try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

فرآيند اراده در فرهنگ ديني

Send to friendSend to friend

اراده، قدرتي است كه از بعد روحي انسان مشتق شده و يكي از ابعاد وجود معنوي اوست.
اين صفت، يكي از صفات الهي و از جمله صفت‌هاي مشترك بين انسان و خداست و به همين دليل تا مرز قدرت الهي زمينه رشد دارد.
همانطور كه اگر خداوند چيزي را اراده كند انجام مي‌شود، انسان نيز در صورت به كارگيري اراده خود، همان خصوصيت را خواهد داشت.
اراده در لسان برخي روايات به ايمان و در برخي ديگر به علاقه، عشق يا محبت تعبير شده و فلاسفه آن را شوق مؤكد مي‌دانند.
1. همه اراده دارند
ارزش واقعي انساني مبتني بر اراده اوست؛ زيرا اراده از صفات الهي است كه در همان نفخه الهي، همچون روح، در وجود انسان به وديعه نهاده شده است. اراده، استعداد است و در همه افراد موجود مي‌باشد، لكن افراد با اراده از روش شكوفايي و به كارگيري استعداد استفاده كرده، اراده را در خود شكوفا نموده‌اند و به مرحله بروز رسانده‌اند. اما ديگران آن را مهمل رها كرده و به درجه بالندگي اراده نرسيده‌اند.
وجود هر انساني مملو از استعداد است و اگر زمينه‌هاي شكوفايي در او به وجود آيد، به مرحله بروز و ثبوت مي‌رسد وگرنه مكتوم مي‌ماند (بالنده نشده) البته ممكن است اراده در يك جهت شكوفا شده اما در جهات ديگر به شكوفايي نرسيده باشد.
2. زمينه شكوفايي اراده
اگر ما موفق به اجراي اراده در اعمال نمي‌شويم، به علت جهل است. هر علتي، معلولي مي‌خواهد هر شكوفايي نيازمند زمينه است. با توجه به اينكه اراده را شوق مؤكد مي‌دانيم، براي تقويت اراده بايد آن شوق افزايش يابد و هر چه علم ما نسبت به مصالح و مفاسد كارها بيشتر و عميق‌تر باشد و به اصطلاح به درجه عين‌اليقين و باور رسيده باشد، شوق افزون‌تر و اراده نسبت به آن كارها قوي‌تر خواهد بود. چنين حالتي را شكوفايي يا بالندگي اراده گوييم.
از نظر فلاسفه اسلامي، تحقق وجود اراده مبتني بر دو پايه است 1. آگاهي به مصالح عمل؛ 2. آگاهي به مفاسد عمل.
3. نشانه‌هاي اراده
براي شكوفايي اراده حقيقي لازم است با ارائه نشانه‌هايي از آن، حقيقت اراده مشخص گردد، تا هر فرد بتواند با اين علائم و نشانه‌ها، اراده حقيقي را بشناسد و خود را به آن آرايش دهد و كليد موفقيت در همه كارها را به دست آورد:
نشانه‌هاي اراده عبارت است از:
1. تعبد
تعبد بي‌چون و چرا، يكي از شرايط اعمال ارادي است؛ خواه عمل، اثر داشته باشد يا بي‌اثر باشد.
هنگامي كه شخص پي مي‌برد مطلبي خوب است و شرع و عقل آن را تأييد مي‌كند، بايد آن را انجام دهد؛ خواه نافع باشد يا ضرر داشته باشد. اگر ترك عملي را شرع تأييد مي‌كند، بايد ترك شود، خواه عمل نافع باشد يا مضر. بايد با ايمان و باور قلبي، فقط براي خدا، تصميم به انجام كارها گرفت.
2. انعطاف در عمل
در عين حال كه يك فرد نسبت به حكمي تعبد دارد، بايد نسبت به حكم و حاكم نيز انعطاف داشته باشد. معمولاً در بين افراد معمولي صفات متضاد جمع نمي‌باشد. آنها كه فعاليت جسمي دارند، كارهاي فكري زياد انجام نمي‌دهند و آنها كه در كارهاي اجتماعي فعالند، اهل عبادت و تهجد نيستند. در حالي كه پيامبر(ص) هم اسوه شدت و غلظت است و هم بعد شفقت و رحمت دارد. يكي از خصوصيات و صفات ائمه(ع) اين بوده كه صفات متناقض و متضاد داشته‌اند.
3. هماهنگي جسم و روح
يكي از نشانه‌هاي عمل ارادي اين است كه جسم و روح هماهنگ باشند. عملي كه انسان انجام مي‌دهد اگر از روي انگيزه و شوق روحي و با مبناي درست باشد، جسم نسبت به آن عمل پايبند و استوار است. زيرا كار با شوق و علاقه مبتني بر اركان وجودي انسان است و قدرت در هماهنگي جسم و روح تحقق واقعي مي‌يابد.
