اخبار فرهنگي ايران و جهان

By:

Jan 1, 1970

ارادت جلال آل احمد به امام(ره) جلال آل احمد از شخصيت‌هايي بود كه حضرت امام خميني(ره) را بيشتر از علماي ديگر اكرام مي‌كرد و دليل آن را شجاعت و جسارت بيش از حد امام مي‌دانست. اين علاقه جلال به رهبر فقيد انقلاب تا آنجايي پيش مي‌رود كه جلال آل احمد،‌ نامه معروف خود به امام را در حج سال 43 به تحرير در آورده و سال‌ها پس از آن نيز، امام در ديدار با شمس آل احمد، ذكري ظريف از جلال به ميان مي‌آوردند. جلال آل احمد كه در جاي جاي مطالب خود كه غالباً با كنايه و بدون نام بردن همراه بود به امام و نهضت تازه به پا خواسته‌اش اشاراتي كرده بود؛ در ايام حج سال 43 نامه اي به اين شرح خطاب به امام خميني ارسال مي‌كند: «آيت اللها! وقتي خبر خوش آزادي آن حضرت، تهران را به شادي واداشت، رفقا منتظر الپرواز (!) بودند به سمت بيت الله. اين است كه فرصت دست بوسي مجدد نشد. اما اين جا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنيده شده كه ديدم اگر آنها را وسيله‌اي كنم براي عرض سلامي بد نيست. اول اين كه مردي شيعه جعفري را ديدم از اهالي الاحساء ـ جنوب غربي خليج فارس، حوالي كويت و ظهران- مي‌گفت 80% اهالي الاحساء و ضوف و قطيف شيعه‌اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابي خبر داشت و مضطرب بود و از شنيدن خبر آزادي شما شاد شد. خواستم به اطلاعتان رسيده باشد كه اگر كسي از حضرات روحانيون به آن سمت‌ها گسيل بشود هم جا دارد و هم محاسن فراوان. ديگر اين كه در اين شهر شايع است كه قرار بوده آيت الله حكيم امسال مشرف بشود، ولي شرايطي داشته كه سعودي‌ها بعضي را پذيرفته اند و سومي را نه. دوتايي را كه پذيرفته اند داشتن محرابي براي شيعيان در بيت الله و تجديد بناي مقابر بقيع و اما سوم كه نپذيرفته اند حق اظهار رأي و عمل در رؤيت هلال. به اين مناسبت حضرت ايشان خود نيامده اند و هيئتي را فرستاده اند گويا به رياست پسر خود. خواستم اين دو خبر را داده باشم. ديگر اين كه گويا فقط دو سال است كه به شيعه در اين ولايت حق تدريس و تعليم داده اند، پيش از آن حق نداشته اند. ديگر اين كه [كتاب] «غرب زدگي» را در تهران قصد تجديد چاپ كرده بودم با اصلاحات فراوان. زير چاپ جمعش كردند و ناشر محترم متضرر شد. فداي سر شما. ديگر اينكه طرح ديگري در دست داشتم كه تمام شد و آمدم، درباره نقش روشنفكران ميان روحانيت و سلطنت. و توضيح اين كه چرا اين حضرات [روشنفكران] هميشه در آخرين دقايق طرف سلطنت را گرفته اند و نمي‌بايست. اگر عمري بود و برگشتيم تمامش خواهم كرد و به حضرتتان خواهم فرستاد. علل تاريخي و روحي قضيه را گمان مي‌كنم نشان داده باشم. مقدماتش در «غرب زدگي» ناقص چاپ اول آمده. ديگر اين كه اميدوارم موفق باشيد. والسلام جلال آل احمد بعد التحرير: همچنانكه آن بار در خدمتتان به عرض رساندم فقير گوش به زنگ هر امر و فرماني است كه از دستش برآيد. ديده شد كه گاهي اعلاميه‌ها و نشرياتي به اسم و عنوان حضرات در مي‌آمد كه شايستگي و وقار نداشت. نشاني فقير را هم حضرت «صدر» مي‌داند و هم اين جا مي‌نويسم: تجريش ـ آخر كوچه فردوسي.