روانشناسي دين حجت‌الاسلام دكترمسعود آذربايجاني (قسمت دوم/پاياني)

By:

Jan 1, 1970

 با توجه به روش‌هاي مختلفي كه در روانشناسي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، آيا در روانشناسي دين از همة اين روش‌ها استفاده مي‌شود يا برخي از روش‌ها بيشتر مدّنظر است؟  در روانشناسي دين چون موضوع دينداري است، متناسب با موضوع، روش شناسي مان هم بايد خيلي گسترده تر باشد. يعني به روش‌هاي آزمايشگاهي يا تجربي صرف، به آن معناي محدودش نمي‌توانيم اكتفا كنيم. وگرنه با اين توري كه در دست داريم صيد چنداني نخواهيم كرد. بايد مقداري وسيع تر بگيريم. خودِ اينها هم به اين توجه دارند. يكي از كساني كه در اين موضوع كار كرده، ديويد وُلف است كه در كتاب روانشناسي دينش به بحث روش شناسي كه مي‌رسد، روش شناسي تحقيق در روانشناسي دين را به دو دستة بزرگ تقسيم مي‌كند: 1. روش‌هاي عيني يا كمّي 2. روش‌هاي ذهني يا كيفي. او مي‌گويد ما از همة اينها در تحقيقات روانشناسي دين بايد بهره ببريم. حالا نمونه‌هايي از اينها را برايتان مي‌گويم. در تحقيقات عيني؛ روش‌هاي آزمايشي و آزمايشگاهي، روش‌هاي همبستگي، روش‌هاي مشاهده و روش‌هاي باليني تمام اين موارد هست. در روش‌هاي كيفي يا ذهني از تمام روش‌هايي كه به ذهن مي‌آيد مثل مطالعة زندگينامه‌هاي افراد، خاطرات، زندگينامة خودنوشت يا ديگرنوشت حتي رؤياها و افكاري كه داشتند، درون نگري، استفاده از تجارب درون نگرانة آنها و مطالعة موردي استفاده مي‌شود اگر بخواهيم موردي را بياوريم خود ويليام جيمز از اين روش خيلي استفاده كرده و به همين دليل مي‌توانيم بگوييم ما با گسترة وسيعي از روش‌ها مواجهيم. البته اين نكته وجود دارد كه چون روانشناسي دين يك علم محسوب مي‌شود بايد روش‌ها به گونه‌اي باشد كه قابليت بين الأذهاني داشته باشد. يك فرد نمي‌تواند بگويد كه من چون در خواب ديدم يا به من الهام شد، اين را به عنوان يك قاعده در روانشناسي دين به كار ببرد. اگر ما همان رؤيا را بتوانيم بين الاذهاني كنيم يعني تعداد زيادي از رؤياها را بررسي و گزارش كنيم و مضمون‌هاي مشتركي از آن به دست آوريم مي‌توانيم از اينها قاعده استخراج كنيم. پس گسترة وسيعي از روش‌هاي كمّي و كيفي دارد، البته قيدش اين است كه ما بتوانيم بين الاذهاني كنيم. قوامش به يك فرد خاص نيست.  تا چه اندازه كارهايي كه در اين زمينه شده به زبان فارسي ترجمه شده است؟  اگر بخواهم از حضور روانشناسي دين در ايران گزارشي بدهم، مي‌توانيم بگوييم تقريباً دو، سه سال است كه روانشناسي دين، با اين عنوان مطرح شده و شايد اولين كتابِ كلاسيك، كتاب «درآمدي بر روانشناسي دين» است كه كتابي تأليفي است و اولين بار در سال 1385 آن را منتشر كرديم. اين اولين كتابي است كه با اين عنوان انتشار يافته است. به دنبال آن كتاب ديگري از «ديويد ولف» به نام «روانشناسي دين» است كه آقاي دهقاني ترجمه كرده و به تازگي منتشر شده است اين كتاب كلاسيك و بسيار مهمي در زمينة روانشناسي دين است. كتاب ديگري كه اخيراً در زمينة روانشناسي دين نوشته‌ام، «روانشناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز» است