try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 14 آذر, 1400

عوامل و موانع مؤثر بر تأثيرگذاري دروس معارف اسلامي(13)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
اكبر فرحزادي

24) نقش "مباحث تنش‌زا" در تأثيرگذاري

يكي از موانع تأثيرگذاري، "نگرش منفي دانشجو نسبت به استاد" خويش است و اين نگرش مي‌تواند ناشي از عوامل مختلفي باشد. يكي از اين عوامل "طرح مسايل تنش‌‌زا" از سوي استاد است. اين مطلب گاه به شكل ابتدايي و از سوي استاد بروز مي‌نمايد و گاه در اثر طرح يك سؤال و يا شبهه از سوي دانشجويان و پاسخ استاد، جلوه‌گر مي‌شود.
در يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان اين مباحث را در چهار دسته تقسيم بندي كرد:
الف) مباحث اعتقادي
برخي از مباحث تنش زا در حوزه "مباحث اعتقادي" عبارتند از:
1ـ پرداختن غير اصولي به مباحث مربوط به تشيع و تسنّن در كلاس‌هايي كه دانشجوياني از اهل سنّت وجود دارند. بديهي است طرح غلط و ناشايست مباحث اعتقادي موجب تحريك افراد و تهييج احساسات گشته و دانشجو را وادار به دفاع از معتقدات خود مي‌نمايد كه البته اين امر در جاي خود امري مقدس است.
اخلاق اسلامي حكم مي‌كند كه در طرح مسايل اعتقادي رعايت احترام نسبت به عقايد طرف مقابل كاملاً مدنظر قرار گرفته و به جاي اهانت به مقدسات افراد به اتقان مباحث مطروحه و مستند بودن آنها توجه نمود.
تنها در اين صورت است كه اولاً از تحريك و تهييج افراد پيش‌گيري مي‌شود. ثانياً نظر آنها و ديگر مخاطبانِ غير سنّي نسبت به استاد، منفي نمي‌شود. ثالثاً زمينه هدايت براي او و ديگران فراهم مي‌شود. رابعاً زمينه حمايت‌هاي احساسي از سوي ديگران و به نفع او از بين مي‌رود؛ زيرا از آنجا كه انسانها فطرتاً مخالف ظلم و طرفدار مظلومند؛ چنانكه در اين حادثه دانشجويان ديگر (حتي اهل تشيّع) احساس كنند كه به دانشجوي اهل سنّت ظلم روا داشته شده است، به سوي او گرايش پيدا مي‌نمايند و چه بسا در اعتقادات خود متزلزل شوند.
يادآور مي‌شود: مطلب مذكور در خصوص كلاسهايي كه دانشجويان اقليت مذهبي در آن قرار دارند نيز صادق است و در برخورد با اعتقادات ايشان نيز رعايت همه جوانب ذكر شده ضروري است.
2ـ بخش ديگري از مباحث تنش‌زا در اين حوزه پرداختن به مباحثي است كه احساسات دانشجويان خصوصاً دانشجويان مؤنث را برمي‌انگيزد. مسائلي مانند حق چندهمسري مردان، ازدواج موقت، ‌نقصان عقل زنان، حقوق مردان بر همسران و...
يادآور مي‌شود: طرح مسائل مذكور و برخي از مباحث مشابه، نيازمند زمينه‌سازي‌هاي لازم و آگاهي‌هاي كامل استاد در اين خصوص است. متأسفانه گاه مشاهده مي‌شود برخي از اساتيد بدون برخورداري از قوت علمي و بدون توجه به عكس العمل‌هاي مخاطبين به جاي پاسخگويي صحيح و منطقي به اين سؤالات، با روشهاي غلط و مباحث غير متقن، موجب بروز"نگاهي منفي به دين" و بدبيني نسبت به آموزه‌هاي ارزشمند آن از سوي دانشجويان شده‌اند.
ب) مباحث سياسي
برخي از مباحث تنش‌زا در حوزه "مباحث سياسي" عبارتند از:
1ـ دفاع از جناح‌هاي سياسي به گونه‌اي كه موهم جناح‌بندي و جبهه‌گيري استاد شود.
وارد شدن به اين‌گونه فضاها از عوامل تشنّج‌زا و برهم زننده "فضاي تأثيرگذاري" است، خصوصاً آنكه در اكثر اين مباحث و مناظرات، طرفين بحث صرفاً به دنبال اثبات حقانيت جناح خويشند و در انتهاي اين مباحث شاهد تغييري در نگرش هيچيك از طرفين نيستيم! و اكثر اين جدلها به "مِراء" منجر مي‌شوند. "تشويش اذهان ديگران" نيز از ثمرات ديگر اين‌گونه بحثهاست.