والسلام». منبع/ جهان سه توصيه امام(ره) به كوپيسا و همسرش خاطرات دوران حضور امام در دهكده نوفل لوشاتو پاريس همچنان از جذاب ترين خاطرات است. «پريدسى كوپيسا»، يك آلماني است كه با ذكر آدرس خود نامه اي به امام(ره) مي‌نويسد و از ايشان مي‌خواهد او را با جمله اي كه به منظور الصاق بر كارت پستال تبريك سالروز تولد همسرش است، شاد نمايد. كوپيسا در اين نامه آورده است: «آقاى خمينى عزيز! نمى‏خواهم با تقاضاى خود مزاحم شما بشوم، اما تا ديروز مشكلى داشتم كه مى‏خواهم با مساعدت شما حل كنم. اميدوارم با محبتى كه داريد كمكم كنيد. نامزدم به زودى هديه سالروز تولدش را دريافت خواهد كرد. هديه‏اى كه از قلب من تقديم مى‏شود. او مشتاقانه دستخط بزرگان را گردآورى مى‏كند و كلكسيونى از اين دستخط‌ها دارد، و روز تولدش چهارم فوريه است. چقدر خوشحال مى‏شود كه سلامى از شما دريافت كند. لذا از شما درخواست مى‏كنم كه لطفى در حق من كرده و چند جمله زيبا روى كارت پستالى كه (در پاكت نامه) برايتان گذاشته‏ام براى ايشان بفرستيد. اگر اساساً دستخطى براى كسى ارسال نمى‏كنيد، لطفاً مرا در جريان امر قرار دهيد. با تشكر و بهترين آرزوها براى شما. ارادتمند شما، پريدسى كوپيسا.» اما پاسخ موجز و مفيد امام راحل بر اين درخواست نيز حاوي 3 توصيه و يك دعا است: «بسمه تعالى. سعى كنيد براى جامعه فرد مفيدي باشيد. سعى كنيد تحت تأثير قدرت‌هاى شيطانى واقع نشويد. سعى كنيد انسان متعهدي باشيد. ان شاء اللَّه سلامت باشيد. روح اللَّه الموسوى الخمينى» گفتني است اين نامه در سال 57 و ماههاي پاياني منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي براي امام خميني(ره) ارسال شده و ايشان به آن جواب داده بودند. منبع/ رجانيوز كتاب‌هايي كه بر امام(ره) تاثير گذاشت حضرت امام خميني(ره) در تاريخ دوم دي 1357 و در مصاحبه با محمد حسنين هيكل، نويسنده و روزنامه‌نگار معروف مصري درباره علل شكل گيرى انقلاب، ضمن پاسخ به بسياري از شبهات و ابهامات تشكيل حكومت اسلامي در سوال آخر و خصوصي حسنين هيكل راجع به كتاب‌هايي كه بر ايشان تاثيرگذاشته، توضيح دادند. اين روزنامه‌نگار مصري در پايان مصاحبه مي‌گويد: يك سؤالِ شايد كمى شخصى دارم كه مطرح كنم؛ چه شخصيت يا شخصيت‌هايى- در تاريخ اسلامى يا غيراسلامى- غير از رسول اكرم (ص) و امام على (ع) شما را تحت تأثير قرار داده است و روى شما مؤثر بوده است؟ و چه كتابهايى- به جز قرآن- در شما اثر گذاشته است؟ و حضرت امام پاسخ مي‌دهند: «من نمى‏توانم به اين سؤال، الآن جواب بدهم. احتياج به تأمل دارد. كتاب‌هاى زيادى ما داريم؛ شايد بتوان گفت در فلسفه: ملاصدرا، از كتب اخبار: كافى، از فقه: جواهر. علوم اسلامى ما خيلى غنى هستند؛ خيلى كتب داريم. نمى‏توانم براى شما احصا كنم...». منبع/ خبرآنلاين تجليل ميرزا مهدي اصفهاني از «كشف الاسرار» آيت الله رضازاده از علماي حوزه علميه مشهد در درس خارج اصول خود، درگيري و نزاع بين فلاسفه و مكتب تفكيك را موجب تضعيف شيعه برشمرد و با بيان اينكه جمع بين مكتب تفكيك و فلسفه ممكن خواهد بود، با اشاره به شخصيت استاد خود آيت الله حاج شيخ‌هاشم قزويني (ره) گفت: سيره عملي مرحوم حاج شيخ هاشم اين بود كه نه صد در صد طرفدار مكتب تفكيك بود و نه فلسفه و به هر دو انتقاد داشت. وي افزود: اين رفتار مرحوم حاج شيخ هاشم، براي ما درس است كه بايد كساني را كه وجودشان براي مذهب مهم است از آنها تقدير و تشكر كنيم. آيت الله رضازاده خاطره‌اي را يادآور شد: آيت الله وحيد خراساني نقل مي‌كرد كه «مرحوم امام خميني(ره) دو ماه درس خود را تعطيل كرده كتابي به نام «كشف‌الاسرار» در رد شبهات وهابيون نوشتند، وقتي مرحوم امام به مشهد مي‌آيند در حرم مطهر با آقا ميرزا مهدي اصفهاني برخورد مي‌كنند و مرحوم ميرزا مهدي با همه آن وجهه مردمي و شخصيتي كه داشت در صحن حرم با اصرار دست امام را مي‌بوسد و مي‌گويد دستي كه كشف الاسرار را نوشته تا از مكتب شيعه دفاع كند را بايد ببوسم. اين در حالي است كه امام آن موقع يك استاد حوزه علميه قم بودد و ميرزا مهدي هم عالم برجسته‌اي بود كه مثل حاج شيخ هاشم در درس ايشان شركت مي‌كردند. ايشان افزود: مرحوم امام از فلاسفه قوي زمان خودش بود و آقا ميرزا مهدي اصفهاني در راس مكتب تفكيك و معلم اين مكتب بود و مي‌بينيم آنها اينطور بودند و اين چنين رفتار مي‌كردند ولي ما اينطور با يكديگر برخورد مي‌كنيم و ايمان خودمان را از دست مي‌دهيم. ما هستيم كه اشتباه مي‌كنيم و به نام آنها اين همه شيعه را تضعيف مي‌كنيم. منبع/ بصيرت «عرفان كيهاني»؛ فرقه‌اي در كمين تحصيل‌كردگان بالاخره «طاهري» رئيس فرقه انحرافي «عرفان كيهاني» يا «عرفان حلقه» كه به صورت هرمي كار مي‌كرد و مدعي تفويض اتصال به طور عام به روح القدس بود، دستگير و روانه زندان شد. اين مهندس خود خوانده، از طريق ارتباط با يك جن‌گير با فريب دانشجويان و فارغ‌التحصيلان مدعي بود كه به خداوند اتصال دارد! وي ‌كه هيچ سابقه مطالعاتي، پژوهشي و تحصيلاتي آكادميك و حوزوي، نداشت و حتي از توان قرائت صحيح قرآن برخوردار نبود، تاكنون دو كتاب در خصوص معرفي عرفان خود نوشته كه حاوي انبوهي از انحرافات فكري و عقيدتي است!! رهبر اين فرقه از سال 1376 با راه اندازي كلاس‌هايي جهت ترويج افكار و عقايد خود، عرفان حلقه را راه‌اندازي‌ و رسماً اعلام موجوديت كرد. اين گروه ابتدا براي اينكه وجهه قانوني نيز داشته باشد، با سلسله رايزني‌هايي، موفق به دريافت مجوز