try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

دروس معارف جزء لاينفك برنامه درسي دانشگاه است

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دكتر توفيقي

دروس معارف جزء لاينفك برنامه درسي دانشگاه است و به دليل مأموريت‌هاي خاص آن دروس ما به شدت بايد از آن حمايت كنيم.
شكي نيست كه دروس عمومي نقش بسيار تعيين كننده اي در بحث تعليم و تربيت دانشجويان به عهده دارد و احياناً اگر اين دروس تضعيف شود و يا خداي نكرده نباشند، خسارات جبران ناپذيري به نظام تعليم و تربيتي دانشگاه وارد مي¬شود.
مطالعاتي هم كه در سطح دنيا و دانشگاه‌هاي معتبر دنيا صورت گرفته و مروري كه به برنامه‌هاي درسي آن‌ها مي¬كنيم تقريباً مي¬توان گفت كه بدون استثنا در اكثر رشته‌هاي درسي آنها، مجموعه اي تحت عنوان دروس عمومي وجود دارد كه البته ممكن است اسامي آن تغيير كند، اما در ماهيت همه آنها به اين نتيجه رسيده اند كه علاوه بر دروس تخصصي اعم از: رياضي، شيمي، فيزيك يا رشته‌هاي مهندسي كه به دانشجويان ارائه مي¬دهند به يك سري دروس عمومي كه در واقع مأموريت خاصي را تعقيب مي¬كنند احتياج دارند و به دليل اهميتي كه دارد از نظر محتوا بايد درست طراحي شود و با بالاترين راندمان هم ارائه گردد. بنابراين ما اين را به عنوان يك اصل پذيرفتيم و در وجود آن ترديد نمي¬كنيم به خصوص براي كشور ما كه داراي نظام آموزشي و فرهنگي خاص است و پيام‌هاي زيادي در حوزه امور تربيتي، اخلاقي و سياسي و در حوزه امور شناختي كشور، مكتب و دين آن وجود دارد كه به دانشجوي خودش منتقل مي¬كند. ما فكر مي¬كنيم كه اگر دانشجو بدون اين زيرسازي‌هاي لازم كه توسط دروس عمومي هم بايد شكل گيرد وارد محيط اجتماع و فعاليت شود احياناً نمي¬تواند موفق باشد و شايد دچار يك نوع بي هويتي و سر درگمي شود. اما آنچه كه بايد در مورد آن دقت كرد بازنگري در محتوا، در روش‌هاي تدريس و روش‌هاي ارائه اين دروس است و مرتفع كردن تنگناهايي كه در اين خصوص وجود دارد. گزارش‌هايي هم كه از دفتر نهاد[معاونت امور اساتيد] دريافت مي¬كنيم انصافاً گزارش‌هاي بسيار كاملي ارائه شده است. به اين معنا كه خود دوستان به خاطر آشنايي كه با اين فضا و دروس دارند و سال‌هاست كه از طريق گروه‌هاي معارف و صدها مدرسي كه اين دروس را تدريس مي¬كنند در جريان امر هستند هميشه يكي از بهترين منتقدين اين جريان بوده و هميشه با نگاه واقعاً علمي به اين قضيه توجه كرده و با دلسوزي مشكلات را نقد كرده است. تنگناها را اعم از مسأله هيأت علمي، تربيت كادر هيأت علمي يا مشكلات ساختاري و تشكيلاتي كه در دانشگاه‌ها وجود دارد به گونه اي دقيق آن‌ها را نقد و بررسي كرده در اختيار ما قرار داده اند. منظور اين است كه واقعاً جمعي وجود دارد و اين جمع كاملاً امانت داري كرده است.
