try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 18 آذر, 1400

رشد و بالندگي گروه‌هاي معارف اسلامي

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
مهدي ابوطالبي

نهاد حوزه علميه و روحانيت به عنوان يكي از نهادهاي اجتماعي اصيل و با سابقه در ايران است كه همواره مرجع رسيدگي به امور ديني و مسائل خاص مذهبي و حتي، در دوره‌هاي گذشته، بسياري از امور اجتماعي و حقوقي بوده است. امروزه نيز مهم‌ترين نهادي كه از نظر عامه مردم و نخبگان جامعه مسؤول و متولي امور ديني جامعه اعم از مسائل اعتقادي و نظري و احكام عملي و امور اخلاقي است، حوزه علميه و نهاد روحانيت است.
امروزه دانشگاه يكي از مهمترين نهادهاي اجتماعي ـ فرهنگي، كشور است كه به دليل گستردگي آن و تعداد فراوان دانشجويان، بخش بزرگي از نيروهاي اجتماعي را در خود جاي داده است. حضور قشر جوان تحصيلكرده به عنوان مهمترين سرمايه اجتماعي هر كشور و همچنين حضور استادان دانشگاه‌ها به عنوان فرهيختگان هر جامعه، بر اهميت اين نهاد اجتماعي به عنوان مهمترين مخاطب حوزه علميه و دانشمندان علوم ديني مي‌افزايد. به همين جهت علاوه بر نهاد رسمي حوزه علميه و حضور تبليغي روحانيت در دانشگاهها به عنوان وظيفه سنتي اين نهاد، دروس معارف اسلامي نيز به عنوان يكي از عوامل مؤثر بر گرايشات مذهبي دانشجويان، در برنامه دروس رسمي دانشگاهها گنجانده شده است؛ بنابراين گروه‌هاي معارف اسلامي به عنوان يكي از گروه‌هاي آموزشي در دانشگاهها، از متوليان امور ديني در اين نهاد مقدس به حساب مي‌آيد. در اين مجموعه نيز بار اصلي اين كار بر دوش استادان دروس معارف اسلامي است. با توجه به اين كه تعداد زيادي از اساتيد دروس معارف از اقشار روحاني بوده و وظيفه همه اساتيد، اعم از روحاني و غير روحاني، تقويت امور ديني در دانشجويان است، به نظر مي‌رسد فرمايشات و توصيه‌هاي اخير مقام معظم رهبري در ديدار با جمعي از استادان، فضلا، پژوهشگران و مبلغان حوزه‌هاي علميه كشور، علاوه بر رشد و بالندگي و حركت رو به جلوي حوزه‌هاي علميه مي‌تواند براي گروه‌هاي معارف اسلامي و اساتيد اين گروه‌ها نيز مغتنم باشد.
اهم فرمايشات مقام معظم رهبري در اين ديدار با نظر به فعاليت و رسالت گروه‌هاي معارف در دانشگاهها، عبارتند از:1
1. آينده نگري
يكي از نكات مطرح شده توسط مقام معظم رهبري در اين ديدار بحث آينده نگري و تعيين چشم‌انداز بلند مدت براي برنامه‌هاي آتي است. به نظر مي‌رسد تعيين چشم‌انداز براي فعاليت‌هاي گروه‌هاي معارف و برنامه‌هاي شخصي استادان معارف كمك بزرگي به رشد و ارتقاي سطح فعاليت‌هاي اين عزيزان بنمايد. اگر گروه‌هاي معارف همراه با اساتيد خود و با تشكيل شوراهاي علمي و برنامه‌ريزي تخصصي متناسب با هر گرايش، به تبيين برنامه‌هاي بلند مدت دست زده و فعاليت‌هاي گروه را در راستاي اين برنامه‌ها تنظيم نمايند شاهد تغييرات چشمگيري در ارتباط با دروس معارف در دانشگاهها خواهيم بود. عكس اين قضيه نيز صادق است به اين معنا كه اگر برنامه كلان و چشم اندازي براي آينده وجود نداشته باشد روند فعاليت گروه‌ها روندي ثابت خواهد بود و دچار ركود خواهد شد.
2. مديريت تحول و برنامه‌ريزي علمي
موضوع ديگري كه در اين ديدار، مورد تأكيد قرار گرفت مديريت تحول و برنامه‌ريزي علمي است. از مهمترين وظايف گروه‌ها و استادان معارف اسلامي ايجاد تحول و تنوع در اين دروس است. از آنجا كه دنياي جديد دنياي سرعت و تحول و تنوع است و با سرعت بسيار شگفت‌انگيزي شاهد تحول نسل‌هاي مختلف و دانشجويان هر دوره هستيم و شكاف نسل‌ها با فاصله بسيار زياد و سرعت فراوان مشهود مي‌باشد، تحول در دروس معارف نيز متناسب با تحول مخاطبان امري ضروري است. چنانچه برنامه‌اي براي تغيير و تحول وجود نداشته باشد،‌ گروه‌هاي معارف مطابق با رشد سطح فكري و علمي دانشجويان و تغيير فضاهاي فكري و ذهني آنها حركت نخواهد كرد و جذابيت خود را براي مخاطب جديد از دست خواهد داد و به تعبير مقام معظم رهبري كناره‌گيري از تحول، موجب از بين رفتن و منزوي شدن خواهد شد. همانگونه كه مقام معظم رهبري خطاب به حوزه‌ها سفارش فرمودند، اين تحول بايد در قالب بازنگري جدي در متون آموزشي و تحول در شيوه‌هاي آموزشي و استفاده از شيوه‌هاي آموزشي نوين صورت پذيرد. تغيير و تحول در اصل گرايش‌ها، سرفصل‌ها و ريزموضوعات مطرح شده در هر درس نيز قطعاً مفيد فايده و اجتناب‌ناپذير است. چنانكه تجربه مثبت اينگونه تغييرات و تحولات در سالهاي گذشته مؤيدي بر اين مسأله است. البته همانگونه كه مقام معظم رهبري تأكيد داشتند اينگونه تحولات بايد به شكلي صحيح مديريت شود تا به نام تحول و نوآوري دچار سطحي‌زدگي و دوري از عمق مباحث و مطالب اصيل نشويم.
3. سياستگذاري متناسب با نيازها
يكي از نكات مورد نظر رهبري در راستاي تحول و بالندگي فعاليت حوزه‌هاي علميه بحث سياستگذاري متناسب‌ با نيازها است. چنانچه دقت نماييم يكي از آسيب‌هاي دروس معارف اسلامي در دانشگاه‌ها عدم احساس نياز بسياري از دانشجويان به حضور در اينگونه كلاس‌هاست. اين مسأله به ويژه در مورد دانشجوياني كه از لحاظ نوع رشته تحصيلي تناسبي با مطالب مطرح شده در اين نوع كلاس‌ها ندارند بسيار حادتر است. بنابراين به نظر مي‌رسد يكي از راه‌هاي جذابيت و جلب توجه دانشجويان به كلاس‌هاي دروس معارف اسلامي، تعريف سرفصل‌ها و ريز‌موضوعات دروس بر اساس نيازها و دغدغه‌هاي ذهني قشر دانشجو و جوان امروز مي‌باشد. بنابراين شناخت كامل و وافي اساتيد از روحيات و فضاهاي فكري و ذهني دانشجويان در اين راستا بسيار مفيد خواهد بود. اقدام ديگري كه در اين راستا مفيد خواهد بود طرح مباحث و موضوعات متناسب با رشته تحصيلي و تخصصي دانشجويان است. بسياري از دروس معارف در اين زمينه از پتانسيل بسيار بالايي برخوردارند براي مثال با توجه به تنوع موضوعات و مطالب مطرح شده در قرآن كريم و كتاب شريف نهج البلاغه مي‌توان مباحث خاص و متناسب با بسياري از رشته‌‌هاي تحصيلي دانشجويان را از اين دو منبع عظيم استخراج و براي دانشجويان طرح نمود. توجه به دو نكته فوق و به طور كلي سياستگذاري بر اساس نيازهاي حال و آينده مخاطبين موجب تحول شگرف در علاقه و شور و شوق دانشجويان نسبت به اين دروس و حضور در اينگونه كلاس‌ها خواهد شد.