از سازمان ملي جوانان شد؛ كه البته پس از تشكيل چند دوره كلاس، اين مجوز توسط سازمان ملي جوانان تمديد نشد. مبنا و يا يكي از مهم‌ترين ادعاهاي رهبر فرقه، ادعاي قدرت اتصال دهندگي به شعور كيهاني است؛ يعني ادعا مي‌كند كه مي‌تواند انسان‌ها را در كره زمين به جريان شعور كيهاني وصل كند و به اين ترتيب يك حلقه‌اي ايجاد مي‌شود و عرفان حلقه شكل مي‌گيرد!! يكي از خصوصيات مهم اين فرقه كه آن را از برخي فرقه‌ها متمايز مي‌كند، اين است كه خواص تحصيل كرده را نشانه گرفته‌است. جذب شدگان توسط اين فرقه، معمولاً كساني هستند كه تحصيلات بالايي دارند و از قدرت ارتباط‌گيري با بسياري از مراكز علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و... برخوردارند! اين فرقه پس از تشكيل و راه‌اندازي كلاس‌هاي خود ادعاي ديگري را نيز مطرح كرده‌اند و كه «ما قدرت فرادرماني داريم؛ يعني اينكه مي‌توانيم همه امراض را شفا بدهيم»!! آنها ادعا دارند كه پس از اتصال افراد به شعور كيهاني، شعور الهي بدن افراد را اسكن مي‌كند و به اين وسيله بيماري‌هاي آنان را شناسايي و شفا مي‌دهد! اين گروه مدعي هستنند كه در صدد رساندن انسان‌ها به كمالند و عرفان را به دو دسته «عرفان كمال» و «عرفان قدرت» تقسيم مي‌كنند. مي‌گويند: ما قسمت عرفان كمال هستيم و عرفان‌هايي كه مي‌آيند از اين موضوع استفاده شخصي مي‌كنند به عرفان قدرت مربوط هستند كه در دسته عرفان‌هاي شيطاني قرار دارند ولي ما آمده‌ايم كه با گسترش شبكه شعور شيطاني، مقابله كنيم. اين فرقه مثل تمام فرقه‌ها دعوت به شخص و فرد مي‌كند. كوچك‌ترين نقد به رئيس اين فرقه باعث مي‌شود تا يك مقابله عظيم، با شخص انتقاد كننده صورت گيرد و در چنين مواقعي اعضاي آن، كاملاً كر و كور از رئيس فرقه حمايت مي‌كنند. اگر كسي از اين گروه بخواهد به اصطلاح به درجات بالاي كمال برسد، رئيس فرقه خطاب به او مي‌گويد: اين من هستم كه تو را به اين كمال رساندم و باعث شدم كه اين آگاهي را به دست بياوري. او همچنين قدرت تفويض را براي خود قائل است و مي‌گويد ما قدرتي براي مقابله با شياطين و موجودات غير ارگانيك ‌داريم و اين تشعشع دفاعي را مي‌توانيم به افراد ديگر نيز تفويض كنيم! اعضاي گروه عرفان حلقه پس از پايان كلاس‌هاي خود پايان نامه‌هايي را به شركت‌كنندگان مي‌دهند و پس از آن يك دوره كلاس باعنوان تشعشع دفاعي را نيز پشت سر مي‌گذارند و به فارغ التحصيلان اين دوره تأكيد مي‌كنند كه خود اين مدرك نيز داراي خواصي است كه بايد به آن احترام كرد. براي هر دوره از كلاس‌هاي اين فرقه كه 6 جلسه است، مبلغ 50 هزار تومان از مخاطب اخذ مي‌كنند و اين فرد پس از گذراندن اين مورد به مقام استادي نايل مي‌شود! اين پول تماماً به جيب رئيس فرقه مي‌رود كه تلاش دارد انسانها را به كمال دعوت كند! فرقه حلقه، از نظر اعتقادي مخلوطي از نحله‌هاي مختلف است. محتواي