اگر جسم و روح همگون شد، قدرت زياد مي‌گردد، به حدي كه به قدرت الهي نزديك مي‌شود؛ چنانچه قرآن درباره قدرت خداوند مي‌فرمايد: «اذا اراد شيئاً ان يقول له كن فيكون»
انسان مي‌تواند آنقدر روح خود را قوي كند كه بر جسم مسلط شود. اگر حركت ما روي زمين آهسته و سست است، به خاطر آن است كه جسم، روح را در خود نگه داشته است. اگر روح بر جسم مسلط باشد، در و ديوار براي او مانع نيست؛ زيرا حركت، حركت مادي نيست، بلكه حركتي غيرمادي است. رشد سريع، با اراده قوي.
اگر بتوانيم، اراده حقيقي را كسب كنيم و آثار آن را صاحب شويم، خداوند نيز قدرت‌هاي عجيبي به ما خواهد داد. بدترين صفات را مي‌شود در كمترين زمان كنار گذاشته به بهترين صفات تبديل نماييم. پس بسياري از عقب‌ماندگي‌هاي ما به خاطر ضعف اراده است.
4. ضرورت تقويت اراده
تقويت اراده يكي از ضروريات زندگي براي جوان است. استعداد در وجود جوان زياد است بايد براي تسريع در رشد معنوي، اراده را شكوفا و تقويت كرد.
كسي كه اراده قوي داشته باشد، مي‌تواند در يك آن از هر چه صفت رذيله است بگذرد و فضايل اخلاقي را كسب كند.
لازم است جوان كاربرد اراده را بداند، همانطور كه جسم ما براي حركت و ادامه راه به تغذيه و جذب انرژي نياز دارد، روح نيز عواملي را براي قوي شدن مي‌طلبد اراده نيز به جذب نيرو احتياج دارد بايد اين عوامل را به استخدام خود درآورد تا روح و اراده قوي شود.

5. اركان اراده
اراده، بنا بر نظر فلاسفه، به شوق مؤكد تعبير شده است. وقتي علاقه زيادي به يك چيز پيدا شد، در درون انسان نيرويي به وجود مي‌آيد. اين نيروي غير مادي در درون به اعضاي مادي فرمان مي‌دهد كه انسان كاري را انجام دهد. اين شوق اركاني كافي دارد كه اگر عمل، با اين اركان انجام شود، نشانگر عمل از روي اراده حقيقي است و اگر يكي از اين پايه‌ها سست يا نارسايي داشت، عمل از روي اراده حقيقي انجام نمي‌گيرد. اركان اراده را مي‌توان چنين شمرد:
1. انسان نسبت به انجام يا ترك عمل، دلايل و براهين كافي داشته باشد و جوانب كار را در نظر بگيرد. هدفش از انجام يا ترك كار مشخص باشد و آثار و پيامدهاي ان را نيز بداند.
2. پس از شناخت هدف و آثار آن، تصميم بر انجام كار بگيرد.
3. پس از تصميم گرفتن، به تصميم خود عمل كند.
6. اعمال غيرارادي
برخي اعمال، ارادي نيستند. شناخت اين اعمال، انسان را نسبت به عمل بر اساس اراده حقيقي راهنمايي مي‌كند. با بررسي اين اعمال غيرارادي، كه به سبب اراده حقيقي نيست، در مي‌يابيم اعمال ما از چه گروه هستند.
اعمال غيرارادي، اركان اراده را ندارند و يا اين اركان در آنها ضعيف هستند:
1. عملي كه ديوانه انجام مي‌دهد؛
2. عملي كه در خواب انجام مي‌شود؛
3. عملي كه با جبر انجام مي‌شود؛
4. عملي كه از روي اضطرار انجام مي‌شود؛
5. عملي كه از روي خطا يا اشتباه انجام مي‌شود؛
6. عملي كه از روي فراموشي انجام مي‌شود؛
7. عملي كه از روي ناآگاهي و جهل انجام مي‌شود.

7. مرز عمل ارادي و غيرارادي
با دقت در اعمالي كه غيرارادي هستند، مشخص مي‌شود كه بسياري از اعمال ما از روي اراده حقيقي نيست، بين عملي كه از روي اراده حقيقي صورت مي‌گيرد و عملي كه غيرارادي است تفاوت وجود دارد.
اگر عملي را انجام مي‌دهيم و پس از مدتي آن را رها مي‌كنيم.
