try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: دوشنبه, 6 تیر, 1401

تأملی دردروس غیر اختصاصی معارف اسلامی

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر محمدهادی قهاری (استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان.)

درآمد

  از آن‌جا که دیدگاه بسیاری از دانشجویان نسبت به دروس عمومی به‌ویژه دروس معارف اسلامی مطابق با واقع نیست؛ ضرورت دارد استادان معارف در نخستین جلسه ترم نسبت به اصلاح دیدگاه دانشجویان اقدام نمایند تا زمینه تأثیرگذاری هر چه بیشتر این دروس فراهم گردد؛ زیرا مهم‌ترین هدف ارایه دروس معارف در دانشگاه‌ها تأثیرگذاری آن‌ها بر دانشجویان است و این دیدگاه منفی دانشجویان یکی از مهم‌ترین موانع تأثیرگذاری است که بایستی در همان جلسه اول توسط استادان معارف مرتفع شود.
دروس «عمومی»!
یکی از عللی که موجب شده تا دیدگاه نادرستی نسبت به دروس معارف بر اذهان بسیاری از دانشجویان غالب شود، واژه «عمومی» است که به عنوان صفت این دروس به‌کار برده می‌شود؛ چه آن‌که اکثر افراد وقتی با لفظ «عمومی» مواجه می‌شوند، کم‌اهمیتی و کم‌ارزشی به ذهن‌شان تبادر می‌کند؛ چنان‌چه نزد دانشجویان، رفت و آمد به دانشگاه با سرویس عمومی نسبت به خودروی اختصاصی، از ارزش و اهمیت کمتری برخوردار است!
 
اصلاحِ برداشت
  برای اصلاح این دیدگاه نادرست بایستی به دانشجویان یادآور شد که واژه «عمومی» - مانند واژه «شیر»- مشترک لفظی است. یعنی چنین نیست که هرجا این واژه استعمال شد، کم‌اهمیتی آن مسأله در نظر گرفته شود؛ بلکه گاهی قضیه برعکس است؛ یعنی واژه «عمومی» به عنوان صفت شیئ به کار برده می‌شود، اما معنای آن اهمیت فوق‌العاده آن مسأله است؛ مثلاً باید همه نوزادانی که متولد می‌شوند واکسن‌هایی تزریق کنند تا عموم افراد جامعه در برابر بیماری‌ها محافظت شوند؛ این مثال نیز یک مسأله عمومی را مطرح می‌کند، ولی آیا واکسیناسیون عمومی نوزادان یا واکسیناسیون عمومی کرونا برای همه بزرگسالان، نشان از کم‌اهمیتی این مسأله است یا این‌که اهمیت فوق‌العاده آن را می‌رساند؟ دروس عمومی معارف بر مثال واکسن تطبیق می‌کنند؛ زیرا همه دانشجویان بایستی با گذراندن این دروس در مقابل انحرافات فکری و اعتقادی بیمه شوند.
«درس تخصصی» یا «اختصاصی»؟!
  آنچه که مزید بر علت شده و این دیدگاه منفی نسبت به دروس معارف را تشدید کرده آن است که در عناوین درسی دانشگاه‌ها، «دروس عمومی» را در مقابل «دروس تخصصی» به کار می‌برند و همین دو اصطلاح در زبان دانشجویان شهرت دارد. وقتی به دانشجو تلقین شود که در دانشگاه دو نوع درس «عمومی» و «تخصصی» وجود دارد، طبیعی است که واژه «عمومی» در این کاربرد- به قرینه مقابله - به معنای «غیرتخصصی» قلمداد خواهد شد! هنگامی که درس عمومی به معنای درس غیرتخصصی القا شود، نتیجه‌اش آن خواهد شد که دانشجو تصور می‌کند این دروس، مطالبی غیرتخصصی و پیش‌پا افتاده و تکراری را مطرح می‌کنند و بر مهارت و تخصص او نمی‌افزایند؛ و به علاوه، استادانی هم که این دروس را تدریس می‌کنند نیاز به تخصص ندارند و هر شخص کم‌سوادی می‌تواند این دروس غیرتخصصی و پیش‌پا افتاده را تدریس نماید! بنابراین بسیاری از دانشجویان چنین می‌پندارند که دروس عمومی فقط برای جلوگیری از مشروط شدن و یا بالا آوردن معدل مفیدند.
  برای اصلاح این نگرش نادرست باید به دانشجویان متذکر شد که واقعیت آن است که در دانشگاه دو نوع درس «عمومی» و «اختصاصی» تدریس می‌شود که در این صورت معنای واژه «عمومی» به درستی– و باز به قرینه مقابله– به معنای «غیراختصاصی» قلمداد خواهد شد. نتیجه این دیدگاه صحیح آن خواهد شد که همه دروس دانشگاهی اعم از عمومی و اختصاصی، تخصصی‌اند و در دانشگاه جای ارایه درس غیرتخصصی نیست.
  از آن جایی که اشتراک لفظی واژه «عمومی» موجب چنین دیدگاه منفی نسبت به دروس معارف شده است؛ پیشنهاد می‌شود که در عناوین درسی دانشگاه‌ها اصطلاح «دروس غیر اختصاصی» جایگزین «دروس عمومی» شود.
 
