try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 7 تیر, 1401

«تواکل» چیستی و آثار آن در کلام امام رضا(ع)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دكتر محمد‌رضا جواهری / عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد.

درآمد
احادیث رضوی در حوزه امر به معروف و نهی از منکر سرمایه بزرگ و بی‌پایانی برای هدایت است. یکی از احادیث رضوی مرتبط با این امر «حدیث تواکل» است که در بخش آسیب‌شناسی اجرا و عمل به امر به معروف و نهی از منکر جای می‌گیرد. البته در نظریه جامع امام رضا؟ع؟ پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، ابعاد گوناگون آن بررسی شده و امام؟ع؟ به همه جهات امر به معروف و نهی از منکر پرداخته‌اند.
هدف این تحقیق تلاش در جهت خروج «حدیث تواکل» از مهجوریت و بهره‌گیری از آن در شناسایی موانع توسعه امر به معروف و نهی از منکر است.
 نتیجه این تحقیق نشان می‌دهد كه تواکل یک بیماری خطرناک و آسیب بزرگ و گرایش زیان‌باری است که  اصل امر به معروف و نهی از منکر را خنثی و تعطیل می‌کند. تواکل و ترک از هم جدایی ناپذیرند،‌ پس آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر بر تواکل حاکم است و اهل تواکل اهل عذاب الهی‌اند. باید بیماری تواکل را شناخت و درمان کرد.
آسیب‌شناسی وضعیت مسلمانان در ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر از راه‌های گوناگون امکان‌پذیر است. راه برتر و قطعی برای آسیب‌شناسی رفتار دینی مسلمانان، بهره‌گیری از گنجینه بی‌نظیر احادیث اهل‌بیت؟عهم؟ و سنجش و مقایسه و تطبیق با رفتار وگفتار آنان است. مرجعیت علمی مسلمانان و مرجعیت سیاسی جامعه اسلامی و جهان بشری اختصاص به اهل‌بیت؟عهم؟ دارد؛ از این رو گفتار و رفتار آنان بهترین منبع شناسایی راه سعادت و شقاوت است.
تواکل در حدیث رضوی؟ع؟
از آسیب‌های بزرگ اجرای امر به معروف و نهی از منکر و موانع فراگیری آن در جامعه اسلامی «تواکل» است. این خطر بزرگ را امام رضا؟ع؟ یادآوری نموده و اهل ایمان و شیعیان را از آن بازداشته‌اند. محمدبن عرفه گفته است امام رضا؟ع؟ فرمودند: رسول‌الله؟ص؟ می‌فرمود: «إِذَا أُمَّتِی تَوَاكَلَتِ (تواکلوا) الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْیأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى؛[i]زمانی که امت من در امر به معروف و نهی از منکر تواکل کنند، باید خود را آماده نزول عذاب الهی نمایند».
سند حدیث
این حدیث سند صحیح و معتبری دارد و در کتب حدیثی مهم و مورد اعتماد ذکر شده است. ثقة‌الاسلام کلینی در فروع کافی، شیخ طوسی در تهذیب‌الاحکام، شیخ صدوق در عقاب الاعمال، شیخ حر عاملی در وسائل‌الشیعه، علامه مجلسی در بحارالانوار و فیض کاشانی در المحجة‌البیضاء و همچنین دیگر علما در سایر کتب‌[ii] این حدیث را ذکر کرده‌اند. بنابراین حدیث نبوی تواکل در سایر کتب ارزشمند حدیثی شیعه نقل گردیده است.
 امام رضا؟ع؟ در این حدیث یادآوری نموده‌اند آنچه می‌گویند از پیامبر خدا حضرت‌ محمد؟ص؟ است و به صراحت فرموده‌اند: «كَانَ رَسُولُ‌اللَّهِ؟ص؟ یقُول‏».
چیستی «تواکل»
