try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 1 آذر, 1397

ممنوعيت براي چه؟

Send to friendSend to friend

متن كامل نامه معاون آموزشي دانشگاه آزاد اسلامي به معاون امور اساتيد مبني بر عدم پذيرش غير از مدرك دكتري جهت هيأت علمي دانشگاه هاي آزاد و پاسخ مبسوط معاونت به آن.
جناب آقاي دكتر صادقي شجاع
معاون محترم آموزشي دانشگاه آزاد اسلامي
با احترام، عطف به نامه شماره ضمن عرض تشكر از عنايت و توجه جناب عالي نسبت به اهميت و كيفيت تدريس دروس معارف اسلامي نكات ذيل به اطلاع مي¬رسد.
1ـ متأسفانه يكي از مسائل و مشكلاتي كه تقريباً به صورت حاد و عمومي، دامنگير تدريس دروس معارف اسلامي در دانشگاه هاي آزاد اسلامي شده است بكارگيري و استفاده از اساتيد غير مجاز مي¬باشد. به طور مثال در دانشگاه آزاد اسلامي واحد جنوب و شمال تهران در نيمسال اول 80ـ 79، 1592 واحد درسي از گروه معارف ارائه شده كه 202 استاد، عهده دار تدريس آنها بوده اند كه از اين تعداد، 125 استاد غير مجاز بوده اند كه صلاحيت علمي يا عموميشان مورد تأييد اين معاونت نبوده است.
با اين وجود آيا شما احتمال نمي¬دهيد اشاره قسمت اخير نامه جناب عالي در مورد اساتيد كم علاقه يا كم سواد، مربوط به اين گونه اساتيد در دانشگاه ها باشد؟ زيرا معمول اساتيد تأييد شده معاونت امور اساتيد، علاوه بر دارا بود مدرك كارشناسي ارشد، حداقل داراي سه سال سابقه تحصيل درس خارج مي¬باشند كه اين نكته قطعاً بيانگر توان علمي و صلاحيت آنان مي¬باشد. علاوه بر اين، در مورد پيگيري و برخورد با اساتيد متخلف يا ضعيف، ضمن نامه شماره 7533/12 /دگ مورخ 2/2/78، از دفاتر يا ادارات دانشگاه آزاد اسلامي خواسته ايم نظرات خاص خود را در مورد عملكرد اساتيد دروس معارف اسلامي، جهت بررسي و اتخاذ تصميم مقتضي به اين معاونت ارسال دارند كه متأسفانه تا كنون گزارشي دريافت نشده است.
2ـ معاونت امور اساتيد نيز همانند شما، معتقد است كه جذب افراد عالم حوزوي و دانشگاهي با درجه اجتهاد و دكتري به ثبات و پويايي گروه هاي معارف اسلامي كمك مي¬نمايد. به طوري كه اين امر اولويت كاري ما باشد اما بر خلاف مفاد بند(الف، ب) نامه فوق الذكر، متذكر مي¬گردد، شاغلين به تحصيل يا فارغ التحصيلان مقطع دكتري كه رشته تحصيلي آن ها با پنج گرايش دروس معارف اسلامي هم خوان باشد نسبت به تعداد اساتيد مورد نياز براي تكميل پست هاي هيأت علمي و توزيع جغرافيايي آن ها، بسيار محدود مي¬باشد و اين در حالي است كه گروه هاي معارف اسلامي، يك گروه تازه تأسيس و جوان بوده، نيازمند ساختار سازي جدي و فوري مي¬باشد.
3ـ بر اساس واقعيت هاي موجود، مجموع فارغ¬التحصيلان دانشگاه هاي دولتي و آزاد در مقطع دكتري هم‌خوان و متناسب با پنج گرايش دروس معارف اسلامي، سالانه حدود دويست نفر مي¬باشد؛ كه در يك ديدگاه خوش بينانه، اگر حدود نيمي از آن ها جذب دانشگاه آزاد شوند بر اساس نياز سال 1379، تشكيل گروه هاي معارف در دانشگاه هاي كشور حداقل 15 تا 20 سال، زمان خواهد برد و طي اين مدت بايد دانشگاه ها با اساتيد حق التدريس امور خود را بگذرانند. علاوه بر اين، شايسته است سئوال شود كه تا به حال دانشگاه هاي دولتي و آزاد ما چه تعداد فارغ¬التحصيلان دكتري همخوان دروس معارف اسلامي داشته اند كه از اين پس جذب شوند؟
بديهي است در صورت اكتفا به اساتيد حق التدريس؛ مراجع ذي ربط نمي¬توانند بدون تشكيل گروه معارف اسلامي در دانشگاه، پيگير ارائه صحيح، مناسب و با كيفيت اين دروس باشند در غير اين صورت مديريت هاي دانشگاه ها همواره زير سئوال خواهند بود.