تهاجم فرهنگي و ضرورت بازبيني دروس عمومي
نكته قابل تأمل اين است كه كشور ما دائم تحت تأثير تهاجم فرهنگي است و جوان ما دائم در مواجهه با اين چالش قرار دارد و در تبليغاتي كه توسط كشورها و فرهنگ‌هاي مسلط صورت مي¬گيرد تلاش مي¬شود مقوله اي به اسم نا كارآمدي دين و اين كه دين نمي¬تواند در دنياي متحول كنوني برنامه اي براي پيشرفت داشته باشد را مطرح كنند و جوانان را سست و بي انگيزه نموده به تدريج چيزي را كه خود معتقدند، تزريق نمايند. در حقيقت در صددند تا با تبليغات گسترده، جوانان را نسبت به دين و كاركردهاي آن بي انگيزه كنند. به تدريج به اين طريق دين را به حاشيه برند و به مرور آن متن قالب خود را از دست بدهد تا نوعي فرهنگ سكولاريسم به عنوان متن قالب مسلط شود و در نهايت اداره امور كشور را از نظر فرهنگي و علمي به طور آشكار و پنهان به عهده گرفته در نتيجه ما به ظاهر مسلمان هستيم ليكن در ساز و كارهاي جهاني مسلمان بودن ما نيز هيچ نمود و نشان اجرايي ندارد و در نظام اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ما نيز دين هيچ جاي گفت و شنودي پيدا نمي¬كند. اين جاست كه مردم باور مي¬كنند كه دين در حد حاشيه و تنها ايده اي فردي است، يعني آنچه تحت عنوان جدايي دين از سياست و اين كه با دين نمي¬توان سياست كشور، اقتصاد و مسائل فرهنگي آن را دنبال كرد. در صورتي كه دشمن در اين كار موفق شود، جوان ايراني به يك موجود بي هويت و منفصل از تاريخ علمي، فرهنگي و ديني خود تبديل مي¬شود. زماني كه جوان ايراني از تاريخ اسلام و تاريخ غني كشورش منفك شد، آمادگي همه نوع تهاجم پذيري و القاء هر نوع انديشه و فكر به اصطلاح از خود بيگانه را خواهد داشت. در اين صورت اصالت، باورها و به طور خلاصه اعتماد به نفس نسبت به كشور، مردم، ارزش‌ها و باورها را از دست خواهد داد. بنابراين هميشه فكر مي¬كردم اگر ما قصد داريم در محتواي دروس عمومي بازبيني كنيم اين دروس را از حوزه صرفاً شناختي خارج كنيم و دروس عمومي را به گونه‌اي طراحي كنيم تا دانشجوي ما در دنيايي كه هيچ مرزي نمي¬شناسد از نظر اصول و مباني فكري به گونه اي تجهيز شود كه به يك شخصيت مستقل، خود كفا و خود اتكا تبديل شود و از نظر علمي، ديني و ارزشي آنچنان هويتي پيدا كند كه در معرض تهاجم‌ها به راحتي بتواند پاسخگو باشد و خود را در آن تهاجم‌ها حفظ نمايد. داراي قدرت تميز و تشخيص شود تا در معرض تهاجم‌هاي فكري و فرهنگي راه درست و گزينه صحيح را انتخاب كند. احساس كند كه يك ايراني مسلمان است و مي¬تواند به راحتي از ايراني بودن. از مسلمان بودن. و از ارزش‌هاي مكتب خود با دليل و منطق دفاع كند.
