try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: دوشنبه, 15 آذر, 1400

مهندسي فرهنگي؛ بايسته‌ها و راهبردها

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
غلامحسين‌گرامي،ميثم‌شريف‌اصفهاني

پيرو رهنمود‌هاي مقام معظم رهبري در چند سال اخير درباره ضرورت مهندسي فرهنگي، در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شاهد شكل گيري فضاي جديدي در حوزه فرهنگ هستيم. درباره مهندسي فرهنگي و حدود و شرايط اين حوزه مقالات و سخنان زيادي در سالهاي اخير ارائه شده است. اين نوشتار درصدد نگاهي گذرا به مفاهيم اساسي اين حوزه و ارائه پيشنهادي جهت مدل فرهنگي جامعه اسلامي مي‌باشد.
مفهوم شناسى مهندسي فرهنگي
تعريف مهندسي فرهنگي و شناسايي ويژگي‌هاي اساسي آن نيازمند مجال گسترده‌‌اي است. اما به اختصار مي‌توان گفت: از آنجا كه مهندسي فرهنگي يك واژه مركب است بنابراين مانند ساير واژه‌هاي تركيبي بايد ابتدا هر واژه جداگانه مورد شناسايي قرار گيرد تا از تركيب دو واژه يك مفهوم روشن به دست آيد.
مفهوم "مهندسي"
مهندس معرب همان اندازه در فارسي است و به معناي اندازه گيرنده، تقدير كننده، محاسب،‌ شماره دار و... مي‌باشد.1 اين واژه در واقع از همان "هندسه" كه معرب "اندازه" مي‌باشد گرفته شده است. هندسه را چنين تعريف كرده‌اند: معرب اندازه، القياس،... و في‌الاصطلاح هو علم يبحث فيه عن احوال المقادير من حيث التقدير و صاحب هذا العلم يسمّي مهندساً.2 "مهندس" واژه جديدي نيست كه متناسب با رشته‌هاي دانشگاهي وضع شده باشد بلكه در ادبيات كهن پارسي بارها به كار رفته است مثلاً فردوسي مي‌گويد:
ز دينار و گوهر هزاران هزار
كه آن را مهندس ندارد شمار
سعدي نيز چنين سروده:
قصه به هر كه مي‌برم فايده‌اي نمي‌دهد
مشكلِ دردِ عشق را حل نكند مهندسي
در ديوان حافظ نيز چنين آمده:
طرب سراي محنت كنون شد معمور
كه طاق ابروي يار منش مهندس شد
اگر واژه مهندسي را به "برقراري ارتباط و تعامل ميان مؤلفه‌هاي يك سيستم با هدف ايجاد رفتار مطلوب" تعريف كنيم؛ كاربرد اين واژه همراه با بسياري از مفاهيم مادي و غير مادي مي‌تواند وجاهت داشته باشد. مهمترين اركان واژه مهندسي را مي‌توان در موارد ذيل خلاصه كرد:
الف. سيستم: مهندسي در زماني معنا پيدا مي‌كند كه با يك سيستم مواجه باشيم. سيستم، مجموعه‌اى از اجزاى به هم وابسته است كه در راه رسيدن به هدف معين با يكديگر هماهنگ شده اند. سيستم، به شكل مجموعه‌‌اي يكپارچه، داراى ويژگى و توانايى‌هايى است كه از جمع ويژگى‌ها و توانايى‌هاى اجزاى (زير سيستم‌ها) آن متفاوت است.
ب. نگاه جامع: مراد از نگاه جامع، اشتمال بر همه عناصر دخيل در يك سيستم است. لازمه مهندسي داشتن نگاه جامع به همه عناصر و اجزاي سيستم مي‌باشد.
ج. برنامه‌ريزي پيش از اجرا: مهمترين ويژگي در واژه مهندسي، مقدم بودن طرح، برنامه و نرم افزار بر عمل و سخت افزار است. روشن است براي داشتن برنامه مناسب، لازم است موضوع به خوبي شناخته شود؛ هدف به درستي تبيين گردد ؛ واقعيتها و امكانات موجود شناسايي گردد و براي رسيدن به هدف طرحي درانداخته شود.
د. عمل و سازماندهي: يكي از مفاهيمي كه از واژه مهندسي به ذهن انسان متبادر مي‌شود، اقدام و عمل يك مهندس است. مهندس كسي است كه به مقام تئوري و نظر اكتفا نمي‌كند و براي رسيدن به اهداف خود، دست به اقدام مي‌زند. مهندس علاوه بر اقدام، وظيفه مديريت و رهبري عوامل مؤثر در سيستم را نيز بز عهده دارد.
