try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 1 آذر, 1397

تازه هاي انديشه

Send to friendSend to friend

پروفسور لگنهاوزن:
ورود فلسفه در حوزه هاي اجتماعي در جامعه اسلامي نه تنها ضرري ندارد، بلكه از جهت فهم عميقتر دين؛ و همچنين از جهت نحوه اجراي احكام ديني، با توجه به شرايط امروز كمك كننده مي باشد.
نشست توانايي هاي فلسفه اسلامي در مسائل اجتماعي با حضور پرفسورمحمد لگنهاوزن در موضوع توانايي هاي اجتماعي فلسفه اسلامي در پژوهشكده فلسفه و كلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار شد.پرفسور لگنهاوزن در ابتدا به وضعيت فلسفه غرب در توجه به مسائل اجتماعي پرداخت و گفت اين كه همه مكاتب فلسفي به يكسان به اين مسائل توجه نكردند و اين كه ورود به فلسفه هاي مضاف مثل فلسفه اخلاق، فلسفه سياست و فلسفه اقتصاد...، تخصص در دو حوزه را لازم دارد.به گفته وي ورود فلسفه در حوزه هاي اجتماعي در جامعه اسلامي نه تنها ضرري ندارد، بلكه از جهت فهم عميقتر دين؛ و همچنين از جهت نحوه اجراي احكام ديني، با توجه به شرايط امروز كمك كننده مي باشد. وي خاطر نشان كرد علت ضعف دينداري در اروپا تأمل فلسفي در مسائل ديني نبود، بلكه مسائل اجتماعي و نحوه عمل كرد كليسا در حمايت از نظام فئودال و سلطه طلبي در آن نقش داشت. اما در فلسفه ورزي در مسائل ديني نبايد سطحي نگري كرد و با ادله ضعيف به نفي مسائل ديني پرداخت.لگنهاوزن در پاسخ به اين سؤال كه چرا مسائل اجتماعي در فلسفه اسلامي كمرنگ است، گفت مسائل اجتماعي وجود دارد چه در آثار فارابي و چه سهروردي و ...، ولي كمرنگي آن در دوره هاي متأخر مربوط به جوّ زمانه مي شود و گلايه هاي صدرا در كتاب سه اصل، نشان از آن دارد. وي با اشاره به اينكه بعضي معتقدند فلسفه اصيل اسلامي در كلام اسلامي و تا حدّي در اصول فقه آمده است، اظهار داشت فلسفه يك معناي عام دارد كه شامل حوزه هاي كلام واصول هم مي شود، ولي درحوزه خاص، همان مكاتب مطرح هستند. وي گفت امروزه براي توليد فلسفه اسلامي درحوزه هاي عملي، بايد به همه حوزه هاي كلامي اصول فقهي،متون اصلي اسلامي و سخنان غربيان. توجه كنيم. وي افزود سوال اين است كه از كجا بايد آغاز كنيم، جواب اين مي شود كه هم به ترجمه متون دست بزنيم ، هم به تصحيح انتقادي متون گذشته در تمدن اسلامي همت بگماريم و هم به متون اصلي دين توجه كنيم و با كاري تطبيقي و انتقادي و با سرعت زياد به پرسش هاي امروزي پاسخ دهيم.
تيتر دكتر سيد علي اكبر فاميل روحاني:
مي توان بر اساس قرآن نوع جديدي از رده بندي علوم را داشته باشيم.وي افزود: در اين طبقه بندي جديد ديگر شاهد تعصبات قومي و مذهبي نخواهيم بود و توليد طبقات صرفاً بر حسب موضوع علم خواهد بود
نشست تخصصي رده بندي دانش بشري بر اساس مفاهيم قرآني به ابتكار مركز اطلاعات و مدارك اسلامي با حضور پژوهشگران و انديشوران در سالن همايشهاي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار شد.
