try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: دوشنبه, 6 تیر, 1401

الفبای سواد رسانه‌ای

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر حسین احمدی

درآمد

در دوره‌ای که رسانه‌های مکتوب مهمترین فرمت رسانه‌ای محسوب می‌شدند توانایی افراد در خواندن و نوشتن، درک آنچه که نوشته شده است و توانایی ایجاد ارتباط از طریق نوشتار، مرز بین باسوادی و بی‌سوادی را تعریف می‌کرد. اما تکنولوژی‌های جدید، اقتصاد جهانی و اینترنت تعریف ما را از باسوادی متحول ساخته‌اند. رسانه‌های مکتوب برخلاف سابق دیگر فرمت رسانه‌ای مسلط محسوب نمی‌شوند. این نقش در حال حاضر در اختیار رسانه‌های الکترونیک است. با سواد بودن در دنیای امروز به معنی توانایی رمزگشایی، درک، ارزیابی و ایجاد ارتباط با همه اشکال رسانه‌ای و همچنین توانایی در خواندن، ارزیابی و تولید متن، صدا و تصویر یا ترکیبی از همه این عناصر است.

مفهوم سواد رسانه‌ای در سه مرحله

مفهوم سواد رسانه‌ای دربرگیرنده سه مرحله است که تحقق این سه مرحله به توانمندسازی رسانه‌ای شهروندان منجر می‌شود:

مرحله اول، زمانی تحقق می‌یابد که افراد نسبت به اهمیت مدیریت رژیم رسانه‌ای خود (همانند رژیم غذایی) آگاه و حساس شوند؛ یعنی بتوانند تصمیم بگیرند که چه مقدار از وقت خود را صرف توجه به انواع رسانه‌ها بکنند، به نحوی که قربانی اعتیاد و تخدیر رسانه‌ای نشوند.

 

مرحله دوم، زمانی تحقق می‌یابد که فرد مهارت‌های خاص توجه انتقادی به انواع محتواهای رسانه‌ای را فرا بگیرد. به عبارت دیگر یاد بگیرد که چگونه یک متن رسانه‌ای را تجزیه و تحلیل کند، پیام نهفته در یک محتوای رسانه‌ای را مورد نقد و پرسش قرار دهد و درک کند که چه چیزی در آن متن حاضر است و چه چیز غایب. در این مرحله افراد یاد می‌گیرند که چگونه بین خطوط را بخوانند و چگونه پرسشگری و تفکر انتقادی را پیشه خود سازند.

مرحله سوم، زمانی تحقق می‌یابد که افراد به مسایل عمیق‌تر فکر کنند؛ مثلاً اینکه تولیدکنندگان رسانه‌ای چه کسانی هستند؟ چه اهدافی دارند؟ چه کسی از تولیدات آنها و نحوه بازنمایی واقعیت‌های اجتماعی از سوی آنها سود می‌برد؟ و چه کسی ضرر می‌کند؟ در این مرحله افراد در تجزیه و تحلیل‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود بر شناخت معانی تجربیات رسانه‌ای خود و دیگران متمرکز می‌شوند و به این می‌اندیشند که تا چه حد رسانه‌های ارتباطی به تولید هژمونی فرهنگی، خلق شعور عامه و خلع سلاح گفتمان‌های رقیب کمک می‌کنند.

چنین تأملاتی از سوی شهروندان در سطح کلان از سویی به شکل‌گیری گروه‌های فشار برای تحت تأثیر قرار دادن سیاست‌های عمومی منجر می‌شود و از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری بر جهل انسان‌ها را به گزینه‌ای عبث و بی‌اثر تبدیل خواهد کرد.

در سطح خرد نیز سواد رسانه‌ای به تقویت مهارت‌های حل مسأله و شکوفایی خلاقیت انسان‌ها کمک می‌کند و از افراد جامعه سوژه‌هایی فعال، مشارکت‌جو، منتقد، دیرباور، پرسشگر و مقاوم در برابر انواع پیش‌داوری‌ها، کلیشه‌ها و سایر تلقینات رسانه‌ای می‌سازد.

