try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

گفتگوي ماه

Send to friendSend to friend

اشاره
خدمت حجت الاسلام والمسلمين محمد جواد سامي استاد يار دانشگاه شيراز، نماينده اساتيد حق التدريس بخش معارف دانشگاه شيراز و دبير همايش و سمينار علمي حضرت احمد ابن موسي شاهچراغ(ع) هستيم. وي مدت 16 سال در دانشكده علوم انساني اين دانشگاه به تدريس مشغول بوده و صاحب تأليفاتي از جمله عصر رسالت، تفسير موضوعي، بررسي حقوق در خانواده هاي آمريكا، اولياء عقد نكاح و روابط حقوق خانواده مي باشد.
معارف
معارف: نحوه آشنايي شما با بخش معارف چگونه بود؟
جواب: هنوز مدت زيادي از قبول قطعنامه توسط حضرت امام(ره) نگذشته بود و گردوغبار جبهه را بر چهره داشتيم كه براي تدريس به دانشگاه شيراز دعوت شدم آنقدر جوان بودم كه گاه دردانشگاه مهندسي كه خود روزي محصّل آن بودم با دانشجو اشتباه گرفته مي شدم.
معارف: بخش الهيات و معارف آن روزها چگونه بود؟
جواب: بخشي كوچك اما بسيار بزرگ. همه چيز در يك اطاق ساده خلاصه مي شد و كلاس ها در عين سادگي، بسيار شلوغ و پر جنب و جوش بود. در حال و هواي جنگ بوديم و كلاسها در زير زمين تشكيل مي شد در نگاه اعضاي بخش، درس عمومي با ديگر دروس تفاوتي نداشت اعضا در صورت نياز، هر درسي را كه احساس ضرورت مي شد ارائه
مي كردند.
معارف: رابطه استاد با دانشجو چه طور بود؟
جواب: رابطه اي بسيار ساده، دور از تكلف و در صحن دانشكده و يا راهرو كلاس، ديدارها، مشاوره ها و رد و بدل مسائل صورت
مي گرفت، اغلب دانشجويان با انقلاب و جنگ درد آشنا بودند و بعضاً نيز رزمنده بودند.
معارف: از ميزان تحصيلات اساتيد در روزهاي اوليه بگوييد؟
جواب: اغلب اساتيد از شخصيت هاي سطح شهر و استان، روحانيون با سابقه مبارزاتي و مدرسان با تجربه مراكز تربيت معلم و دبيران ليسانس و فوق ليسانس بودند. با گذشت زمان، شرط فوق ليسانس براي تدريس مطرح شد و به مرور از طرف مراكز ستادي در قم و تهران كار سامان يافت و اولين دوره استخدام مدرسان تا مدرك فوق ليسانس آغاز شدو
عده اي از همكاران به استخدام در آمدند و بخش، شكل گيري رسمي به خود گرفت.
معارف: آيا اساتيد رسمي پاسخگوي نياز دانشگاه بودند؟
جواب: از آنجا كه بخش معارف، نوپا و جوان بود و خدمت رساني به بيش از ده هزار دانشجو را بر عهده داشت همواره چند برابر ساعات ارايه شده توسط اساتيد رسمي، به استاد حق التدريس نياز بود به طور معمول بيش از سي استاد حق التدريس در بخش معارف مشغول تدريس بوده اند و دانشگاه هم كه نياز خود را توسط انسان هاي والا و قانع و بي توقع بر آورده مي ديد هيچگاه به اين فكر نيفتاد كه جهت آنها بايد حقوقي نيز در نظر گرفت و اساتيد نيز بزرگوارانه و براي رضاي دوست كاركردند و خستگي تن خود را با لبخند رضايت دانشجو معامله نمودند و بدون انتظار از دانشگاه و بدون داشتن حتي يك معرفي نامه يا كارت شناسايي، از آشنايي با مستخدم و نگهبان دانشگاه محروم ماندند. روزها
پي در پي سپري شدند و جلسات تشويق و معرفي مسئولان دانشگاهي بدون حضور آنان برگزار شد.اما مراسم ترحيم همكاران با سخنراني و حضور الزامي آنان ختم مي گرديد.
معارف: به جهت ارتقاء توان علمي اساتيد حق التدريس چه تدابيري انديشيده شد؟
جواب: دانشگاه و مسئولينش آن روزها نگاه جدي و مثبتي به بخش معارف نداشتند و بعضي از مسئولان وزارتي منتظر انحلالش بودند. از اين رو مي توان گفت كه كار مؤثري صورت نگرفت تا زماني كه نهاد نمايندگي، متكفل امور اساتيد گشت و كار سامان يافت اما به علت تعدد تصميم گيري و مديريت غير متمركز، كار جدي و تغيير عمده اي رخ نداد. حقوق اساتيد در هاله اي از ابهام وسلائق مخفي شد. از آموزش هاي دراز مدت و كوتاه مدت و پايدار(همچون تربيت مدرس) خبري نيود و اساتيد رسمي با استفاده از امتياز ميزباني، به سطوح بالاتر ارتقا يافتند و دانشگاه، كبير شد.
اساتيد با سابقه، يا زمينه تحصيل در قم و تهران را نداشتند و يا اگر به آن مرحله راه
مي يافتند با مشكلات بومي و محلي از حمايت لازم دانشگاه برخوردار نمي شدند و با سابقه 20 سال تدريس، همچون تازه واردي نا آشنا ، ارزش گذاري مي شدند.
معارف: پرداخت حق التدريس در دانشگاه شيراز چگونه است؟
جواب: ميزان حق التدريس تابعي از سليقه مسئولين وقت و حداقلي است و مقدار آن به قدري نا چيز است كه سخن از آن به ميان نيايد بهتر است. فقط اين نكته را سربسته
