try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

نماز و حكمت آن در اديان ابراهيمي

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
حبيب الله كاظم خاني

مقدمه
هر ديني يك سلسله تعاليم را در قالب «عقايد» و «اساطير» در باب سه موضوع مهمّ خدا، انسان و جهان در اختيار آدمي مي¬نهد و نيز يك رشته احكام متناسب با آن عقايد را در قالب «اخلاقيات» و «عباديات» در باب ارتباطات و مناسبات انسان با خدا، با خودش، با انسان‌هاي ديگر و ساير موجودات عرضه مي¬دارد كه اين احكام و آن تعاليم مجموعاً شأن و كاركرد خاصّي دارند.
افعال و رفتارهاي مورد توصيه يا الزام دين را مي¬توان به دو دسته عمده تقسيم كرد:
1) افعال اخلاقي (moral) مثل عدالت ورزيدن، صداقت داشتن، احسان كردن، متواضع بودن و... كه ممكن است مطلوب لذاته يا مقدمه¬اي براي رفتارهاي ديگر باشد.
2) افعال عبادي (مناسكي ـ شعائري (ritual)) كه هيچ ديني را بدون اين شعائر (اعمال مقدس)، اعم از ساده و پيچيده شامل خطبه و خطابه، سرود و مناجات، تعظيم كردن و زانو زدن، تقديم هداياي گوناگون و...، نمي¬توان تصوّر كرد. اين اعمال و رفتارهاي مناسكي ـ شعائري دو خاصيت عمده دارند: يكي اينكه همگي اعمالي سمبليك و نمادين هستند، اما اين اعمال در شبكه و بافت اعتقادي هر دين و مذهبي معنا و مفهوم و شأن و كاركرد خاصّي دارند؛ و ديگر آنكه در خدمت هدفي¬اند. في¬المثل، به دنبال ايجاد حالات و ملكات اخلاقي در انسان¬اند؛ به سخن ديگر، در پي آنند كه فضايل اخلاقي را تعليم و القا كنند و در ذهن و ضمير فاعل رسوخ دهند.
افزون بر اين، گرچه شيوه¬هاي عبادت و شعائر و مراسم گوناگون و اعمال مذهبي از ديني به دين ديگر فرق مي¬كند، مشابهت‌هاي بنياديني را در روح و جوهر اديان مي¬توان يافت كه عبارت است از اينكه همه اين اعمال به شيوه¬هاي خاص خود، معطوف به خدا يا خدايان براي كسب لطف و رحمت آنان است.
معناشناسي عبادت
واژه «عبادت» از لحاظ لغت¬شناسي مشتق از ريشه «عَبَد» به معناي «خضوع، اطاعت خاشعانه و نهايت خضوع» است و در اصطلاح به شناخت، احترام و تكريم خدا يا خدايان اطلاق مي¬شود و فعاليت‌هايي نظير ستايش، پرستش، اعتراف، شكرگزاري، شفاعت و دادخواهي را در بر مي¬گيرد كه عمدتاً نقش تنظيم و ساختاردهي را در اديان برعهده دارند.
مضافاً اينكه دو واژه «عبادت» و «عبوديت» كه هر دو مأخوذ از ريشه «عَبَد» است، در زبان‌هاي عبري و عربي به معناي واحدي به كار رفته، با اندك تفاوتي در هر سه دين ابراهيمي (يهوديت، مسيحيت و اسلام) به معناي اطاعت كامل و محض و صادقانه از خداوند در تمامي امور است و هر سه كتاب «عهد قديم»، «عهد جديد» و «قرآن» اين اطاعت محض و خالصانه را مختص به خداوند مي¬دانند.
ناگفته نماند كه عبادات احكام، آداب و اسرار و حكمت‌هايي دارند كه در ادامه به برخي از آنها اشاره خواهد شد.