بر اساس این حدیث رضوی نبوی «تواکل» ناهنجاری و گرایش و رفتار نادرست و بیماری خطرناک و آسیب زیان‌بار در بین امت اسلامی و مسلمانان جهان است.
تواکل مصدر باب تفاعل از ماده «وکل» است. راغب اصفهانی نوشته است: وکیل کردن این است که بر دیگری اعتماد کنی و او را نائب از خودت قرار دهی و وکیل، فعیل به معنای مفعول است.‌[iii]
ابوالحسن احمد بن فارس زکریا در وجه تسمیه وکیل نوشته است: وکیل نامیده شده است زیرا امر به او واگذار می‌شود.‌[iv] ابن‌منظور می‌گوید: وکیل کسی است که به اجرای فرمان موكلش می‌ایستد. وکیل نامیده شده چون موکلش قیام به امرش را به او واگذار کرده است؛ پس وکیل فردی است که امر به او موکول شده و وکیل بر این قول، فعیل به معنای مفعول می‌باشد.[v]
سعید خوری شرتونی لبنانی می‌‌نویسد: امر را به او موکول نمود یعنی به او تسلیم نمود و به او تفویض کرد و واگذاشت و به او اکتفا نمود.[vi] فؤاد افرام البستانی گفته است: آن مطلوب یا آن کار را موکول به او کرد و به او سپرد، در کاری او را وکیل خود قرار داد، کار را به او حواله کرد.[vii]
ناصر علی عبدالله وکالت را به «نمایندگی» ترجمه کرده است.‌[viii] حسن عمید در معنای وکیل می‌نویسد: گماشته، نماینده، کسی‌که به او اعتماد کنند و کاری را به او بسپارند؛ کسی از طرف کس دیگر برای انجام دادن کاری تعیین شود.‌[ix]
اگر ماده «وکل» به باب تفاعل برود «تواکل» می‌گردد و آن چه در ثلاثی مجرد یک‌طرفه جاری باشد در ثلاثی مزید آن در باب تفاعل به صورت دو طرفه جاری می‌شود؛ چون در باب تفاعل هر دو طرف فاعلند و معنی و مفهوم ماده هر فعل به هر دو طرف نسبت داده می‌شود. معنای وکیل هر چه باشد در تواکل در دو طرف هست.
راغب اصفهانی می‌گوید: قوم تواکل کردند، زمانی به کار می‌رود که هر یک بر دیگری اتکال نماید و کار را به دیگری واگذار کند![x] ابن‌منظور نیز در تعریف مواکله می‌نویسد: آن از واگذار نمودن امور است و این که هر یک از آن دو کار را بر دیگری واگذار نماید.‌[xi]
محمود بن عمر زمخشری گفته است. از ماده وکل، تواکلوا ساخته شده است و هم معنا هستند ولی در تواکل هر دو طرف یکدیگر را وکیل می‌گیرند.[xii]سعید خوری شرتونی لبنانی تواکل و مواکله را به یک معنا شمرده و نوشته است: مردم در آن تواکل نمودند یعنی آن را ترک کرده و رها نمودند و او را در آن‌چه نایب گرفته بود یاری و کمک نکردند و آن دو در کلام تواکل کردند، یعنی هر یک از آن دو بر دیگری در آن کلام اتکال کرد و به او واگذار نمود.[xiii]علی‌اکبر غفاری در تعلیق بر این حدیث نوشته است: تواکلوا یعنی دست برداشتند و نشستند! و تواکل القوم یعنی برخی بر برخی اتکال نمودند و کار را به یکدیگر واگذار نمودند.[xiv]
علی اکبر دهخدا در معنای تواکل می‌نویسد: ترک دادن، ترک گفتن کسی و یاری نکردن، بر یکدیگر اتکال کردن، بر یکدیگر اعتماد کردن.[xv] فؤاد افرام البستانی می‌گوید: "تواکل القوم" یعنی این قوم به یکدیگر اعتماد و تکیه کردند و کارهای یکدیگر را به هم سپردند و "تواکلوه" یعنی او را ترک کردند و به او کمک نکردند و "تواکلوا الکلام" یعنی هر یک بیان سخن را به دیگری احاله کردند و از یکدیگر خواستند سخن را بیان کند.[xvi]
 