ضمن آنكه آفت بزرگ اين بحثها "جبهه‌گيري دانشجو در برابر استاد" است كه نتيجه آن عدم پذيرش سخنان حق استاد در ديگرموضوعات از سوي دانشجو مي‌باشد و اين امر با انديشه "تشكيل جبهه واحد" كه يكي از لوازم مهم در تأثيرگذاري است منافات دارد و محبت‌ها و موّدت‌ها را تبديل به بغض‌ها، كينه‌ها و لجبازي‌ها مي‌نمايد كه قطعاً مطلوب هيچكس نمي‌باشد.
پيشنهاد مي‌شود:
اولاً استاد هرگز در ابتدا وارد اين مباحث نشود، ثانياً اگر به گونه‌اي ـ مثلاً طرح سؤال و شبهه از سوي يك دانشجو ـ‌ به ناچار با اين مطلب مواجه شد با دقت جهت بحثها را عوض نمايد و به جاي بحث بر سر حقانيت يك جناح خاص، به تحليل جريانات سياسي پرداخته و "روشنگري سياسي" را در دستور كار خويش قرار دهد.
2ـ يكي ديگر از عوامل تنش‌زا در اين حوزه دفاع از "اشخاص" به جاي "اصل نظام" است.
يك استاد معارف بايد توجه داشته باشد كه او وكيل مدافع نظام جمهوري اسلامي است نه اشخاص و مسؤولين مملكت. از اين رو به جاي دفاع از فرد بايد به تقويت اصل نظام پرداخت و براي مثال بيان نمود:
اين "نظام" در مثل مانند "قطاري است كه عازم مقصدي مقدس است، ولي در كوپه‌هاي آن همه نوع مسافر و خدمه قرار دارد و صد البته سكان‌دار و لوكوموتيوران اين قطار (ولي فقيه) شخصي است كاملاً آگاه و قابل اعتماد. از اين رو در صورت هشياري ديگر مسافران و حمايت‌هاي ايشان از لوكوموتيو‌ران، وجود برخي افراد ناشايست در اين قطار "اعم از مسافر يا مسؤولين واگنها و خدمه"، موجب تغيير مسير قطار و به بيراهه رفتن آن نمي‌شود.
بي‌ترديد اين شيوه دفاع از انقلاب كاملاً منطقي و صحيح است و تبعات منفي ديگر را نيز در پي نخواهد داشت. تنها در اين صورت است كه دانشجو استاد خود را فردي "حق‌مدار" و "منصف" تلّقي مي‌نمايد و در خصوص بقيه سخنان او آمادگي پذيرش خواهد داشت.
اما در صورتي‌كه دانشجو احساس نمايد استاد، فردي جناحي، غيرمنصف، متعصّب، غيرحق‌مدار و غيرمنطقي است قطعاً پذيراي سخنان او نخواهد بود و اينچنين استادي از محبوبيت كافي ـ كه لازمه مهمي در تأثيرگذاري استـ برخوردار نمي‌باشد.
طرح مباحث تنش‌زا در حوزه سياست دايره گسترده و مصاديق فراوان دارد كه ذكر همه آنها در مجال اين نوشتار نيست؛ اما شاه‌كليد اين مباحث جهت پيشگيري از تنش و اختلاف، "سخن گفتن آگاهانه" است و "آگاهانه بودن" سخن از طريق توجه به امور ذيل حاصل مي‌شود:
ـ توجه دقيق به تبعات بحث (حزم و دورانديشي).
ـ توجه به مقتضيات زمان و مكان.
ـ توجه به اهداف و اغراض پشت‌پرده سؤال كننده.
ـ داشتن اطلاعات كافي پيرامون موضوع مورد بحث. (اطلاعاتي نظير: شناخت مصاديق عيني، آمار و ارقام مستند، آشنايي با پيشينه بحث و...‌)
ـ قدرت تجزيه و تحليل وقايع كشوري و جهاني.
ـ وارد نشدن به عرصه‌هايي كه اطلاعاتمان كافي نيست و گريز از عرصه‌هاي مذكور.
ـ عدم تأييد يا تكذيب صريح و قاطعانه جناحها و افراد (زيرا در غير اين‌صورت راه خروج اضطراري را برخود بسته‌ايم).
ـ حق‌مداري و انصاف.
ج) مباحث اجتماعي
حوزه مباحث اجتماعي و مباحث تنش زا عبارتند از:
برخي از سؤالات دانشجويان و سخنان استاد ناظر به مباحث و معضلات اجتماعي است. البته آن دسته از مباحث اجتماعي كه بازگشت به مباحث سياسي دارند، در حوزه قبلي ذكر شد و در اينجا نظر به اموري است كه ذهن جوان را مشغول مي‌سازد و طرح صحيح موضوع از سوي استاد ضروري است.
