try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: دوشنبه, 6 تیر, 1401

اقتضائات حکمت متعالیه برای ساخت دولت اسلامی

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر مهدی امیدی (دانشیار و عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

درآمد
یکی از موضوعات عمده و اساسی در  جوامعِ رو به پیشرفت، مسئله دولت سازی و چالش هایی است که مسأله دولت سازی با آن روبرو است. برای تحقق اهدافی چون نظم، امنیت، ثبات سیاسی، پیشرفت و توسعه، ریل گذاری کلان و راهبردی در جامعه، و نهادسازی؛ وجود دولت امری کاملا ضروری است. بدون داشتن دولتی توانمند، نمی توان اهدافی را که در راستای پیشرفت به دنبال آن هستیم، محقق کرد. پروسه دولت سازی در جوامعی که در حال پیشرفت هستند، یک واقعیت سیاسی است که بایست بر اندیشه های بنیادین بومی همان جوامع استوار شود و باید ویژگی هایی داشته باشد که کارآیی و کارآمدی لازم برای پیشرفت همه جانبه را فراهم کند. به همین جهت این بحث در حوزه مباحث اسلامی به ویژه در حوزه اندیشه سیاسی اسلام یک ضرورت است.
خودسازی مقدم بر دیگرسازی، جامعه سازی و دولت سازی
ملاصدرا معتقد است اصلاح اجتماعی و ساختن جامعه، منوط و مشروط به این است که انسان خودسازی کند یعنی خودش را اصلاح کند، خودسازی بر دیگرسازی، جامعه سازی، و دولت سازی مقدم است. برای این که انسان به سمت این خودسازی برود، سه سفر روحانی را ملاصدرا در اسفار ترسیم کرده است. سفرهایی که شایستگی عنوان خلافت الهی را پیدا می کند، و فرد عارف برای سفر چهارم که هدایت و رهبری جامعه بر اساس شریعت الهی که همان فقه اصغر است و برتر از سه سفر قبلی است، مهیا می شود. بر این اساس، رهبری و ریاست جامعه که نوعی وساطت میان عالم خلق و عالم امر هست، منوط به این است که انسان بتواند به مرتبه جامعیت راه پیدا کند. سه نشئه حسی، مثالی و عقلی را باید طی کند و آن کمالات نظری و عملی را بر این اساس به دست آورد و به عقل فعال متصل شود. چنین شخصی که این مراحل را طی کرد، خلیفه خدا و ولی الهی در زمین است؛ یعنی چه مردم از او اطاعت کنند یا نکنند، او امام جامعه است. ملاصدرا می گوید اساسا اقبال یا ادبار مردم تأثیری در حقیقت وجودی اش ندارند، و این مردم هستند که برای دستیابی به سعادتشان نیازمند به هدایت و راهبری او هستند. اما فعلیت امامت امام در جامعه، منوط به بیعت مردم می باشد. انبیاء، ائمه، عالمان عارف و کسانی که به ترتیب، شایسته هدایت و رهبری جامعه هستند، در صورتی می توانند بحث حکومت و دولت را در پیش داشته باشند که بتوانند همراهی مردم را نیز داشته باشند. اعضای جامعه نیز در صورتی می توانند مدینه فاضله داشته باشند که به اصلاح ارادی افکار، اخلاق، رفتار و عمل به دستورات الهی اهتمام داشته باشند و عدالت را ابتدا در نفس خود و سپس در جامعه با مشارکت دیگر اعضاء و کمک ولی الهی(عارف واصل) برقرار کنند. نفس برای استکمالش نیازمند اجتماع است و افضل اجتماع بشری، مدینه فاضله است و در نقطه مرکزی این مدینه رئیس اول، یا عالم ربانی یا عارف الهی جای دارد. در چنین حاکمیتی، سیاست بشری مثل یک مقدمه ضروری برای دستیابی به حیات معنوی انسان تلقی می شود. یعنی سیاست بشری مقدمه ای برای سیاست الهی که همان شریعت است، می باشد. نسبت سیاست بشری با سیاست الهی، نسبت جسم و روح است. شریعت یا سیاست الهی مثل یک روح در کالبد سیاست بشری قرار می گیرد و در آن صورت می شود گفت انسان هم سعادت مادی و هم سعادت معنوی اش حاصل می شود. سیاست متعالیه، جامع دین و سیاست است و زمینه ساز مدینه فاضله است. شریعت روح مدینه فاضله، و سیاست کالبدش می باشد. و منظور از این سیاستی که کالبد است، سیاست بشری است و آن سیاست متعالیه جامع هر دوی شریعت و سیاست است.