تواکل

با توجه به مفهوم وکالت و تواکل در کتب لغت، روشن می‌شود «تواکل» درباره امر به معروف و نهی از منکر به معنای موکول کردن انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به یکدیگر، به هم سپردن، همدیگر را وکیل گرفتن، یکدیگر را نماینده قرار دادن، از یکدیگر خواستن، به هم حواله دادن، بر عهده یکدیگر گذاشتن، به گردن یکدیگر انداختن، از انجام کار شانه خالی کردن، مسئولیت را به یکدیگر واگذار نمودن، اظهار ناتوانی نمودن، ترک کردن و رها نمودن است.
 
 

«تواکل» درباره امر به معروف و نهی از منکر به معنای موکول کردن انجام این وظیفه مهم به یکدیگر، به هم سپردن، همدیگر را وکیل گرفتن، یکدیگر را نماینده قرار دادن، از یکدیگر خواستن، به هم حواله دادن، بر عهده یکدیگر گذاشتن، به گردن یکدیگر انداختن، از انجام کار شانه خالی کردن، مسئولیت را به یکدیگر واگذار نمودن، اظهار ناتوانی نمودن، ترک کردن و رها نمودن آن است.

تواکل در زمینه  امر به معروف و نهی از منکر در امت رسول‌الله؟ص؟ روی می‌دهد. تواکل کار دشمنان دین و دشمنان پیامبرخدا؟ص؟ و مخالفان مذهب نیست بلکه چیزی است که در بین مدعیان امت پیامبر؟ص؟ پیدا می‌شود. در جامعه اسلامی و در بین پیروان پیامبر و اهل‌بیت؟عهم؟ و به ادعای اسلام و تشیع، جامعه گرفتار آسیب تواکل می‌گردد. تواکل درون امت پیامبر و در جامعه اسلامی پدید می‌آید‌. گرچه دشمنان دین در راه فراهم ساختن بستر تواکل و زمینه‌سازی و بهره‌برداری از آن تلاش می‌کنند ولی بدون اقدامات دشمنان خارجی نیز امکان دارد در جامعه اسلامی در ارتباط با مسئولیت بزرگ امر به معروف و نهی از منکر تواکل روی دهد.
 
عوامل و ریشه‌های تواکل
برای درمان درد باید عوامل و ریشه‌ها را شناخت و آن‌ها را از بین برد. شناسایی همه عوامل بازدارنده از امر به معروف و نهی از منکر و موانع اجرای آن در تواکل شناسی، برای نابود ساختن تواکل لازم است. چرا مسلمان و شیعه  اهل‌بیت؟عهم؟ از امر به معروف و نهی از منکر دوری می‌کند؟ چرا ظرفیت بالای سازندگی امر به معروف و نهی از منکر رها شده است؟ چرا و چگونه دیانت و ترک امر به معروف و نهی از منکر با هم سازگار شده‌اند؟ چه چیزهایی مسلمانان را از امر به معروف و نهی از منکر باز می‌دارد؟ با پاسخ به این پرسش‌ها علل تواکل، بازشناسی می‌شود. علل تواکل بسیار است، از این‌رو مبارزه با آن کاری سخت و پر زحمت است و اراده و همت عالی می‌طلبد:
«ضعف ایمان و تقوا و باورهای دینی»، «ضعف وجدان بیدار اخلاقی»، «ناامیدی از تاثیر و تغییر»، «فشارهای خرد کننده اقتصادی و دل‌مشغولی و گرفتاری به تأمین نیازهای اساسی زندگی»، «غرب‌زدگی و تقلید از فرهنگ غرب»، «پیروی از هوای نفس و وسوسه‌های شیطانی»، «ناآگاهی از پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکر»، «بی خبری از آثار و برکات بی نظیر امر به معروف و نهی کننده  از منکر»، «سقوط اعتبار و پایگاه و احترام اجتماعی امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر»، «عدم صبر و پایداری»، «احساس تنهایی»، «حرص و آز»، «سختی‌ها و رنج‌ها و مشکلات عمل به مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر»، «بی‌اطلاعی از اجر و پاداش فراوان تلاش در امر به معروف و نهی از منکر»، «سودجویی و مصرف‌گرایی و رفاه‌طلبی»، «جوّزدگی و همرنگی با جماعت»، «ترس از جنگ روانی و نکوهش و سرزنش دیگران»، «ایجاد بستر آن با توسعه ارتباطات و رسانه‌ها در دهکده جهانی»، «افزایش ناهنجاری‌ها و رواج منکرات» و «حیای احمقانه و شرم ناروا» از عوامل تواکل و ترک امر به معروف و نهی از منکر است.
پیامبر خدا؟ص؟ در ریشه‌یابی تواکل فرموده‌اند: «غشیکم السکرتان؛ سکرة حب العیش و حب الجهل فعند ذلک لاتأمرون بالمعروف و لاتنهون عن المنکر[xvii]» دو مستی شما را فرا گرفته است؛ مستی عشق زندگی و مستی عشق به نادانی! با این دو مستی امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنید!
ماده «غشی» زمانی به کار می‌رود که چیزی پدید آید و تمام فکر و ذکر انسان را مشغول کند و فرا بگیرد و چیزهای دیگر را بپوشاند.[xviii]علاقه انسان به عیاشی و عشق به زندگی آرام و بی‌دغدغه و بی‌دردسر و میل به آرامش و رفاه طلبی و خوش‌گذرانی و عشق به نادانی و رهایی ازمسئولیت‌های آگاهی، عامل تواکل و ترک امر به معروف و نهی از منکر است.
 