براي نمونه هنگامي كه از "مد‌" و "مدگرايي" سخن به ميان مي‌آيد وارد عرصه‌ا‌ي شده‌ايم كه جوان كاملاً درگير با آن است و حتي براي عده‌اي از آنها به مثابه يك "اعتقاد!" در آمده است.
از اين رو پرداختن به اين موضوع يا موضوعات ديگري نظير بدحجابي، رفاه‌طلبي، تجمل‌گرايي و... نيز بايد كاملاً آگاهانه و حساب شده صورت پذيرد به گونه‌اي كه دانشجو از سخنان استاد، احساس نفرت و انزجار نكند.
مواردي نظير اهانت به اشخاص و انواع مد ـ نظير بلند كردن مو براي آقايان ـ و مَنشِ زندگي افراد؛ فاسد جلوه دادن "بدحجاب" و بكارگيري تعابير زشت در مورد آنها، اهانت به ثروتمندان و مثلاً‌ دزد جلوه دادن آنها و اموري از اين قبيل، مي‌توانند برانگيزاننده احساسات جوانان باشند و در زمره مباحث تنش‌زا تلقي گردند.
پيشنهاد ما در اين خصوص نيز رعايت تمامي موارد ذكر شده در دو حوزه پيشين است.
د) مباحث ملّي
مباحث تنش زا در حوزه مباحث مربوط به ملّي گرايي عبارتند از:
يكي از محاسن خوب هر انساني "حبّ وطن و عِرق ملّي" است. چنانكه در روايات آمده است: "حُبُّ الوَطنِ مِنَ الايمانِ"1
و امام علي(ع) نيز فرموده است: "مِن كَرَمِ المَرءِ.... حَنينُهُ اِلي اَوطانِه و... ؛ از مكرمت‌هاي انسان.... ميهن‌دوستي اوست و....2"
متأسفانه در سالهاي اخير حوادث به‌گونه‌اي رقم خورده است كه گويا هر كس كه دم از ايران و پيشينه ايران و تاريخ تمدن ايران بزند لزوماً انساني بي‌دين است و علاقه‌اي به اسلام و ائمه معصومين عليهم‌السلام ندارد!
بي‌ترديد اين نگرش، نگرشي افراطي و ناصحيح است و عدم تصحيح آن مي‌تواند خسارتهاي بزرگي بر پيكره فرد، اجتماع و انقلاب اسلامي وارد سازد. در پاسخ به اين نگرش متذكر مي‌شود: "مگر رزمندگان پرافتخار و جان بركف ما در هشت سال دفاع مقدس در كنار دفاع از انقلاب اسلامي و اسلام ناب محمدي، از تماميت ارضي و نواميس و افتخارات اين مملكت به دفاع برنخاستند ؟! پس چگونه است كه به زعم عده‌اي از متدينين و اساتيد دلسوز سخن از ميهن و... خلاف آموزه‌هاي دين و دينداري است ؟!!!".
يكي از عرصه‌هاي پرتنش در سالهاي اخير، عرصه تقابل بين جوانان داراي عِرق ميهن‌دوستي با برخي از اساتيد دروس معارف اسلامي بوده است. آيا بهتر نيست به جاي اهانت به آثار باستاني و از دم تيغ گذراندن تمامي پيشينيان، به مطالعه دقيق تاريخ ايران پرداخته و با ذكر مستند وقايع تاريخي از همان "عرق ميهن دوستي" جوانان "حسن استفاده" را نموده و حساب "خائنين" به ايران را از "خادمين" آن جدا سازيم؟!!!.
همان عِرقي كه دشمنان ايران و اسلام به خوبي از آن سوء استفاده نموده و از اين طريق جوانان اين مرز و بوم را به تقابل با متدينين كشانده‌اند.
و آيا بهتر نيست به جاي پرداختن به اين گونه بحثهاي تنش‌زا و دامن زدن به اين تقابل و "هيزم ريختن در آتش برافروخته از سوي دشمنان" همين حس ميهن دوستي را در آنها تقويت نموده و جوانان عاشق ايران اسلامي بپرورانيم و بدين‌گونه هم در سازندگي ميهن اسلامي سهمي بزرگ ايفا نماييم و هم مانع از "فرار مغزها" شويم؟!
در آخر به اين فرمايش امام صادق(ع) اشاره مي‌شود و استادان محترم را به تأمل در آن دعوت مي‌نمايد:
"العامِلُ عَلي غَيرِ بَصيرهٍٍ لا يَزيدُهُ سُرعَهُ السِّيرِ الّا بُعداً؛‌ عامل ناآگاه و غير بصير از سرعت حركت خويش نتيجه‌اي جز دورتر شدن از مقصد بدست نمي‌آورد." 3
پي‌نوشت‌ها:

1. سفينه البحار، ج 8، ص 525.
2. بحارالانوار، ج 78، ص 45 .
3. الكافي، ج 1، ص 43.