try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 7 تیر, 1401

انواع روش تدریس

Send to friendSend to friend

 

ردیف

روش

انواع

توضیح

محاسن

معایب

1.

 

 

 

سقراطی

استاد سؤال می‌کند تا شاگردان را نسبت به جهل‌شان در موضوع متوجه کند.

در این روش که مبتکر آن سقراط است به جای تدریس، تفکر شکل می‌گیرد. اما در این تفکر همواره باید از نقطه معلوم حرکت کرد.

شاگردان كاوشگران خوبى می‌شوند.

عمل تفکر در این روش تحقق می‌یابد و فراگیرمتفکر بار می‌آید.

اساسی‌ترین ضعف‌های فراگیر مکشوف می‌گردد که در رآس آن خلط معانی متفاوت الفاظ با یکدیگر است.

این روش هدف‏هاى آموزشى ویژه‏اى براى شاگردان خود در نظر ندارد. پاره‏اى از صاحب‌‌نظران بر این باورند كه روش سقراط، روش تدریس نیست، بلكه روشى اكتشافى است. این روش در واقع به کار فراگیران خاص می‌آید اگر فراگیر خالی‌الذهن باشد این روش سودمند نخواهد بود.

2.

نظام مکتبی ایران (نکته)‌ نظام مکتبی و سنتی ایران جزو روش‌های تدریس نیست؛ زیرا در آن نظام می‌توان از هر روشی استفاده کرد و آن در واقع ساختار متفاوتی از آموزش است نه روشی در کنار سایر روش‌ها.

 

شاگرد در هر زمانی می‌تواند در مکتب خانه حاضر شود. در واقع استاد مداوم در اختیار است. از این رو غالبا منزل استاد (آمیرزا) آموزشکده بود.

آزادی عمل در یادگیری؛ اشتغال و کار توأمان، در دسترس بودن دائمی استاد.

عدم آموزش منسجم نظام‌مند. در این نظام فراگیران یکدست نیستند و دانشجو خود را با استاد هماهنگ می‌کندو نه بالعکس.

3.

توضیحی / سخنرانی.

انتقال مستقیم اطلاعات از استاد به شاگردان، استفاده از بیان شفاهی برای توضیح و تفهیم مطالب.

اقتصادی بودن، انعطاف پذیری، تقویت قوه بیان استاد، امکان تکثر مخاطبان، پیشرفت سریع‌تر برنامه‌های درسی.

متکلم وحده بودن استاد، عدم موفقیت شاگرد در مهارت‌های علمی و ذهنی، در نظر گرفته نشدن تفاوت‌های فردی شاگردان، عدم تمرکز فکری مستمع، یادگیری به زور تکرار، عدم تقویت همه جانبه حواس و تکیه یک جانبه بر حس شنوایی،‌خستگی زودرس، دادن خوراک آماده به فراگیر و فعال نبودن او و....

4.

اکتشافی

فرایندی است که شاگرد طی آن مسئله مورد نظر را مشخص می‌کند، راه‌حل‌های ممکن را در نظر می‌گیرد و باتجربه و آموزش به راه حل مناسب دست می‌یابد.

تقویت توانایی ذهنی، افزایش انگیزه درونی، ایجاد روحیه خلاقیت و کاوشگری، تداوم بهتر آموخته‌ها.

کاربردی نبودن در همه رشته‌های تحصیلی.

5.

حل مساله

از طریق بینش و شناخت

فرایندی است برای کشف توالی و ترتیب صحیح راه‌هایی که به یک هدف منتهی می‌شود.

در این الگو شاگرد فعال است، احساس مسئولیت بیشتری می‌کند، هنگام موفقیت یا شکست خود را مسئول می‌داند نه استاد را، رشد شاگرد هدف اصلی است، روح پژوهش و انتقادگری را پرورش می‌دهد، شاگرد فردی خلاق و نوآور خواهد بود.

این الگو به استادان قوی و باتجربه و پژوهشگر نیاز دارد، امکانات فراوانی را می‌طلبد، تعداد شاگردان در هر کلاس باید محدود باشد یعنی هر کلاس نباید از 20 نفر تجاوز کند.