مفهوم فرهنگ:
درباره تعريف فرهنگ3، نظريات متعدد و گاه متناقضي وجود دارد. برخي با تأكيد بر اكتسابي بودن فرهنگ آن را چنين تعريف كرده‌اند: "مجموعه الگوها يا هنجارهاي رفتاري است كه از طريق يادگيري از نسلي به نسل ديگر انتقال مي‌يابد."4 گاهي نيز فرهنگ را به "راه و رسم زندگي جامعه" تعريف كرده‌اند.5 ماتيو آرنولد6 از متفكران اهل ادب انگليس به جنبه آرماني فرهنگ و شكل‌گيري آن از مجموعه ارزش‌ها توجه دارد از ديدگاه‌ وي فرهنگ، عبارت است از: "جستجوي كمال مطلق، به ياري قرار گرفتن بهترين انديشه‌ها و گفته‌ها در باب مطالبي كه بيشترين ارتباط را با ما دارد."7
وي مفهوم فرهنگ را به عنوان اصلي كه بر همه فعاليت‌هاي جامعه نظارت دارد معرفي مي‌كند. بومن8 نيز تعريفي شبيه به تعريف آرنولد ارائه مي‌كند.9 با اين وجود بسياري از جامعه شناسان بر تعريف تايلر10 به عنوان جامع‌ترين تعريف تأكيد مي‌ورزند. وي مي‌گويد: فرهنگ عبارت است از مجموعه پيچيده‌اي از علوم، دانش‌ها،‌ هنرها، افكار و اعتقادات، قوانين و مقررات، آداب و رسوم، سنت‌ها و به طور خلاصه كليه آموخته‌ها و عاداتي كه يك انسان به عنوان عضو جامعه اخذ مي‌كند.11
با چشم پوشي از مباحث مفصلي كه در اين مقام وجود دارد و با انتخاب ديدگاه حداكثري، مي‌توان فرهنگ را به "كليت هم‌تافته باورها، ارزشها، آرمانها، دانش‌ها، هنرها، فنون، آداب و فعاليتهاي اجتماعي به عنوان بخش ذهني فرهنگ؛ و تمدن به عنوان بخش عيني آن" تعريف كرد.12 بنابراين تعريف، مهمترين اركان واژه فرهنگ موارد ذيل مي‌باشد:
الف. تعريف حداكثرى از فرهنگ: در اين تعريف علاوه بر داخل دانستن تمدن در فرهنگ، به بخش ذهني فرهنگ نيز نگاه حداكثري شده و آن را در بالاترين حد از تعامل با عوامل ديگر فرض كرده‌‌ايم.
ب. نگاه سيستمى به فرهنگ: در اين تعريف فرهنگ، كليت هم‌تافته‌‌اي است كه اجزاي آن با يكديگر ارتباط سيستمي دارند. بنابراين اگر فرهنگ را يك سيستم بدانيم؛ مهندسى فرهنگ، مهندسى سيستم فرهنگ است. يعنى براى مهندسى فرهنگي لازم است اجزاى فرهنگ را در جاى خودشان قرار دهيم و تعامل آنها را به خوبى با هم برقرار كنيم.
اهميت فرهنگ در زندگي فردي و اجتماعي
با توجه به تعاريفي كه از فرهنگ ارائه شد مي‌توان به اهميت آن در حيات فردي و نظام اجتماعي پي برد. مجموعه دانش‌ها، نگرش‌ها، عادات،‌ رسوم و... كه شكل‌دهنده فرهنگ يك جامعه مي‌باشند از سويي موجب انسجام اجتماعي و يكپارچگي ملي و حتي وحدت نوع بشر مي‌باشد و به همين دليل وايت،‌ كاركرد فرهنگ را ايمن و با دوام ساختن زندگي نوع بشر مي‌داند.13و از سوي ديگر همين عوامل نقش مهمي در شكل‌گيري شخصيت فردي دارد. از اين رو گفته مي‌شود: جامعه، فرهنگ و شخصيت،‌ آنچنان با يكديگر پيوستگي دارد كه به نظر مي‌رسد پژوهندگان به هنگامي كه سعي مي‌كنند آنها را از يكديگر جدا كنند دچار اشتباه شوند.14 از آنچه گذشت روشن مي‌شود كه چرا انسان را موجودي فرهنگي بلكه تنها موجود فرهنگي تعريف كرده‌اند15 و نيز در مطالعات جديد سعي مي‌شود انسان را از اين بعد يعني بعد فرهنگي مورد مطالعه قرار دهند و اساساً شاخه‌اي در علوم به نام انسان‌شناسي فرهنگي نزج گرفته است.16
به همين دليل است كه مقام معظم رهبري در فرمايشات خود بر مسئله فرهنگ تأكيد فراوان دارند.