دكتر سيدعلي اكبر فاميل روحاني استاد دانشگاه در ابتدا با اشاره به تعدادي از احاديث و روايات منقول از ائمه معصومين (ع) اظهار داشت: در روايات و احاديث به صراحت آمده كه قرآن مجموعه كامل علوم بشري را در بر گرفته است.وي در ادامه طبقه بندي را يك نياز فطري بشري دانست و افزود: بشر براي تسهيل دست يابي به نيازهاي خود همواره نيازمند طبقه بندي است بطوريكه از 4800 سال پيش شاهد طبقه بندي اشياء از سوي انسان بوده ايم وي گفت: امروزه در طبقه بندي هاي موجود نوعي طبقه بندي خاص كه ناشي از قوم گرايي و تعصب غربي است در جهان سيطره يافته به طوري كه در طبقه بندي ديوئي كه مرتبط با دين مي باشد بيش از 99 % مرتبط با مسيحيات يا مسيحيت و ديگر اديان و تنها يك درصد به بررسي ديدگاه هاي اسلام پرداخته است.اين محقق و پژوهشگر تصريح كرد: امروز ارائه طبقه بندي جديدي از سوي مسلمانان خصوصاً در مسائل ديني و فارغ از تعصب و قوم گرايي ضروري به نظر مي رسد.دكتر فاميل روحاني با اشاره به تلاش 6 ساله خود در زمينه قرآن اظهار داشت: در قرآن كريم بيش از هشتاد آيه به واژه علم و مشتقات آن پرداخته و معاني مختلفي همچون آگاهي حقيقت، دانش ، كارداني، غيب، دليل و ... براي علم عنوان شده است.وي ادامه داد: در يك بررسي دقيق تر در اين نوع آيات مرتبط با علم متوجه تقسيم بندي جديد مي شويم به طوري كه 7 طبقه بندي علوم در قرآن را شاهد خواهيم بود.اين استاد دانشگاه، علوم بلوغي ، پيامي، قومي، دنيوي و طبيعي ، صنعي و غيبي و كلي را از تقسيم بندي هاي قرآن در زمينه علوم بيان نمود و افزود: اين امر حاكي از آن است كه مي توان بر اساس قرآن نوع جديدي از رده بندي علوم را داشته باشيم.وي افزود: در اين طبقه بندي جديد ديگر شاهد تعصبات قومي و مذهبي نخواهيم بود و توليد طبقات صرفاً بر حسب موضوع علم خواهد بود و برخي اشكالات موجود در طبقه بندي هاي رايج همچون سلسله بندي ازعام به خاص در آن رعايت شده است.در ادامه حاضرين به طرح پرسش هاي خود پرداختند.
حجت الاسلام دكتر داود فيرحي:
پرتاپ شدگي تاريخي و ورود به دولت هاي جديد يكي از اتفاقاتي است كه در تبارشناسي شيعه بايد مورد توجه قرار گيرد.
دومين نشست از سلسله نشست هاي گروه فقه سياسي پژوهشكده علوم و انديشه سياسي با عنوان تبارشناسي فقه سياسي معاصر شيعه با حضور انديشوران و پژوهشگران در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار شد.
