try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 7 تیر, 1401

عوامل و زمینه‌های پایداری خودکنترلی اخلاقی و مراقبه

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
گفتاری از استاد فقید حجت الاسلام و المسلمین حسن عرفان(ره)

درآمد

«مراقبه» به معنای حفظ خود از عدم تخلّف از اوامر و نواهی الهی است. در بسیاری از روایات مؤمنین بر رعایت این صفت اخلاقی سفارش شده‌‌اند. اساتید اخلاق و سلوک، مراقبه را به مثابه سنگ بنای سیر و سلوک میدانند. در گفتار پیش‌رو کسب رضایت خداوند متعال به مثابه معیار سنجش مراقبه، باور به امامت به مثابه دوام و استمرار مراقبه و عدم فرافکنی و مسئولیتپذیری به عنوان شرط اساسی پذیرش این صفت اخلاقی برشمرده شده است.

نقش رضایت خالق در معیارشناسی مراقبه

در یک تقسیم، تاریخ دو فرایند را طی کرده است؛ عده‌ای دنبال خشنودی خالق و عده‌ای دنبال خشنودی مخلوق بوده‌اند. قرآن آن عده از افرادی که دنبال خشنودی خالق بوده‌اند را تمجید کرده و می‌فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ‌اللَّهِ[1]»؛ از میان مردم کسانی هستند که جان خود را در جستجوی خدا می‌فروشند، که در وصف حضرت امیرالمؤمنین؟ع؟ در لیلة المبیت نازل شده و آن حضرت، در بستر پیامبر؟ص؟ خوابیدند تا خطر کشته شدن رسول‌خدا؟ص؟ را با جان و دل بخرند. خداوند در جای دیگر می‌‌فرماید: «وَ مَثَلُ الَّذینَ ینْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَینِ فَإِنْ لَمْ یصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ[2]»، و مَثَل آنان‌که مالشان را در راه خشنودی خدا انفاق کنند و با کمال اطمینان خاطر، دل به لطف خدا شاد دارند مَثَل بوستانی است که در زمین بلندی باشد و بر آن باران زیادی به موقع ببارد و حاصلی دو چندان (که منتظرند) دهد، و اگر باران زیاد نیاید، اندک بارد (تا باز به ثمر رسد)، و خدا به کار شما بیناست.

همه فروشندگان و صنعت‌گران در تبلیغات تولیدی خود می‌نویسند: «هدف ما جلب رضایت شماست»،‌ ولی در طول عمر خود، فقط در یک مغازه در شهر اصفهان دیدم که نوشته بود: «هدف ما جلب رضایت خداست». گاهی رضایت مردم در طول رضایت خداوند قرار دارد. چه زیباست که انسان هم رضایت خدا و هم رضایت خلق خدا را به دست آورد. مثلاً پدر و مادر به فرزند خود توصیه‌ای مشروع می‌کنند. انجام این امر هم رضایت خدا و هم رضایت خلق خدا را به دنبال دارد. ولی گاهی رضایت خلق با رضایت خداوند در تضاد است. امیرالمؤمنین؟ع؟ می‌فرماید: «فَإِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ‏ فِی مَعْصِیةِ الْخَالِقِ[3]»، جایی که معصیت خدا را به دنبال داشته باشد طاعتی برای مخلوق نیست. در صورتی‌که اطاعت از مخلوق با اطاعت خالق در تضاد باشد، باید رضایت خداوند در نظر گرفته شود. خداوند متعال می‌فرماید: «وَ وَصَّینَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بی‏ ما لَیسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَی مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ[4]»؛ اگر پدر و مادر، مشرک باشند و تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آن‌ها پیروی نکن.

متاسفانه از زمانی‌که دموکراسی در دنیا به‌وجود آمده، رضایت خدا، فدای رضایت مردم شده است؛ به خواست مردم توجه می‌شود، ولی به خواست خدا بی‌توجهی صورت می‌گیرد! دموکراسی غربی و سکولار، متکی به خواست مردم است و به خواست خداوند توجه‌ای ندارد؛ اما در نگرش دینی به اداره جامعه، علاوه بر توجه عمیق به خداباوری به ابعاد زندگی بشری نیز توجه دارد.