براي نمونه به جملات ذيل توجه كنيد:
"فرهنگ يك جامعه اساس هويت آن جامعه است"17
"عاملى كه يك ملت را به ركود و خمودى يا تحرك و ايستادگى يا صبر و حوصله يا پرخاشگرى و بى حوصلگى يا اظهار ذلت در مقابل ديگران يا احساس غرور و عزت در مقابل ديگران يا به تحرك و فعاليت توليدى يا به بيكارى و خمودى تحريك مى كند فرهنگ ملى است.18
"فرهنگ، به عنوان شكل دهنده به ذهن و رفتار عمومى جامعه است. انديشيدن و تصميم گيرى جامعه بر اساس فرهنگى است كه بر ذهن آنها حاكم است."19
"فرهنگ، به عنوان جهت دهنده به تصميمات كلان كشور ـ حتى تصميم‌هاى اقتصادى، سياسى و مديريتى است. وقتى ما مى خواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازى كنيم در واقع با اين كار داريم فرهنگى را ترويج مى‌كنيم يا توليد مى‌كنيم يا اشاعه مى‌دهيم."20
مفهوم مهندسي فرهنگي
با توجه به مطالب گذشته مفهوم مهندسي فرهنگي و اهميت آن به خوبي آشكار مي‌شود. از مباحث نويني كه در طول دهه اخير در سطح كشورهاي صنعتي مطرح گرديده است مهندسي فرهنگي است.21 البته اين مفهوم در غرب بسيار اخص از آن چيزي است كه در اين مقاله مورد توجه است.
با توجه به بيانات مقام معظم رهبري، مهندسي فرهنگي سه وظيفه مهم يعني ارزيابي وضعيت فرهنگي موجود، تعيين فرهنگ آرماني يا همان وضعيت فرهنگي مطلوب و ارائه برنامه، ارائه طريق يا همان تعيين چگونگي رسيدن به وضعيت مطلوب را بر عهده دارد. ايشان مي‌فرمايند: يكي از مهم‌ترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است؛ يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و حركت عظيم درون‌زا و صيرورت بخش و كيفيت بخشي كه اسمش فرهنگ است و در درون انسان‌ها و جامعه به وجود مي‌آيد چگونه بايد باشد، اشكالات و نواقصش چيست و چگونه بايد رفع شود؛ كندي‌ها و معارضاتش كجاست؟22
بايسته‌هاي مهندسي فرهنگ:
با توجه به بحث‌هاي پيشين مي‌توان نتيجه گرفت براي مهندسي فرهنگ كشور بايد:
1ـ فرهنگ، عناصر و مقولات فرهنگي و نقش ويژه آنها را در شكل‌گيري فرد و جامعه به خوبي شناخت.
2ـ بايد با نگاهي جامع، همه ابعاد فرهنگي مانند دانش‌ها، نگرش‌ها، هنر، آداب، رسوم و... و تأثير هر كدام بر يكديگر را مورد بررسي قرار داد.
3ـ وضعيت فعلي فرهنگ كشور بايد واقع‌بينانه و مبتني بر پژوهش‌هاي ميداني شناخته شود.
4ـ نقاط ضعف فرهنگ كشور و خطرهايي كه جامعه اسلامي را تهديد مي‌كند و بر آن تأثير منفي مي‌گذارد به خوبي مورد سنجش قرار گيرد. يقيناً آسيب‌شناسي يكي از عوامل مهم برنامه‌ريزي فرهنگي مي‌باشد.
5ـ نقاط قوت فرهنگ كشور به عنوان سرمايه‌هاي عظيمي كه مي‌تواند دستمايه اصلي تحولات تكاملي فرهنگي باشد شناخته شود.
6ـ وضعيت مطلوب و آرماني فرهنگ كشور يا همان جامعه آرماني (اتوپياي) اسلام با توجه به تمامي ابعاد و زواياي آن (آگاهي‌ها، اعتقادات، هنرها، اقتصاد، سياست، معماري، لباس و...) تبيين شود.
7ـ براي حركت از وضع موجود و رسيدن به وضعيت مطلوب، نقشه راه كه نشان‌دهنده تمامي مراحل مي‌باشد طراحي و برنامه‌ريزي شود.