برتری‌های درس معارف بر درس اختصاصی
  دومین علت دیدگاه نادرست بسیاری از دانشجویان نسبت به دروس معارف اسلامی، عدم آگاهی آن‌ها نسبت به جایگاه و ارزش این دروس در بین سایر دانش‌هاست؛ از این رو در ادامه ضمن بیان هفت دلیل، اثبات خواهیم کرد که ارزش دروس معارف اسلامی از دروس اختصاصی بیشتر است و این دقیقاً برعکس چیزی است که در ذهن دانشجویان می باشد.
  قبل از اثبات برتری دروس معارف بر سایر دروس، تذکر دو نکته مفید است: الف. سخن بر سر ارزش علم است، نه ارزش عالم و معلم؛ زیرا ارزش عالم و معلم به تقواست: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ أَتْقاكُمْ[2]».
ب. از نظر اسلام همه علوم – جز چند مورد استثنایی که شاید به عنوان علم قلمداد نشوند - ارزشمندند؛ زیرا همه علوم درباره مخلوقی از مخلوقات خداوند مطالعه می‌کنند و حقایق نظام خلقت را کشف می‌نمایند؛ بنابراین از طریق هر علمی می‌توان به وجود خدا و عظمت او پی برد. به علاوه، فرمان پیامبر اعظم؟ص؟ که فرمود: «اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّين[3]» نشان از ارزش همه علوم است؛ چه آن که بدیهی است در چینِ زمان پیامبر؟ص؟، علم دین ارایه نمی‌شد بلکه سفارش پیامبر؟ص؟ به فراگیری سایر علوم است. بنابراین در صدد این نیستیم که سایر علوم را بی‌ارزش قلمداد کنیم؛ بلکه می‌خواهیم بررسی کنیم که کدام‌یک از علوم از ارزش بیشتری برخوردار است.
 برای سنجش ارزش دانش‌ها نیازمند ملاک و معیار هستیم. بر اساس سه معیار «موضوع، هدف و فایده» هر علم می‌توان ارزش آن دانش را تعیین نمود.
1. برتری در «موضوع»
 موضوع علوم از هفت عنوان: خدا، انسان، حیوان، گیاه، جماد، جنّ و فرشته خارج نیست. اولین موضوع، خالق و بقیه موضوعات، مخلوق‌اند؛ بنابراین ارزش دروس معارف که موضوع آن‌ها خداست بیش از دروس اختصاصی است که موضوع آن‌ها مخلوق است. به دیگر سخن، این‌که انسان مستقیماً درباره خدا مطالعه کند ارزشمندتر از آن است که از طریق مطالعه درباره مخلوق به خدا برسد.
2. برتری در «هدف»
 هدف دروس معارف آن است که انسان را به سعادت و کمال نهایی که همانا قرب به خداوند است، برساند؛ اما هدف دروس اختصاصی آن است که زمینه لذت و رفاه بیشتر انسان در دنیا را فراهم نمایند. البته با توجه به این که دنیا مزرعه آخرت است، تأمین زندگی دنیا حداکثر به عنوان یک هدف میانی در مسیر انسان به سوی هدف نهایی قرب الهی، می‌تواند در نظر گرفته شود. بدیهی است که ارزش هدف نهایی از اهداف میانی بیشتر است.
3. برتری در «فایده»
 فایده دروس معارف این است که انسان‌ها را از جهنم و عذاب الهی نجات داده و به بهشت که جای لذت خالص جسمی و روحی ابدی است رهنمون می‌شود. این بزرگ‌ترین خدمتی است که می‌توان به انسان‌ها نمود؛ در حالی‌که فایده سایر علوم آن است که زندگی دنیایی انسان را از لذت و رفاه بیشتری برخوردار سازد. به علاوه، دروس معارف فایده دنیوی نیز دارند. علم و تخصص مانند سلاح است؛ اگر این سلاح در دست انسان متعهد و معتقد به مبدأ و معاد قرار بگیرد، نفع آن به جامعه می‌رسد؛ ولی اگر همین سلاح در دست شخص غیر متعهد و منکر خدا و معاد قرار بگیرد، موجب خطر و ضرر برای جامعه خواهد شد. به عنوان نمونه، اگر فرد بی‌سوادی بخواهد سرقت کند نهایتاً می‌تواند دست به سرقت یک بانک بزند؛ اما اگر همین شخص، دکترای اقتصاد شود و در یکی از مناصب بالا قرار بگیرد، قدرت پیدا می‌کند که اختلاس‌های نجومی انجام دهد. انسان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت نیاز به دو بال تخصص و تعهد دارد. فایده دروس اختصاصی این است که بال تخصص را پرورش می‌دهد و فایده دروس معارف این است که علاوه بر تخصص در امور دینی، بال تعهد را نیز تقویت می‌کند.