پیامبر اکرم؟ص؟ می‌فرماید: «مَنْ طَلَبَ مَرْضَاةَ النَّاسِ بِمَا یسْخِطُ ‌اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ كَانَ حَامِدُهُ مِنَ النَّاسِ ذَامّاً وَ مَنْ آثَرَ طَاعَةَ‌اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا یغْضِبُ‌النَّاسَ كَفَاهُ‌اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَدَاوَةَ كُلِّ عَدُوٍّ وَ حَسَدَ كُلِّ حَاسِدٍ وَ بَغْی كُلِّ بَاغٍ وَ كَانَ‌اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ نَاصِراً وَ ظَهِیرا،[5]» کسی‌که برای خشنودی مردم خدا را به غضب در ‌آورد، در این صورت حتی ستایشگران او نیز این فرد را مذمت می‌کنند. چون رضایت خدا را فروخته و رضایت مردم را خریده و آثار وضعی آن، دوری از عنایت خداست، در این حالت رضایت مردم تبدیل به خشم بر علیه او می‌شود، مثلاً رأی‌دهندگان به او تبدیل به مخالفانش می‌شوند.

پیامبر؟ص؟ در قسمت دوم این حدیث می‌فرماید: کسی‌که طاعت خدا را در نظر بگیرد، گرچه به بهای خشم مردم باشد خدا او را از دشمنی دشمنان و حسد حسودان و ظلم، ظلم‌کنندگان کفایت می‌کند و خداوند یاور و پشتیبان اوست. مهم این است که رضایت خدا به دست آید و در فکر این هم نباشیم که مردم راضی هستند یا نه. آیت‌الله شیخ عباس صفایی؟ره؟ در صحن حرم مطهر حضرت معصومه؟سها؟ با چشم گریان به فرزندش گفته بود: در فکر به دست‌آوردن رضایت مردم نباش. چون در روایت آمده است: «رضایت مردم را نمی‌توان به دست آورد»، به فکر رضایت خدا باش که او سریع‌الرضا است ولی مردم سریع‌الرضا نیستند! گاهی به شخصی گفته می‌شود: مرا حلال کن، می‌گوید: تا زنده هستم تو را حلال نمی‌کنم؛ اما خداوند اینگونه نیست، به محض این‌که بنده‌اش استغفار کند، خداوند زود راضی می‌شود چون‌ رئوف است.

نقل است، یکی از عرفا می‏گفت: من سی سال است ‏ به خاطر یک «الْحَمْدُ لِلَّه» استغفار می‏کنم. گفتند چطور؟ گفت: در بغداد دکان‌دار بودم؛ یک وقت خبر رسید که بازار بغداد که دکان من هم در آن بود آتش گرفت و سوخت. به سرعت رفتم ببینم دکان من هم سوخته یا نه؟ کسی در راه به من گفت: آتش به دکان تو سرایت نکرده، گفتم: «الْحَمْدُ لِلَّه» بعد با خود فکر کردم آیا تنها تو در دنیا بودی؟! بالاخره آتش چهار دکان دیگر را سوزانده، گفتن «الْحَمْدُ لِلَّه» در اینجا معنایش این است، خدا را شکر که ‏دکان من را نسوزاند ولی دکان دیگری را سوزاند! بنابراین من با گفتن «الْحَمْدُ لِلَّه» راضی شدم دکان همسایه سوخته شود! بعد با خودم گفتم: تو غصه مسلمین در دلت نیست؟ و سی سال است که‏ استغفار آن «الْحَمْدُ لِلَّه» را می‏کنم.

اگر دنبال رضایت خداوند متعال باشیم، ملکه مراقبه نیز در ما شکل می‌‌گیرد و چنین انسانی همه چیز را با رضایت خداوند متعال می‌‌سنجد و از چیزهایی که رضایت خداوند متعال نمی‌‌باشد دوری می‌‌کند.

امامت و دوام مراقبه

آموزه امامت با‌ ارائه‌ مصادیق‌ اطاعت و معصیت در حیطه‌هاى فردى و اجتماعى در سایه امام‌باوری، راه روشنى را پیش‌روى باورمندان به این آموزه گشوده است. مهم‌ترین مأموریت اخلاقی شیعیان در جامعه،‌ در قالب «معرفت امام»،‌ «اطاعت امام»،‌ «محبت امام» و «حمایت از امام»، تجلی می‌یابد.