معناشناسي «صلوه (نماز)»
«صلوه» كه معادل فارسي آن «نماز» است، در لغت به معني «پرستش، سجود، بندگي و اطاعت، و خم شدن براي اظهار بندگي» است. و در اصطلاح به يكي از فرايض ديني گفته مي¬شود كه طي مراسمي به صورت فردي يا جمعي به عنوان عبادت روزانه اقامه مي¬شود. اين مراسم كه، با تفاوت‌هايي، در همه اديان ابراهيمي وجود دارد، غالباً با تطهير و آداب و تشريفات خاصّي در محلي و به سوي مكاني يا جهتي خاص برگزار مي¬شود.
نماز (تُفيلا) و حكمت آن در يهوديت
بنابر اعتقاد يهوديان، هدف از آفرينش انسان، عبوديت، بندگي و به عبارت ديگر تشبّه يافتن به آفريننده جهان است. مراد از تشبّه يافتن، انجذاب صفات خدا (يهوه) در خود است. از ميان صفات گوناگون، هفت صفت، پسنديده درگاه الهي مي¬باشد كه عبارتند از: ايمان، صداقت، عدالت، احسان، ترحّم، راستي و صلح¬جويي. در اين ميان، مهم‌ترين صفتي كه تمامي روابط انسان با خدا بر آن استوار مي¬شود، «ايمان» است. ايمان هنگام دعا كردن و نماز خواندن به عالي‌ترين وجه جلوه¬گر مي¬شود. به سخن ديگر، نماز (تفيلا) بهترين فرصتي است كه يك يهودي در آن مي¬تواند به خداي خويش تقرّب جويد.
از مهم‌ترين شرايط تفيلا آن است كه
1‌ـ‌ براي هر نماز بايد نَطيلا (وضو) گرفت ؛
2‌ـ‌ در اوقات خاصّي، بايد اقامه شود؛
3‌ـ‌ تفيلا را مي¬توان به دو صورت انفرادي و به جماعت به جاي آورد؛
4‌ـ‌ بايد رو به قبله (بيت¬المقدس) ايستاد؛
5‌ـ‌ بدن نمازگزار و مكان نماز بايد پاك باشد و بهتر است كه در كنيسه برگزار شود؛
6‌ـ‌ آقايان هنگام خواندن تفيلا سر خود را با كلاه (كيپه يا كيپا) و زنان موهاي خود را بايد بپوشانند؛
7‌ـ‌ خواندن تفيلا در هر سه نوبت صبح، بعدازظهر و شامگاه بر مردان بالغ (بالاي 13سال) واجب است و خانم‌ها مكلّفند كه از ميان سه نوبت، دست كم يك نوبت آن را بخوانند؛
8‌ـ‌ در صورت عدم امكانِ خواندن يك نوبت تفيلا، مي¬توان آن را در نوبت بعدي، با دوبار خواندن جبران نمود.
تفيلا كه نام عبري نماز است، به دو بخش كلّي تفيلاي عادي و تفيلاي ويژه تقسيم مي¬شود. تفيلاي عادي در تمام ايام هفته (شنبه شب الي بعدازظهر جمعه) هر روز سه نوبت خوانده مي¬شود كه عبارتند از:
1) شحريت (صبح): از حدود يك ساعت قبل از طلوع آفتاب تا حدود چهار ساعت پس از آن.
2) مينحا (بعدازظهر): نيم ساعت پس از ظهر شرعي تا دقايقي پس از غروب آفتاب.
3) عرويت (شامگاه): از غروب آفتاب تا قبل از سپيده دم روز بعد.