8ـ اقدامات عملي لازم براي اجراي مرحله‌اي اين حركت عظيم آغاز شود.
امكان و ضرورت مهندسي فرهنگي:
برخي معتقدند كنترل عناصر فرهنگ‌ساز جامعه امري محال و يا حداقل غير ضروري مي‌باشد. مقام معظم رهبري درباره امكان ايجاد تحولات فرهنگي چنين مي‌فرمايند: فرهنگ يك ملت را مي‌شود با عوامل تأثيرگذار به تدريج عوض كرد. يك ملتِ از لحاظ فرهنگي عزيز را به يك ملت توسري‌خور و ضعيف تبديل كرد، متقابلاً يك ملت تنبل را مي‌شود به يك ملت زرنگ تبديل كرد اين رنگ ثابت لايزالي و لايزولي نيست.23
درباره اهميت و ضرورت اين مسئله نيز ايشان چنين مي‌فرمايند:
"يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است."24
"مهندسي فرهنگ و مهندسي و مديريت فرهنگي داراي اهميت و ضرورت و امكان‌پذيري است."25
شايسته توجه است كه گرچه فرهنگ يك مقوله كثير‌الاضلاع است و پيش‌تر نيز اشاره شد كه عناصر سازنده فرهنگ بسيار متنوع مي‌باشند و همين امر، مهندسي فرهنگي را بسيار پيچيده و دشوار بلكه ناممكن مي‌نماياند ولي توجه به اين نكته نيز لازم است كه زيربنايي‌ترين عنصر سازنده فرهنگ، اعتقادات يك جامعه و مباني ارزشي برخاسته از آنهاست. والرشتاين در يكي از مقالات خود به طور مبسوطي به بررسي فرهنگ و منازعه‌هاي ايدئولوژيك در عرصه فرهنگي در نظام جهاني پرداخته است.26 به همين دليل در مباحث جامعه شناسي، توسعه فرهنگي را به فرايندي كه با ايجاد تغييرات در حوزه ادراكات سپس ارزش‌ها و پس آن گرايش‌هاي انسان به وجود مي‌آيد تعريف مي‌كنند.27 بنابراين در مهندسي فرهگي بايد توجه ويژه‌اي به زيربناهاي فرهنگ بشود. بديهي است كه تعيين نظام اقتصادي، نظام سياسي، نظام قضايي، نظام ارزشي، نظام تعليم و تربيت و... بستگي دارد به اينكه انسان، مبدأ پيدايش و نقطه عزيمت او و جهان هستي را چگونه تعريف كنيم. از همين رو است كه مباني فكري و اعتقادي جامعه، زيربناي فرهنگ آن جامعه دانسته مي‌شوند. در ادامه مقاله اين بحث روشن‌تر خواهد شد.
متوليان مهندسي فرهنگ
مهندسي فرهنگ در هر كشوري با توجه به قوانين حاكم و شرايط خاص آن كشور بر عهده گروه‌ها، سازمان‌ها يا افراد خاصي قرار داده مي‌شود. در كشور ايران اين امر مهم از سوي مقام معظم رهبري بر عهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفته است. ايشان مي‌فرمايند: شوراي عالي انقلاب فرهنگي را در واقع بايد اطاق فرمان فرهنگي كشور يا ستاد عالي فرهنگي و علمي دستگاه‌هاي كشور اعم از دستگاه‌هاي فرهنگي و ساير دستگاه‌ها و مركز مهندسي فرهنگي كشور به حساب آورد.28 ايشان همچنين مي‌فرمايند: مهندسي فرهنگي كشور منحصراً توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي امكان پذير است.29
ممكن است گمان شود كه آيا با توجه به دستگاه‌هاي عريض و طويلي مانند مجلس شوراي اسلامي، دولت يا مجمع تشخيص مصلحت آيا باز هم بايد مهندسي فرهنگي را از شوراي عالي انقلاب فرهنگي توقع داشت. مقام معظم رهبري در اين زمينه مي‌فرمايند: "اين مجموعه (شوراي عالي انقلاب فرهنگي) در كشور، بي‌بديل است، در مديريت راهبردي فرهنگي، ما به غير از اين مجموعه، هيچ مركزي را در كشور نداريم. بخش‌هاي مختلف چه دولت، چه مجلس، چه حتي مجمع تشخيص مصلحت وظايفي دارند اما هيچ‌كدام وظيفه‌اي را كه اين شورا بر عهده دارد بر عهده ندارند."30
خطر افراط و تفريط در مهندسي فرهنگ