اعتقادي آنها ملقمه‌اي از عرفان اسلامي، بخشي از اعتقادات صوفيه، بخشي از عرفان هندو، و بخش‌هايي از آن از مسيحيت اخذ شده است. براي مثال مسئله ارتباط با روح القدس از مسايلي است كه در كتاب عرفان حلقه آمده است. يعني رهبر فرقه مدعي است كه در حلقه وحدت، يك يا دو نفر مي‌آيند. 1. شخصي كه مي‌خواهد متصل شود، 2. شخص اتصال دهنده كه معمولا يا مستر يا رهبر حلقه است، نفر سوم روح‌القدس است و نفر چهارم خداست. اين يعني همان نگاه پدر، پسر و روح‌القدس كه اتفاقا حالا وقتي اعتقادات اين گروه را مطالعه كنيد، متوجه مي‌شويد كه شبيه همان جريان هم ساخته شده است. يكي ديگر از كارهاي آنها كه شبيه مسيحيت است، مسئله فرا درماني و شفاست. يكي از ويژگي‌هاي حضرت عيسي (ع) ‌اين بود كه امراضي را شفا مي‌داد كه فراتر از توانايي عادي بشر بود و اين مدل را عرفان حلقه اعلام و اجرا كردند و گفتند « ما شفا مي‌دهيم»! شيوه‌اي هم كه در ارائه مطالب به مخاطبين در نظر گرفته است نيز به مسيحيت شباهت دارد. منبع/برنا نزديكي جرم‌ و اعتياد به سن كودكي! ‌ عضو هيأت مديره انجمن حمايت از كودكان مدعي شد: متاسفانه آمارهاي مربوط به سن اعتياد، جرم و ‌ازدواج‌هاي اجباري در كشور نگران‌كننده است به طوري كه زمان وقوع اين آسيب‌هاي اجتماعي در حال ‌نزديك شدن به سن كودكي افراد است! جاويد سبحاني، تصريح كرد: هنوز تغيير مثبتي در شاخص‌هاي كلاني مانند فقر، طلاق، اعتياد، ميزان آسيب‌هاي اجتماعي و... ‌مشاهده نمي‌شود و روند رو به افزايش است. به همين ميزان غفلت در قبال كودكان بر ميزان خشونت برروي ‌كودكان در حال افزايش بوده و كاهش چشمگيري ندارد.‌ به گفته سبحاني تنها اتفاقي كه در مورد مسائل آسيب‌هاي اجتماعي و كودك‌آزاري پديد آمده اين ‌است كه «اين مسائل به عرصه رسانه‌هاي رسمي كشيده شده و صدا و سيما نيز در مورد خشونت بر عليه ‌كودكان مانور مي‌دهد» اما اگر قرار باشد تغييري در شاخص‌ها پديد آيد و روند رو به رشدي مشاهده شود بايد ‌رسانه‌ها از جمله صدا و سيما به وظايف خود در حوزه پيشگيري از كودك‌آزاري و آموزش نيز عمل كنند؛ چرا ‌كه بهترين و موثر‌ترين رسانه براي آموزش مهارت‌هاي زندگي و آموزش پيشگيري از خشونت‌ها، صدا و سيما است. ‌منبع/ ايلنا همسفر شدن با رهبري در هواپيما محمدرضا سرشار طي يادداشتي، خاطره‌اي از ديدار رضا ميركريمي، نويسنده و كارگردان سينما، با رهبر انقلاب را نقل كرده است: «هر وقت در جريان كار و زندگي زياد به من فشار [رواني] وارد مي‌آيد، در هر مرحله‌اي كه باشم، همه چيز را رها مي‌كنم و ـ گاهي از همان سر كار ـ تلفني به خانه مي‌زنم و يك راست به فرودگاه مي‌روم. همان جا بليطي تهيه مي‌كنم و عازم مشهد مي‌شوم. آنجا زيارتي و درد دلي با امام رضا (ع) مي‌كنم و آرام مي‌شوم، و برمي‌گردم. يك بار توي هواپيما نشسته بودم و در خودم بودم كه ديدم در قسمت