اين سه تفيلا از دو بخش مقدّمات، مؤخّرات و يك بخش اصلي تشكيل شده است. هر چند مقدّمات و مؤخّرات اين سه تفيلا با هم متفاوتند و مقدّمات و مؤخّرات نماز صبح (شحريت) طولاني¬تر از بقيه است. در هر سه تفيلا گزيده¬اي از تورات، تلمود، مزامير و متون مربوط به تفيلا قرائت مي¬شود. بخش اصلي تفيلاها كه به «لَحَش» (به معناي آهسته) يا «شَمُونَه عَشَرَه» (به معناي هجده دعا) معروف است، به صورت مشترك و يكسان خوانده مي¬شود، با اين تفاوت كه در تفيلاهاي شحريت و عرويت علاوه بر بخش اصلي لَحَش، متن «شَمَع يسيرائِل» كه گزيده¬اي از آيات تورات است و در آن توحيد، پاداش و مجازات الهي و توجه به احكام خداوند مورد تأكيد قرار گرفته است، قرائت مي¬شود. همچنين، در روزهاي دوشنبه و پنجشنبه پس از قرائت «شمونه عشره» تومار دستنوشته تورات از جايگاه مخصوص خود در كنيسه بيرون آورده مي¬شود و بخش كوتاهي از فصل مربوط به آن هفته از روي آن قرائت مي¬گردد.
تفيلاي ويژه مشتمل است بر: 1‌.‌ شَبات (شنبه)؛ 2‌.‌ رُوش حُودِش (اول ماه عبري)؛ 3‌.‌ اعياد سه گانه و اول سال نو عبري؛ 4‌.‌ يوم كيپور. اين تفيلاها گاهي اوقات، با تغييراتي، در تفيلاهاي عادي و بعضاً با خواندن تفيلاهاي اضافي مثل «موساف» و قرائت متن¬هاي ويژه مانند «سفر توراه» و «هِلِل» (به معناي تهليل و ستايش از خداوند) در مناسبتهاي مختلف خوانده مي¬شود.
نماز و حكمت آن در مسيحيت
مسيحيت كه مدعي است ديني مبتني بر رهايي و نجات از زندگي توأم با رنج و گناه است، عيسي را منجي بشر معرّفي مي¬كند و در آن اعتقاد بر اين است كه راه رهايي و رستگاري در تشبّه يافتن به مسيح است. تشبّه يافتن به مسيح با تأسّي به رفتار و كردار وي ميسّر است؛ يعني اينكه زندگي مسيح را كه به طور قطع اسوه و نمونه اعلاي زندگي آميخته با عشق و محبّت عميق، تواضع و تحمّل درد و رنج است، بايد الگوي زندگي قرار دارد.
اما نكته مهمّ اين است كه رستگاري و نجات بدون فيض خدا ميسّر نيست و براي كسب فيض خدا بايد به درگاهش دعا و نيايش كرد. دعا و نيايش مسيحي ممكن است فردي يا جمعي باشد و اغلب در كليساها برگزار مي¬شود، امّا برگزاري عبادات جمعي عمدتاً در روز يكشنبه اتفاق مي¬افتد.
قدر مسلّم آن است كه نماز، آنگونه كه در يهوديت و اسلام رايج است، در مسيحيت وجود ندارد، بلكه غالباً صورت دعا و نيايش به خود گرفته است. همچنين، شكل، آداب و الفاظ خاصي ندارد. هر مؤمن مسيحي آزاد است كه آنطور كه كليسا سفارش مي‌كند، يا هر طور ديگري كه دلش بخواهد، نماز بخواند و دعا كند. افزون بر اين، مسيحيان نماز واجب ويژه¬اي كه هر روز، يا روزهاي خاصّي بخوانند، ندارند.
نماز و حكمت آن در اسلام
دين اسلام، همانند ساير اديان، داراي عباداتي است كه نشانه¬هاي عبوديت و شيوه¬هايي براي برقراري ارتباط بشر با خدا تلقّي مي¬شود. عبادات صور گوناگوني دارد كه بارزترين مصداق آن نماز است. اهميت نماز در دين اسلام تا بدان پايه است كه به عنوان ستون دين معرفي و قبولي ساير عبادات به قبولي آن مشروط شده است. قرآن كريم نيز نماز را نشانه ايمان، تقوي، اصلاح، فروتني، احسان، نيكوكاري و... مي¬داند.
نماز در دين اسلام احكام، آداب و اسراري دارد. از مهم‌ترين احكام نماز در اين دين مي¬توان به داشتن طهارت (وضو، غسل، تيمّم)، ايستادن رو به قبله (مسجدالحرام)، رعايت اوقات معين، داشتن شرايط ويژه از حيث مكان و لباس و... اشاره كرد.