يكي از آسيب‌هايي كه مهندسي فرهنگي را تهديد مي‌كند افراط يا تفريط در اين مقوله است. مقصود از افراط، كنترل شديد و بسيار سخت‌گيرانه نسبت به عناصر تشكيل‌دهنده فرهنگ و مقصود از تفريط رهاكردن اين عوامل به حال خود مي‌باشد. مقام معظم رهبري در اين زمينه مي‌فرمايند: "ما نمي‌خواهيم با نگاه افراطي به مقوله فرهنگ نگاه كنيم. بايستي نگاه معقول اسلامي را ملاك قرار داد."31 "ما نه معتقد به ولنگاري و رهاسازي هستيم، كه به هرج و مرج خواهد انجاميد، نه معتقد به سختگيري شديد، اما معتقد به نظارت، مديريت، دقت در برنامه‌ريزي و شناخت درست از واقعيات هستيم."32
مراحل و مصاديق مهندسى فرهنگى
مهندسي فرهنگي را مي‌توان از ابعاد گوناگون ارزيابي كرده و با توجه به شيوه نگرش، مراحل و موضوعات مختلفي را مد نظر قرار داد. بنابر يك ديدگاه، مهندسي فرهنگي عبارت از چهار مرحله اصلي است كه در طول يكديگر قرار مي‌گيرند:
شناسايي و رصد فرهنگي ؛ تبيين مدلهاي فرهنگي ؛ برنامه ريزي فرهنگي ؛ مديريت و نظارت فرهنگي.
از سوي ديگر حوزه فرهنگ، خود داراي زير مجموعه‌هايي همچون: فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى، فرهنگ تخصصى و فرهنگ سازمانى مي‌باشد. مهندسى فرهنگ كشور به اين معناست كه فرهنگ ملى، فرهنگ عمومى، فرهنگ تخصصى و فرهنگ سازمانى به يك نظم خاص برسند تا دستيابي به اهداف مورد نظر ميسر گردد. با اين ديدگاه همه دستگاه‌ها و سازمان‌هاى كشور در موضوع فرهنگ نقش دارند.
در اين حوزه در بخش فرهنگ ملي، تقويت دروسي چون درس تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامي نقش مؤثري در ارتقاي و تقويت فرهنگ ملي و ايجاد خودباوري و عزت نفس ملي در برابر سايرين، خواهد داشت. همچنين در حوزه فرهنگ عمومي، فرهنگ تخصصي و فرهنگ سازماني با زير مجموعه‌هايش، دروسي چون اخلاق اسلامي و درس تفسير قرآن و نهج البلاغه مي‌تواند بسيار راهگشا باشد. انتخاب موضوعات و مباحث اينگونه دروس متناسب با مباحثي چون فرهنگ ازدواج، خانواده، اداره و كارمندي و كارگري و لباس و پوشش كه در مباحث اخلاقي و آيات و روايات منقول از ائمه معصومين(ع) به شكل بسيار گسترده و متنوعي از آن بحث شده است، در اين حوزه تأثير فراواني خواهد داشت. با اين وصف اساتيد معارف با تيزبيني و موضوع شناسي دقيق سهم به سزايي را در رشد و ارتقاي فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و تخصصي و فرهنگ سازماني ايفا خواهند نمود و با توجه به تبيين اين موارد از طريق آيات و روايات مي‌توانند به يك نظم و انسجام و ارتباط منطقي خاص بين اين موارد برسند كه اين انسجام و ارتباط منطقي بخش بزرگي از مهندسي فرهنگي كشور به حساب مي‌آيد.
نقش نظام فكري در مهندسي فرهنگي كشور
همانگونه كه اشاره شد نظام فكري و اعتقادي هر جامعه مهم‌ترين ركن شكل‌دهنده فرهنگ آن جامعه مي‌باشد. تأثير نظام فكري بر فرهنگ يك جامعه توسط هيچ كس قابل نفي نيست. اما آنچه مهم است اين است كه دستگاه متولي مهندسي فرهنگي تا چه ميزان بايد اين نظام را در مدل فرهنگي دخيل كند. آيا متوليان فرهنگي بايد به افراد اجازه دهند با سلايق و باورهاي خود، خرده فرهنگ‌هايي رابسازند تا از مجموع آنها نظام فرهنگي شكل گيرد؛ يا اينكه با كنترل دقيق، رخصت شكل گيري خرده فرهنگ‌هايي بر اساس باورهاي فردي را ندهند ؟
مقام معظم رهبري با مفروغ دانستن برتري نظام فكري اسلام بر كليه نظام‌هاي فكري ديگر ، مي‌فرمايند: برخورد افراطي [با مقوله فرهنگ] از دو سو متصور است: يكي اينكه مقوله فرهنگ را مقوله‌‌اي غير قابل اداره و غير قابل مديريت بدانيم . مقوله‌‌اي رها و خود رو كه نبايد وارد آن شد... در مقابل، تفكر افراطي ديگري وجود دارد كه سختگير، خشن و نظارت كنترل آميز بسيار دقيق است. اين تفكر هم به همان اندازه غلط است.