از طریق روش تحلیلی

از طریق آزمایش وتقکر

با روش دیویی

6.

مباحثه

بحث کنترل شده توسط استاد

استفاده از بحث و جدل برای تعیین اصل و سپس حل مسئله. در این روش جاانداختن اصل مسئله اولویت دارد.

احاطه استاد بر کلاس، هدایت بحث به سوی هدف بدون اتلاف وقت، تقویت قدرت بیان و استدلال شاگرد، امکان به کارگیری آن بدون حضور استاد در صورت رعایت الزامات اصلی آن مثل پیش مطالعه و ... روشی برای یادگیری و ...

خارج شدن کلاس از انظباط ظاهری و انسجام فکری، عدم کارایی در علوم تجربی و ریاضی، عدم امکان مشارکت همه دانشجویان در آن، کندی و عدم پیشرفت سریع برنامه‌های درسی و ....

بحث آزاد

بحث گروهی

7.

پرسش و پاسخ

فرصت سوال به شاگرد

طرح سؤال از طرف استاد و کمک به پرورش قدرت تفکر برای رسیدن به پاسخ.

قابلیت استفاده در کلیه روش‌های تدریس، امکان مرور مطالب تدریس شده، ارزشیابی میزان درک شاگرد از مفاهیم مورد نظر، تقویت اعتماد به نفس، رفع اضطراب و دفع کم‌رویی، احساس امنیت و مودت.

این روش براى کلاس‌هاى پرجمعیت مناسب نیست. این روش مستلزم هدف‌هاى مشخص و صرف وقت بسیار است. در صورت عدم تسلط و مهارت معلم، ممکن است به پراکندگى و انحراف بحث بینجامد. در همه دروس قابل اجرا نیست.

پرسش‌های پیگیر استاد

مهارت پرسش

8.

 

واحد کار (پروژه)

فعالیتی است خارج از مدرسه، مستلزم بررسی، جمع آوری اطلاعات و یافتن راه حل، مطالعه و انجام کار عملی.

گستردگی و انعطاف در انتخاب موضوع، آشنایی با نحوه نوشتن گزارش، تقویت مهارت کشف موضوعات ناشناخته، تقویت قدرت نویسندگی شاگرد، لذت‌بخشی و خاطره انگیز بودن.

صرف هزینه اضافی، بی علاقگی بعضی از شاگردان به پروژه، امکان استفاده محض از کتاب و عدم رجوع به واقعیت‌های بیرونی.

9.

گروه‌های کوچک

شاگردان به گروه‌های کوچک تقسیم می‌شوند و مستقلاً به یادگیری می‌پردازند.

استاد مستقیماً انتقال دهنده دانش نیست، امکان تقسیم یک موضوع برای همه گروه‌ها و تطبیق نتیجه و مقایسه آنها با همدیگر

نیاز به آمادگی کافی و تهیه مواد و مطالبی که برای مطالعه گروه‌ها لازم است،‌از محدودیت‌های این روش است.

10.

یادگیری فردی

فرایندی است که جنبه انفرادی دارد و در درون فرد انجام می‌شود. بدین گونه که فرد اول بسته آموزشی آسانی را تحویل می‌گیرد و اگر از حل آن برآمد، بسته دشوارتری را در اختیار خواهد گرفت.

تعیین فعالیت‌های یادگیری بر اساس تفاوت‌های فردی، تقویت استقلال فکری و توانایی تصمیم گیری.

بی‌توجهی شاگرد به کار علمی جمعی و فعالیت گروهی، عدم رشد خلاقیت جمعی، درون گرایی و خودمحوری به جای خردجمعی.

11.

آزمایشی.

فراگیرندگان با به‌ کار بردن وسایل و مواد، درباره مفهومی خاص، تجربه کسب می‌کنند.

خلاقیت استاد و شاگرد را در ساختن وسایل ساده به کار می‌اندازد، تصمیم گیری مستقل شاگرد را در کسب نتیجه تقویت می‌کند.

ممکن است نبود وسایل کافی باعث کم اثر شدن این روش شود. نیز امکان یادگیری با این روش در بیرون آموزشگاه برای همگان وجود ندارد.

12.