 

ویژگی‌های اصلی سواد رسانه‌ای

1. پیوستار و نه مقوله؛ سواد رسانه‌ای، موضوعی دارای درجات گوناگون است. در واقع از نظر منطقی، مقول به تشكیك به‌شمار می‌رود و مانند یك جعبه‌، مقوله‌ای نیست كه یا باید در آن جای گرفت و یا جای نگرفت. به‌عبارت دیگر موضوعی نیست كه دائر بین نفی و اثبات بوده و افراد در مقایسه با آن به دو دستۀ حائز سواد رسانه‌ای و فاقد آن تقسیم شوند؛ بلكه افراد در مقایسه با آن هر یك درجات مختلفی از سواد رسانه‌ای را دارا هستند و در این پیوستاری كه شبیه دماسنج می‌باشد، جایگاهی را اشغال می‌كند. كسانی كه در سطح‌های پائین این پیوستار قرار دارند چشم‌اندازهای ضعیف و محدودی به رسانه‌ها داشته و دانش آنها چشم‌اندازهای كافی را برای استفاده در تفسیر معنای پیام‌های رسانه‌ای، فراهم نمی‌كند.

 

2. چند بُعدی؛ سواد رسانه‌ای مستلزم آن است كه در ابعاد گوناگون، اطلاعات كسب كنیم. این ابعاد عبارتند از: بُعد شناختی، احساسی، زیبائی‌شناختی و اخلاقی.

حوزۀ شناختی به اطلاعات واقع‌بنیاد دلالت دارد؛ مانند تاریخ‌ها، اسامی، تعاریف و ... این‌گونه از اطلاعات، در مغز مستقر هستند. اطلاعات حوزۀ احساسی كه حاوی اطلاعاتی درباره احساساتی مثل عشق، نفرت، خشم و ... می‌باشد، در قلب مستقر است و جایگاه اطلاعات حوزه زیبائی‌شناختی كه حاوی اطلاعاتی دربارۀ روش تولید پیام است را باید در چشم‌ها و گوش‌ها دانست. هرقدر چشم و گوش قوی‌تر و دقیق‌تری برای شنیدن و دیدن وجود داشته باشد، اطلاعات زیبایی‌شناختی بهتر و بیشتری نصیب دارنده خواهد بود. جایگاه اطلاعات عرصۀ اخلاقی هم كه شامل اطلاعاتی دربارۀ ارزش‌ها است، در ضمیر و روح انسانی مستقر است. اطلاعات اخلاقی، ملاك و معیاری برای قضاوت راجع به «درست و غلط» را فراهم می‌كند. هرقدر اطلاعات اخلاقی دقیق‌تر باشند، ارزش‌های نهفته در پیام‌های رسانه‌ای با عمق بیشتری درك شده و قضاوت‌ها دربارۀ آن ارزش‌ها، دقیق‌تر و منطقی‌تر خواهد شد.

ساختار قدرتمند دانشی، باید حاوی اطلاعاتی از هر چهار حوزۀ مذكور باشد و اگر یك نوع اطلاعات موجود نباشد، ساختار دانش، ضعیف می‌شود؛ كه در نتیجۀ آن، سواد رسانه‌ای كه از همین ساختارها تشكیل شده، ضعیف خواهد شد و نمی‌توان به درستی، نارسایی‌های پیام رسانه‌ای را تشخیص داد.[1]

اصول سواد رسانه‌ای

سواد رسانه‌ای بر پایه اصولی استوار است كه این اصول مورد التفات راهبردسازان و سیاست‌گذاران هر كشوری قرار می‌گیرد. برخی از مهمترین این اصول عبارتند از:

1. رسانه‌ها ساختگی و سازه‌ای هستند؛ رسانه‌ها دنیایی را به نمایش می‌گذارند كه اگرچه حقیقی به نظر می‌رسد، اما از یك نگاه گزینش‌شده كه معمولاً مابإزای خارجی ندارد، آن‌را در معرض دید قرار می‌دهند؛ از این‌رو مرز میان واقعیت و مجاز در نمایش رسانه‌ای دشوار است.

