try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: دوشنبه, 6 تیر, 1401

انقلاب اسلامی در بستر تفکر کلام شیعی

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر محمدتقی سبحانی (عضو هیات علمی پژوهشکدۀ فلسفه و کلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.)

سنت کلامی ـ فقهی مهم‌ترین عامل انقلاب
برخلاف تلقی‌ای که سابقه خیلی طولانی ندارد (شاید یک یا دو دهه) و بر این باور است که ریشه و بستر فکری و معنوی انقلاب اسلامی، در فلسفه اسلامی یا حکمت متعالیه بوده است و کسانی از این دیدگاه دفاع می‌کنند و می‌گویند نظریات و سوگیری چارچوب انقلاب اسلامی باید در حوزه عرفان جستجو شود، بنده به کلی با این نظریه مخالفم و معتقدم این تحلیل، یک تحلیل متأخر است و هیچ نشانی در مسیر تحولات انقلابی اسلامی ندارد و ریشه‌های انقلاب اسلامی را چنانکه هم از پدیده و پدیدارهای انقلاب اسلامی می‌شود دنبال کرد و هم از نگاه ناظران بیرونی و کنش گران درونی، باید در سنت‌های اصلی تر و پایه ای تر اندیشه اسلامی و شیعی دنبال کنیم. پدیده‌های اجتماعی، مقولات بسیطی نیستند که بتوان با یک عامل آنها را تحلیل کرد، حتما عوامل زیاد و مختلفی درگیر هست. در کنار عوامل فکری و فرهنگی، عواملی اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی و... موثر است. سیاست‌های داخلی و خارجی کاملا می‌تواند حرکت‌های یک نهضت مردمی را به جهتی ببرد و تقویت یا تضعیف کند و بنده منکر نیستم. اعتقاد بنده این است سنت کلامی، فقهی شیعه با تجربه دو قرن تحول و تکاملی که پیدا کرد در آستانه انقلاب اسلامی به تبیین‌ها و تحلیل‌های تازه ای رسید؛ یعنی مهم ترین عامل فکری، فرهنگی انقلاب اسلامی که از آن به عنوان بستر تفکر کلام امامیه و شیعه یاد می‌کنم. این بستر است که انقلاب اسلامی ایران و تحولات بعدی در درون و بیرون ایران را رقم زده است. طبعا در اینجا منظور از کلام، مجموعه پارادایمی است که در اندیشه اسلامی شیعی معاصر منظور می‌شود.
 