نمایشی

روشی است بر اساس مشاهده و دیدن.

انتقال مهارت، به تعداد زیادی از افراد در کمترین زمان میسر می‌شود، آموزش به کمک اشیا واقعی و حقیقی است.

استفاده از روش سخنرانی در حین کار، صرف وقت استاد برای تهیه مواد لازم.

13.

گردش علمی

تجربه کوتاه مدت و سریع

کاریست عملی که بیرون از مدرسه صورت می‌گیرد و شامل مطالعات مستقیم و دست اول درباره یک مسئله، جمع‌آوری اطلاعات از طریق مشاهده، پرسشنامه، مصاحبه، اندازه‌گیری، نمونه برداری و سایر فنون تحقیقی می‌باشد که بدین طریق از اعتبار فرضیه‌ها اطمینان حاصل می‌شود.

مفید بودن، فعال بودن شاگردان، لذت‌بخش بودن و هیجان‌انگیز بودن، اقتصادی بودن.

وقت مفید کلاس و سایر دروس را می‌گیرد.

در محیط مدرسه

روزانه

هفتگی

14.

ایفای نقش

فرد یا افرادی از شاگردان، موضوعی را به صورت نمایش کوتاه اجرا می‌کنند.

ایجاد هیجان، مشارکت مستمعین در احساسات مجری نقش، ایجاد زمینه بحث گروهی، رفع حالت کم‌رویی در شاگردان کم‌رو، آمادگی برای پذیرش نقش‌ها و مسئولیت‌ها.

برای تحقق اهداف پیچیده آموزشی مناسب نیست، شبیه تئاتر است و جدی گرفته نمی‌شود، صرف وقت و تدارک زیاد لازم دارد ممکن است فراگیران شیطنت طلب و بازیگوش کلاس را دچار اختلال کنند.

15.

آموختن مفاهیم و اصول

آموزش گروه خاصی از کلمات به صورت انتزاعی.

خلاقیت ذهنی شاگردان و قدرت تفکر آنها را افزایش می‌دهد.

در همه علوم و رشته‌ها کاربرد ندارد.

16.

قیاس و استقراء

در قیاس از یک مفهوم کلی به جزء می‌رسند و در استقراء از جزء به کل. آمارگیری استقراء است و استدلال مبتنی بر قیاس است. به بیان دیگر قیاس روش فلسفی و استقراء روش تجربی است.

قابلیت ترکیب با سایر روش‌های آموزشی را داراست.

یادگیری از جزء به کل در بعضی عرصه‌ها مثل ورزش بیشتر مورد توجه است نه در همه عرصه‌ها اما روش کل به جزء در حوزه آموزش خصوصاً در مطالعه کتاب‌ها بدون استاد/خودآموز مؤثر تر نشان می‌دهد. بهره‌مندی از روش استقراء یقین آور نیست.

17.

فن تمرین

تمرین تکراری

مشخص کردن تمرین‌های مناسب از مباحث تدریس شده برای تعمیق یادگیری مطالب درسی.

موجب تعمیق یادگیری می‌شود، استاد را از مرور چندباره مطالب بی‌نیاز می‌کند، دانشجو را در حل مسئله ورزیده می‌سازد، نوعی ارزشیابی محسوب می‌شود، بازخورد آن به دفع کاستی‌های آموزشی کمک می‌رساند.

موجب خستگی می‌شود، ممکن است حجم تمرینها بیش از حد لازم باشد، ممکن است بعضی شاگردان به حفظ تمرینها بپردازند، به غیبت یا گریز فراگیر از مدرسه منجر خواهد شد. تصحیح آن در کلاس و جلوی چشم همه فراگیران، با رویه اخلاقی معلم ناسازگار است.

استنباطی

مرور

تمرین‌های عملی

18.

تلفیق روش‌ها

در هم آمیختن روش‌های مختلف و استفاده از هر کدام، در موقع لزوم.

معایب روش‌های مختلف را پوشش می‌دهد.

همه استادان توانایی استفاده از آن را ندارند.

 

 

منبع: امان‌الله صفوی، کلیات روش‌ها و فنون  تدریس، ص 306 تا 239. (با تلخیص و تغییر).