است كه در كنار آن، يادگيري علم روز نيز شايسته است. پس دانشجويي موفق خواهد بود كه سرلوحه كار خود را فراگيري معارف اسلامي قرار دهد كه مطمئناً در لواي آن، رسيدن به قله‌هاي ترقي سريع‌تر و آسان‌تر خواهد بود. خلاصه اين كه تا دانشجو احساس نياز نكند و استاد در او احساس نياز و رغبت به وجود نياورد، سرسري گرفتن دروس معارف اسلامي از بديهيات است. توفيق از سوي خداست و حركت عالم به سوي اوست دانشگاه آزاد اسلامي واحد ارسنجان عبدالله خورشيدي ـ فيزيك كاربردي اينم يه خاطره! فضاي پذيرش حق ... يكي از دانشجويان به من مراجعه كرد و مرا دعوت كرد كه يك شب در يكي از اتاق‌هاي خوابگاه خدمتشان برسم تا گپي بزنيم و چاي بخوريم و... من هم از همه جا بي‌خبر قبول كردم و رفتم. چند نفر از دانشجويان با ظاهرهايي نه چندان مذهبي جمع شده بودند. سلام و احوال پرسي كرديم و نشستيم. اول با كمي تعارفات معمول شروع شد و بعد از مدتي صحبت كردن و گپ زدن ـ باورتان نمي‌شود ـ باران انتقاد بود كه بر سرم مي‌ريختند. اجازه دادم خوب همه حرف‌هايشان را بزنند. ديگر كار داشت به تنگنا برمي‌خورد و انتقادها از روحانيت و مذهب و دين و... داشت شكل توهين پيدا مي‌كرد. ناگهان اتاق شروع به لرزيدن كرد. همه وحشت زده به هم نگاه كردند. يكي فرياد زد: «زلزله». با فرياد او همه به سمت در هجوم بردند. وحشت زده‌تر از همه آن جواني بود كه بيشتر از بقيه پرخاش مي‌كرد. به خاطر زلزله كه تمام شدني هم نبود، درِ اتاق گير كرده بود و باز نمي‌شد و اين مسأله ترس و دلهره را مضاعف كرده بود. فقط صداي فرياد بلند بود. اضطراب در چهره‌ها موج مي‌زد. خلاصه با بدبختي خودمان را رسانديم پايين كه زلزله قطع شد. اعلام كرديم در نمازخانه نماز آياتِ جماعت برگزار مي‌شود. تقريباً همة بچه‌ها آمده بودند. آن فرد هم در صف اول نشسته بود و فقط گريه مي‌كرد. نماز را كه خوانديم براي بچه‌ها كمي حرف زدم. فضا آرام‌تر شد. بعد از نمار و سخنراني مراسم مناجات برگزار شد و توسل خوبي هم به ائمه(ع) كرديم. روز بعد آن شخص را ديدم و گفتم دوستانت را امشب جمع كن تا به سؤالاتي كه مطرح شد جواب دبهم. شب دوباره در همان اتاق جمع شديم و به اكثر سؤالات و انتقاداتِ به جا و بي‌جا جواب دادم. جالب اين بود كه اين زلزله حق پذيري عجيبي در آن‌ها به وجود آورده بود به طوري كه آن فرد از دوستان نزديك و منصف و با صفاي ما در آن سفر تبليغي شد. خاطرات يكي از مبلغين دانشگاه در ماه مبارك رمضان شبنم ياد دل را بي‌خودي سرِ از خود رميدن است از بيم مرگ نيست كه سر داده‌ام فغان دستم نمي‌‌رسد كه دل از سينه بر كنم شامم سيه‌تر است ز گيسوي سركشت سوي تو اي خلاصه گلزار زندگي! بگرفته آب و رنگ ز فيض حضور تو با اهل دردْ شرحِ غم خود نمي‌كنم آن را كه لب به جام هوس گشت آشنا جان را هواي از قفسِ تن پريدن است بانگ جرس ز شوق به منزل رسيدن است باري علاج شوق، گريبان دريدن است خورشيد من بر آي كه وقت دميدن است مرغ نگه در آرزوي پر كشيدن است هر گل در اين چمن كه سزاوار ديدن است تقديرْ قصة دلِ من ناشنيدن است روزي «امين» سزا لب حسرت گزيدن است دانشجويان از كلاسه‌هاي مجازي مي‌گويند در اين ستون نظر برخي دانشجويان درباره برگزاري كلاس‌ها از طريق اينترنت و به تعبيري به صورت مجازي را جويا شديم. ـ خانم م.