4ـ دانشگاه هاي دولتي با دارا بودن حدود 70 سال سابقه تأسيس، سعي نموده اند با استفاده از انواع تمهيدات كوتاه مدت و بلند مدت از جمله از طريق طرح پذيرش بورسيه براي داخل و خارج كشور، اعطاء سهميه به مربي آموزشيار و مربيان عضو هيأت علمي و طرح دانشوري، به ارتقاي سطح علمي و رتبه اساتيد عضو هيأت علمي خود كمك نمايند تا حجم دارندگان مدرك دكتري در ميان اعضاي هيأت علمي را افزايش دهند اما با وجود همه اين اقدامات و تمهيدات، هنوز بيشتر از نيمي از اعضاي هيئت علمي آنها، مدرك دكتري را ندارند. با اين وضعيت چگونه انتظار داريم با وجود تازه تأسيس بودن گروه هاي معارف و كمبود نيروي انساني، كليه اساتيد و اعضاي هيأت علمي گروه معارف فقط از ميان دارندگان مدرك دكتري انتخاب شوند.
5ـ تعداد قابل توجهي از اساتيد دروس معارف اسلامي از جمله فضلاي سطح خارج حوزه علميه بوده كه داراي سابقه طولاني تدريس در حوزه و دانشگاه و تأليفات گوناگون مي¬باشند. در اين رابطه معتقديم گرچه اين گونه افراد پس از شركت در آزمون مصوب شوراي خبرگان بدون مدرك، رتبة مربي را كسب مي¬كنند اما از نظر علمي چه بسا در سطح بالاتر قرار دارند و فقط به دليل اين كه مركز مديريت حوزه علميه قم هنوز به صورت گسترده شروع به صدور مدرك سطح 04 كه برابر دكتري مي¬باشد، ننموده است؛ ناچار به ارائه مدرك سطح 3 كه برابر با كارشناسي ارشد مي¬باشد، شده اند و گرنه صلاحيت اخذ درجه دكتري را دارند.
6ـ جناب عالي در نامة خود يكي از دلايل عدم جذب و استخدام هيأت علمي با مدرك كارشناسي ارشد را پر هزينه بودن تبديل و ارتقاي آن به دكتري دانسته ايد، كه اين توجيه بسيار تأسف انگيز مي¬باشد زيرا مگر نه اين است كه براي تبديل و ارتقاي گروه هاي تخصصي مانند رياضي يا شيمي يا برگزاري و شركت در المپيادهاي علمي و ورزشي، هزينه هاي فوق العاده سنگيني انجام پذيرفته و مي¬پذيرد، پس چگونه است وقتي نوبت به تقويت، ارتقاي يا بورس گروههاي معارف اسلامي مي¬رسد نگران صرف هزينه مي¬شويم؟ مسلماً چنين نگرشي ما را از رسيدن به هدف متعالي دروس معارف باز خواهد داشت.
7ـ رويه دانشگاه آزاد اسلامي انطباق و هماهنگي با قوانين و مقررات مصوب وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري بوده و مي¬باشد كه از جمله اين موارد جذب و استخدام اساتيد گروه هاي معارف اسلامي است لذا با توجه به رويه و عملكرد وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري در مورد دفع ممنوعيت استخدام كارشناسي ارشد به عنوان هيأت علمي كه طي بخش نامه به كليه دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي ابلاغ شده است؛ صدور دستورالعمل مقتضي، مطلوب مي¬باشد.
نهايتاً در راستاي حل اين مشكل و با توجه به اينكه مخاطبين اين دروس فراگير بوده و اختصاص به يك رشته يا مقطع خاص تحصيلي ندارد و اين دروس مجموع واحدهاي مقطع كارشناسي را در كليه رشته ها در بر مي¬گيرد و با عنايت به نامه هاي و و با توجه به مساعدت جنابعالي كه معتقد به تحكيم و تثبيت معارف اسلامي مي‌باشيد پيشنهادهاي ذيل ارائه مي¬گردند.
1ـ ممنوعيت استخدام عضويت هيأت علمي براي مدرسين معارف اسلامي، همانگونه كه در دانشگاه هاي دولتي اقدام شده است، براي دانشگاه آزاد اسلامي نيز مستثني و رفع گردد.
2ـ با توجه به نياز گروه هاي معارف اسلامي و كمبود استاد با مدرك دكتري، اعضاي هيأت علمي با مدرك كارشناسي ارشد و آن با مدرك دكتري استخدام گردند.
دوام توفيقات جنابعالي را از خداوند متعال خواستاريم.
1/8/1380
عليرضا اميني
معاون امور اساتيد و دروس معارف اسلامي در دانشگاه ها