تازه هاي انديشه

By:

Jan 1, 1970

چهل سال ذلت علامه شهيد مرتضي مطهري اشاره آنچه پيش روي شماست، بخشي از سخنراني علامه شهيد مرتضي مطهري در عاشوراي 1390 ه‍.ق (27 اسفند 1348) يعني حدود 40 سال پيش از اين است. اگرچه چند دهه از اين حرف‌ها مي‌گذرد و استاد خود پس از اين سخنراني، تاوان آن را پرداخت و پس از دستگيري، مدتي را در سلول انفرادي به سر برد، اما ظاهرا هنوز هم اين سخنان تازه و البته بي‌مدعي است؛ آنچنان تازه كه مي‌تواند در قالب «تازه‌هاي انديشه» جاي گيرد؛ با هم بخوانيم: ... اگر پيغمبر اسلام زنده مي‏بود، امروز چه مي‏كرد؟ درباره چه مسأله‏اي‏ مي‏انديشيد؟ والله و بالله قسم مي‏خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش‏ امروز از يهود مي‏لرزد! اين يك مسأله دو دو تا چهار تاست. اگر كسي نگويد، گناه كرده است، من اگر نگويم و الله مرتكب گناه شده‏ام، هر خطيب و واعظي اگر نگويد، مرتكب گناه شده است. گذشته از جنبه اسلامي، فلسطين چه ‏تاريخچه‏اي دارد؟ قضيه فلسطين مربوط به دولتي از دولت‌هاي اسلامي هم نيست‏، مربوط به يك ملت است، ملتي كه او را به زور از خانه‏اش بيرون‏ كرده‏اند... والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم. به خدا قسم مسئوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم. و الله قضيه‏اي كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستاني كه دل حسين بن علي را خون كرده، اين قضيه است. اگر مي‏خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم، اگر مي‏خواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش‏ بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علي امروز بود و خودش مي‏گفت براي‏ من عزاداري كنيد، مي‏گفت چه شعاري بدهيد؟ آيا مي‏گفت بخوانيد: "نوجوان اكبر من" يا مي‏گفت بگوييد: "زينب مضطرم الوداع، الوداع"، چيزهايي كه من (امام حسين) در عمرم هرگز به اين جور شعارهاي پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرف‌ها نگفتم؟! اگر حسين بن‏ علي بود، مي‏گفت اگر مي‏خواهي براي من عزاداري كني، براي من سينه و زنجير بزني، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر 1300 سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان بخورد. هي دروغ در مغز ما كردند كه‏ آقا اين يك مسأله داخلي است، مربوط به عرب و اسرائيل است. ... به‏ قول عبدالرحمن فرامرزي؛ اگر مال اينهاست و مذهبي نيست، چرا يهوديان‏ ديگر دنيا مرتب براي اينها پول مي‏فرستند؟ ما چه جوابي در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا، نه يهودياني‏ كه فعلاً شناسنامه اسرائيلي دارند، 500 ميليون دلار براي اينها فرستادند كه با اين پول‌ها فانتوم بخرند، بمب‏ بريزند بر سر مسلمانان؟! شنيده‏ام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته [1347 شمسي] معادل پول 2 فانتوم‏ فرستادند! 36 ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان براي آنها به عنوان كمك رفت. من آن يهودي‌ها را به عنوان اينكه يهودي هستند، ملامت نمي‏كنم، ما خودمان را بايد ملامت كنيم، او به همكيش خود كمك كرده‏ است، با كمال افتخار پول مي‏فرستد، رسيدش هم از موشه‏دايان مي‏آيد و آن‏ را در بازار هم نشان مي‏دهد، مي‏گويد بيا رسيدش را ببين. مگر همين 2، 3‏ شب پيش ننوشتند (من بريده‏اش را از "اطلاعات" دارم) كه الآن فقط يهوديان مقيم امريكا روزي يك ميليون دلار به اسرائيل كمك مي‏كنند؟! آن وقت، تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم، خودمان را شيعه علي بن ابيطالب بخوانيم. اصلاً من بايد بگويم بعد از اين داستاني را كه ما از علي بن ابيطالب نقل‏ مي‏كنيم، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه روزي علي بن ابي‏ طالب شنيد، دشمن به كشور اسلامي حمله كرده است؛"و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار"، بعد فرمود شنيده‏ام زينت يك زن مسلمان يا زني را كه‏ در حمايت مسلمانان است، گرفته‏اند. شنيده‏ام دشمن، سرزمين مسلمين را غارت كرده است، مردانشان را كشته است، اسير كرده است، متعرض زنان‏ آنها شده است، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است. بعد همين‏ علي بن ابيطالب كه ما اظهار تشيع او را مي‏كنيم و نسبت به او حساسيت‌هاي‏ بي‌معنا و دروغين نشان مي‏دهيم فرمود: «فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندي جديراً»(1). اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد، سزاوار است و مورد ملامت نيست. آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالي به آنها بكنيم؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند؟ عزيزان ندارند؟ آيا اينها براي حق مشروع بشري قيام نمي‏كنند؟ كيست كه امروز منكر شود كه فلسطيني‌هاي آواره، حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ من در سفر مكه بعضي از اينها را ديدم. يك جوان‌هايي، فقط مي‏گفتند: «دماء الشهداء»؛ ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است. افرادي‏ در ميان آنها هستند كه والله براي لباسشان محتاجند و برهنه مي‏جنگند. اگر 700 ميليون جمعيت مسلمان دنيا، هر فرد روزي يك ريال بدهد، در سال‏ نزديك به 300 ميليارد دلار مي‏شود. اگر فقط مردم ايران كه 25‏ ميليون نفر هستيم و 98 درصد ما مسلمان است، هر فرد، روزي يك‏ ريال به فلسطيني‌ها كمك كند، در سال حدود 90 ميليون تومان مي‏شود. اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزي يك ريال كمك كند، در سال 9 ميليون‏ تومان مي‏شود. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ (2) الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ»(3). به وسيله مال كه مي‏توانيم كمك كنيم. والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولين سؤالي كه بعد از مردن‏ از ما مي‏كنند، همين است كه در زمينه همبستگي اسلامي چه كرديد؟ پيغمبر فرمود: «من سمع مسلماً ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم»(4) هر كس بشنود، صداي مسلماني را كه فرياد مي‏كند ياللمسلمين، مسلمانان به‏ فرياد من برسيد، و او را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست، من او را مسلمان نمي‏دانم. چه مانعي دارد كه ما براي اينها حساب باز كنيم؟ چه‏ مانعي دارد كه مقدار كمي از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟ چرا يهوديان دنيا حتي يهوديان ايران كمك بكنند و ملت‌هاي ديگر آنها را تحسين كنند، بارك الله بگويند، ملت بيدار بگويند، ولي ما نكنيم؟ مردم بيدار آن مردمي هستند كه فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند. من وظيفه خودم را عمل كردم. وظيفه من فقط گفتن بود و خدا مي‏داند، جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگري نبود. اين كمك مالي را وظيفه‏ شما مي‏دانم. و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظي مي‏دانم كه اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظي من واجب مي‏دانم كه چنين حرفي را بزند. مراجع تقليد بزرگي مثل آيت‌الله حكيم و ديگران، رسماً فتوي داده‏اند كه كسي كه در آنجا كشته مي‏شود، اگر نماز هم نخواند، شهيد در راه خداست. پس بياييم به خودمان ارزش بدهيم، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم، به كتاب‌هاي خودمان ارزش بدهيم، به پول‌هاي خودمان ارزش‏ بدهيم، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم. علت اينكه دولت‌هاي‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمي‏انديشند، اين است كه معتقدند، مسلمان غيرت ندارد. امريكا را فقط همين يكي جري كرده است. مي‏گويد مسلمان جماعت، غيرت ندارد، همبستگي و همدردي ندارد. مي‏گويد يهودي كه‏ براي پول مي‏ميرد، جز پول چيزي نمي‏شناسد، خدايش پول است، زندگيش پول‏ است، حيات و مماتش پول است، به يك چنين مسأله حساسي كه مي‏رسد، روزي‏ يك ميليون دلار به همكيشانش كمك مي‏كند ولي 700 ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكي به همكيش خود نمي‏كنند... پي‌نوشت‌ها: 1. نهج البلاغه، خطبه 27. 2. نساء/ 95. 3. توبه/ 20. 4. اصول كافي،‏ج 2، ص 164 (به جاي مسلما، رجلا آمده). 