ضرورت توجه به منابع غني اسلامي در بازنگري‌ها
در اسلام، در آيات قرآن و در نهج البلاغه كه از اسناد كليدي و زيربنايي ما هستند چقدر راجع به ارزش علم، انديشه ورزي، خردگرايي نقش عقل به عنوان بزرگترين سرمايه اي كه خداوند به بشر عطا كرده، حتي با همين عبارات تحقيق، پژوهش، مطالعه و تدبر سخن آمده است. چيزهايي كه احساس مي¬كنيم از يافته‌هاي غرب است. غرب بحث عقلانيت را مطرح مي¬كند و امتياز اين بحث را در اختيار خود مي¬گيرد و طوري وانمود مي¬كند گويا اين كه در نظام‌هاي ديني كسي براي تفكر، تعقل و تدبر ارزش قائل نيست و اين‌ها مردمي هستند كه عمدتاً ناقل يك سري احاديث و تفاسير هستند، ما هم گاهي باور و فكر مي¬كنيم كه تحقيقات و پژوهش‌ها از دستاورد‌هاي غرب است و اگر ما خواستار استفاده هستيم بايد از غرب به عاريت بگيريم؛ طبيعي است به محض اين كه چنين اتفاقي مي¬افتد يك جوان ايراني مسلمان هويت خودش را از دست مي¬دهد. به محض اينكه جواني احساس كند بايد برود يك سري مهم‌ها را از غرب بگيرد هويت و غرورش مي¬شكند. با اين كه ايران زماني مهد علم و تمدن و سكان دار پژوهش، مطالعه و كارشناسي بوده و بسياري از حوزه‌هاي علمي را پي ريزي كرده است و الان دنيا نيز به آن اعتراف دارد، چرا تا اين حد عقب مي¬افتد؟ علت اصلي اش اين است كه برنامه ريزي‌هاي ما آنجا كه بايد منطبق با آموزه‌هاي قرآن و نهج البلاغه باشد، نبوده است. در باب تحقيق و اهميت تحقيقات هيچ جايي به نظر من زيباتر از نهج البلاغه اشاره نكرده است. حضرت علي(ع) در نهج البلاغه اشاره مي¬كند كه هيچ عملي مثل تحقيق نيست. در آيات و روايات زيادي، تفكر، انديشه ورزي و مجاهده در مسير علم و علم انگيزي معادل بلكه بالاتر از جهاد في سبيل الله دانسته شده و در رديف عبادات آمده است. البته كشور اين تجربه را دارد يعني كشور ما در يك مقطع تاريخي مثلاً در فاصله قرن دوم و سوم تا قرن ششم با تكيه بر همين آموزه‌هاي ديني بزرگ ترين پيشرفت‌هاي علمي را داشته و سكان دار توسعه‌هاي علمي در سطح دنيا بوده است.
يكي از مهمترين مباحث كه اين روزها نيز بازار گرمي دارد و يونسكو شعار آن را مي¬دهد آموزش براي همه، هميشه و در همه جاست در حالي كه تعبير بسيار روشن تري از اين، قرن‌ها پيش توسط حضرت رسول اكرم(ص) عنوان شده است كه آموزش براي هر زن و مرد بدون قيد واجب است. به نظر من از اين زيباتر نمي¬توان همگاني بودن آموزش را مطرح كرد. چنين شعار پيشرفته اي را هزار و چهارصد سال پيش پيغمبر ما مطرح مي¬كند، آن هم در زماني كه كسي نمي¬دانست آموزش چيست چه مي¬كند. از طرفي پيشرفت‌هاي غربي اساساً متكي به فرهنگ و باورهاي ايراني و مسلمانان است، منتها ما خود كم استفاده كرديم، ديگران اين شعارها را گرفتند و به كار بستند.
بنابراين با توجه به اين مسأله به نظر من و همكاران ما در وزارت علوم واقعاً هيچ ترديدي راجع به ضروت دروس معارف نيست، يعني دلايل زيادي داريم كه برنامه درسي دانشجو بايد به دو قسمت تقسيم شود: يكي تعداد واحد‌هايي كه دانشجو را تربيت تخصصي مي¬كند. مثلاً آن را به يك رياضي دان شيميست، متخصص فيزيك تبديل مي¬كند. بخش ديگري كه او را به يك متخصصي كه بايد به يك سري آرمان‌ها، ارزشها، ايده‌ها، عقايد، افكار مسلط باشد و بتواند در محيط اجتماعي خود منشأ خدمت باشد تبديل مي¬كند. ما در وزارت علوم به هيچ وجه در معرض اين پرسش نيستيم كه اين دروس عمومي حذف شود، منتها كساني هم كه روي دروس عمومي كار مي¬كنند، پيشنهادات اصلاحي داده اند از جمله