اگر شك و وسواس در اعمال نشان مي‌دهيم.
اگر افراط و تفريط در اعمال بروز مي‌دهيم. اگر ....
همه اينها به علت آن است كه عمل از روي اراده حقيقي نيست و پايه‌هاي اراده سست است.
بايد مرز و حدود احكام را بدانيم و از روي پايه‌ها و اركان اراده، اعمال خود را ارزيابي كنيم. بسياري از اعمال ما غيرارادي است؛ با شناخت اين اعمال غيرارادي، مي‌توانيم روي اعمال ارادي خود كار كرده و اراده را تقويت كنيم.
8. شوك ارادي
افرادي كه كم‌اراده يا بي‌اراده هستند، اصطلاحاً در علم روانشناسي به آنها تعبير شوك ارادي مي‌شود؛ اراده اين افراد دچار ركود و سكون شده است.
اين افراد اراده دارند، اما پايه اراده‌شان شكسته و يا قدرت اراده آنها كاهش پيدا كرده است.
انسان عاقل، داراي اراده هست؛ اما اين اراده متغير است. اگر انسان اراده نداشته باشد، ديوانه است. حال اگر كسي چند عمل ارادي هم داشته باشد ولي برخي اعمال او غيرارادي باشد، اراده‌اش كامل نيست اما اراده دارد.
ممكن است خصوصيت بي‌ارادگي در وجود فردي با ضريب 10 و در ديگري با ضريب 70 وجود داشته باشد؛ اين خصوصيات نسبت به حالات و روحيات افراد متغير است.

9. برآيند ضعف و كمبود
آنانكه اراده‌شان ضعيف است يا كمبود اراده دارند، از نظر اخلاقي خصوصيات ويژه‌اي دارند. با بيان اين خصوصيات مي‌توان ميزان اراده را سنجيد. البته لازم به تذكر است كه ضريب اين خصوصيات در هر فرد، متغير است. گاه فردي تمامي اين خصوصيات را با هم دارد و گاه با يك خصوصيت دست به گريبان است.
اين خصوصيات عبارتند از:
1. قدرت تصميم‌گيري ندارند؛
2. در فكر خود پروژه زياد دارند؛
3. كارها را به تأخير مي‌اندازد؛
4. پس از شروع، كارها را رها مي‌سازند؛
5. به دنبال چند شغل هستند؛
6. تضاد فكري و عملي دارند. مثلاً تصميم مي‌گيرند بخوابند ولي راديو را نيز روشن مي‌كنند؛
7. زود تحت‌تأثير قرار مي‌گيرند؛
8. زود عصباني مي‌شوند و بعد هم زود پشيمان مي‌شوند؛
9. در اعمال خود افراط و تفريط دارند. مثلاً در نجاست و طهارت (وسواس، بي‌اعتنايي)؛
10. كم‌صبر هستند و در شدائد و سختي‌ها پيوسته منتظر معجزه هستند.
10. بعد منفي تقويت اراده
برخي افراد كه در مزاياي اراده و برآيندهاي آن تحقيق مي‌كنند، به اهميت اراده و لزوم شكوفايي آن پي مي‌برند و در فكر تقويت اراده خود مي‌افتند؛ اين تفكر بسيار متعالي و خوب است، اما بايد روش كار درست باشد.
بايد دانست خود را در تنگناهاي جسمي و روحي قرار دادن، مثل روزه بي‌شمار گرفتن، كم خوردن، كم خوابيدن، منزوي و گوشه‌گير شدن، غافل از خانواده شدن و قطع ارتباط با اقوام كردن و بسياري موارد ديگر راه درستي نمي‌باشد؛ بلكه بايد از راه درست به ايجاد زمينه براي شكوفايي اراده پرداخت. پس اگر تصميم به تقويت اراده داريد، بايد متعادل و ميانه‌رو باشيد و هرگز راه افراط و تفريط را نرويد. قرآن كه روشنگر راه است مي‌فرمايد:
وكذلك جعلناكم امه وسطاً؛ و شما را امتي متعادل قرار مي‌دهيم.
اسلام با هر دو گونه اين روش‌هاي غلط، چه افراط و چه تفريط، مبارزه كرده است كه در تاريخ مسطور است.
11. تفاوت تقويت در جسم و روح
در بعد جسمي، انسان بايد تغذيه شود تا اندام‌هاي او تقويت شوند. اما در بعد روحي، تلقين نقش اساسي دارد و اولين مرحله براي شناخت استعدادهاي هر فرد در درون او به شمار مي‌رود. قدرت روحي در اثر تلقين بارور شده و زمينه براي مراحل شكوفايي اراده به وجود مي‌آيد.