مقصود از آداب نماز، مستحبّاتي است كه تعدادي از آنها در كتاب‌هاي فقهي آمده است، مانند پوشيدن لباس پاكيزه، شانه كردن موها، خوشبو كردن خود و به دست كردن انگشتر عقيق و... . تعدادي ديگر از اين آداب را بايد در كتاب‌هاي اخلاقي و عرفاني جستجو كرد. از جمله «توجه به عزّ ربوبيت و ذلّ عبوديت»، «خشوع»، «سكونت قلب و اطمينان خاطر»، «نشاط و بهجت»، «تفهيم»، «حضور قلب» و... .
همچنين گفتيم كه نماز اسرار و حكمتهايي دارد كه باطن و حقيقت معنوي آن را تشكيل مي¬دهد كه با باطن انسان در ارتباط است و حشر انسان نيز با همان خواهد بود. به عبارت ديگر، سرّ همه عبادات از جمله نماز رسيدن به يقين و كمال است. البته، وصول به اين مرتبه از نماز براي همگان ميسور نيست مگر براي اهل معرفت و «اهل الله»، كه حقيقت آن «عبارت از حصول معراج حقيقي و قرب معنوي و وصول به مقام فناي ذاتي است.»
در يك تقسيم¬بندي كلي مي¬توان نماز را در دين اسلام به دو نوع تقسيم كرد:
الف) نمازهاي واجب؛ كه عبارتند از: 1. «نماز يوميه و آنچه ملحق به آن است مانند نماز جمعه، نماز قصر (شكسته)، نماز احتياط، نماز قضاء و نمازي كه نمازگزار دوباره آن را اعاده مي¬كند؛2. نماز آيات كه شامل زلزله، خسوف و كسوف و مانند اينها مي¬شود؛3. نماز ميت؛4. نماز طواف واجب خانة كعبه براي حجّ و عمره¬اي كه واجب شده باشد؛5. نماز قضاي والدين بر پسر بزرگ؛6. نمازي كه بواسطه اجاره، نذر، قسم و عهد واجب مي¬شود.»
ب) نمازهاي مستحّبي؛ تعداد اين نوع نمازها بسيار زياد است كه از جملة آنها مي¬توان به موارد زير اشاره كرد:
ا‌.نافلة نمازهاي روزانه (مجموعاً بيست و چهار ركعت)؛2‌.نماز غفيله (دو ركعت)؛3‌.نماز شب (يازده ركعت)؛ 4‌.نماز تراويح (نمازي بيست ركعتي و به قولي هشت ركعتي كه به صورت دو ركعتي بطور انفرادي يا به جماعت پس از نماز عشاء در ماه مبارك رمضان خوانده مي¬شود و مخصوص اهل سنّت مي¬باشد)؛ 5‌.نماز عيدين (عيد فطر و عيد قربان)؛6‌.نماز استسقاء (طلب باران)؛7‌.و...
گفتني است كه هر يك از اين نمازها احكامي دارند كه به سبب آشنايي خوانندگان محترم، از ذكر آنها خودداري مي¬شود و در صورت نياز مي¬توان به كتب فقهي مراجعه كرد.
نتيجه¬
از آنچه گذشت، چنين برمي¬آيد كه نماز ـ صرفنظر از تفاوت‌هاي آشكاري كه در آن از لحاظ صورت و محتوا در اديان ابراهيمي ديده مي¬شود ـ عالي‌ترين جلوه و بارزترين مصداق عبادت است كه از طريق آن مي¬توان به مقام قرب الهي نايل آمد كه معناي حقيقي آن وصول به مقام يقين و كمال نهايي مي¬باشد.
پي نوشتها:
1 .‌ هر ديني داراي نظامي عقيدتي است که در قالب مجموعة گزارههايي دربارة ذات، صفات و افعال خداوند و ارتباط او با جهان و انسان و نيز سرنوشت انسان و... بيان ميشود. اين بعد از دين را در فرهنگ اسلامي "اصول دين" يا "اصول عقايد" مينامند.