دانشگاه شيراز، كه در واقع ضمن اين كه اصل دروس عمومي را لازم مي¬دانند، براي اصلاح آن پيشنهادها كرده اند، عمدتاً در تقسيم بندي دروس پيشنهادهايي هم شده است. دروس عمومي را هم به معارف 1 و 2 و اخلاق و ريشه‌هاي انقلاب محدود نكرده اند. دانشگاه شيراز موضوع را اين طور ديده است كه دروس عمومي مأموريت‌هايي دارند كه يكي از آن مأموريت‌ها مثلاً در حوزه معارف است. مأموريت‌هاي ديگري را هم براي دروس عمومي قائل شدند، مثلاً در عرصه زندگي اجتماعي و حقوق اجتماعي، مسائل مربوط به شهروندي را در نظر گرفته اند، به مفهوم دروس عمومي چند مورد ديگر اضافه كردند و فرض را بر اين گرفتند كه فارغ التحصيل دانشگاه اگر قرار است روزي از محيط دانشگاه بيرون برود و در يك محيط بزرگتري به نام جامعه زندگي كند و در آن جامعه مسئوليت‌هاي مهم فرهنگي، سياسي، اقتصادي داشته باشد، بايد از چه مهارت‌ها و اطلاعاتي برخوردار باشد، به طوري كه وقتي وارد جامعه شد به عنوان متخصص شيمي و يا علم مكانيك و يا علم هنر، بتواند در جامعه خود منشأ اثر و تحولات به اصطلاح فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي باشد. بنابراين در مجموعه وزارت علوم، هيچ صحبتي از اين كه دروس عمومي روي آن ترديد شده باشد و اين‌ها نبايد باشد به نظر من منتفي است، اين دروس بايد باشد منتها در دو سه محور بايد مورد بازنگري قرار گيرد، يكي از اهداف دروس عمومي بايد از اول دنبال شود و بر اساس اهداف جديد برنامه‌هاي درسي بازنگري شود تا برنامه‌هاي درسي موثرتر و كارآمد گردد و بعد هم روي روش‌هاي تدريس، در واقع نظرات متنوعي است كه ما چگونه مي¬توانيم دروس عمومي را به شكل كارآمدتري اجرا كنيم. يك بحث هم مربوط به تعداد مدرسين با توجه به حجم بسيار بالاي دروس عمومي و كلاس‌هايي است كه هر سال و هر ترم دانشگاه‌ها برگزار مي¬كنند، تعداد مدرسين ما هم پاسخگوي اين مسأله نيست. صحبت‌هايي هم در كميته شده كه ما به دنبال روش‌هاي تربيت نيروي انساني و تأمين مدرس براي اين رشته‌ها باشيم كه ان شاء الله برنامه ريزي آن اجرا خواهد شد.
پرسش و پاسخ
 لطفاً در مورد جايگاه دروس معارف اسلامي در چارت دانشگاه توضيح بفرمائيد و آيا تعريف روشني در مجموعه قوانين و آئين نامه‌ها از آن ارائه شده است؟
• همه موارد در دست اصلاح است. ما، آئين نامه مديريت دانشگاه‌ها كه آخرين مصوبه آن مربوط به سال 74 است و در آنجا همه اركان، گروه‌ها و شرح وظايف آنها تعريف شده اند را داريم. بله الآن در آن آئين نامه خلأ وجود دارد و گروه معارف در آن به شكل روشني تعريف نشده، ولي در كميته يكي از دستور جلسات ما اين است كه معلوم شود جايگاه مناسب براي گروه‌هاي معارف چيست؟ بعضي معتقدند كه بايد گروه زير نظر رئيس دانشگاه باشد. بعضي مي¬گويند زير نظر معاون آموزشي بعضي معتقدند كه در دانشگاه‌هايي كه دانشكده‌هاي الهيات و معارف اسلامي دارند امر را به دانشكده واگذار كنيد تا خود دانشكده سرويس‌هاي لازم را ارائه دهد، اكنون سه چهار مدل مطرح شده كه دستور كار كميته ماست و در دو سه هفته آينده در دستور كار كميته برنامه ريزي دروس معارف مي¬آيد و ان شاء الله در آنجا تصويب مي¬شود سپس ما آن را وارد آئين نامه مديريت دانشگاه‌ها مي¬كنيم تا مشكلاتي كه هست به وجود نيايد،
 در واقع حداقل اتفاقي كه خواهد افتاد اين است كه گروه‌هاي معارف به عنوان يكي از گروه‌هاي آموزشي دانشگاه تعريف مي¬شوند و هر فعاليتي كه براي گروه آموزشي در آنجا تصور شده حداقلي است كه تسري پيدا مي¬كند.