جلو هواپيما انگار وضعيت متفاوتي است. به اين معنا كه، كساني را مي‌ديدم كه از جاهاي مختلف هواپيما، يكي يكي به قسمت جلو مي‌رفتند. آنجا كنار يكي از صندلي‌ها مي‌نشستند. با شخصي كه روي آن صندلي نشسته بود چيزهايي مي‌گفتند و مي‌شنيدند. بعد، خوشحال و راضي، برمي‌گشتند و سر جايشان مي‌نشستند. كنجكاو شدم بدانم قضيه چيست. از يكي از كساني كه از آنجا برمي‌گشت، موضوع را پرسيدم. گفت: كسي كه آنجا نشسته، مقام معظم رهبري است. هم بسيار تعجب كردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپيما رفتم و از فردي كه معلوم بود محافظ است پرسيدم: مي‌شود رفت، با آقا صحبت كرد؟ گفت: بله. قدري صبر كن تا كسي كه پهلوي آقاست، صحبتش تمام شود. از فرصت استفاده كردم و پرسيدم: چرا آقا با پرواز عمومي به مشهد مي‌روند؟! گفت: آقا فقط سفرهاي رسمي دولتي را با پرواز اختصاصي مي‌روند. سفرهاي شخصي [كه عمدتا هم سفر زيارتي به مشهد است] را مثل همه مردم، با پروازهاي عمومي مي‌روند. پرسيدم: يعني مي‌روند برايشان بليط مي‌خرند؟! گفت: بله. مثل همه مسافرهاي معمولي، برايشان بليط مي‌خرند. بدون اطلاع يا تشريفات خاص، مي‌آيند سوار هواپيما مي‌شوند و راهي مي‌شوند. تازه توي هواپيماست كه خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ايشان مي‌شوند. صبر كردم تا صحبت نفر قبلي تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفي كردم و....» منبع/جهان سيطره كابالا بر هاليوود! رئيس انجمن منتقدان سينمايي، ضمن تشريح نفوذ صهيونيسم در هاليوود و نقد و بررسي فيلم اواتار ، اين فيلم را وابسته به فرقه كابالا از فرقه‌هاي منحرف صهيونيستي، مي‌داند. وي مي‌نويسد: پيش از اين پال اسكات در نشريه معتبر ديلي ميل در سال 2004 پس از پيوستن برخي از هنرپيشه‌ها و سينماگران‌هاليوود به فرقه كابالا، از فعاليت‌هاي شديد اين فرقه صهيونيستي و رهبر 75 ساله آن فيووال كروبرگر يا فيليپ برگ پرده برداشته و تاكيد كرده بود كه فرقه كابالا عملا بر هاليوود حكومت مي‌كند. فيليپ برگ براي اوّلين بار در سال 1969 دفتر فرقه خود را در اورشليم (بيت‌المقدس) گشود و سپس كار خود را در لس‌آنجلس ادامه داد. دفتر مركزي فرقه كابالا در نزديكي هاليوود، واقع است. اين رهبر «خودخوانده» فرقه كابالا فعاليت خود را بر هاليوود متمركز كرد، طي دو سه سال از طريق جلب هنرپيشگان و ستاره‌هاي هاليوود و مشاهير هنر غرب به شهرت، ثروت و قدرت فراوان دست يافت؛ خانه‌هاي اعياني در لس‌آنجلس و منهتن خريد و شيوه زندگي پرخرجي را در پيش گرفت. امروزه، شبكه فرقه برگ از توكيو تا لندن و بوئنوس‌آيرس گسترده است و اين سازمان داراي چهل دفتر در سراسر جهان مي‌باشد. فرقه كابالا ادعا مي‌كند كه داراي سه ميليون عضو است. سازمان برگ خود را فرا ديني مي‌خواند و مدعي است كه كابالا فراتر از دين، نژاد، جغرافيا، و زبان است