try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: جمعه, 6 اردیبهشت, 1398

سئوال از مبدء و عوامل مؤثر در انقلاب اسلامي ايران

Send to friendSend to friend

• آنچه شمرده شد و چيزهاي ديگري علاوه بر اين‌ها، همگي در تحقق و پيروزي انقلاب سهيمند؛ ولي مهم اين است كه عامل اساسي و عنصر اصلي ذي سهم را بشناسيم. بالاخره هر حادثه مهمي كه اتفاق مي¬افتد وقتي وسيع و گسترده باشد و ابعاد مختلف داشته باشد، معمولاً ريشه‌هاي زيادي براي آن مي¬توان از گذشته‌هاي دور تا امروز پيدا كرد؛ اعم از حوادثي كه در گذشته رخ داده، شخصيت‌هايي كه در گذشته شكل گرفتند، الهامي كه از تاريخ مي¬گيرند و ... انقلاب ما هم همين طور است. بالاخره فكر مبارزه با استبداد و سلطنت و حركت در جهت برقراري حاكميت اسلام، معمولاً بعد از صدر اسلام هميشه در گوشه و كنار بوده است. در قرون اخير هم از زمان قاجاريه به اين طرف، بارها اين افكار و حركت‌ها اوج گرفته و در دوران مشروطيت مسئله روز شده و باز در زمان رضا خان دوباره سركوب شده است؛ چنانچه برخي از افرادي كه در آن زمان سركوب شدند تا زمان ما هم در قيد حيات بوده اند. براي مثال، شخص امام در زمان رضا خان حقايقي را ديدند و مظالمي را تحمل كردند. اگر بخواهيم به همه اين ريشه‌ها بپردازيم خيلي فراوان است البته، اين‌ها همه در تكوين شخصيت كساني كه در انقلاب تأثيرگذار بودند ايفاي نقش نموده است. عواملي هم در خود جامعه بوده و در جريان‌هاي مختلفي به عناوين مختلف ناراضي بوده اند؛ يك عده از سياسيون، عده اي از كشاورزان، بخشي از كارگران، بخشي از كسبه، عده اي از تحصيل كرده‌ها، و هر كدام هم به دليلي، و توده مردم هم به لحاظ ديني، اخلاقي، فكري يا معيشتي.
بنابراين، كساني كه عامل واقعي را تركيبي از همه اين عناصر مي¬دانند حرف نابجايي نمي¬زنند. البته اين كه سهم هر يك از عوامل مذكور چقدر است، قابل بحث است و اندازه گيري اش هم آسان نيست؛ ولي ممكن است كه جمع بندي كنيم و نمره بدهيم. پس من مي¬پذيرم كه تركيبي از عوامل گوناگون و ريشه‌هاي مختلف باعث شد كه در يك مقطع زماني و در يك شرايط مناسب، به عنوان نقطه عطف حركت، يك موج و خيزش عمومي ايجاد شود و انقلاب اسلامي را اول به صورت مبارزه و نهضت، و سپس به صورت انقلاب به وجود آورد اينكه حالا بخواهيم مقطعي را هم مشخص كنيم، مرحله بروزش را مي¬شود مشخص كرد، و مقاطع شكل گيري واقعي و تكوينش را هم مي¬شود تعيين نمود. مقطع بروز، به نظر من مسئله انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي بود كه يكباره بخشي از علماي حوزه و مردم را به صحنه سياست آورد. قبل از اين، حركت‌هايي بوده، ولي آن‌ها منقطع شده، مثلاً در زمان مبارزه براي نفت هم توده‌هاي مردم همراه با بخشي از حوزه‌هاي و علما به صحنه آمدند، ولي نهضت سركوب و خاموش شد و تنها به صورت جرقه‌هايي كوچك ادامه يافت. حركت فدائيان اسلام يك توجه عمومي به حاكميت اسلام در ذهن مردم پديد آورد، اما خيلي كوتاه بود و چيز مهمي از آن برجاي نماند. حركت آيت الله كاشاني نيز همراه با همان نهضت نفت بود ـ البته او حقيقتاً مستقل بود، ولي در مقطعي هر دو به هم پيوستند. ولي همه اين‌ها هم باز بعد از شكست دولت مصدق و حتي قبل از آن به خاموشي گراييد و كم رنگ شد. اين حركتي كه در دوره اخير شروع شد، ريشه در آن‌ها نداشت؛ اگر چه افراد زيادي از همانها در اين جا هم بودند و همراهي كردند.
بنابراين، من مقطع بسيار جدي تاريخ شروع نهضت اسلامي را كه منجر به انقلاب اسلامي شد، همان مسئله انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي( در پاييز 1341) به عنوان يك بهانه مي¬دانم؛ به گونه اي كه آمادگي در حوزه‌ها وجود داشت و امام اين آمادگي را خوب درك كرد و از اين زمينه‌ها به طور مناسب استفاده كرد و خلاصه حركت در اين دوره شروع شد. آنهايي كه مي¬خواهند با تاريخ واقعي سر و كار داشته باشند، براي انقلابي با اين ويژگي‌ها، مبدأ ديگري نمي¬توانند پيدا كنند؛ انقلابي كه شعارهايش هنوز هم ادامه دارد. حال اگر پيدا مي¬كنند بگويند. اگر اين را پذيرفتيم، همين جا بايد مسئله دومي را هم بپذيريم و آن اين كه انقلاب كاملاً ديني بود.