...نمي‌شود ما ميدان را رها كنيم تا ديگران هركاري كه مي‌خواهند بكنند. امروز همان كساني كه دم از آزادي و ليبرال بودن مي‌زنند، پيچيده‌ترين و دقيق‌ترين و ظريفترين شيوه كنترل را بر روي فرهنگ كشورهاي خودشان ، بلكه سراسر دنيا اعمال مي‌كنند.33
بر اين اساس، اصلي‌ترين وظيفه متوليان فرهنگ، مهندسي و مديريت فرهنگ بر اساس نظام فكري اسلام است. مقام معظم رهبري در اين خصوص مي‌فرمايند: ... مجموعه‌‌اي لازم است كه اينها را تصوير كند و بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشد. نمي‌گويم به طور كامل كنترل كند؛ چون كنترل فرهنگ به صورت كامل نه ممكن است، نه جايز. اصلاً رشد فرهنگي با ابتكار و آزادگي و آزادي و ميدان دادن به اراده‌هاست.34
در اين بخش نيز اساتيد معارف با محتواي عمومي‌دروس معارف اسلامي مي‌توانند با تبيين نظام فكري اسلام و تبليغ و گسترش آن و ارائه مطلوب و مناسب آن به نسل جوان دانشجو كه آينده‌سازان اين كشور و نخبگان فكري و علمي كشور در زمان نه چندان دور خواهند بود، برتري اين نظام فكري را براي آنها تبيين نموده و مطلوبيت آن را در ذهن اين افراد برجسته و نهادينه نمايند. اعتقاد به برتري نظام فكري اسلام و پذيرش اين برتري و حضور آن در ذهنيت عمومي جامعه به ويژه نخبگان و فرهيختگان جامعه تأثير به سزايي در مهندسي فرهنگي بر اساس اين نظام فكري خواهد داشت.
نقشه مهندسى فرهنگى كشور
براى اينكه همه دستگاه‌ها وكاركردهاى آنان در جهت فرهنگ مطلوب سمت و سو بگيرد؛ نخست بايد نقشه مهندسى فرهنگى يا همان مدل فرهنگي ترسيم شود. مدل فرهنگي روشي است كه بر مبنايي مشخص، به برنامه ريزي فرهنگي " قابليت ارزيابي، امكان تصميم گيري و قدرت كنترل و تصميم بهينه" مي‌دهد. همانگونه كه پيش‌تر نيز اشاره شد تهيه اين نقشه وظيفه شوراى عالى انقلاب فرهنگى است.
از سوي ديگر ضرورتي كه براى اجرايى شدن نقشه فرهنگى كشور وجود دارد؛ اعمال مديريت راهبردى فرهنگى است. مديريت راهبردى دو وظيفه عمده بر عهده دارد:
1ـ شاخص‌هاى روشن و مشخصى براى هدف فرهنگى مشخص كند ۲ـ نرخ موجود و نرخ هدف را تعيين كند. در اين مورد مقام معظم رهبرى مى فرمايند: بايد تأثير مجموعه كارهايى را كه انجام مى دهيم مشخص كنيم و بتوانيم بسنجيم كه خروجى كارمان در مجموع نظام، در حوزه فرهنگ، چگونه است.
مدل فرهنگي نظام رحماني
اگر اسلام را نظام فكري مورد پذيرش فرض كنيم ؛ مي‌توان مدل فرهنگي زير را با اقتباس از شيوه مديريت كلان خداوند بر جهان هستي، مدل فرهنگي برتر دانست كه كاملاً اسلامي و منطبق با ويژگي‌هاي فطري انسان است. اين مدل فرهنگي كه از اين پس آن را با عنوان نظام رحماني مي‌شناسيم ، از دو ركن اصلي تشكيل شده است:
الف. رشد
رشد لغتي است كه در اصطلاح اسلامي مترادف با واژه مديريت و رهبري با تمام شمول آن به كار مي‌رود. در اصطلاح عرفي، رشد صفتي است كه به اندام بدن نسبت داده مي‌شود. ولي در اصطلاح فقه اسلامي، رشد به نوعي بلوغ روحي اطلاق مي‌گردد.به عنوان مثال گفته مي‌شود كودك پس از بلوغ جسمي بايد به حدي از بلوغ روحي برسد كه بتواند مديريت صحيحي بر اموال خود داشته باشد. به عبارت ديگر ، رشد عبارت است از " شايستگي و لياقت براي نگهداري و بهره برداري صحيح از سرمايه‌هاي زندگي" .
