try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

با صاحب نظران تاريخ اسلام در دانشگاهها

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دكتر جعفر شهيدي

در راستاي كيفيت بخشي به دروس معارف اسلامي و لزوم بهره گيري از نظرات اساتيد و صاحب نظران درباره ضرورت و كم و كيف محتوا و روش ارائه بهتر اين دروس در گرايش‌هاي مختلف، در اين شماره استاد فرهيخته جناب آقاي دكتر سيد جعفر شهيدي دعوت ما را اجابت كردند و با حوصله به سئوالات ما در رابطه با درس تاريخ اسلام در دانشگاه‌ها پاسخ دادند. ضمن تقدير و سپاس از ايشان توجه اساتيد و علاقه مندان محترم بويژه اساتيد تاريخ اسلام را به اين گفتگو جلب مي¬كنيم.
• جناب استاد: از گذشته تا كنون درباره لزوم يادگيري تاريخ سئوال‌هايي مطرح بوده است و در ميان قائلين به لزوم مطالعه و فراگيري تاريخ نيز بعضاً پرسيده مي¬شود مگر تاريخ نياز به درس گرفتن از معلم دارد؟ نظر حضرتعالي در اين باره چيست؟
 بسم الله الرحمن الرحيم اين صحبت اتفاقاً سابقه طولاني دارد. يادم هست در سالهاي 1335 ـ 1336 اين بحث در دانشكده الهيات و در جمع گروه استادان مطرح شده بود. يكي از آن آقايان گفته بود: تاريخ كه استاد نمي¬خواهد، شاگرد خودش تاريخ را مي¬فهمد. به هر حال، دريافتي كه مردم از تاريخ دارند، اين گونه است كه خيال مي¬كنند تاريخ قصه‌هاي امير ارسلان و چيزهايي از اين قبيل است كه براي سرگرمي هميشه مي¬شود خواند، در حالي كه اگر به تاريخ توجه كنند، تاريخ، مجموعه حادثه‌هايي است كه در جامعه پيش مي¬آيد و هر حادثه اي حادثه ديگري را پديد مي¬آورد، يعني؛ تمام اين حادثه‌ها يك سلسله علت و معلول‌ها هستند. اگر اين گونه به تاريخ نگاه كنيم آنگاه نتيجه اش اين مي¬شود كه ما بايد به گذشته نگاه كنيم تا ببينيم نقاط قوت و ضعف ما كجا بوده است سپس آن چه موجب قوت بوده را گرفته و بقيه را حذف يا ترميم نمائيم. متأسفانه مردم حتي بعضي انديشمندان ما هم به اين مسأله توجه نداشته اند. براي نمونه يك سفير انگليسي در ايران در زمان ناصرالدين شاه كتابي نوشته به نام« دو سال در ايران»، او مي¬گويد: تاريخ براي ايرانيان مجموعه اي از افسانه‌ها و گذشته‌ها و داستانها است ولي در غرب وقتي كه بخواهند تاريخ بنويسند عده اي جمع مي¬شوند و با هم به صورت كارشناسي شروع به نوشتن مي¬كنند. ما بايد كاري كنيم كه اين مفهوم جا باز كند. آن كه مي¬گويد تاريخ درس و معلم نمي¬خواهد، مي¬خواهد همان فكر قديمي كه «فتيله چراغ را پائين بكش تا خوابمان ببرد» باشد. آن كه مي¬گويد تاريخ استاد مي¬خواهد، مي¬خواهد بداند چرا اين حادثه رخ داد؟ راجع به تاريخ اسلام، چگونه مردم قومي كه نه سابقه حكومت داشتند و نه ابزار آن را، با تلاش و پشتكار دو امپراطوري را از پا در آوردند. درست است كه قدرت خداست ولي خداوند قدرت را از طريق اسبابش مي¬بيند. يا مثلاً چرا در فلان جنگ فلان قوم پيروز و فلان قوم شكست خوردند. اگر كسي بخواهد با اين ديد به تاريخ نگاه كند متوجه مي¬شود كه تاريخ ضرورت دارد، البته تفسيرش براي عده اي خاص و اجمالش نيز براي عده اي درس داده شود.
• بعضاً مي¬پرسند دانشجوي رشته فيزيك، شيمي و يا معدن شناسي چه نيازي به درس تاريخ اسلام دارد؟ حضرتعالي در اين باره چه مي¬فرمائيد؟
 اين مسئله تاريخچه اي دارد كه به سالهاي 61 و 62 كه انقلاب اسلامي پديد آمده بود و جوان‌ها همه شيفته اسلام و تاريخ اسلام و زبان عربي بودند برمي¬گردد. اين طرف و آن طرف آن روز سراغ آقاي جلال الدين فارسي رفته بودند ايشان آنان را حواله كرده بود به ما. درس تاريخ، مشتريان زيادي پيدا كرد. آن زمان ما در مدرسه سپه‌سالار، دانشگاه تربيت معلم و چند جاي ديگر جلساتي داشتيم و البته دانشگاه هم تقريباً تعطيل شده بود. به اين نتيجه رسيديدم كه اين بحث را جزء برنامه بياوريم ـ آنزمان من عضو ستاد انقلاب فرهنگي بودم. آقايان دكتر حبيبي، حداد عادل، پور جوادي هم بودند و به تناوب عوض مي¬شدند ـ بنا شد مطالب را روي كاغذ بياوريم. آن زمان من گفتم عربي را عرضه نكنيد و براي كلاس‌ها متن‌هايي از قرآن و روايات پيامبر و ائمه(ع) وارد كنيد كه موجب تقويت بنيه اخلاقي مردم شود. از من خواستند و من گفتم تنها مي¬توانم خلاصه اي از تاريخ براي شما بنويسم ـ بله يك دانشجوي فيزيك و شيمي مي¬بايد تاريخ و دين خود را بداند. به نظر من مخصوصاً كساني كه مي¬خواهند جزء اركان و برنامه ريزان جامعه شوند بايد تاريخ اسلام را خوب و تحليلي بدانند.