 

تواکل

پیامدهای تواکل
 
«تواکل» و «ترک امر به معروف و نهی از منکر» علت و معلول‌اند پس در تواکل تمام پیامدهای خطرناک ترک امر به معروف و نهی از منکر جاری خواهد شد.
در این حدیث، پایان دردناک تواکل گزارش شده است. اثر تواکل عذاب الهی است. امام رضا؟ع؟ به اهل تواکل هشدار داده‌اند که آماده عذاب الهی باشند. مطابق این حدیث «وقاع من الله» اثر تواکل است. «وقاع» مصدر است و به معنای «عذاب شدید الهی» یا «جنگ» است.[xix] اهل تواکل قطعاً گرفتار عذاب الهی می‌شوند چون با تواکل خود اذن نزول عذاب را صادر کرده‌اند. اهل تواکل در جنگ با خدا قرار دارند چون با تواکل تکلیف شرعی بزرگ خویش را رها کرده‌اند. بازتاب تواکل، تجسم و تحقق عذاب الهی بر بشریت است. محمد بن عرفه راوی حدیث تواکل، در حدیث دیگر ضرر و زیان تواکل و ترک امر به معروف و نهی از منکر را از قول امام رضا؟ع؟ آورده است؛ وی گوید، شنیدم امام رضا؟ع؟ فرمود: «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَیسْتَعْمَلَنَّ عَلَیكُمْ شِرَارُكُمْ‏ فَیدْعُو خِیارُكُمْ‏ فَلَا یسْتَجَابُ لَهُمْ‏؛[xx] باید امر به معروف و نهی از منکر کنید یا بدانتان بر شما حاکم می‌شوند پس خوبانتان دعا می‌کنند و دعای آنان مستجاب نمی‌گردد.»
 

در تواکل تمام پیامدهای خطرناک ترک امر به معروف و نهی از منکر جاری خواهد شد. در حدیث، پایان دردناک تواکل گزارش شده است. اثر تواکل عذاب الهی است. امام رضا؟ع؟ به اهل تواکل هشدار داده‌اند که آماده عذاب الهی باشند. مطابق این بیان امام رضا؟ع؟ اثر تواکل و ترک امر به معروف و نهی از منکر، سلطه اشرار و نابودی دین و سنت‌های الهی و کنار گذاشتن خوبان و بی‌اثر شدن دعای آنان است.
 