كه تقريباً آراء ويليام جيمز در حوزة روانشناسي دين است. اينها آثاري است كه با همين عنوان منتشر شده ولي اگر ما بر عنوان جمود نداشته باشيم كتاب‌هاي بيشتري در اين زمينه هست كارهايي كه قبل از انقلاب در اين زمينه شده كتاب «دين و روان» از ويليام جيمز است كه تقريباً شش گفتار اصلي از كتاب ويليام جيمز است، آن كتاب حدود بيست گفتار است، كه شش گفتارش در كتاب «دين و روان» توسط آقاي مهدي قائني ترجمه و در سال 1346 براي اولين بار منتشر شده است. دو كتاب‌ ديگر تحت عنوان «توتم و تابو» و «آيندة يك پندار» از فرويد در حوزة روانشناسي دين است كه قبل از انقلاب ترجمه و منتشر شده است اينها مهمترين كتاب‌هاي قبل از انقلاب است، حالا شايد چند مورد ديگر هم باشد كه در اين درجه از اهميت نيست. بعد از انقلاب هم كتاب‌هاي متعددي چاپ شده است. «روانكاوي و دين» از اريك فروم. از يونك هم حدود هشت كتاب داريم كه در اين زمينه ترجمه شده و كتاب‌هاي مهمي است مثل «روانشناسي و دين»، «پاسخ به ايوب»، «انسان در جستجوي روح» از «ويكتور فِرانكل» حدود شش كتاب داريم. مثل «انسان در جست و جوي معنا»، «پزشك روح»، «خدا در ناخودآگاه» و كتاب‌هاي متعددي كه مهم است و عمدتاً هم نگاه‌هاي مثبت و عميقي دارد و قابل استفاده است.مي‌تواند مفيد باشد.  آيا مي‌توان گفت تا به حال خيلي توجهي به اين شاخه روانشناسي در ايران نشده است؟ بله به صورت رسمي كه توجه جدي نشده است. الآن در كشورهاي ديگر ما هم دِپارتمان‌هايي تحت عنوان روانشناسي دين داريم كه يكي از شاخه‌هاي انجمن روانشناسي دين در آمريكاست و اينها به شدت و جديت به اين موضوع مي‌پردازند. مجلات متعددي تحت عنوان روانشناسي دين منتشر مي‌شود؛ در مقطع فوق ليسانس و بعضاً دكتري يكي از درس‌هايي كه در بسياري از دِپارتمان‌هاي علوم انساني مي‌گذرانند، همين روانشناسي دين است به خصوص كتاب «وُلف» يكي از كتاب‌هاي كلاسيك است كه در آنجا تدريس مي‌شود؛ در ايران اصلاً رشته‌اي تحت اين عنوان نداريم؛ متأسفانه تا دو، سه سال پيش اصلاً توجهي به آن نمي‌شد. اخيراً توجه بيشتري مي‌شود. در بعضي از مؤسسات و مراكز هم اين كتابِ روانشناسي دين به عنوان يكي از واحد‌هاي درسي تدريس مي‌شود. ولي هنوز هم در دانشگاه‌هايمان توجه جدي به موضوع و رشتة روانشناسي دين نداريم و جاي آن واقعاً خالي است. تا آنجا كه من اطلاع دارم فقط اخيراً در برخي از مؤسسات و دانشگاه‌هاي قم در حدّ دو واحد درسي در مقطع فوق ليسانس، روانشناسي دين تدريس مي‌شود ولي در دانشگاه‌هاي ديگر هيچ واحد درسي به اين موضوع اختصاص داده نشده است.  در مورد ابزارهاي تحقيقات درجه يك ـ چون بعضي وقت‌ها تحقيقات درجة يك است، بعضي وقت‌ها درجة دو است؛ يعني استفاده از تحقيقاتي كه ديگران انجام دادند ـ آن تحقيقات درجة يك كه مخصوصاً در روانشناسي دين مي‌تواند انجام ‌شود، آيا ابزارهاي خاصي لازم دارد؟ يعني مثلاً نياز به آزمايشگاه هست؟ بحثِ روش را كه به نظر من يك مقداري مبهم گذشت، توضيح بفرماييد. از چه ابزارهايي استفاده مي‌شود؟ آيا زمينة لازم براي تحقيقاتش در كشور ما وجود دارد؟ آيا امكاناتي مي‌خواهد كه ما نداريم؛ يا نوعاً ميداني كار مي‌شود؟  بخشي از ابزارها كه همان ابزارهاي عام است و ما از همان‌ها هم استفاده نمي‌كنيم. مثل روش مشاهده يا بررسي زندگينامه‌هاي خودنوشت يا ديگرنوشت، خاطرات، رؤياها كه اينها در حقيقت پديده‌هاي ديني را توضيح مي‌دهد و توصيف مي‌كند. بخشي است كه نياز به ابزار خاصي ندارد و همان‌ها را ما مي‌توانيم تحقيقات ميداني كنيم. ولي اگر بخواهيم تحقيقات آزمايشگاهي بكنيم، قطعاً نياز به ابزارهاي ويژه‌اي هست كه بخشي از آن را ما داريم. مثل ابزارهايي كه براي بيوفيدبَك يعني همان سِنسورها يا دستگاه‌هايي كه به بدن و قسمت‌هاي مختلف وصل مي‌كنند و امواجي كه مربوط به بدن يا مغز هست را ضبط مي‌كند.كه اين دستگاه‌ها را ما در ايران داريم، منتها در اين موضوعاتِ تحقيقاتي هيچ وقت استفاده نمي‌كنيم. مثلاً فرض كنيد براي يك شخص روزه‌دار يا كسي كه مشغول تلاوت قرآن است در مواقع مختلف بياييم امواج بدني‌اش را بررسي كنيم. شنيدم كه موارد كمي از اينگونه تحقيقات در يكي از بيمارستانهاي تهران انجام شده كه اگر بخواهيم بررسي كنيم اين كار امكان‌پذير است. بعضي از دستگاه‌ها هم هست كه ويژة اين موارد است و بايد كار شود. در همين كتاب وُلف به بعضي از دستگاه‌هايي كه ساخته شده اشاره مي‌كند. مثلاً براي حالات ويژه‌اي كه يك مرتاض هندي دارد، يا بعضي از افراد كه عمليات يوگا انجام مي‌دهند، نفس خودشان را حبس مي‌كنند و مانند اينها دقيقاً جزئي‌ترين واكنش‌ها يا رِفلكس‌هايي كه در بدن يا سيستم رواني‌اش انجام مي‌شود را ضبط مي‌كند. اينها نيازي به دستگاه‌هاي دقيق دارد. اگر ما به اين سمت برويم، علي القاعده مي‌توانيم ابزارها و دستگاه‌هايش را هم تهيه كنيم.  يك مقدار به حوزة خودمان در بحث دروس معارف و استادانِ معارف نزديك‌تر بشويم. به نظر شما مباحث روانشناسي دين چه كمكي به استاد معارف مي‌كند و با كدام يك از دروس معارف بيشتر مي‌تواند مرتبط باشد. مثلاً ما درس اخلاق داريم، درس مباني نظري داريم كه بيشتر رويكرد فلسفي و كلامي دارد، بحث‌هاي روانشناسي دين با كدام يك از دروس معارف تناسب دارد و چه استفاده‌هايي مي‌شود كرد؟  در مورد دروس معارف و استادان دانشگاه، از دو زاويه مي‌توانيم به فوايد بحث‌هاي روانشناسي دين نگاه كنيم. يكي زاوية دروس معارف و يكي ارتباط اساتيد با دانشجويان است كه از هر دو زاويه مي‌تواند مباحث روانشناسي دين، براي اساتيد معارف مفيد باشد و مي‌تواند كاركرد و اطلاعاتشان را در اين زمينه تقويت كند. در رابطه با دروس معارف، قطعاً در درس اخلاق و معارف مؤثر است و مي‌تواند كارآيي‌هاي جدي‌تري داشته باشد. به خصوص بعضي از مباحث. يكي از مباحث مهم روانشناسي دين، آثار دينداري است. يعني دينداري در انسان چه نتايج و آثاري دارد؟ آيا دينداري زندگي بهتري را براي ما به ارمغان مي‌آورد يا نه؟ ما مي‌توانيم در بحث‌هاي اخلاق اسلامي و مباني نظري اسلام از اين تحقيقات استفاده كنيم. تحقيقات و مطالعات تجربي زيادي در اين زمينه كرده‌اند، رابطة دينداري را با رضايت از زندگي، با شادكامي، با سلامت، رابطة معكوسي كه دينداري با اضطراب و افسردگي دارد را بررسي كرده‌اند و مخصوص ايران هم نيست در خارج از ايران هم هست. بياييم اينها را بررسي كنيم و نتايجش را ببينيم و براي دانشجويان گزارش بدهيم. چون اين كار خيلي تجربي است براي دانشجويان هم تأثيرگذارتر است.  