ملاصدرا می گوید مجری شریعت باید استحقاق حکومت و اجرای شریعت را داشته باشد و چنین فردی غیر از پیامبر، امام معصوم یا عالم ربانی نیست. مشروعیت حاکم از ناحیه تأییدات الهی و استحقاق او برای حاکمیت به دست می آید، چه مردم حکومت او را بخواهند یا نخواهند، اما حاکم مشروع نیازمند به حمایت مردم و تبعیت آنهاست. پس اگر قرار باشد این حکومت فعلیت پیدا کند و شکل بگیرد، مردم با مشارکت فعال و گستره خودشان در امور خیر، نه تنها به ولی الهی در تحقق و اجرای اهدافش کمک می کنند، بلکه به خودشان نیز جهت دستیابی به امور متعالی که کمال نهایی شان در آن است، کمک می کنند.
اقتضائات کارآمدسازی دولت اسلامی
1. اصلاح دولت و حکومت
نخستین مسئله این است که دولت باید خود را اصلاح کند. اگر دولت اسلامی شکل گرفته، باید برای اصلاح نفوس مردم، اول خودش را درست و اصلاح کند. به عنوان دولتمردان جامعه نیاز داریم که تغییراتی در خود  ایجاد کنیم.
2. پیشرفت همه جانبه
دولت اگر قرار باشد برای خودش هدف گذاری کند و کارآمد باشد، باید پیشرفت همه جانبه را مدنظر قرار دهد. این مطلب را نیز از حکمت متعالیه می گوییم که پیشرفت باید به صورت همه جانبه باشد. ملاصدرا می گوید سعادت امر ذاتی نیست، امر ارادی هست که مبدأش در دنیا و محل تجلی اش آخرت است. هر مرتبه از مراتب وجود انسان سعادتی مخصوص به خودش را دارد. سعادتِ حواس این است که از انس با طبیعت رها شود و تحت قانون الهی به کار گرفته شود. سعادتِ خیال عبارت از عاری شدن از وسوسه ها و رهایی از خوف از غیر خداست. سعادتِ عقل، عاری شدن از تصورات و باورهای باطل و نورانی شدن به معارف الهی به ویژه معرفه الله است. همه این غایات باید تأمین شود. بنابرین اگر قرار است پیشرفت داشته باشیم باید در همه ساحات وجودی انسان این تحول ایجاد شود و اقتضائات آنها تأمین شود. کارکرد ساختاری نهاد قدرت باید اینگونه باشد که جامعه را از ظلمات طبیعت رها کند و باعث نورانی شدن نفوس انسانی شود. تنها در این حالت است که جامعه سعادتمند می شود و در همه ابعاد می تواند پیشرفت صحیح داشته باشد.
3. ارتقاء خردورزی اجتماعی
نکته سوم برای کارآمدسازی دولت اسلامی، ارتقاء خردورزی اجتماعی تحت راهبری الهی می باشد. ملاصدرا می گوید از آنجا که وجود انسان عین الربط به خداوند است، تنها اوست که می تواند در وجود انسان تصرف کند و راهبرانی برای هدایتش قرار دهد. انسان را به گونه ای خلق کرده است که جزءِ اعلای او یعنی عقل به چیزی جز خداوند نیازمند نیست. جزءِ دیگر او یعنی نفس در وجود به غیر خدا نیاز ندارد، اما در استکمال وجود به ماسوای عقل نیازمند است. و جزء سوم یعنی جسم در اصل وجود و کمال به غیر خداوند نیازمند است و از آنجا که در وجود انسان عقل یگانه راهنمای انسان است، در نظام جامعه نیز باید اشرف ممکنات راهبری انسان را عهده دار باشد تا جامعه در مسیر صلاح و اصلاح قرار گیرد. پس اگر قرار باشد ولی الهی بشر را هدایت کند، بشر باید خودش نیز تلاش کند تا خرد اجتماعی اش بالا بیاید. خواسته های جسم و نفسش تحت الشعاع خواسته های عقلانی قرار گیرد. بنابراین خردورزی اجتماعی در سایه راهبری الهی باید رشد و ارتقاء پیدا کند.
4. تعالی‌گرایی ارزشی بر پایه توحید
یکی از چیزهایی که باعث کارآمدسازی دولت اسلامی می شود، این است که ارزش های خود را مبتنی بر توحید کند. ارزش‌های سیاسی، حقوقی، اقتصادی و... همه باید به سمت توحید برود نه به سمت مکاتب و ایدئولوژی های بشری. در این صورت است که قطعا ارتقاء پیدا می کنیم و دولت کارآمدی خواهیم داشت. چون به ارزش‌های مکاتب خاص بشری تکیه کرده ایم، این باعث ناکارآمدی دولت می شود. تا این ارزش‌ها را به توحید پیوند ندهید، آن اعتبار و کارآمدی بروز پیدا نمی کند.