• البته اگر به اين نتيجه برسيم كه گروه معارف علاوه بر عضويت در شوراي آموزشي دانشگاه مثلاً به دلايلي لازم است در شوراي دانشگاه هم حضور داشته باشد اين را بايد همانجا در آئين نامه مطرح كنيم.
خاصيت اين امر اين است كه مثلاً اگر دانشگاه فردوسي مشهد اصرار دارد كه من در قالب دانشكده الهيات و معارف هم ¬مي¬توانم گروه معارف را جاي بدهم و مثل همه گروه‌ها به آن نگاه كنم حتي اگر لازم باشد براي آن دانشجو بگيرم و اين گروه هم سرويس بدهد كار انجام پذيرد. يعني، لازم نيست گروه معارف در دانشگاه فردوسي زير نظر معاون آموزشي باشد، بلكه زير نظر دانشگاه انجام وظيفه كند. زيرا مادامي كه اين گونه باشد به شكل يك ستاد به آن نگاه مي¬كنند ولي وقتي يك گروه آموزشي شد در كنار گروه آموزشي مثلاً فلسفه قرار گرفت از تمام مزايايي كه گروه فلسفه در دانشگاه معارف و الهيات اسلامي استفاده مي¬كند آن گروه نيز استفاده مي¬كند. اولين نتيجه اش اين است كه ممكن است گروه تقاضاي پذيرش دانشجو كند يا دانشجوي كارشناسي ارشد بگيرد، دانشگاه يزد در اين رابطه تجربه خوبي دارد. به نظر من شايد لازم نباشد كه ما براي همه يك مدل انتخاب كنيم اگر مثلاً دانشگاه يزد آن شرايط را دارد كه آن طوري موفق تر است بگذاريد كارش را انجام دهد. اگر دانشگاه فردوسي مشهد مدعي است من طور ديگري موفق ترم بگذاريد كارش را انجام دهد. اگر فرض كنيد كه دانشكده الهيات و معارف دانشگاه تهران بيست گروه دارد اگر گروه بيست و يكم خود را گروه معارف قرار داد و هيأت علمي جذب كرد و در يك مقطعي تقاضاي دانشجوي فوق ليسانس كرد به نظر ما و از نظر قانوني هيچ منعي ندارد. اين نكته را توجه كنيد كه مادامي كه گروه‌هاي معارف در ساختار علمي دانشگاه جذب نشوند به نظر مي¬رسد نمي¬توانند درست رشد كنند. يعني شما اگر فكر كنيد كه مثلاً يك گروه معارفي در فلان دانشگاه وجود دارد و فقط وظيفه خود مي¬داند كه سرويس ارائه بدهد مثلاً به او بگوييم اينجا شش واحد، آنجا هشت واحد ارائه بده بعد هم عده اي مدرس بيايند و درس بدهند و بروند چنين وضعيتي هيچ وقت نمي¬تواند شكل پژوهشي، دانشجويي و توسعه يابنده به خود بگيرد، ولي به محض اين كه شما به ساختار علمي دانشگاه جذب مي‌شوند نتيجة آن اين است كه يك فضاي تحقيقاتي در درون گروه‌هاي معارف شكل گرفته و در عين حال به دروس معارف تمام دانشكده‌ها، سرويس مي¬دهيد. اين از باب رشد گروه‌هاي معارف مهم است. يك سناريو اين است كه شما صرفاً ستاد باقي بمانيد و در آن ستاد سه واحد درس بدهيد و برويد. يك راه هم اين است كه به عنوان بخشي از نظام علمي دانشگاه فعال شويد هم خودتان ارتقاء علمي پيدا مي¬كنيد. هم از طريق پذيرش دانشجو سرويس‌هايي را كه لازم است ارائه مي¬دهيد.
 در مورد تبديل وضعيت استادان گروه‌هاي معارف اسلامي به خصوص در جهت هيأت علمي شدن آن‌ها در وزارت خانه چه اقدامي صورت گرفته و فرايند امر چگونه است؟
• دانشگاه‌هايي كه هيأت مميزه ندارند به دو طريق مي¬توانند پرونده‌هاي تبديل وضع و ارتقاء خود را مشاهده كنند يكي اين كه به هيأت مميزه منطقه خود ارجاع دهند، مثلاً اگر كسي از دانشگاه ياسوج اين سئوال را كرد. پيشنهاد مي¬كنم كه از دانشگاه شيراز سرويس بگيرد، دانشگاه شيراز اين اختيار را دارد كه پرونده‌هاي ارتقاء، تبديل وضعيت، صلاحيت علمي و همه چيز را از در هيئت مميزه منطقه اي بررسي كند و به ياسوج و بوشهر جواب بدهد در غير اين صورت هيأت علمي مي¬تواند مستقيم با هيأت مميزه مركزي هماهنگي كند.