2. رسانه‌ها واقعیت را بازسازی می‌كنند؛ میان شیوه ارائه وقایع عالم به‌وسیله رسانه‌ها و شیوه درك این عالم از سوی مصرف‌كنندگان رسانه، یك رابطه قطعی و معناداری وجود دارد. مثلاً در آمریكا میزان جنایت در تلویزیون چندین برابر دنیای واقعی است و مصرف‌كنندگان آمریكایی دنیای خود را به اندازه دنیای ساخته رسانه‌ها خشن و آكنده از تهدید می‌پندارند. این امر؛ یعنی واسطه‌شدن رسانه‌ها برای درك واقعیت، همان چیزی است كه «بودیار» معتقد است جامعه از رهگذر آن به مرحلۀ نمادین و وانمودگی می‌رسد و بر آن یك نظم نوین رسانه‌ای كه ساخته و پرداخته نمودهای رسانه‌ای است، حاكم می‌شود.

3. مخاطبان مفهوم مورد نظر خود را از رسانه‌ها می‌گیرند؛ مخاطب انتخابی را كه از میان رسانه‌ها و پیام‌های مختلف ‌به عمل می‌آورد، براساس انگیزه انجام می‌دهد و محتوا و پیام‌های رسانه‌ای را از طریق یك شبكه پیچیده متشكل از ماهیت و نیازهای خودش، پالایش می‌كند. در واقع مطابق فاكتورهای فردی با رسانه تعامل دارد و دریافت‌كننده منفعل پیام‌های رسانه‌ای نیست.

4. محصولات رسانه‌ای اهداف تجاری دارند؛ هر نوع درك واقعی از محتوای رسانه‌ها را نمی‌توان از زمینه اقتصادی و ضرورت‌های مالی محرك صنعت رسانه‌ها جدا دانست.

5. رسانه‌ها دربردارنده پیام‌های ایدئولوژیكی و ارزشی هستند؛ پیام‌های رسانه‌ای تا اندازه زیادی تبلیغاتی بوده و ارزش‌ها و باورهای اساسی معینی را به صورت مداوم، ساخته و یا منتقل می‌كنند. روند كلی رسانه‌ها، تصریحاً یا تلویحاً پیام‌های ایدئولوژیكی؛ مثل روح مصرف‌گرایی، نقش زنان و وطن‌پرستی بی‌ چون و چرا را منتقل می‌كند.

6. رسانه‌ها بار سیاسی و اجتماعی دارند؛ رسانه‌ها بر مسائل سیاسی و تغییرات اجتماعی تأثیر زیادی دارند و در پس نقاب آزادی‌گرایی، منافع سیاسی اجتماعی دولتهای صاحب سلطه را تأمین می‌نمایند.

7. هر رسانه شكل زیباشناختی خاصی دارد؛ اصل سواد رسانه‌ای ما را قادر به درك ویژگی‌ها و مشخصات منحصر به فرد هر رسانه می‌كند. به این ترتیب می‌توانیم نحوه ارتباط شكل و محتوا را جستجو و درك کرده و علاوه‌بر درك مفهومی پیام رسانه، نحوۀ گفتن و بیان رسانه را نیز دریابیم.[2]

 

شیوه‌های برخورد با رسانه‌ها:

اما آنچه در اینجا ضرورت دارد به آن پرداخته شود این است که در برخورد با رسانه‌ها موارد زیر را مدنظر داشته باشیم و به راحتی تسلیم امواج پیام‌های رسانه‌ها نشویم.

الف. استفاده آگاهانه از رسانه‌ها

خواه تماشاگر برنامه خبر تلویزیون باشیم یا یک تابلوی تبلیغاتی در بزرگراه‌ها، پیام رسانه‌ای آن چیزی است که توسط یک یا احتمالاً چند نفر طراحی و ارائه شده است. تصاویر مربوطه توسط یک نفر گرفته شده و یک طراح خلاق نیز آن‌ها را با هم تلفیق کرده است. ولی این امر فقط یک روند فیزیکی نیست آنچه رخ می‌دهد چیزی است که توسط چند نفر ساخته و پرداخته می‌شود و برای دیگران به صورت یک امر مسلم در می‌آید. ما به عنوان مخاطب از واژه‌ها، تصاویر و یا صداهایی که حذف شده‌اند با خبر نمی‌شویم، فقط چیزهایی را می‌بینیم یا می‌شنویم که مورد پذیرش قرار گرفته اند. کمک به مخاطب در این مورد که برنامه رسانه‌ها چگونه تنظیم می‌شوند، چه چیزی در آن حذف یا به آن اضافه می‌شود و اینکه رسانه‌ها چگونه دانش و درک ما از جهان اطراف را شکل می‌دهند، از شیوه‌های عمده در پیشبرد اهداف رسانه‌ها در یک جامعه جهانی است.