در كتاب‌هايي كه معرفي فرموديد، معمولاً بحث‌هاي كلي راجع به روانشناسي دين ارائه مي‌شود. آيا كتاب‌هايي وجود دارد كه اين مباحث ملموس را آورده باشد و استاد معارف بتواند به شكل آسان‌تري به اين گونه مطالب دست پيدا كند؟  كتاب «روانشناسي دين از نگاه ويليام جيمز» يك فصلش راجع به آثار دينداري است. در اين كتاب هم تحقيقات تجربي را آورده و هم بحث‌هاي نظري را. در كتاب «مقياس سنجش دينداري» باز همين طور، بخشي از اين تحقيقات و مطالعات را دربارة همبستگي بين دينداري و مقولات ديگر آورديم. اين يك بخش است در زمينة آثار دينداري كه اعم از آنچه كه به صورت رابطة همبستگي نشان مي‌دهيم يا آثاري است كه في نفسه نشان مي‌دهد. ما مي‌توانيم استفاده كنيم و مي‌تواند براي استادان معارف مفيد باشد. نكتة دوم كه به نظر مي‌رسد شبهات و اشكالاتي است كه مي‌تواند در ذهن بعضي از دانشجويان باشد. مثلاً آيا منشأ دينداري ترس نيست؟ آيا ضعف رواني انسان نيست؟ كه بعضي مي‌آيند صريحاً نظرية فرويد يا اِليس را مطرح مي‌كنند. بعضي هم ديگران را مطرح مي‌كنند و اينگونه مطالب در اختيار و دسترس دانشجويان است. گاهي خود دانشجو سئوال مي‌كند، گاهي هم سئوال نمي‌كند. ما بايد با ارتباط بيشتر با دانشجويان اشكالاتشان را بفهميم زيرا مباحث روانشناسي دين مستقيماً به همين موضوع مي‌پردازد. اينها را بررسي كرده‌اند. ما در كتاب‌هايمان ديدگاه‌هاي فرويد را بررسي كرديم، ديدگاه‌هاي ديگر را نقد و بررسي كرديم. خودِ غربي‌ها نقدهاي جدي بر فرويد دارند. مثلاً «جان مَك كواري» يكي از محققيني است كه كتاب «تفكر ديني در قرن بيستم» را نوشته است، او چند نقد جدي بر فرويد دارد. «جان هيك» و ديگران هم نقد دارند كه ما بعضي از آنها را در نوشته‌هايمان آورده‌ايم. بنابراين اساتيد معارف كه با دانشجويان سر و كار دارند، دانشجويان هم ارتباطشان با اينترنت و با سايت‌هاي مختلف زياد است و با اين شبهات آشنا هستند. به ويژه وقتي كه شبهات را مطرح مي‌كنند يا خود استاد مي‌بيند كه منشأ اين شبهات به اين گونه مباحث روانشناسي دين مربوط است، بايد اِشرافِ كافي داشته باشد تا بتواند پاسخگو باشد. پاسخگويي به اينگونه شبهات بدون مطالعه و آگاهي كافي از مباحث روانشناسي دين امكان پذير نيست. اين هم باز يك محور است كه مي‌تواند براي استاد معارف مفيد باشد. محورِ سوم هم در رابطه با بحث‌هايي مثل سنجشِ دينداري و مقولاتي از اين قبيل است. يك نگاهي كه در دانشگاه‌هاي ما وجود دارد، نگاه كمّي است كه مي‌خواهيم همه چيز را اندازه بگيريم و بسنجيم يكي از محورها يا ابعاد مهمّ روانشناسي دين بحث سنجش دينداري است كه ما در كتاب «روانشناسي دين» يك فصل را به اين بحث و ابعاد آن اختصاص داديم. اين هم براي يك دانشجو خيلي مهم است كه آيا ما مقياس‌هايي در اين زمينه داريم؟ الآن در ايران، به خصوص در اين ده، پانزده سالة اخير، مقياس‌هاي متعددي در رابطه با دين، و نگرش‌هاي ديني و خود دينداري ساخته شده است. بايد اينها را به دانشجو معرفي كنيم و نتايج تحقيقات را بيان كنيم و مورد نقد و بررسي قرار دهيم. چون دانشجو يك نگاه كمّي دارد، اساتيد معارف با احاطه و اِشراف از اينگونه مقياس‌ها و تحقيقاتي كه انجام شده است مي‌توانند اطلاعات بيشتري به دانشجويان بدهند و حتي گاهي در دانشگاه‌ها از اينگونه ابزارها استفاده كنند و آنها را اجرا نمايند. نكته ديگر درباره كاربرد اين علم در حوزة دروس معارف يا به طور كلي در حوزه تبليغ دين در دانشگاه اين است كه دانشجوهايمان را با ابزارهاي علمي ارزيابي كنيم. ـ البته ابزارها بايد استانداردتر و قوي‌تر شود و روز به روز تكامل پيدا كند ـ دانشجوي ما وقتي الآن دوازده واحد درس‌هاي معارف مي‌خواند، هدف اين است كه دينداري او افزايش پيدا كند. وإلّا نمي‌خواهيم صرفاً اطلاعاتش افزايش پيدا كند. اگر ما بياييم با مقياس‌هاي مطمئن قبل از ارائة اين دروس از دانشجو مقياس بگيريم و بگوييم اينها را پر كن بدون اينكه اسم بخواهيم و به او كد بدهيم. بعد از اينكه اين دروس به خصوص برخي از درس‌هاي ويژه مثل مباني نظري، اخلاق و متون كه در آن ديدگاه‌هاي ديندارانه اهميت بيشتري دارند را گذراند، بياييم دومرتبه از او مقياس بگيريم. قاعدتاً بايد بعد از گذراندن دروس معارف دينداري او افزايش پيدا كرده باشد. اگر افزايش نيافت يا كتاب‌هاي ما اشكال دارند، يا استادهاي ما يا فضا فضاي مناسبي نيست. بايد اينها آسيب شناسي شود. بنابراين روانشناسي دين در اينجا هم مي‌تواند هم به استاد معارف كمك كند هم به نهاد در ارزيابي ميزانِ موفقيتِ ما در بحث تربيت ديني و معارف ديني و دينداري دانشجويان مي‌تواند كمك كند. اين به نظر من بُعد بسيار مهمي است كه روانشناسي دين مي‌تواند كمك بسيار موثري در فعاليت‌هاي ديگر نهاد مثل اردوها يا عمره دانشجويي و مانند اينها داشته باشد به همين شكل مي‌توانيم ارزيابي علمي و نسبتاً دقيقي هم داشته باشيم.  به نكات بسيار جالب و مفيدي اشاره فرموديد و بسيار استفاده كرديم فكر مي‌كنم براي استادان معارف و مسئولين نهاد نيز جذاب و قابل توجه باشد با توجه به اينكه زماني كه در اختيار ما قرار داده‌ايد تمام شده است خواهش مي‌كنم اگر نكته‌اي لازم مي‌دانيد كه بايد به بحث اضافه شود و ما اشاره نكرديم بفرماييد.  به عنوان كسي كه چندسالي است مطالعاتم در حوزة روانشناسي دين است و خودم هم در گذشته به عنوان استاد معارف اسلامي در دانشگاه‌هاي مختلفي مثل دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه تهران و بعضي از دانشگاه‌هاي ديگر با دانشجويان ارتباط داشتم، به عنوان يك تجربة كوچك عرض مي‌كنم كه مطالعة اساتيد معارف و اِشراف آنها و آگاهي نسبتاً خوب آنها در حوزة روانشناسي دين مي‌تواند موفقيت آنها را در ارائة دروس و ارتباطشان با دانشجويان دو چندان كند و توفيق بيشتري در كارها داشته باشند.  از اينكه وقتتان را در اختيار نشريه اطلاع رساني معارف قرار داديد كمال تشكر و سپاس را داريم.  از شما كه اين فرصت را در اختيار من قرار داديد تشكر مي‌كنم.