• حضرتعالي مستحضريد ما امروزه وقتي در كلاس‌هاي درس تاريخ، زبان به بحث مي¬گشاييم در ابتداي امر تلقي دانشجويان اين است كه استاد قصد تكرار گذشته را دارد پيشنهاد حضرتعالي در اين رابطه چيست و ما بايد چه رويكردي به بحث تاريخ بپردازيم كه دانشجويان اين تلقي را كه هم به ضرر آنها و هم به ضرر ما تمام مي¬شود را نداشته باشند؟
 اسم كتاب شما معلوم است، تاريخ تحليلي اسلام، تحليل تاريخ هم عرضه و نقل تاريخ نيست، بلكه باز كردن حادثه‌ها و علت‌هايي است كه آن حوادث را ايجاد كرده است و البته اين تنها به تاريخ اسلام خلاصه نمي¬شود شما در كشورهاي نزديك ما ببينيد، آنها اين تاريخ و تاريخ خود را مي¬خوانند، بسياري از مطالب هست شايد با آن مواجه نشوند. در دروس تخصصي هم خيلي قسمت‌ها را شايد اصلاً به آن برنخوريم و استفاده نكنيم.
• با توجه به ضرورت ارائه درس، نظرتان درباره شيوه درس نه از نظر تحليلي و علت يا بي حوادث، بلكه از نظر پاي بندي به روز شماري حوادث و تدريس تقويمي يا طرح مسأله محور مباحث چيست؟ و با توجه به فرصت كم، حدود اين درس را تا چه سالي پيشنهاد مي¬كنيد؟
 به نظرم اگر حدود درس تا سال چهلم را در مي¬گرفت مناسب بود. يعني، با توجه به محدوديت‌ها، استاد بايد از تكيه بر موارد جزيي پرهيز كند مطالب از اول در كتاب آورده شود ولي در تدريس، استاد به موارد علت يابي و مهم بپردازد. البته دانشجويان بايد به زمينه بحثها آگاه باشند.
• با توجه به اين كه اكثر متون و منابع تاريخ اسلام متأثر از حكومت‌هاي اموزي و عباسي و اعمال نفوذهاي حاكمان اين دوره بوده است، چه مقدار مي¬توان يا بايد به اين منابع اعتماد كرد؟
 بله اين مشكل هست، قرآن و نهج البلاغه بخش محدودي از تاريخ اسلام را دارد ولي بايد توجه داشت كه ما زماني مي¬خواهيم تاريخ شيعه را درس دهيم و يك وقت تاريخ اسلام را البته چيزي كه در كتابها آمده جز كليات بقيه را نمي¬توان با اين نوشته‌ها اثبات كرد. امكان دارد مسئله را جعل كرده باشند، همان طور كه ممكن است در شيعه نيز كساني مطالب را به نفع خود برگردانده باشند. ما حادثه تاريخي را با در نظر گرفتن شرايط اجتماعي، تاريخي، اخلاقي و جغرافيايي كه آن حادثه را تأييد مي¬كند بياوريم. تازه بعد از اين شما يك امر ظني داريد نه يقيني . من در تاريخ تحليلي جايي ذكر كردم كه وقتي عبدالملك مروان به عبان ابن عثمان رسيد گفت: مرا ببريد در مدينه آنجاها كه غزوه‌ها در آن اتفاق افتاده را ببينم؛ او را بردند سپس به كاتب گفت: اين‌ها را بنويس، نوشت و برد نزد خليفه؛ پس از مدتي گفت: خليفه آن را نپسنديده چون در آن نوشته، از انصار زياد تعريف شده است و اين براي مهاجران خوب نيست. اين مشكلي است كه تاريخ نگاري دچار آن بوده است. بر اين اساس جهت آگاهي از حقيقت آنچه رخ داده، تنها اسناد مكتوب كافي نيست. هر حادثه تاريخي بايد با شرايط زماني و مكاني، فرهنگي، ديني و عصري كه حادثه در آن رخ داده مقايسه شود سپس اگر همه شرايط با آن موافقت داشت مي¬توان به وقوع آن اطمينان يافت.