شاخص‌های تعیین کننده رویکرد اصلی انقلاب:
1. شاخص خاستگاه
اولین ویژگی و شاخص، خاستگاه‌های یک حرکت اجتماعی است. اینکه این حرکت اجتماعی از کجا آغاز می‌شود؟ نقطه‌های جغرافیایی و مکانی خودش را کجا قرار می‌دهد؟ عقبه تاریخی خودش را در کجا جستجو می‌کند؟ خودش را امتداد کدام هویت می‌داند؟ یعنی انقلاب اسلامی با مبدأیت خرداد 42، در عقبه تاریخی خودش چه چیزی را می‌دید و خودش را با کدام هویت متصل می‌کرد؟
نوارها، اعلامیه، سخنرانی‌ها، شعارهای امام و رهبران دیگری که در ردیف بعد قرار دارند، وجود دارد. حتی این انقلاب، با جریان نواندیشی معاصر هیچ نسبتی در هیچ نقطه ای برقرار نمی‌کند.
2. شاخص نماد
دومین شاخص و ویژگی، به لحاظ نمادهاست. نمادهای یک حرکت اجتماعی کاملا نشان می‌دهد که به دنبال چه چیزی است. در انقلاب اسلامی، حجاب یک نماد شد. هر کسی می‌خواست در صف این انقلاب قرار گیرد، حتی شخصی که اعتقاد به حجاب نداشت، با چادر می‌آمد. در مکان‌هایی که این انقلاب از آنجا شروع می‌شد و یا آنجا اجتماع صورت می‌گرفت، نماد بسیار مهم بود. مسجد پایگاه نهضت بود و همه در مساجد جمع می‌شدند و به یک نقطه مرکزی می‌رفتند. نماد روحانیت و لباس روحانیت، نماد رهبری این حرکت بود. خود لباس یکی از نشانه‌ها بود. از عکس‌هایی که خبرنگاران خارجی از جریان انقلاب می‌گرفتند و معمولا برای ارسال پیام انقلاب با نگاه هنری همراه بود، تمرکز بر نمادها بسیار گویاست.
3. شاخص شعار
سومین شاخص و ویژگی، حوزه شعارهاست. در این زمینه چند کار پژوهشی انجام شده است. شاید با همین زاویه، یک محقق جامعه شناس میدانی و پژوهشگر اجتماعی، بهتر بتواند به ما بگوید که مجموعه شعارها در انقلاب اسلامی از آغاز تا پایان از چه کلیدواژه‌هایی برخوردار است و چه گفتمانی را القاء می‌کند. تقریبا می‌توان گفت هیچ شعار انقلاب اسلامی نیست الّا اینکه در آن، یک مضمون صریح و روشن اسلامی و ایدئولوژیک شیعی وجود دارد. حتی در آنجا که شعار استقلال و آزادی داده می‌شود، به دنبال آن حکومت اسلامی است. ادبیات انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی، حکومت اسلامی بود. شعارهای الله اکبر به عنوان مهم ترین شعار انقلاب اسلامی، به این معنا که هرجا قرار است چیزی تأیید شود، طاغوت شکسته شود، موجی بیافریند و...آن شعار برجسته و طنین افکن الله اکبر وجود دارد و یا شعار لااله الا الله، یا مجموعه فرازهایی که در تعقیبات نماز می‌خوانیم: انجز وعده و نصر عبده، که تم اصلی شعار انقلاب اسلامی ایران است.
4. شاخص ادبیات علمی
چهارمین شاخص و ویژگی، ادبیات علمی و تئوری است که انقلاب اسلامی آن را به دنبال خود می‌کشاند و در خودش تعریف می‌کند. به لحاظ تفکر کلامی، نگره‌اش به جهان و انسان، تحقیق می‌خواهد. ما یک انسان مدرن داریم، یک انسان نواندیش و روشنفکر داریم، یک انسان‌شناسی فلسفی و عرفانی داریم، و یک انسان‌شناسی که از متن هویت شیعی ما برخاسته است. نگره بازیگران اصلی صحنه انقلاب اسلامی قابل تفسیر است. البته می‌توان از شعارها و سخنرانی‌ها، آن را استخراج کرد. اما اگر کسی بخواهد این کار را انجام دهد، می‌تواند همه این مستندات و مولفه‌ها را جمع کند. در اینجا ما معتقدیم که کاملا روشن است اندیشه انقلاب اسلامی یک اندیشه بنیادین شیعی متصل به کلام و فقه است. در اینجا بنده وقتی می‌گویم کلام و فقه، هم نگاه دانشی دارم و هم نگاه فرهنگی، که البته بیشتر نگاه فرهنگی دارم. یعنی بنیاد نظری که در متن اعتقاد عمومی جامعه شیعه وجود دارد و با آن زندگی می‌کند.
یکی از مهم ترین و شاخص ترین تئوری‌هایی که در انقلاب اسلامی و رهبری نظام مطرح می‌شود، و بعد به عنوان اساس قانون اساسی و ساختار قدرت در ایران شکل می‌گیرد، ولایت فقیه است.
5. شاخص شخصیت و رهبران نهضت
پنجمین شاخص و ویژگی، شخصیت و رهبران یک نهضت است. کنش گران اصلی یک نهضت اجتماعی به ما نشان می‌دهند که بر چه بنیادی این حرکت را ایجاد می‌کنند. پس مشخص است که شخصیت‌های اصلی با چه چهره ای می‌آیند و ادبیات آنها چیست.
6. شاخص آرمان‌های الهام بخش
ششمین شاخص و ویژگی، آرمان‌های الهام بخش است. از شاخص‌هایی که می‌تواند یک حرکت اجتماعی را تجزیه و تحلیل کند و مشخص کند این حرکت اجتماعی متعلق به کدام تبار است و از کدام قبیله بر می‌خیزد.
در همه این موارد، تحقیقات نشان می‌دهد متن و بطن انقلاب اسلامی مبتنی بر اندیشه سنتی و فکر کلامی فقهی شیعه است و می‌توان آن را نشان داد.