 طبق اساسنامه فعلي، اساساً بررسي صلاحيت‌هاي علمي و عمومي براي استخدام اعضاي هيأت علمي گروه معارف با تأييد دفتر نهاد است، اما به عنوان وزارت علوم با مشكلاتي مواجه هستيم كه با دوستان هم در كميته صحبت كرديم البته بعضي وقت‌ها مشكلاتي پيش مي¬آيد ولي بالاخره قانون است و ما هم موظفيم رعايت كنيم. ما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيگيري مي¬كنيم كه ما نظام استخدامي دانشگاه‌ها را چند كاره نكنيم. اگر يك عضو هيأت علمي بخواهد در گروه معارف تدريس كند اشكال ندارد، مجوز تدريسش را از دفتر نهاد بگيرد. صلاحيت تدريس را نهاد تأييد كند ولي بحث ما اين بود كه اگر روزي اين مدرس بخواهد به عنوان عضو هيأت علمي فلان دانشگاه استخدام شود اجازه دهيد كه دانشگاه همان روال عادي خود را كه براي همه اعضاي هيأت علمي طي مي¬كند ادامه دهد. بررسي صلاحيت علمي در هيأت مميزه دانشگاه بررسي و صلاحيت‌هاي عمومي هم طبق مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي به هيأت مركزي گزينش استان ارجاع شود البته هنوز نتيجه نگرفتيم و فعلاً همان مواد مندرج در اساسنامه نهاد است.
 آيا بورسيه به گروه‌هاي معارف تعلق مي¬گيرد لطفاً در مورد آخرين مصوبات در اين زمينه توضيحاتي بفرمائيد؟
• در مورد تعلق گرفتن بورسيه به مربيان گروه‌هاي معارف بايد گفت ما از نظر ادامه تحصيل مربيان يك وضع نسبتاً ايده آلي را شاهد هستيم. اين چند ساله برنامه سوم اعتبارات بسيار خوبي به ما داده اند.
آخرين مصوبه اين است كه مربي مي¬تواند در آزمون‌هاي سراسري دكتري شركت كند؛ دوم اين كه اگر يك مربي شصت امتياز از امتيازات آئين نامه ارتقاء را كسب كند از هر گونه كنكوري معاف است و مي¬تواند پذيرش خارج از كشور داشته باشد و هم پذيرش از دانشگاه‌هاي داخل بگيرد و هزينه‌هاي آن به عهده ما خواهد بود؛ از اين جهت فرقي بين دانشگاه آزاد اسلامي و دولتي نيست. درخواست ما اين است كه دفتر نهاد درخواستي به شوراي مركزي بورس بنويسند و تعدادي را نيز مشخص كنند كه ما تعدادي مربي كه بايد در اين رشته‌ها درس بخوانند و به درد گروه‌هاي معارف بخورند، ما مشكلات اين موارد را براي شما در شوراي بورس حل خواهيم كرد و هيچ اعتباري هم به عهده شما نيست.
در واقع بار مالي اعم از ريالي و ارزي را وزارتخانه پرداخت خواهد كرد. بنابراين جهت تقويت اعضاي هيأت علمي گروه‌هاي معارف هم مي¬توانيد از بورس خارج و هم بورس داخل استفاده كنيم.
