ستون آزاد

By:

Jan 1, 1970

تدريس بدون دانش آموز در قديم، بر اساس يك شيوة نادرست، كلاس‌هاي درس در دو، سه روز پايان اسفندماه به دليل نزديكي ايام عيد عملاً تعطيل مي‌شد. يك بار دانش آموزان كلاسي با يكديگر قرار گذاشتند كه در آن چند روز آخر سال در هيچ كلاسي حاضر نشوند، اما تنها كلاسي كه دلهره داشتند. كلاس شهيد رجائي بود و نمي‌دانستند. چه بكنند كه به هر حال، كلاس ايشان هم با همين تصميم تعطيل شد. تنها دانش آموزي كه آن سال به دليل نامعلومي در مدرسه مانده بود، براي بچه‌ها تعريف كرد:‌ از دور مراقب بودم و ديدم آقاي رجائي سر ساعت به كلاسش رفت، در حالي كه يك نفر هم حضور نداشت. مدتي طول كشيد، شك كردم كه نكند واقعاً كساني در كلاس باشند و من خبر نداشته باشم. بعد از حدود بيست دقيقه مشاهده كردم ايشان از كلاس بيرون آمد، در حالي كه مانند گذشته دست‌هايش را كه كاملاً گچي شده بود،‌ به هم مي‌زد و پاك مي‌كرد تا او از سالن خارج شد بعد بلافاصله داخل كلاس شدم. با شگفتي ديدم كسي در كلاس نيست. اما مطالب جديدي بالاي تخته نوشته شده است. خوب كه خواندم، متوجه شدم او درس آن روز را دقيق به طور كامل روي تخته پياده كرده و زير آن پيامي نيز به دانش‌آموزان داده است. بالاي تخته، نام خدا؛‌ بسم الله الرحمن الرحیم و بعد مطالب درسي بود و در پايان آن چنين نوشته بود؛ من براي انجام وظيفه به كلاس آمدم و درس را نوشتم. ضمناً فرارسيدن سال نو را به همه تبريك مي‌گويم و از خداوند در سال جديد، موفقيت يكايك شما را خواستارم(رجائي)‌ وقتي ايشان در اولين جلسة بعد از عيد وارد كلاس شد، تا دقايقي، كسي از شرمندگي سرش را بالا نمي‌آورد كه به صورت ايشان نگاه كند. كتاب رمز جاودانگي ، حسن عسكري راد بوستان كتاب قم شبنم ياد دنيا را چندان بي وفايي بود، كه دل آينه هم شكست، من هم شايد، شكسته بودم. اما گفتند كه آمده‌اي، به باور من آمده‌اي، دنبا و بي وفايي روزگاران باور مرا هم شكست آينة شكسته دلم ماند و من و تنهايي و دنياي سخني كه در چشم من مي‌شكست و به همراه قطرات باران اشكهايم به سطرهاي سرنوشتم جاري مي‌گشت. لحظه‌ها گذشتند، تمام شدند، و من براي هميشه در احساس تو انتظار جمعة‌ موعود را معتكف شدم ... . و اما به انتظار ثابت خواهم كرد كه جز به عشق تو و خداي تو زندگي نكرده‌ام و تا پايان لحظه‌هاي بودنم جمعة ديدارت را منتظرم خواهم ماند ... . ديدگاه دانشجويي دروس معارف اسلامی در شب امتحان مطالعه مي‌شود، زيرا ... • مريم ابري، دانشجوي حسابداري، دانشگاه آزاد علي آباد كتول: زيرا براي بچه‌ها مهم نيست، در دانشگاه هم كسي به آن توجه نمي‌كند حتي مسئولين. آنها از اساتيدي كه درس‌ها را براي بچه‌ها خوب توضيح بدهند استفاده نمي‌كنند، كتاب‌ها هم جذاب نيستند و استاد نيز نتوانسته جذابيت لازم را ايجاد كند. •محمد حسين دهقاني زاده، دانشجوي برق دانشگاه آزاد يزد: زيرا:‌ 1ـ‌ تبليغات مثبت در مورد اين دروس بسيار كمتر از ساير دروس دانشگاهي انجام مي‌شود و بنا به نظر خود اساتيد دانشگاه اعم از اساتيد معارف و ساير اساتيد،‌ اهميت كمتري دارند. 