12. لزوم شكوفايي اراده
با دقت در صفات و ابعاد وجودي انسان، اين مطلب روشن مي‌شود كه انسان در برخورد با صفات شيطاني و حيواني و براي به خطا نرفتن قواي عاطفي و تقويت قواي فطري (عقل، وجدان و روح) و قدرت و احاطه پيدا كردن بر عالم هستي و تكوين و براي آنان كه در آينده تصميم دارند مدارج بالاي علمي و معنوي را طي كنند، لازم است كه در شكوفايي اراده موفق باشند.
13. زمينه‌هاي شكوفايي اراده
آنچه تاكنون بيان شد، نشانگر آن بود كه انسان نياز مبرم به تقويت و شكوفايي اراده دارد. اما روش‌هاي عملي در شكوفايي اراده چيست؟
الف- روش‌هاي شكوفايي اراده
1. متانت در عمل؛ 2. متانت در بيان؛ 3. متانت در رؤيت؛ 4. متانت در راه رفتن؛ 5. متانت در غذا خوردن.
ب- تسلط بر روح
اگر بتوانيم به قواي روح خود مسلط شويم، جسم ما تحت سيطره روح قرار مي‌گيرد. وقتي سيطره، با قواي معنوي و روحي شد، جلوه‌هايي از كارهاي خارق‌‌العاده و قدرت‌هاي معنوي عظيم براي انسان پيش مي‌آيد.
ج- احتياط در مصرف انرژي‌هاي مادي
مصرف انرژي‌هاي مادي انواعي دارد، كه انسان در ارتباط با آنها بايد نيروهاي مادي خود را صرف نمايد:
1. حرف زدن؛ 2. شنيدن؛ 3. نگاه كردن؛ 4. راه رفتن؛ 5. خوردن.
د- درمان كاستي‌هاي جسمي
اگر جسم ما سالم باشد، مي‌توانيم از آن توقع داشته باشيم كه در شكوفايي ابعاد روحي با ما همراه باشد. دقت در اعضاي بدن و شناخت لازم نسبت به كارآيي هر يك از اعضاء، انسان را در رسيدن به اهداف متعالي ياري مي‌دهد.
راه‌كار: اگر به تمامي موازين شرع عمل كنيم، هيچگاه كاستي، بيماري و لغزش در اعمالمان به وجود نمي‌آيد و در پيمودن ابعاد روح نيز دچار مشكل نمي‌شويم.
هـ- تسلط بر قواي جسمي
بعد از درمان كاستي‌هاي جسم، بايد انسان بتواند نسبت به قواي جسمي احاطه پيدا كند.
احاطه بر قواي جسماني، از جمله دستوراتي است كه در رابطه با خودسازي، در شرع مقدس اسلام روي آن تأكيد شده است. دانشمندان روانشناس نيز بر اين عقيده‌اند كه براي ساختن ابعاد روح، ابتدا بايد تسلط و احاطه بر قواي جسمي پيدا شود.
لذا به دو راه‌كار اساسي در اين زمينه توجه فرماييد:
1. نظم و شرطي شدن
نظم در كارهاي فيزيكي، زمينه‌ساز رشد و تقويت اراده است و منافع فراواني براي انسان به همراه دارد، به نحوي كه روح و جسم در انجام اين امور با هم هماهنگ و شرطي مي‌شوند.
اصطلاحاً در روانشناسي، به تقيد روح و جسم، شرطي شدن مي‌گويند.
2. الگوهاي عملي در سيطره بر قواي جسماني
اولياي الهي نمونه بارز سيطره بر قواي جسمي هستند. فرهنگ اسلام مملو از سرگذشت كساني است كه با تسلط بر قواي جسمي به مقامات شامخ معنوي رسيده‌اند، و در بين مردم هم اين نمونه‌ها در ابعاد پايين‌تري به چشم مي‌خورد.
و- آشنايي با مشكلات روحي
يكي از مواردي كه موجب شكوفايي اراده مي‌شود، آشنايي با مشكلات روحي است. استعدادهاي روحي زمينه‌ساز بالندگي اراده هستند و اگر اين مسائل روحي، عاطفي و معنوي در انسان ضعيف شوند، اراده هم ضعيف مي‌شود.
يكي از مسائل بغرنج و حاد عمومي مردم جامعه ما اين است كه نسبت به مشكلات روحي، يا شناخت ندارند و يا عوارض ناشي از بيماري‌هاي روحي را نمي‌دانند.
بايد همانطور كه با مشاهده تب، به دنبال علت و درمان آن بر مي‌آييم، نسبت به نمادها و نشانه‌هاي بيماري روحي نيز آشنايي داشته باشيم.