در مورد حل مشكل امكانات بسيار كمي كه به گروه‌هاي معارف تعلق مي¬گيرد و عدم تخصيص امكانات به آنها بايد بگوييم شما مظلوم در گوشه اي افتاديد، مثلاً زير نظر معاون آموزشي، فكر مي¬كنم كه بايد اين گروه‌ها در يك دانشكده اي مستقر شوند و رديف ساير گروه‌ها از اعتبارات آن گروه، يا امتيازات آن گروه و ديگر امكانات استفاده كنند. اگر اين اتفاق نيفتد ذي حساب هيچ پرداختي به شما نخواهد كرد. شما مي¬توانيد موضوع را انشاء كنيد و به وزير برسانيد بايد تمام روساي دانشگاه ‌ها و ديگر دست اندركاران، وقتي كه در حال تنظيم بودجه تفصيلي هستند گروه‌هاي معارف و هزينه‌هاي آن را ملاحظه كنند. شما بعنوان وظيفه بايد يك نفر را جهت اين امر تعيين كنيد تا در هنگام تنظيم بودجه‌هاي تفصيلي هزينه معارف را در نظر بگيرند. مكاتبات را شما انجام دهيد ما پرداخت مي¬كنيم.
 لطفاً در مورد مشكلاتي كه در رابطه با استخدام فارغ¬التحصيلان دانشگاه آزاد اسلامي وجود دارد و همچنين راهكارهاي ارائه شده از سوي وزارت محترم جهت حل اين مشكلات و تلقي وزارت محترم از دانشگاه‌هاي آزاد و برنامه‌هاي آن توضيحاتي بفرمائيد؟
• ما با يك سري موانع قانوني در ارتباط با فارغ¬التحصيلان دانشگاه آزاد اسلامي مواجه هستيم كه البته نمي¬خواستيم اين موانع قانوني حقي را از كسي ضايع كند راه حلي براي آن پيدا كرديم. طبق مقررات آموزش عالي كشور كه جزو قانون مصوب مجلس است در آخرين قانون وزارت علوم كه در سال 53 آمده است وزارت علوم تنها مرجع صدور تأسيس واحد‌هاي آموزشي و صدور رشته‌هاي تحصيلي و ارزشيابي مدارك تحصيلي است اين عين قانون وزارت علوم، وزارت فرهنگ و آموزش عالي سابق است و هنوز هم جاري است. روال ما اين است كه مثلاً وقتي يك نفر از دانشگاه صنعتي شريف، از دانشگاه تهران يا علامه فارغ¬التحصيل مي¬شود گرفتن مدرك
شكي نيست كه دروس عمومي نقش بسيار تعيين كننده اي در بحث تعليم و تربيت دانشجويان به عهده دارد و اگر احياناً اگر اين دروس تضعيف بشود و يا خداي نكرده نباشد خسارت جبران ناپذيري به نظام تعليم و تربيتي دانشگاه وارد مي¬شود.
دكتراي اين شخص يك مسير اداري را بايد طي كند تا تأييد شود كه مسير اداري آن به طور خلاصه چنين است كه دانشجو از دانشگاهي كه مدرك گرفته پرونده اش به يك اداره اي در معاونت دانشجويي مي¬رود، اين معاونت چند مورد را در مورد او چك مي¬كند، مثلاً اينكه شخص طبق قوانين جاري كشور از طريق آزمون سراسري وارد آن مقطع شده يا نشده، برنامه‌هاي درسي كه گذرانده جزو مصوبات شوراي عالي برنامه ريزي هست يا نيست، واحد و رشته اي را كه مي¬خواند مجوز شوراي گسترش را دارد يا ندارد، بنابراين ببينيد چه بنده، چه شما، چه هر كس ديگري اگر دير يا زود مدرك دكتري بگيرد و براي ارزيابي بفرستد اين مسير براي او طي مي¬شود، سخن ما هم با دانشگاه آزاد در اين چهار، پنج سال اخير اين است كه شما چهار، پنج نكته را رعايت كنيد كه ما بتوانيم به فارغ¬التحصيلان شما سرويس دهيم، از جمله اخذ مجوز واحدهاي دانشگاه آزاد كه هيچ كدام مجوز شوراي گسترش را ندارند، بعضي از برنامه‌هاي درسي را هم كه اجرا كرده مجوز شوراي عالي برنامه ريزي ما را ندارند. كاري كه بايد انجام مي¬¬داديم اين است كه از طريق شوراي عالي انقلاب فرهنگي مسئله را پيگيري كنيم. پيشرفت‌ها هم خوب بوده است دانشگاه آزاد اسلامي هم مواردي را كه بر خلاف اساسنامه اش عمل مي¬كند، اصلاح كند كه ديگر اين مشكلات نباشد، براي وضع موجود هم يك آئين نامه اي از در وزارت علوم تدوين كرديم كه فارغ¬التحصيلان دانشگاه آزاد اگر اين شرايط علمي را داشته باشند، مثلاً معدلشان اين باشد، يك مقاله داده باشند، مي¬توانند استخدام شوند و از آن دو مشكل اساسي سعي كرديم با مسئوليت خود عبور كنيم. بنابراين اگر ما فارغ¬التحصيل دانشگاه آزاد داريم كه در مرحله جذب در گروه‌هاي معارف است مي¬تواند به دفتر هيأت امنا مراجعه كند، اگر شرايط آئين نامه را داشت، جذب او بلامانع است و وزارت علوم نيز مجوز استخداف مي¬دهد اگر هم احياناً وضعيت آئين نامه را نداشت، او را جهت انجام كارهاي تكميلي راهنمايي مي¬كنند.