قرآن كريم درباره پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: "اين پيامبر كه در تورات و انجيل از او ياد شده چيزهاي خوب را حلال مي‌كند و بدي‌ها را حرام مي‌سازد و بار سنگين را از دوش‌ها بر مي‌دارد و غل‌ها را از مردم باز مي‌كند."35
اين روش راهبردي پيامبر كه نيروهاي بسته را آزاد مي‌كند و استعدادها را شكوفا مي‌سازد و از ضعيف ترين افراد، قويترين ملتها را مي‌سازد؛ مبتني بر چند امر است:
1ـ سرمايه‌هاي انساني هر اجتماع، بزرگترين سرمايه‌هاي آنها است. اسلام به اين سرمايه‌ها امنيت فراواني داده است.
2ـ اين سرمايه‌ها نيازمند اكتشاف و استخراج است.
3ـ انسانها داراي قوانين خاص خود هستند و اگر بخواهيم براي آنان برنامه ريزي فرهنگي كنيم لازم است آنان را بشناسيم. به بيان ديگر، قوانين حاكم بر رفتار انساني را بايد همچون قوانين فيزيك و شيمي كشف كرد؛ نه وضع.
نكته ديگر اينكه قرآن كريم در مدل حكومتي فرعون را رشيد نمي‌داند.36 اين در حالي است كه فرعون از لحاظ فن آوري و پيشرفت در سطح بالايي قرار داشته است
از اينجا مي‌توان مهمترين قواعد نظريه رشد را در موارد زير برشمرد:
1ـ صرف پيشرفت و افزايش تأثير فرهنگي بر ديگران، نشانه رشد مدل فرهنگي نيست.
2ـ لازمه مدل فرهنگي رشيد، توجه ويژه به انسانها و ابعاد وجودي آنها است.
3ـ مدل فرهنگي رشيد، مدلي است كه رشد مادي و معنوي انسانها را همزمان ارائه كند.
ب. رحمت
از آنرو كه ارائه نقشه فرهنگي مطلوب، فرع بر شناخت انسان است و اين ضعف شناخت توسط انديشمندان مختلف، منجر به ارائه الگوهاي غلطي شده است؛ لازم است براي دستيابي به الگوي صحيح، به نحوه مدبّريت خداوند بر جهان هستي مراجعه كنيم و اصول مورد نياز براي مدل فرهنگي را از اين منبع اقتباس كنيم. زيرا خداوند است كه انسان را خلق كرده و طبيعتاً او را مي‌شناسد و روش برنامه ريزي براي او را مي‌داند.
اين مدل فرهنگي مبتني بر اصل رحمت است كه به عنوان راهبردي ترين محور اعمال مديريت خداوند شناخته مي‌شود. ربوبيت خداوند كه همان مديريت و مدبريت اوست؛ بر اساس رحمت سابقه خداوند شكل گرفته و قواعد و اصول مديريت اسلامي نيز بايد بازتابي از رحمت واسعه الهي باشد.
بنابراين، طراحي نقشه فرهنگي بايد به‌گونه‌اي باشد كه مواردي همچون: برائت، كرامت و مغفرت كه زير مجموعه اصل رحمت هستند، در آن لحاظ گردد.
ارتباط مديريت رحماني و نظريه رشد:
بايد گفت اين دو نظريه اسلامي به ضميمه يكديگر، مدل فرهنگي اسلامي را ارائه مي‌دهند. چه بسا بهترين بيان براي ارتباط ميان اين دو نظريه آن چيزي باشد كه خداوند متعال در قرآن مجيد بيان مي‌دارد: "رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَهً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا؛37 پروردگارا ! ما را از سوي خودت رحمتي عطا كن و راه رشد را برايمان فراهم ساز. با اين بيان اين دو نظريه در طول يكديگر قرار مي‌گيرند و قادرند اصول مدل فرهنگي مورد نظر اسلام باشند."
