try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

آيا تفسير عرفاني معتبر است؟

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دكتر عبدالله حاجي علي

عرفان در اصطلاح عبارت است از معرفت قلبي كه از طريق كشف و شهود، نه بحث و استدلال حاصل مي‌شود و آن را علم «وجداني» هم مي‌خوانند و كسي را كه واجد مقام عرفان است «عارف» مي‌گويند و دانشي كه مبتني بر عرفان است را «معرفت» مي‌نامند.
اما عرفاني كه در جامعه اسلامي به شكوفايي رسيده سعي نموده كه معارف خود را بر اساس كتاب و سنت تنظيم نمايد و معارف قرآني و عرفاني را به يكديگر تطبيق دهد.
اساساً اهل عرفان براي درك حقايق از جمله حقايق قرآني روش بحث و استدلال را كنار گذاشته (نه اينكه منكر آن باشند) و به روش دريافت‌هاي باطني و ذوقي روي آورده‌اند و آيات قرآن كريم را تفسير و تأويل مي‌كنند و تلاشي براي اثبات نظرات خود ندارند و صرفاً آن را به دريافت‌هاي ذوقي خود مستند مي‌كنند، مثلاً محي‌الدين عربي مي‌گويد: همان طور كه تنزيل اصل قرآن بر پيامبر(ص) از پيش خداوند بوده، تنزيل فهم قرآن نيز بر قلوب مؤمنان از ناحيه او صورت مي‌گيرد لذا مفسران علوم رسمي اين روش را بيشتر «تفسير به رأي» مي‌دانند. البته صاحب‌نظران روش عرفاني را داراي منشأ شرعي معرفي مي‌كنند. محمدحسين ذهبي در كتاب التفسير و المفسرون مي‌نويسد: تفسير اشاري امر جديدي در بيان معاني قرآن كريم نيست بلكه اين روش يك شيوه شناخته شده و مورد قبول از عصر نزول بر پيامبر اكرم(ص) است و قرآن كريم به اين روش اشاره دارد و رسول گرامي(ص) نيز به آن آگاهي داده و به صحابه خود آموخته است. ايشان سپس براي مستدل كردن سخن خود به رواياتي كه دال بر بطن داشتن قرآن است استشهاد مي‌كند.
عبدالرحمن العك نيز مي‌گويد: «تفسير اشاري به اشارات مخفي گفته مي‌شود كه در آيات قرآن كريم موجود است و بر اساس عبور از ظواهر قرآن و اخذ به باطن استوار است.»
اينكه قرآن مجيد داراي ظهر و بطن است و روايات متعددي به اين مطلب تأكيد دارد امري مسلم است. روايات نقل شده از امام سجاد(ع) و امام صادق(ع): مانند: «كتاب الله علي اربعه‌ اشياء، علي العباره و الاشاره و اللطائف و الحقايق فالعباره للعوام و الاشاره للخواص و اللطائف للاولياء و الحقايق للانبياء ؛ كتاب خداوند بر چهار امر استوار است: بر عبارت و اشارت و لطايف و حقايق سپس عبارت‌هاي آن براي عموم مردم است و اشارات آن براي افراد خاص است و لطايف قرآن براي دوستان و اولياست و حقايق قرآن براي پيامبران است.» و يا فرمايش اميرالمؤمنين(ع) كه فرمود: «و ان القرآن ظاهره انيق و باطنه عميق لا تفني عجائبه و لا تنقضي غرائبه و لا تكشف الظلمات الابه؛ همانا قرآن داراي ظاهر زيبا و باطني ژرف است مطالب شگفت‌انگيز آن تمام نمي‌شود و اسرار نهفته آن پايان نمي‌پذيرد و تاريكي‌ها بدون قرآن برطرف نخواهد شد» و روايات ديگري كه به اين مضمون از رسول خدا(ص) و ائمه معصومين(ع) نقل شده است و موجب اين شده كه اهل عرفان دريافت‌هاي خود را از نوع دريافت اشارات و لطايف تلقي كنند كه براي عموم مردم قابل درك نيست.
در مقدمه قيصري آمده است: و چون براي كتاب خداوند ظاهر و باطن و حد و مطلع است... مفهوم اولي كه همان ظهر باشد براي عوام است و مفهوماتي كه لازمه آن ظاهر است براي خواص مي‌باشد كه عوام به آن دسترسي ندارند و حد كتاب براي كاملين از خواص است و مطلع براي برجسته‌ترين از برگزيدگان خواص مانند بزرگان از اولياست.
البته بايستي دقت داشت كه صرف ادعاي اينكه مفسر در مقام بيان باطن است نمي‌تواند هر گونه تأويل را صحيح جلوه بدهد و طبعاً براي آن متد و روش خاصي در نظر گرفته شده تا منجر به تفسير به رأي ممنوع و حرام نشود.
علامه طباطبايي مي‌فرمايد: «اگر توجه به ظاهر و باطن توأمان بشود و مفسر را از ظاهر آيه غافل نكند و شخص مفسر مدعي آن نشود كه غير از تفسير اشاري و باطني آيه تفسير ديگري ندارد رعايت روش شده است» و مرحوم آيت‌الله معرفت دو قيد ديگر مي‌افزايد و آن اينكه 1ـ قرينه معتبر عقلي يا نقلي داشته باشد. 2ـ مفهوم و قاعده كلي استخراج شده به نحوي باشد كه مورد آيه يكي از مصاديق آن باشد.
در اين زمينه امام خميني مي‌فرمايد: مفسران كه از علماي شريعت هستند بر ظاهر الفاظ قرآن توقف مي‌كنند ولي اهل تحقيق يا صوفيه اين تفسير ظاهري را قبول مي‌كنند و آن را اصل مي‌دانند ولي نمي‌گويند تفسير ظاهري تنها مراد است چون اين موجب محدوديت كلام خدا مي‌شود كه نامحدود است.
پس اگر رعايت اين چهار نكته بشود تفسير روشمندِ عرفاني است والّا مفسر دچار تأويلاتي مي‌شود كه مصداق تفسير به رأي است كه نمونه‌هاي متعدد آن در فتوحات مكيه قابل مشاهده است.
آيت‌الله معرفت بعضي از تفاسير عرفاني كه كمتر دچار انحراف از متد صحيح روش عرفاني شده‌اند را اينگونه معرفي مي‌كند: 1ـ تفسير تستري(م 283) 2ـ تفسير سلمي(م 412) 3ـ لطائف الاشارات ابوالقاسم قشيري (م 465) 4ـ كشف‌الاسرار و عده الابرار (ميبدي و خواجه عبدالله انصاري) قرن ششم، اما بعضي ديگر دچار لغزش‌هاي فاحش هستند.