غ ـ دانشجوي رشته زبان اين طرح به يك پيش زمينة فكري و فرهنگي نيازمند است. اين كلاس‌ها باعث حضور گسترده و فعال دانشجويان در مباحث فكري و ديني و فرهنگي و... مي‌شود و نيز ورود افراد مختلف با افكار و عقايد مختلف را به همراه دارد و اينجاست كه احتياج به تقويت فكري و ذهني افراد جامعه، آن هم از سنين راهنمايي و دبيرستان مي‌شود و ما بايد آن‌ها را آنقدر در عقايد خويش استوار و محكم بار بياوريم كه در مورد افكار متفاوتي كه بيان مي‌شود و گاهي اوقات بر خلاف عقايد اجتماعي و ديني و اخلاقي اوست بتواند مقاومت كند. اين كلاس‌هاي رايج كه در قالب كتاب و سؤال و جواب تشكيل مي‌شود ذهن را به همان مسائلي كه نويسندة كتاب و يا استاد مي‌خواهند محدود مي‌كند و چنين مشكلاتي هم ندارد و در نتيجه هيچ گاه مباحثه كردن را در مورد دين و اخلاق و اجتماع خويش نخواهند آموخت. از سوي ديگر اگر چنين كلاس‌هايي بخواهد تشكيل شود بايد پاية آن بر آزادي انديشه و بيان استوار باشد و ورود افراد با هر نوع انديشه و فكر بايد آزاد باشد. ـ آقاي ع.ا، دانشجوي مهندسي مكانيك مشكلات درسي معارف چند دسته‌اند؛ از جمله طرح سؤالاتي توسط دانشجو كه امكان دارد استاد از جواب منطقي دادن به آن‌ها عاجز باشد، يا اينكه بعضي سؤالات موجب ايجاد جوي گردند كه پرسشگر به جواب قانع‌كننده و مطلوب ذهن خود نرسد. در اين راستا تشكيل كلاس‌هاي مجازي تا حد زيادي مي‌تواند جوابگوي نياز دانشجوياني باشد كه سؤالاتي فراتر از جوّ حاكم بر كلاس‌هاي معارف دارند. بهتر است اجراي اين تئوري اضافه بر كلاس‌هاي معارف، دانشگاه باشد تا دانشجويان كوشا و جوياي جواب‌هاي بسياري كه امروزه كتب معارفي در بر ندارند، بتوانند استفاده كنند، نه اينكه راه فراري باشد براي جواب دادن اساتيد به سؤالات، كه مسلماً بهترين راه نتيجه‌گيري همان پاسخگويي و بحث آزاد در كلاس‌ها است. ـ خانم رجائيان، دانشجوي الهيات (فقه و حقوق) طرحي جالب و نو است و از آن جا كه كلاس‌هاي معارف اسلامي عموماً بسيار پر تعداد است شايد با اين مكانيزم دانشجو بهتر بتواند مشكلات و ايرادهاي خود را بر طرف كند، اما مشكلات در اين راه بسيار است. اول اينكه شايد اغلب دانشجويان نتوانند از كامپيوتر شخصي استفاده كنند و همچنين اگر ساعت خاصي را براي دسترسي به استاد مشخص كنند دستيابي خيلي مشكل و زمان بر است. در هر حال شيوه‌اي است كه شايد در آينده خيلي مؤثر واقع شود. ـ آقاي باراني از جمله بحث‌هايي كه امروز در سيستم آموزشي دروس دانشگاه‌ةا مطرح است تبديل كلاس‌هاي معارف به كلاس‌هاي مجازي مي‌باشد. اين طرح از مدت‌ها قبل مطرح شده است و در برخي دانشگاه‌ها در دروس ديگري عملي شده است. از جمله نقاط قوت اين طرح آن است كه دانشجو زمان كمتري را براي به دست آوردن علم و دانش هزينه مي‌كند. چرا كه در زماني مشخص استاد آمادگي پاسخ گويي به سؤالات دانشجويان را دارد و دانشجو بدون مراجعه به استاد دسترسي دارد. از سوي ديگر استاد مي‌تواند فارغ از هياهو و دغدغة خاطر و با حضور بيشتر به سؤالات ارائه شدة دانشجويان پاسخ دهد. به علاوه هزينة اياب و ذهاب اساتيد به دانشگاه نيز صرفه‌جويي شده است. در مجموع مي‌توان اين طرح را مثبت ارزيابي نمود. ضمناً جهت بهتر برگزار شدن اين كلاس‌ها يك برنامه‌ريزي دقيق و منظم با استفاده از نظرات اساتيد و دانشجويان پيشنهاد مي‌شود.