4. آزاد انديشي علمي
يكي از سفارشات مقام معظم رهبري در اين ديدار اهتمام به بحث آزاد انديشي علمي و كرسي‌هاي نقد و نظريه‌پردازي بود. ازآنجا كه هدف اصلي كلاس‌هاي معارف پركردن خلأ فكري و اعتقادي دانشجويان و ارتقاي سطح آگاهي آنها در امور ديني است، اجازه طرح بحث و ايجاد فضاي باز و آزاد براي طرح سؤالات و ترديدهاي دانشجو گام بسيار مؤثري در رسيدن به هدف فوق است. به علاوه به نظر مي‌رسد ايجاد فضاي باز علمي و اجازه طرح مطالب بحث انگيزي كه شايد طرح آنها در بسياري از محيط‌هاي ديگر مطلوب و مفيد نباشد،‌در كلاس‌هاي معارف، هم براي استادان و هم براي شخص دانشجو از جهات متعددي مفيد خواهد بود. يكي از فوايد طرح اينگونه مباحث اين است كه باعث مي‌شود دانشجو از لحاظ رواني از فشار حاصل از ترديد و شبهه موجود در ذهن و فشار ناشي از عدم امكان طرح آن در غير از فضاي باز و صميمانه كلاس، به نوعي رها شود. فايده دوم آن اين است كه كلاس‌هاي معارف و استاد اين دروس بهترين مكان و بهترين افراد براي پاسخگويي و حل شبهه و مشكل فكري دانشجويان است و لذا او علاوه بر طرح بحث خود مي‌تواند پاسخ و نظر مخالف را نيز بشنود و چنانچه معقول و منطقي باشد، قبول نمايد. فايده سوم كه متوجه اساتيد مي‌شود اين است كه طرح بحث و سؤال به استاد كمك مي‌كند كه نيازهاي علمي و دغدغه‌هاي فكري و ذهني دانشجويان را شناخته و در طرح مباحث بعدي و تدريس در كلاس‌هاي ديگر اين نكته را مد نظر قرارداده و همچنين ميزان توان خود را در قانع كردن و ارضاي نيازهاي فكري دانشجويان، مورد ارزيابي قرار دهد.
توجه گروه‌هاي معارف و استادان مربوطه به چهار نكته مهم فوق يعني آينده‌نگري، مديريت تحول و برنامه‌ريزي علمي، سياستگذاري بر اساس نيازها و آزاد انديشي علمي موجب رشد، بالندگي و پيدايش تحول شگرف در دروس معارف و به طور كلي تحول جدي در دانشگاه‌ها خواهد شد.
پي‌نوشت:
1ـ ديدار مقام معظم رهبري با جمعي از اساتيد، فضلا، پژوهشگران و مبلغان حوزه هاي علميه كشور، آذر 86.