در جامعه شیعه افراد بر اساس احساس نظارت حضرت ولی‌عصر؟عج؟ و شرم حضور نه تنها به اصلاح خویش مشغولند بلکه درصدد اصلاح دیگران نیز هستند. چون مؤمنان بر اساس آن، همواره خود را در محضر امام معصوم؟ع؟ می‌بینند و تردید ندارند که امام شاهد و ناظر بر اعمالشان است.

روایات زیادی نقل شده که افرادی نزد ائمه؟عهم؟ عرض می‌کردند: ما از شیعیان شما هستیم. حضرات می‌فرمودند:‌ «شما محب هستید، ولی متابع نیستید». کسی‌که امام حسین؟ع؟ را دوست دارد و صبح تا شب عاشورا برای آن حضرت سینه می‌زند اگر نماز صبحش قضا شود یا نگاه به نامحرم کند، شیعه نیست، محب است. شیعه کسی است که پا جای پای اهل‌بیت؟عهم؟ می‌‌گذارد. لازمه شیعه بودن مهار نفس است.

مسئولیت‌‌پذیری و دوام مراقبه

امامان معصوم؟عهم؟ به ما آموخته‌‌اند که اعتراف به گناه، مهم‌‌ترین وسیله قرب الهی و زمینه‌‌ای برای خودمهارگری است. اعتراف به گناه یعنی گریز از فرافکنی. در دعای کمیل می‌‌خوانیم: «ظَلَمْتُ نَفْسِی وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی»؛ خدایا من به خودم ظلم کردم و راه خویش را گمراهانه انتخاب کردم. این‌که ما خودمان را مقصر بدانیم، وسیله‌‌ای بزرگ برای تقرب به خداوند متعال است. در مناجات شعبانیه نیز می‌خوانیم: «فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیكَ وَسِیلَتِی»[6]؛ خدایا من اعتراف به گناه خود را وسیله‌ای برای رسیدن به سوی تو قرار دادم. اعتراف به گناه مهم‌ترین وسیله تقرب به خدای متعال است. در بعضی دعاها آمده است: «لَا تُخْرِجْنِی مِنَ التَّقْصِیر»[7]؛ خدایا چنان کن که ما از مقصر دانستن خویش خارج نشویم. مراد از مقصر دانستن خویش این است که فرافکنی نکنیم.

نسبت دادن اشتباهات به دیگران به معنای «فرافکنی» است. معمولاً مجرمان بر اساس حب ذاتی و غروری که دارند فرافکنی می‌کنند؛ به این معنا که جرم و بزه‌‌کاری خود را گردن دیگران میاندازند. از انسانی که فرافکن است و خود را مقصر نمیداند نباید انتظار مراقبه اخلاقی داشت.

 

 

نسبت دادن اشتباهات به دیگران به معنای «فرافکنی» است. معمولاً مجرمان بر اساس حب ذاتی و غروری که دارند فرافکنی می‌‌کنند؛ به این معنا که جرم و بزه‌‌کاری خود را گردن دیگران می‌‌اندازند. از انسانی که فرافکن است و خود را مقصر نمی‌‌داند نباید انتظار مراقبه اخلاقی داشت.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

 

 


[1]. بقره: 207.

[2]. بقره: 265.

.[3] صدوق، أمالی، ص370، مجلس59، ح1.

[4]. عنکبوت: 8.

[5]. دیلمی، ارشادالقلوب، ج‏1، ص 179، باب51.

[6]. مجلسی، بحارالانوار ، ج۹۱، ص۹۶، ح13. و شیخ عباس قمی، مفاتیح‌الجنان، مناجات شعبانیه.

[7]. کلینی، الکافی، ج 2، ص 579. كِتَابُ اَلدُّعَاءِ؛ بَابُ دَعَوَاتٍ مُوجَزَاتٍ لِجَمِیعِ اَلْحَوَائِجِ لِلدُّنْیا وَ اَلْآخِرَةِ.