• اگر بخواهيم تاريخ را از منظر روايات ائمه نقل كنيم چه؟
 درباره روايات هم همين است، شما يقين داريد كه از امام نقل شده است؟
• براي هر چه بيشتر كاربردي شدن درس تاريخ چه شيوه‌هايي را پيشنهاد مي¬كنيد؟
 بايد ديد دانشجوي ما اين موارد را خواستار است يا نه؟ اول بايد آن‌ها را آماده كنيد تا بفهمند كه قضيه براي آنها لازم است و تاريخ اسلام علمش كمتر از بقيه نيست. البته شما نيز انتظار نداشته باشيد كه از 50 نفر دانشجو مثلاً همه درس را قبول كنند و بشنوند و اظهار اشتياق و علاقه كنند بلكه، همواره عده اي هستند كه علاقه مندند.
• بعضي مي¬گويند اساتيد، حوادث خاصي از تاريخ را تحليل مي¬كنند و به تعبيري دانش از پيش آماده شده اي را به دانشجو ارائه مي¬كنند در حالي كه اگر شيوه اي در درس يا متن درسي پيش بيني شود كه دانشجو بتواند تاريخ اسلام را در خودش مطالعه و تجزيه و تحليل كند بهتر است. در اين باره نظرتان چيست؟
 عنوان درس ما تاريخ اسلام است و دانشجو در جلسه اين درس بايد با تاريخ اسلام آشنا شود بله حالا در كنار اصل درس تاريخ اسلام با توجه به محدوديت وقت، شايد بتوان روشي ارائه داد كه براي دانشجوياني كه علاقه مندند بهتر باشد.
• به نظر شما سئوالات اساسي در درس تاريخ چيست؟ و اساساً محور مباحث را پيرامون چه مسائلي بايد سامان دهي كرد.
 چرا اسلام پديد آمد؟ چگونه شد كه اسلام گسترش پيدا كرد؟ چرا امپراطوري ايران نتوانست در مقابل اسلام مقابله كند؟ چه تأثيري اسلام تا به اكنون گذاشته است؟ اينها سئوالات مهمي در تاريخند البته در اينجا سيره و تاريخ با هم فرق مي¬كند.
• به نظر برخي صاحب‌نظران، تاريخ اسلام اساساً مربوط به زمان پيامبر(ص) و اندكي پس از آن يعني حكومت امام علي(ع) است و بقيه را مربوط به تاريخ مسلمان‌ها مي¬دانند نه تاريخ اسلام آيا اين برداشت صحيح است؟
 تاريخ اسلام آن حوادثي است كه در دوران اسلام رخ داده است. تاريخ معنايش اين است كه اين حوادث در اين دوران اتفاق افتاده است و اثر آن هم مثلاً اين بوده است. كار ما بيان همين‌ها است ـ ما بايد اثر كارها را ببينيم در اين زمينه افراد تفاوتي ندارند چه دوران پيامبر(ص)، چه دوران خلفا و چه تا به امروز.
• به عقيده برخي، تاريخ نگاري اسلامي در حوزه‌هاي مختلف، تحت تأثير مباحث كلامي آن حوزه بوده است و مكاتب مختلف تاريخ نگاري با توجه به مباني كلامي خودشان تاريخ را مي¬نوشتند، در اين باره نيز از فرمايشات حضرتعالي استفاده مي¬كنيم.
 بله تاريخ ما تحت تأثير كلام است. من صلاح نمي¬دانم در اين رابطه نظر دهم ولي اينگونه هست. شما بايد از آنچه با عقايد خاص برخورد مي¬كند، حساب شده بگذريد. البته با اينكه مباني كلامي در كلاس مطرح شود موافقم.
• با توجه به اين ويژگي كه در جمهوري اسلامي هست و در سطوح مختلف برخي مباحث تاريخ اسلام در ابعاد گوناگون به ويژه زندگي معصومين(ع) به مناسبت‌‌هاي مختلف مطرح مي¬شود؛ درس تاريخ اسلام در دانشگاه‌ها چقدر مفيد است؟
 ما در دانشگاه‌ها قصد احياي شعاير به شكل مرثيه را نداريم، بلكه مي¬خواهيم تحليل وضعيت كنيم. ما در تاريخ اسلام در اين باره كه چرا پيامبر در مسقط الرّأس يعني، مكه نتوانست به راحتي ادامه زندگي داده و اسلام را احياء كند ولي در مدينه دعوت او را پذيرفتند، بحث مي¬كنيم.
• اگر از شما خواسته شود الان كتابي براي تاريخ بنويسيد چه مي¬نويسيد؟
 من الان نمي¬توانم به شما جواب دقيق بدهم ولي به نظرم كليات همان است كه نوشته شد.
• استاد، در پايان از ويژگي‌هاي يك استاد خوب تاريخ برايمان بگوييد. خودش آنچه درس مي‌دهد فهميده باشد فكر كند كه چگونه بحث را بيان كند. علاقه او به درس باشد نه صرفاً جهت حق التدريس تلاش كند. اين امر را وظيفه حداقل ملي، اخلاقي خود بداند و به بهترين بيان انتقال دهد.
با تشكر از حضرتعالي كه اين فرصت را در اختيار نشريه معارف گذاشتيد.