زيرا مسائلي كه در آن مطرح شد عناصر غير ديني نداشت، نفس لايحه انجمن‌ها كه بد نبود، بلكه حركت‌ها به طرف يك نوع تظاهر به دموكراسي بود و مي¬خواستند قدري كارها را به خود استان‌ها محول كنند. ولي مطالبي كه در آن بود، يكي حذف سوگند به قرآن بوده كه براي ما معنا دار بود، ديگري اعطاي حق رأي به زن‌ها بود كه آن موقع از نظر بعضي از آقايان علما و تيپ مذهبي هنوز قابل پذيرش نبود، البته براي ما مسئله اصلي هم اين بود كه مي¬دانستيم رژيم مي¬خواهد از اين مسئله يك پايگاه مردمي براي خود بسازد و اساساً اين قضيه براي ما كه در متن جريانات بوديم، پيام ديگري داشت. علي رغم آنچه به مردم گفته مي¬شد و اصولاً مردم و يا حتي بعضي از رفقاي ديگر ما نيز روي عقايد خودشان حركت مي¬كردند، ولي ما مي¬دانستيم كه اصل و اساسش دروغ است. امام هم در حرف‌هايشان فرمودند: مگر مردها حق رأي دارند كه اين‌ها مي¬خواهند به زن‌ها حق رأي بدهند؟ معلوم است كه قصد رياكاري در كار است و مي¬خواهند مردم را فريب دهند. ما هم از هر دو بعد استفاده كرديم؛ هم به افشاي اين فريب پرداختيم و هم از توده مردم استفاده كرديم. البته همان موقع‌ها نيز گفته شد كه اگر روزي واقعاً انتخابات درستي در كشور انجام بگيرد، ما حق زنان را استيفا مي¬كنيم.
مسئله سوم حذف قيد اسلام از شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان بود كه كاملاً وجهه مذهبي داشت. بنابراين، حركتي كه خيلي هم زود به پيش رفت و ملـت، حوزه‌ها، و ما را به عنوان طلبه‌هاي جوان و نسل جديد مبارزان بسيج كرد، همين حركت بود، افرادي از همراهان آيت الله كاشاني يا فدائيان اسلام و ديگران نيز بودند كه در بين ما حضور داشتند، اما آن‌ها خيلي كم بودند و اساس كار در اين زمان امام بودند و شاگردان امام و امثال ما، كه در آن موقع جوان بوديم. از اين پس، اين حركت ديگر خاموش نشد. بنابراين، من نقطه عطف را با يك موج كاملاً ديني و با انگيزه‌هاي اسلامي همراه مي¬بينم كه در آخر دهة سي و در سال‌هاي 40 و 41 آغاز مي¬شود. البته گفتم كه تكوين شخصيت‌ها به گذشته بر مي¬گردد، يعني بعد از شهريور 20، كه كم كم حوزه‌ها تشكيل شد، اعم از حوزه قم و حوزه‌هاي ديگر؛ كه روحانيت بعد از سركوب پهلوي، دوباره جان گرفت و مساجد، حسينيه‌ها، عزاداري‌ها و مناسك مذهبي رونق يافت و ده، پانزده سالي طول كشيد تا اين كه ما افرادي داشته باشيم. بر اين اساس، نيروهاي جديد آمدند و طلبه شدند، درس خواندند و در حوزه رشد كردند، حوادث ملي شدن نفت را ديدند، و مسائل ديگري را در مصر، كشورهاي عربي، فلسطين و جاهاي ديگر مشاهده كردند، و اين باعث شد كه نسل جديدي در دو بعد سياسي و فرهنگي ـ علمي در حوزه به وجود بيايد. به هر حال، دهه سي تقريباً دهه خودسازي بود؛ يعني پايگاه‌هاي ما به وجود آمد و آمادگي پيدا كرديم. افرادي مثل امام، اگر قبلاً حركت نمي¬كردند، شايد دليل عدم حضورشان را به طور مشخص ندانيم، ولي قاعدتاً اولاً پايگاه قوي نداشتند، ثانياً منتظر يك مناسبت فراگير بودند كه پيش بيايد. در زمان آيت الله بروجردي عملاً كسي مثل امام نمي¬توانست موج ايجاد كند. زيرا حرف آخر را آقاي بروجردي مي¬زدند و ايشان هم سياستشان اين بود كه حوزه‌ها را تقويت كنند. در آن مرحله، تكوين پايگاه‌ها و رسالت تاريخي آيت الله بروجردي به خوبي انجام شد بهره گيري از پايگاه‌ها آغاز شد كه امام آن را بر عهده گرفتند و دوستان ديگري در اين راه گام برداشتند.
پي نوشت:
1. گفتاری از آیت الله‌هاشمی رفسنجانی، اقتباس از کتاب آخرین انقلاب قرن: عباس زارع، جلد 2 گفتار یکم صفحه 14 ـ 11.