در پايان اشاره به اين نكته حائز اهميت است كه با توجه به اينكه حكومت انبيا و پيامبر اكرم(عليهم‌السلام) و آن دسته از اماماني كه داراي حكومت بوده‌اند، در راستاي مدبّريت خداوند متعال و برگرفته از الگوي مديريتي او بر جهان هستي است؛ روش فوق الذكر قابل استفاده از روش اين بزرگواران نيز مي‌باشد. علاوه بر اينكه حكومت امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) نيز بر اساس همين روش وعده داده شده است. بر اين اساس تقويت و نگاه جديد به دروسي چون تاريخ صدر اسلام و تاريخ ائمه(ع) مي‌تواند الگوي مناسبي جهت برنامه‌ريزي فوق ارائه نمايد.
در مجموع هرچند بحث مهندسي فرهنگي در كل، وظيفه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است ولي همانطور كه در ضمن بحث بيان شد در مراحل مختلف اين امر گروه‌هاي معارف اسلامي و استادان اين دروس مي‌توانند به شكل‌هاي مختلفي نقش‌آفريني نمايند. هرچند دفاتر نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها نيز مي‌توانند در حوزه فعاليت خود نيز داراي يك نقشه كامل فرهنگي و تدوين مهندسي فرهنگي باشند. اساساً طراحي دروس معارف اسلامي در دانشگاه‌ها از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي به همين منظور بوده است. رسالت اصلي استادان معارف اسلامي اين است كه دانشجويان عزيز را كه سرمايه‌هاي ارزشمند و مديران آينده جامعه مي‌باشند با ابعاد مختلف اسلام آشنا كنند. تبيين نظام اعتقادي اسلام و دفاع عقلاني از آن، در درس مباني نظري اسلام، تبيين نظام ارزشي اسلام، در درس اخلاق اسلامي، تبيين نظام سياسي اسلام در درس انقلاب اسلامي، آشنايي با الگوهاي بزرگ و نيز چگونگي بهره‌برداري از متون ديني در دو درس تاريخ اسلام و آشنايي با منابع اسلامي از مهم‌ترين اهداف اين دروس مي‌باشد كه استادان معارف بايد به آنها توجه وافي داشته باشند.
پي‌نوشت‌ها:

* ـ دانشجوي دكتري مدرسي معارف اسلامي.
* ـ مدرس مركز جهاني علوم اسلامي.
1 ـ لغت نامه، دكتر محمد معين و دكتر سيدجعفر شهيدي، ج 14، موسسه لغت نامه دهخدا، 1377.
2 ـ موسوعه‌ كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، واژه هندسه.
3 ـ culture.
4 ـ فرهنگ توصيفي روانشناسي اجتماعي، ژاسنت صليبي.
5 ـ جستارهايي در جامعه شناسي معاصر، غلامعباس توسلي، ص 107.
6 ـ Matthew Arnold.
7 ـ منتقدان فرهنگ، لزلي جانسون، ترجمه ضياء موحد، طرح نو، 1378، ص 12.
8 ـ Bauman.
9 ـ منتقدان فرهنگ، لزلي جانسون، ترجمه ضياء موحد، طرح نو، 1378، ص 13.
10 ـ sir Edward Tylor.
11 ـ مقدمات جامعه شناسي، دكتر منوچهر محسني، 1384، ص 85 و انسان شناسي عمومي، دكتر اصغر عسكري خانقاه و دكتر محمد شريف كمالي، 1384، ص 236.
12 ـ به نقل از كتاب خصائص مديران فرهنگي، محمد حبيبي، ص5.              
13 ـ تكامل فرهنگ، لسلي الف. وايت، ترجمه فريبرز مجيدي، دشتسان، 1379، ص 24.
14 ـ دكتر منوچهر محسني، همان،‌ ص88.
15 ـ لسلي الف. وايت، همان، ص 21.
16 ـ فرهنگ انديشه انتقادي، ويراسته مايكل پين، ترجمه پيام يزدانجو، نشر مركز، 1382، ص 95-99.
17 ـ مقام معظم رهبري، 1383.
18 ـ20 ـ همان، ۱۳۸۱.
21 ـ دكتر منوچهر محسني، همان، ص 107.
22 ـ 25ـ مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 8/10/83
26 ـ دكتر مصطفي ازكيا و دكتر غلامرضا غفاري، جامعه شناسي توسعه، كيهان، 1386، ص 34.
27 ـ همان، ص 48.
28 ـ 30ـ مقام معظم رهبري، 1381.
31 ـ 33ـ همان، 1382.
34 ـ همان، 8/10/83.
35 ـ اعراف / 157.
36 ـ هود/ 97.
37 ـ كهف / 10.