ب. نگاه منتقدانه به محتوای رسانه‌ها

در این مرحله فرد می‌آموزد که به پیام‌های رسانه‌ای نگاه انتقادی داشته باشد و مهارت‌های لازم را برای تماشای نقدگونه محتوای رسانه‌ها کسب کند؛ زیرا جهانی که رسانه‌ها عرضه می‌کنند در واقع تصویری گزینشی است که ویژگی‌ها و شرایط لازم را برای نمایاندن واقعیت کل جهان ندارد، اما در عین حال واقعی به نظر می‌رسد. تمامی رسانه‌ها پیش از نشان دادن واقعیت آن را با دقت گزینش، ویرایش، مونتاژ، طراحی و بازسازی می‌کنند. این تصویر که از عناصر مختلفی برای مقبول جلوه دادن پیام در نزد مخاطب استفاده می‌شود به قدری واقعی است که تشخیص آن از واقعیت اصلی را دشوار می‌سازد. بنابراین بین نحوه بازنمایی جهان توسط رسانه و نحوه ادراک ما از آن به عنوان مصرف کنندگان رسانه‌ها رابطه متقابلی وجود دارد. زمانی که ما هیچ تجربه مستقیم و بی‌واسطه‌ای با افراد، سازمان‌ها، موضوع‌ها یا مکان‌های مختلفی که در رسانه‌ها نشان داده می‌شود نداشته باشیم رسانه‌ها نقش واسطه را ایفا می‌کنند و ما از دریچه‌ای که رسانه‌ها برای ما تدارک دیده اند به جهان می‌نگریم. پس رسانه‌ها یک نوع عادت رفتاری را به ما می‌آموزد که متوجه آن نیستیم. بنابراین باید واکنش و مهارت تحلیل انتقادی نسبت به پیام رسانه‌ها را به دست آوریم و از طریق کشف لایه‌های درونی پیام‌های رسانه‌ای مجموعه مهارت‌ها و توانایی‌های خود را برای مفهوم پردازی اطلاعات ارائه شده به چالش فراخوانیم. کسب توانایی به معنای زیر سؤال بردن صحت اطلاعاتی است که از تلویزیون یا رسانه‌های «مولتی مدیا» دریافت می‌کنیم. ضمن آنکه موجب می‌شود ما از مصرف کننده منفعل به مصرف کننده نقاد و تحلیل‌گر تبدیل شویم و از مقاصد و اهداف پنهان رسانه‌ها مانند انگیزه‌ها، نگرش‌ها و تمهیدات مؤثر آن‌ها آگاه شویم تا بتوانیم اهدافی را که در پس تصاویر و گفتارهای رسانه‌ای به منظور القای ارزش‌ها و ایدئولوژی خاصی است را تشخیص دهیم.

ج. تحلیل پیام و اهداف رسانه‌ها

این مرحله در برگیرنده کسب دانش کافی درباره زمینه‌های تاریخی و اقتصادی رسانه‌ها و منافع و علایق آن‌ها در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تبلیغی است. بی‌تردید رسانه‌های مختلف اهداف و برنامه‌های خود را بر حسب منافع و اولویت‌های خاص تدوین و اجرا می‌کنند. اینکه چه چیزی یا چه کسی با چه کیفیت و میزانی به تصویر کشیده می‌شود و اینکه چه گروه‌ها و افرادی بیشتر در رسانه‌ها نمایش داده می‌شوند علت مطرح شدن آن‌ها چیست امری با اهمیت است. علاوه بر اینها لازم است بدانیم چه کسی یا چه چیزی به وسیله چه کسانی، چگونه، چرا و با چه اهدافی به تصویر کشیده می‌شود. چیزی که تعداد زیادی از مردم نمی‌دانند این است که آنچه از طریق یک رسانه مثل تلویزیون به فروش می‌رسد فروش کالاهای تبلیغ شده به مخاطبان نیست بلکه فروش مخاطبان به پیام دهندگان است. مقصود واقعی از پخش برنامه‌های بازرگانی کانال‌های تلویزیونی، اعم از خبری یا تفریحی، نه فقط سرگرم کردن بلکه یافتن مخاطبان و قرار دادن آنان در یک حالت پذیرش و اقناع است؛ به طوری که شبکه یا فرستنده تلویزیون بتواند زمانی در اختیار صاحبان کالاها قرار دهد تا کالاهای خود را به فروش برسانند. صاحبان کالاها براساس تعداد افرادی که احتمال دارد به تماشای تلویزیون بنشینند، پول می‌پردازند. بنابراین باید قادر به درک زبان رسانه‌ها بود و معانی، مفاهیم و نشانه‌های رسانه‌ها را شناخت.