2 . مراد از اساطير داستان‌هايي است که رنگ و بوي ديني دارد و نوعاً تأثيري اخلاقي و معنوي در پي دارند. البتّه، اسطوره ناميدن اين داستان‌ها نه به معناي افسانهاي يا موهوم بودن آنها، که به معناي کنايي و تمثيلي بودن آنهاست، و غرض اصلي از ذکر اين داستان‌ها عمدتاً توجّه به جنبههاي تربيتي و اخلاقي آنهاست.
3 . symbol: آن چيزي است که ميتواند به عنوان جانشين چيز ديگري به کار رود. نمادها اين خاصيت را دارند که ميتوانند مفاهيم را به صورتي ملموس، مختصر و مفيد جمع و خلاصه کنند و باعث ايجاد قدرت تمرکز بر مراسم مذهبي شوند و تشخيص و تفکيک امور مقدس و نامقدس از يکديگر را نيز آسانتر ميسازند. مثلاً، وضو گرفتن در دين اسلام نه تنها آدابي براي تطهير، بلکه اعلام شعارِ روي بر تافتن ذهن، چشم، پاها و... از غير خدا و اعلام آمادگي براي حاضر شدن در محضر او نيز هست. (اقتباس از: مک لافلين، شون؛ دين، مراسم مذهبي و فرهنگي؛ ترجمة افسانه نجاريان، اهواز: نشر رَسِش، 1383، صص 82-81).
4 . الياده، ميرچا؛ دين پژوهي؛ ج 1، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي؛ تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1375، ص 79 .
5 . تيواري، کدارنات؛ دينشناسي تطبيقي؛ ترجمه مرضيه (لوئيز) شنکايي؛ تهران: سمت، 1381، صص 248-246 .
6 . حامدي، گلناز؛ فرهنگ اصطلاحات اديان جهان؛ تهران؛ انتشارات مدحت، 1384، ص 267.
7 .‌ اشرفي، عباس؛ عبادات در اديان ابراهيمي؛ تهران: شرکت چاپ و نشر بينالملل، چاپ اول، 1384، صص 32-28 .
8 . عميد، حسن؛ فرهنگ فارسي عميد؛ تهران: انتشارات اميرکبير، چاپ هجدهم، 1362، ص 1045 .
9 . حامدي، گلناز؛ پيشين، ص 210 .
10 . اشرفي، عباس؛ پيشين، صص 59-52 .
11 . "طرز نطيلا گرفتن چنين است: ظرف نطيلا را از آب پر کرده با دست راست بلند کرده و به دست چپ ميدهند و به وسيله دست چپ آب را روي دست راست ريخته آنگاه ظرف را با دست راست گرفته و روي دست چپ ميريزند و اين عمل را سه مرتبه به تناوب تکرار ميکنند." (اشرفي، عباس؛ پيشين، ص 55).
12 . ايزدپناه، مهرداد؛ آشنايي با دين يهود؛ تهران: انتشارات محور، چاپ اول، 1382، صص 71-66 .
13 . تيواري، کدارنات؛ پيشين، صص 172-170 .
14 . اشرفي، عباس؛ پيشين، ص 60 .
15 . همان، صص 73-61 .
16 . جوادي آملي، عبدالله؛ حکمت عبادات؛ مرکز نشر اِسراء، قم: 1378، صص 33، 43 ؛ و نيز امام خميني (ره)، روحالله؛ آداب الصلوه؛ قم: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (س)، 1373، صص 43-7 .
17 . امام خميني (ره)، روح الله؛ سرّ الصلوه (معراج السالکين و صلوه العارفين)؛ قم: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (س)، چاپ چهارم، 1375، ص 14.
18 . مؤسسة مطالعاتي منتظران موعود ـ ط . مسلميزاده؛ رساله توضيحالمسائل محشّي امام خميني (شش مرجع)؛ مشهد: انتشارات هاتف، 1383، ص 271 .
19 . اشرفي، عباس؛ پيشين، صص 92-91 .