و با اين تعبير ، درهاي خود را به روي همگان گشوده است. اعضاي فرقه، فيليپ برگ را راو مي‌خوانند. راو همان رب يا رباي يا ربي است كه به خاخام‌هاي بزرگ يهودي اطلاق مي‌شود. فعاليت فرقه كابالاي برگ در سال 2004 به‌ناگاه اوج گرفت و با اعلام پيوستن مدونا ( خواننده مشهور آمريكايي) به اين فرقه در رسانه‌ها بازتابي جنجالي داشت. بسياري از خاخام‌هاي سنت گراي يهودي، عقايد فيليپ برگ و فرقه اش را منشأ گرفته از جادوگران و ساحران مصر باستان و حتي شيطان پرستي يا پاگانيسم دانستند. واقعيات نشان مي‌دهد كه برگ تنها نيست. كانون‌ها و رسانه‌هاي مقتدري در پي ترويج فرقه او هستند و مقالات جذاب و جانبدارانه‌ درباره‌اش مي‌نويسند. «كابالا هاليوود را فرا گرفته» عنواني است كه مدتهاست در اين نشريات به چشم مي‌خورد. تايمز لندن در سال 2004 گزارش مفصلي درباره پيوستن مدونا به فرقه كابالا منتشر كرد. گزارش تايمز همدلانه بود و تبليغ به‌سود فرقه برگ به‌شمار مي‌رفت. به‌نوشته تايمز، در جشن يهودي پوريم، كه در دفتر مركزي فرقه كابالا برگزار شد، صدها تن از مشاهير لس‌آنجلس و هاليوود حضور داشتند. يكي از مهم‌ترين اين افراد ، مدونا بود كه از هفت سال پيش از آن در مركز فوق در حال فراگيري كابالا بود و اكنون رسماً كاباليست شده نه تنها او بلكه بسياري ديگر از مشاهير سينما و موسيقي جديد غرب، از پير و جوان، به عضويت فرقه كابالا درآمدند: از اليزابت تيلور 72 ساله و باربارا استريسند 62 ساله تا ديان كيتون، دمي مور، استلا مك‌كارتني، بريتني اسپيرز، اشتون كوشر، ويونا رايدر، روزين بار، ميك جاگر، پاريس هيلتون (وارث خانواده هيلتون، بنيانگذاران هتل‌هاي زنجيره‌اي هيلتون) و ديگران. اين موج، ورزشكاران را نيز فرا گرفت: ديويد بكهام (فوتباليست انگليسي) و همسرش ويكتوريا، آخرين مشاهيري بودند كه در ماه مه 2004، به عضويت فرقه كابالا درآمدند. شواهد و قرائن موجود و برخي خبرها حاكي از آن است كه جيمز كامرون نيز در سال 2005 به اين فرقه صهيونيستي پيوسته و گفته مي‌شود از همان زمان كليد توليد فيلم اواتار زده شد. چنانچه براي اولين بار خبر توليد فيلم اواتار تحت عنوان پروژه 880 در ژوئن 2005 در مجله هاليوود ريپورتر به طور رسمي انتشار يافت. منبع/فارس ايران هفتمين مصرف كننده لوازم آرايشي! نتايج يك بررسي در ايران نشان مي‌دهد زنان ايراني هفتمين مصرف كننده بزرگ محصولات آرايشي در جهان هستند! بر اساس اين گزارش، چهارده ميليون زن ايراني هر سال دو ميليارد و يكصد ميليون يورو را براي خريد انواع مختلف لوازم آرايشي هزينه مي‌كنند! گفتني است بي توجهي مسئولان و خانواده‌ها، به هنجارها و مقولات اخلاقي مهمي همچون «حجاب اسلامي» و اوضاع آشفته حظور زنان بدحجاب در اماكن عمومي، همواره از اصلي ترين دلايل رواج بي بند و باري‌هاي اخلاقي در سطح جامعه ايران بوده است. منبع/صراط