مطابق این بیان امام رضا؟ع؟ اثر تواکل و ترک امر به معروف و نهی از منکر، سلطه اشرار و نابودی دین و سنت‌های الهی و کنار گذاشتن خوبان و بی‌اثر شدن دعای آنان است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نتایج
با کالبد شکافی واژه تواکل در کتب لغت و کشف مفهوم دقیق آن، خطر و زیان تواکل آشکار گردید. نتیجه عقلی تواکل، ترک امر به معروف و نهی از منکر از سوی مسلمانان و تعطیلی تفکر و عمل به امر به معروف و نهی از منکر است. در تواکل تمام آثار منفی ترک امر به معروف و نهی از منکر نهفته است، چون تواکل و ترک، لازم و ملزوم و علت و معلولند و از یکدیگر جدا نمی‌شوند. عوامل و علل تواکل و ترک امر به معروف و نهی از منکر تفکیک ناپذیرند. باید جامعه را از اسباب تواکل پاکسازی کرد تا امر به معروف و نهی از منکر زنده و پایدار گردد. امام رضا‌؟ع؟ در آسیب‌شناسی رفتار فردی و اجتماعی مسلمانان در امر به معروف و نهی از منکر، تواکل و خطر آن را گوش‌زد نموده‌اند. این هشدار رضوی راهنمای دل‌سوزان و اهل ایمان و تقوا و عامل بیداری و توفیق در آسیب‌شناسی است. شناخت آسیب و درد، راه آسیب‌زدایی و درمان را به روی انسان می‌گشاید. با خشکاندن ریشه‌های تواکل، روح و نشاط و شوق در عمل به امر به معروف و نهی از منکر رواج خواهد یافت و اجرای این فریضه گسترش می‌یابد.
 
 
 

تواکل در امت رسول‌الله؟ص؟ روی می‌دهد. تواکل کار دشمنان دین و دشمنان پیامبر خدا؟ص؟ و مخالفان مذهب نیست؛ بلکه چیزی است که در بین مدعیان امت پیامبر پیدا می‌شود و جامعه اسلامی و پیروان پیامبر و اهل‌بیت؟عهم؟ گرفتار آسیب آن می‌گردند.
 

پی‌نوشت‌ها:
 

 

[i]. الكافی، ج5، ص59، ح 13، باب الامر بالمعروف و النهی عن المنكر.

[ii]. الكافی، همان؛ تهذیب‌الاحكام، ج‌6، ص178، ح‌7، باب الامر بالمعروف؛ ثواب‌الاعمال و عقاب‌الاعمال، ص582، باب عقاب من ترك الامر بالمعروف؛ وسائل‌الشیعه، ج‌11، ص‌394، ح‌21131، باب وجوبهما و تحریم تركهما؛ بحارالانوار، ج100، ص78، ح33 و ص92، ح‌84؛ المحجةالبیضاء، ج4، ص105؛ و مشکاة‌الانوار، ص 49، الفصل الثالث‌العشر.

[iii]. المفردات فی غریب‌القرآن، ماده وکل، ص 531 .

[iv]. ترتیب مقاییس‌اللغه، ماده وکل، ص 1033.

[v]. لسان العرب، ج 11، ماده وکل، ص 736.

[vi]. اقرب الموارد، ج 2، ماده وکل، ص 1482.

[vii]. منجد الطلاب، ماده وکل، ص 691.

[viii]. المعجم‌البسیط فرهنگ روان فارسی عربی، ماده وکل، ص 376.

[ix]. فرهنگ فارسی عمید، ماده وکیل، ص‌1194.

[x]. المفردات فی غریب‌القرآن، ماده وکل، ص‌531.

[xi]. لسان‌العرب، ج 11، ماده وکل، ص 735.

[xii]. اساس‌البلاغه، ماده وکل، ص 508.

[xiii]. اقرب‌الموارد، ج 2، ماده وکل، ص 1483.

[xiv]. المحّجةالبیضاء تصحیح و تعلیق علی‌اکبر غفاری، ج 4، پاورقی، ص 105.

[xv]. لغت نامه، ج 5، ماده تواکل، ص 7086.

[xvi]. منجد الطلاب، ماده وکل، ص 691.

[xvii]. کنزالعمال، ج 3، ص 31، حدیث 5516.

[xviii]. المفردات فی غریب‌القرآن، ماده غشنی، ص 361.

[xix]. اساس‌البلاغه، ماده وقع، ص 506 و ص 507؛ اقرب الموارد، ج 2، ماده وقع، ص‌1476؛ المحّجةالبیضاء، ج 4، ص 105 پاورقی؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص‌582.

[xx]. الکافی، ج 5، ص‌56؛ وسائل‌الشیعه، ج 11، ص 394 و المحّجةالبیضاء، ج 4، ص‌103.