مي گويم كه استاد با سابقه تدريس طولاني با رائه 10 واحد درسي و پاسخگويي به شبهات علمي و مشاوره اي سيصد دانشجو، درماه، مبلغي كمتر از صد هزار تومان دريافت
مي كند.
معارف: پيشنهاد شما براي بهبود وضع اساتيد در بخش معارف چيست؟
جواب: تا وقتي استاد، امنيت شغلي نداشته باشد و قرار دادها چهار ماه و بدون رعايت شأن استادي منعقد شود بار بخش معارف به منزل نخواهد رسيد. بخش معارفي كه شانزده هزار دانشجو را خدمت رساني مي كند و اساتيد رسمي آن فرصت ارائه دروس عمومي را ندارند و تنها به دروس تخصصي بسنده مي كنند انتظار كار در سطح استاندارد خواسته اي دور از انصاف است. بايد امكان تحصيل ضمن خدمت در سطح عالي براي آنان فراهم شود. وقتي جامعه دانشجويي ما به مدرك استاد بسيار بيش از علم او توجه دارد و در ذهن دانشگاه، تيتر و عنوان استاد با كلمه دكتر، از زمين تا آسمان عوض مي شود جا دارد كه شرائط مناسبي براي اساتيد الاهياتي فراهم كنيم. آيا وقت آن نرسيده كه تجربه بيست ساله استاد را به آموزش در دوره هاي مرتب ضمن خدمت يا دوره هاي مجازي و يا تحصيل از راه دور يا دوره هاي فشرده يا مدارج علمي حوزه اي اضافه كرد و فضا را براي ارائه تحصيل آسان فراهم كنيم. آيا مي دانيد كه حق التدريس اندك و عدم كرامت شغلي و نداشتن اميد به ارتقاء، اكثر اساتيد بخش را از چرخه آموزش عالي به مراكز ديگر سوق داده و اساتيد با تجربه را در چرخه نيروي گريز از آموزش به مرحله يأس رهنمون كرده و يا به خروج ناخواسته از جمع جامعه دانشگاهي مبتلا نموده است. فرار مغزها فقط مربوط به اساتيد تخصصي نيست. آيا به اساتيد دلسوز دروس معارف نبايد توجه نمود و نبايد بهاي لازم را به آنان داد؟ وظيفه استاد معارف بي توقعي و پركاري و لحاظ معنا و رعايت تقواست اما وظيفه مسئولين در قبال آنها چيست؟ خدا و رسول، عالمان را به رعايت گذشت و ايثار دعوت مي كنند و همان خدا و رسول، بندگان را به احترام اهل علم مي خواند.
معارف: نقش نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري (معاونت امور اساتيد) را در حل مشكلات اساتيد چگونه ارزيابي مي كنيد؟
جواب: معاونت امور اساتيد، بسيار آگاهانه و دلسوز و بردبار كاركرده و عمل نموده است اما حجم كار در مركز به قدري زياد است كه نوبت به حل مسائل شهرستانها كه عمدتاً بر عهده دانشگاه مي باشد نخواهد رسيد. عامل عمده عقب ماندگي، تنگ نظري برخي مسئولين مربوطه است. آنان خيال مي كنند حال كه اين مجموعه به خوبي اداره مي شود و اساتيد با توقع بسيار كم و ناچيز، به كار مشغولند چرا خود را به زحمت بيندازيم. مي گويند اين طفل چون اظهار نياز نمي كند پس نياز ندارد اما غافل از آنند كه عارفان و واصلان را اعتقاد بر اين است كه بر در ارباب بي مروت دنيا چند نشيني كه خواهد كي بدر آيد. معلم معارفي را رندانه چنين آموختند كه بريده باد دست طمع بر آستان غير دوست. اگر خدمات دفتر نهاد در برگزاري امتحانات خبرگان دانشگاهي نبود و اگر همت معاونت امور اساتيد در اداره و برگزاري كارگاههاي روش تحقيق و تدريس نبود امروز نه از تاك نشان بود و نه از تاكستان. آيا مي دانيد مرتبه استاد ياري كه بعد از طي دوره خبرگان و در ادامه گرايش هاي دروس مختلف و زحمات شبانه روزي نهاد به دست آمده و محصول تلاش بي وقفه اساتيد بوده، در دانشگاه، پشيزي ارزش ندارد؟
آيا وقت آن نرسيده كه عبارت مربي حق التدريس را معادل بي سواد ترجمه نكنيم و اتاق اساتيد معارف را اتاق اساتيد مدعو نخوانيم و از همكار بودن اين عزيزان بي ادعا هراس به دل راه ندهيم؟ آيا وقت آن نرسيده كه چون نظام آموزش و پرورش فكري به حال اساتيد حق التدريس با تجربه خود كنيم و آنان را در رسيدن به مرحله ارتقاء علمي و شغلي، ياري نماييم و از هدر رفتن تجربه اي گرانقدر كه محصول انقلاب هستند ممانعت كنيم؟ امروز كه به حمد الهي مسئولين دانشگاهي از خود ما و دردمند و دلسوز و صاحب انديشه اند چه خوب مي شود كه حقوق پايمال شده اساتيد معارف را استيفاء نماييم.
معارف: براي شما و همه اساتيد حق التدريس معارف آرزوي موفقيت مي كنيم و اميد واريم درد دلها به گوش مسئولين دانشگاه ها برسد.
جواب: من براي شما آروزي سلامتي و موفقيت دارم و الحمدلله رب العالمين.