جایگزینی ارزش‌ها و دیدگاه‌ها توسط رسانه‌ها

رسانه‌ها به آن علت ساخته و پرداخته می‌شوند که از کسی یا چیزی که دست کم برای فرد یا افراد سازنده آن اهمیت دارد پیامی بفرستند. رسانه‌ها قصه‌گو نیز هستند حتی تبلیغات بازرگانی شامل داستان کوتاه و ساده‌ای است که براساس شخصیت و زمان و مکان خاصی طراحی می‌شود و هر کدام از این آگهی‌های تبلیغاتی زمان مشخصی دارند. از سوی دیگر طراحی و تولید موضوعات نمایشی و یا داستانی در یک برنامه تلویزیونی، فیلم سینمایی یا پیام بازرگانی از شیوه‌هایی است که به وسیله آن ارزش‌ها در پیام گنجانده می‌شود و به مخاطب عرضه می‌شوند تا بدین وسیله صاحبان رسانه‌ها بهتر بتوانند اطلاعات را رمزگذاری و در اشکال مختلف به بیننده منتقل کنند.

برداشت‌های گوناگون از یک پیام واحد رسانه ای

به علت تفاوت‌های سنی، تربیتی و آموزشی، دو نفر را نمی‌توان یافت که یک فیلم واحد را همانند یکدیگر ببینند و یک قطعه موسیقی واحد را مانند یکدیگر بشنوند. حتی اعضای یک خانواده نیز یک نمایش تلویزیونی را مثل هم نمی‌بینند. این مفهوم تکذیب کننده نظریه‌ای است که می‌گوید تماشاگران تلویزیونی و دریافت کنندگان پیام‌ها صرفاً می‌کوشند مفهوم آنچه که می‌بیننند، می‌شنوند یا می‌خوانند را درک و مورد تحلیل قرار دهند. هرچه راجع به آنچه در اطراف ما می‌گذرد پرسش‌های بیشتری مطرح کنیم، پیرامون پذیرش یا رد پیام‌های رسانه‌ای و اطلاعات دریافتی آگاهی بیشتری کسب می‌کنیم، خواه این اطلاعات از یک سریال کمدی تلویزیونی، یک بازی رایانه‌ای، یک نوار موسیقی، یک پیام بازرگانی مطبوعاتی یا تلویزیونی و شبکه مجازی و یا یک فیلم سینمایی دریافت شده باشد. بنابراین ملاحظه می‌شود که یکی از پیامدهای تحلیل و درک پیام‌های رسانه‌ای افزایش آگاهی رسانه‌ای در جامعه است که می‌تواند منجر به تقویت ساختارهای دموکراتیک جامعه نیز بشود. براساس این رویکرد در جامعه شهروندانی مسئول، آگاه، پردازشگر، مؤثر و کارآمد پدید می‌آیند که پایه و اساس آینده جامعه دموکراتیک را تشکیل می‌دهند. به همین منظور افراد باید پیوسته به میزان اطلاعات خود بیفزایند و سعی کنند اطلاعات خود را در جای مناسب و به نحو احسن به کار گیرند. در این زمینه ترکیب اطلاعات، پردازش، ارزیابی و نقادی اطلاعات نیز اهمیت فراوانی دارد به طوری که باید به اطلاعات عمیق و وسعت بیشتری داده شود و از سطحی نگری اجتناب شود.[3]

پی‌نوشت‌ها:

 


[1] . W. James Potter (2010). Media Literacy, SAGE Publications, Inc. ص21 18.

[2] . قاسمی، ص93- 90 و كانسیداین، دیوید. درآمدی بر سواد رسانه‌ای (ناصر بلیغ، مترجم)ص13- 10.

[3] .  W. James Potter (2010). Media Literacy, SAGE Publications, Inc. ص101 113.