دروس معارف تکرار سخن انبیا
 در حقیقت، دروس معارف تکرار سخن انبیاست و خداوند انبیا را برای هدایت عموم مردم فرستاده است. اگر ارزش مطالبی که خداوند از طریق کتاب‌های آسمانی و توسط انبیا بر انسان‌ها نازل کرده است، کمتر از ارزش مطالبی باشد که دانشمندان علوم مختلف در کتاب‌هایشان مطرح کرده‌اند، این اشکال بر خداوند نیز وارد خواهد شد که چرا مباحث علمی ارزشمندتر را فروگذار کرده و مطالب معارفی کم ارزش‌تر را در کتاب‌های آسمانی مطرح نموده است؟!
 آیا ارزش خدمتی که پیامبران؟عهم؟ به بشریت کرده‌اند بیشتر است یا ارزش خدماتی که دانشمندان ارایه نموده‌‌اند؟ در پاسخ باید بگوییم ارزش خدمات دانشمندان، محدود و قابل محاسبه است؛ اما ارزش خدمات پیامبران؟عهم؟ نامحدود و غیر قابل محاسبه است. فرض کنید تا پایان این جهان، هزار میلیارد نفر به دنیا بیایند و هر یک صد سال عمر کنند؛ مجموع خدمات دانشمندان به این افراد، صدهزار میلیارد سال لذت و رفاه بیشتر است که در جای خود بسیار ارزشمند است؛ لکن اگر انبیا توانسته باشند فقط یک انسان را از جهنم نجات داده و به بهشت ابدی برسانند، ارزش این خدمت، بی‌نهایت سال است و بدیهی است که هر عددی در مقابل بی نهایت، چیزی به حساب نمی‌آید.
 آنچه باعث شده خدمات دانشمندانی همچون ادیسون در نظر مردم بسیار بزرگ جلوه کند، اما خدمات انبیا مورد غفلت واقع شود این است که نتیجه و محصول تلاش دانشمندان، قابل مشاهده و محسوس بوده و لذت و رفاه حاصل از این خدمات، دنیوی و نقد است؛ ولی نتیجه تلاش انبیا غیر قابل مشاهده و غیب بوده و لذت و رفاه حاصل از خدمات ایشان، اخروی و نسیه است.
 4. کارایی مستمر دروس معارف
تاکنون اثبات شد که دروس معارف اسلامی از سه جهت موضوع، هدف و فایده ارزشمندترین علومند. به عنوان چهارمین دلیل می‌توان گفت که فرقی اساسی و مهم بین دروس اختصاصی و دروس معارف وجود دارد که همین تفاوت نیز می‌تواند ارزش بیشتر این دروس را روشن‌تر نماید. انسان‌ها باید علاوه بر فراگیری دروس معارف به محتوای این دروس ایمان بیاورند؛ اما ایمان به محتوای دروس اختصاصی را از کسی مطالبه نمی‌کنند. دلیل این سخن آن است که در ابتدای ورود انسان‌ها به برزخ سؤالاتی از آن‌ها می‌شود که همگی مربوط به محتوای دروس معارف است و تنها کسانی می‌توانند پاسخ دهند که در دنیا ایمان و اعتقاد به محتوای این دروس پیدا کرده باشند. به دیگر سخن، اگر کسی منکر تمام علوم تجربی بوده و نسبت به آن‌ها کافر باشد، پس از مرگ مورد مؤاخذه الهی واقع نمی‌شود؛ اما اگر نسبت به محتوای دروس معارف کافر باشد، جهنمی خواهد شد.
به دیگر سخن انسان‌ها در عالم برزخ و جهان آخرت نیازی به پزشک و مهندس و سایر تخصص‌ها ندارند؛ بنابراین کارآیی دروس اختصاصی تا لحظه مرگ است؛ مگر این که شخص، از طریق تخصصش باقیات‌الصالحاتی برای خود فراهم کرده باشد؛ اما کارآیی دروس معارف پس از مرگ نیز ادامه داشته و با ورود انسان به برزخ، ابتدای مواجهه با محتوای غیبی دروس معارف بوده و فرد در می‌یابد که آنچه در کلاس‌های معارف شنیده، یکی پس از دیگری به عینه مشاهده می‌شود.

پی‌نوشت‌ها:

 

[2].  حجرات: ۱۳.

[3]. بحار الأنوار، ج‏1، ص 177، ح55.