نگاه ما به دانشگاه آزاد واقعاً يك نگاه مثبت است و فكر مي¬كنيم كه اگر گاهي هم ايراد مي¬گيريم در جمع بحث‌هاي كارشناسي است. ولي زماني كه وارد عرصه كلان كشور مي¬شويم از عملكرد آن دفاع مي¬كنيم. حتي چند سال است كه در گزارش‌هاي ملي خودمان آمار دانشگاه آزاد را مي¬آوريم و در جلساتي هم كه با وزراي دانشگاه كشورهاي خارجي داريم آمار دانشگاه آزاد را ارائه مي¬دهيم. بحث بي كاري هم كه بعضاً ايراد به دانشگاه آزاد مي¬گيرند مشكل جمعيتي است نه مشكل آموزشي، يعني؛ بعضي از دوستان، در سازمان مديريت و دولت فكر مي¬كنند اگر شخصي ديپلم باشد بيكاره حساب نمي¬شود. مسكن و غذا نمي¬خواهد، ولي اگر ليسانس بگيرد جزو بيكاره‌ها مي¬شود مسكن و غذا مي¬خواهد در حالي كه توجه نمي¬كنند كه بحث بيكاري و اشتغال يك پديده جمعيتي است، نه يك پديده آموزش عالي چه پنج ميليون نفر ديپلم بيكار باشند، چه يك ميليون نفر ليسانس بيكار باشند اين كه از نظر آمار بيكاري تغييري ايجاد نمي¬كند آن ديپلمه هم همسر و فرزند غذا و مسكن مي¬خواهد ليسانسه‌ها هم همين طور. تازه ما برآوردمان اين است كه افزايش سطح تحصيلات بيكاران ناهنجاري‌هاي اجتماعي را كاهش مي¬دهد و فرصت كارآفريني را براي آن‌ها بيش تر مي¬كند. بنابراين رويكرد ما به دانشگاه آزاد تلاش براي هم خانواده شدن است و گرفتن فرصت از دست كساني كه دائم مي¬گويند كه اين‌ها اين كار را كردند شما جواب بدهيد آنها آن كار را كردند جواب بدهيد. مي¬توانم ادعا كنم در اين چهار، پنج سال گذشته كه در مسئوليت آموزشي بودم و بيشترين سر و كار را با دانشگاه آزاد داشتم تنش‌هاي مطبوعاتي بين وزارت علوم و دانشگاه آزاد حداقل بوده حتي بگويم كه از ناحيه ما صفر بوده است. البته ممكن است كس ديگري چيزي گفته باشد ولي بارها خبرنگاران در مورد دانشگاه آزاد سئوال كردند من هم گفته ام كه در حال حل مسائل هستيم و هماهنگي مي¬كنيم. متعاقباً از دانشگاه آزاد هم اين درخواست را دارم كه آقايان بايد دقت كنند كه كشور وقتي موفق مي¬شود كه ما يك انسجام و يك حرف شنوي با هم داشته باشيم بالاخره در اين كشور وزارت علوم وجود دارد و همه دنيا مي¬پذيرند كه وزارت علوم سياست گذاري مي¬كند.