5. لهوف، ص 50. منبع: جلد دوم «حماسه حسيني» بحران صهيونيسم پروفسور سيدحميد مولانا مكتب و نظام سلطه گراي صهيونيسم در حال فروپاشي است. كشتار دسته جمعي و فجايع غزه كه وجدان هر فرد بشردوست را تكان داده است، فقط يك طرف اين پديده و دگرگوني در سيستم بين المللي است؛ طرف ديگر اين سكه نيز ادامه افول مشروعيت بسياري از سران دول عربي، اتحاديه اروپا و سازمان‌هاي بين المللي به ويژه شوراي امنيت سازمان ملل است كه در مقابل حملات و خسارات جاني و مالي وارده به غزه و محاصره 1.5 ميليون نفر از ساكنان آن سرزمين با تصميم نگرفتن قاطعانه خود در حقيقت سكوت اختيار كرده اند. آمريكا نيز با حمايت هميشگي خود از اسرائيل و در آستانه انتقال قدرت در واشنگتن بار ديگر خشم افكار عمومي دنيا را عليه خود برانگيخته است. و اما جريان سومي كه در اين چند هفته در حال وقوع است اعتراض و همبستگي فوق العاده مردم دنيا عليه اين جنايات و بسيج و بيداري هر چه بيشتر امت اسلامي عليه استكبار داخلي و خارجي است. هر كس كه رابطه اين سه جريان را با يكديگر درك نكند از عواقب تغييراتي كه در سيستم بين المللي امروز صورت مي‌گيرد غفلت كرده است. دقيقا 30 سال قبل در چنين روزي بود كه شاه معدوم از ايران فرار كرد و چندي نگذشت كه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران ديوارهاي سيستم استكبار جهاني فرو ريخت. چه كساني سقوط رژيم شاهنشاهي و استقرار حكومت اسلامي و متعاقب آن فروپاشي شوروي، انهدام رژيم صدام حسين، و افول قدرت اقتصادي سياسي و اجتماعي ايالات متحده آمريكا را پيش بيني مي‌كردند؟ ظهور نهضت‌هاي اسلامي فلسطين، لبنان و ساير نقاط در عرض همين سه دهه صورت گرفت. به طور خيلي خلاصه، در تاريخ 1500 ساله تمدن بشري، بار ديگر انديشه و فرهنگ بيش از عوامل اقتصادي و سياسي و حتي تكنولوژي در روابط بين المللي تاثيرگذار گرديد. حقيقتا چه طور مي‌توان انتظار داشت كه در قرن بيست و يكم يك دولت و سيستم اشغالگر با ارتشي مدرن و مجهز و بزرگ (و تنها نظامي كه در خاورميانه داراي تسليحات كشتارجمعي هسته اي است) به نام اسرائيل كه عضو رسمي سازمان ملل است اين همه جنايات و ستم را عليه يك ملت مظلوم و بي گناه در سرزميني كه متعلق به خود آنهاست، مرتكب شود و بتواند باقي بماند؟ توجه كنيد اگر اين محاصره، اين حملات، اين جنايات عليه مردم و كشوري مانند انگليس، هلند، بلژيك، لهستان يا آمريكا اتفاق مي‌افتاد، چه سروصدائي در دنيا و در سازمان‌هاي بين المللي برپا مي‌شد؟ فلسطين، از جمله نوارغزه، نه ارتش و تجهيزات مدرن امروزي دارد و نه دولت آن به عنوان دولت رسمي و عضو سازمان ملل متحد شناخته شده است. رسانه‌هاي غربي بدون استثناء فاجعه غزه را به جاي جنگ بعنوان يك «كشمكش» پوشش مي‌دهند! و براي هر يك فلسطيني حداقل 20 دولتمرد و سخنگوي رژيم اسرائيل در رسانه‌ها ظاهر شده و با آنها مصاحبه مي‌شود. حقيقت اين است كه فاجعه غزه نه يك جنگ است و نه يك كشمكش. جنگ به حالتي اطلاق مي‌شود كه دو ارتش در مقابل يكديگر قرار دارند، در حالي كه در غزه فقط يك ارتش در مقابل مردم قرار دارد؛ كشمكش نيز يك رويارويي دو طرفه و غيرنظامي است. آنچه امروز در غزه صورت مي‌گيرد چيزي جز كشتار جمعي و قصابي زن و مرد و كودك بي گناه نيست. اين يك جنايت بشري است، اين همان هولوكاستي است كه صهيونيسم ادعا دارد بر قوم يهود اتفاق افتاده، و اين كشتار جمعي در فلسطين، بر مردم فلسطين، و در اردوگاه‌هاي فلسطين صورت مي‌گيرد. فاجعه غزه و توطئه حمله به مردم آن سرزمين تحت دو شرط آغاز شد: (1) سكوت و بي توجهي رسانه‌ها و شبكه‌هاي خبري جهاني و بسياري از مطبوعات و رسانه‌هاي داخلي به اين موضوع و (2) خروج تدريجي و پايان قدرت و حاكميت سران دول اسرائيل، آمريكا، و رهبران سكولار تشكيلات خودگردان فلسطين. براي مطبوعات و شبكه‌هاي رسانه اي اروپا و آمريكا كوشش در سرنگوني رئيس جمهور زيمبابوه در آفريقا بيشتر اهميت داشت تا پوشش محاصره نوارغزه و كمبود آذوقه و نبود آب و برق و دارو. قبل از حمله اسرائيل به غزه، خبر درگذشت ساموئل هانتينگتون نظريه پرداز آمريكائي، احساسات و نوشته‌هاي غرب گرايان مطبوعات و رسانه‌هاي داخلي را بيشتر برانگيخت تا شهادت و مبارزه جوانان و مردم بي گناه غزه! كمتر رسانه خارجي و داخلي گزارش داد كه چگونه صهيونيست‌ها و مزدوران غربي از انتشار و توزيع اخبار غزه جلوگيري مي‌كنند. معادلات در روابط بين المللي عوض شده است. امروز مردم نقش و جايگاه مهمتري در قدرت جهاني دارند. حقايق هيچ‌وقت براي هميشه پنهان نمي‌ماند. منبع: رجانيوز