حجت الاسلام و المسلمين دكتر داود فيرحي عضو هيات علمي و استاد دانشگاه تهران با بيان اينكه تحليل دانش هاي عملي به دليل آنكه به سرعت ايدئولوژيك مي شوند مشكل است اظهار داشت: فقه در جامعه ما جايگزين علوم انساني در غرب و فلسفه عملي در يونان و مهم ترين دانشي است كه با زندگي فردي و اجتماعي ما پيوند خورده است.وي ادامه داد: شرايط امكان اختلال بين سوژه و ابژه دليل ديگر مشكل بودن مطالعات دانش هاي عملي به شمار مي روند.اين محقق و پژوهشگر، تبار شناسي را نوعي تلاش براي تدارك از آگاهي اجتهادي و تحقيق درجه دوم دانست و گفت: تبارشناسي چرايي و چگونگي دانش را مورد سؤال قرار داده و عنوان مي كند در پس ذهن فقاهتي فقهاي شيعه چه اتفاقي افتاده است.وي افزود: در تبارشناسي دانش عملي در موقعيت تاريخي بررسي شده و مطلق هاي دانش مشروط مي شوند و به همين دليل از مفهوم بر ساختگي به عنوان يك مفهوم مثبت سخن گفته مي شودوي گفت: در تبار شناسي از حال به گذشته حركت مي شود و زمان هاي نزديك تر مورد توجه بيشتري مي باشند بر خلاف ساختارگرايي كه هر چه به زمان عقب تر بر‌مي‌گرديم اهميت و اولويت ها بيشتر است.وي تصريح كرد: تبارشناسي بر خلاف ساختارها براي گسست هاي تاريخي توجه اهميت قائل است.لذا تلاش مي كنيم بين نظام دانايي و ماهيت يك دانش پيوند ايجاد كنيم وي از مشروط كردن فقه، زمان و مكان را بعنوان يكي ديگر از شرايط تبار شناسي عنوان نمود و اظهار داشت: با توجه به اينكه مركز شيعه اكنون در ايران قرار دارد فقه سياسي شيعه امروز به مسائل ايران پيوند خورده است و حوادث عراق و لبنان كه در گذشته مركزيت شيعه را بر عهده داشته اند كمتر مورد توجه مي باشند استاد دانشگاه تهران گفت: پرتاپ شدگي تاريخي و ورود به دولت هاي جديد يكي از اتفاقاتي است كه در تبارشناسي شيعه بايد مورد توجه قرار گيرد.وي ادامه داد: اين پرتاپ شدگي رابطه علما و سلطان به رابطه فقاهت و دولت جديد در حال حركت است كه سبب ايجاد منطقه فراغ تشريعي شده است.وي گفت: در تبار شناسي بايد دقت كرد كه فقه در يك وضعيت بيرون و درون خود در حال حركت است و تلاش مي شود كه بيرون شدگي ها توضيح داده شوند.اين محقق و اظهار داشت دستگاه فقهي ما سه تجربه تئوريك نظريه هاي تقيه زمانيه (فقها تجربه مي كردند چگونه درون دولت بدون دولت زندگي كنند) حاكميت دوگانه (ضرورت همكاري دوگانه در مركز قدرت فقيه و سلطان و سلطنت هاي مأذون نياز دولت براي اجماع در جهاد ديني كه فقيه را به طور موقت برتر از سلطان مي داند را داشته است.فيرحي خاطرنشان كرد: اين سه تجربه يك ويژگي مشترك داشتند كه دولت قانونگذار نبود بلكه مجري شريعت بود هر چند تصور خطايي هم ممكن بود داشته باشد لذا درجه اعتبار سلطان به درجه شريعت او سنجيده مي شد. وي گفت : دولت شبگرد و مبنا بودن شروع در زندگي و مانوس بودن با فقه مهم ترين ويژگي ها را نداشتند و به يك دولت ربا تبديل شده بودند.اين محقق و پژوهشگر تصريح كرد: در دولت مدرن، دولت ديگر اختيارات گذشته را به فقه نمي دهد و دولت در تمامي مسائل دخالت دارد و مهم ترين ركن حاكم قدرت به شمار مي رود و فقه و در خصوصي ترين حوزه ها دخالت دارد.عضو هيات علمي دانشگاه تهران گفت: دولت هاي مدرن به دستگاه شريعت توجه جدي نشان نمي دهد و اساس كار آن قوانين موضوعه مي باشد بنابراين هر امر بيرون از قانونگذاري دولت را نامشروع مي داند مگر آنكه در قوانين موضوعه حل شوند و تكثرهاي گذشته را محدود مي كند.وي گفت: چگونگي محدود شدن شريعت در كدهاي قانوني در دولت مدرن يك موضوعيت حدي در مشروطه و جمهوري اسلامي است يعني بر خلاف گذشته كه مرجع قانون را وضع و اجرا مي كرد امروز اجراي قانون بر عهده دولت مدرن است.وي افزود: پرتاب شدن از يك فضاي فقاهتي به يك فضاي حداكثري ، دستگاه شريعت را با تلاطم مواجه كرده كه مشروطه ، جمهوري اسلامي و امروز در عراق اين تلاطم در حال حركت است . در ادامه اين نشست حاضرين به طرح ديدگاه هاي خود پرداختند.