2ـ هدف فقط پاس كردن اين درس‌ها است نه يادگيري و پيگيري آنها براي آينده و ادامه تحصيل. 3ـ اگر استاد شما هم سر كلاس به جاي تدريس و اهميت دادن به درس، به گفتن جوك و لطيفه بسنده مي‌كرد و درس را سرسري مي‌گرفت، شما هم آن را فقط شب امتحان مطالعه مي‌كرديد. 4ـ چون حجم سنگين ساير دروس زماني را براي مطالعه اين دروس باقي نمي‌گذارد. • ليلا غريب اردكاني، فارغ‌التحصيل رشته منابع طبيعي دانشگاه كردستان: ... زيرا هميشه تكرار مكررات بوده، هميشه پر از كلمات فلسفي غير قابل هضم بوده و محتواي آن غيركاربردي بوده است. در بين دانشجويان، سرسري گرفته مي‌شود چون اغلب سرسري تدريس شده است. سئوالاتش نامفهوم و بعضاً تستي بوده است. با خواندن يك دور كتاب، كمتر از 17 يا 18 از آن گرفته نمي‌شود و گاهي وقتي كتاب برداشته شده تا مطالعه شود با تداعي چهره استاد مربوطه دوباره به جاي اول خود برمي‌گردد. حتي عوض شدن متن كتاب‌ها نه تنها مسأله را حل نكرده، بلكه معماي ديگري به آن افزوده است. اگر هدف تلقي بهتر از دروس معارف بوده، آيا تعويض متن كتاب مشكلي را حل كرده است؟‌ آيا بلااستفاده ماندن كتاب هاي سال‌هاي قبل، اسراف در كاغذ، چاپ، جوهر و ... نيست؟‌ • هاجر غريب اردكاني، دانشجوي رشته رياضي دانشگاه ياسوج: .... زيرا هيچ گاه مجالي براي بحث منطقي در مورد دروس وجود ندارد. هميشه بايد حفظ شود و تدريس آن هرگز مفهومي نبوده. پس چيزي را كه بايد حفظ كرد،‌ چه بهتر كه شب امتحان آن را خواند، قبل از آن كه فراموش شود. •علي فيوجي،‌ دانشجوي رشته تاريخ دانشگاه زنجان: اين نظر شماست، نظر من و اكثر دانشجويان اين نيست. • محسن زماني، دانشجوي رشته ادبيات دانشگاه زنجان: ... زيرا استاد در دانشجو احساس نياز نسبت به اين دروس را ايجاد نمي‌كند و دانشجو خود را از اين دروس بي‌نياز مي‌داند و فقط نيازمند نمره است. • حسين رضوي، دانشجوي رشته جغرافياي دانشگاه زنجان: ... زيرا دانشجو در طول ترم اهميت نمي‌داده و بي برنامه بودن استادان و دانشجويان چنين نتاجي هم دارد. «هر كسي آن دِرَوَد عاقبت كار كه كشت». • خانم كوهي، دانشجوي رشته زراعت دانشگاه شهر كرد: ... زيرا يادگيري آنها آسان بوده و چون جزء درس‌هاي اختصاصي نيستند، دانشجويان وقت زيادي روي مطالعه آنها نمي‌گذارند. • مصطفي شخصي نيا، دانشجوي رشته دامپزشكي دانشگاه شهركرد: زيرا:‌ الف‌ ـ‌ امتحان ياكوئيزي گرفته نمي‌شود. ب ـ در دانشگاه‌هاي خمود ما ساير دروس نيز از اين قانون مستثني نيستند. ج ـ‌ كتب متغير اين دروس معمولاً دير به دست دانشجويان مي‌رسد. • دانشجوي دانشگاه آزد علي آباد كتول: ... زيرا اهميت آن را در زندگي نمي دانيم. • دانشجوي دانشگاه آزاد علي آباد كتول: ... زيرا هر درسي كه از طرف استاد جدي گرفته نشود مطمئناً از طرف دانشجو هم بي‌ارزش تلقي مي‌شود و به قولي «حرمت امامزاده را متولي آن نگه مي‌دارد».