try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

اصول ارزش‌شناختی بیانیه گام دوم انقلاب از منظر قرآن

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر مجید ابوالقاسم‌زاده/ رئیس پژوهشگاه جامعةالزهرا سلام الله علیها

درآمد

در حالی که انقلاب اسلامی ایران چهلمین سالگرد پیروزی خود را پشت سر گذاشت و قدم به دهه پنجم حیات خود نهاد، رهبر حکیم انقلاب اسلامی با صدور «بیانیه گام دوم انقلاب» و برای ادامه این راه روشن، به تبیین دستاوردهای شگرف چهار دهه گذشته پرداخته و توصیه‌هایی اساسی به‌منظور «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» ارائه فرموده‌اند. بیانیه «گام دوم انقلاب» تجدید مطلعی است خطاب به ملت ایران به‌ویژه جوانان که به‌مثابه منشوری برای «دومین مرحله خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی» خواهد بود و «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» را رقم خواهد زد.
در واقع، بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین اسناد بالادستی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی است که افق‌های آینده انقلاب را تبیین و مشخص می‌کند. جهت رسیدن به نقشه راه عملیاتی شدن این بیانیه که نقشة جامع پیشرفت و اقتدار کشور و نیز نسخه جهانی شدن انقلاب اسلامی در ساحت تمدنی است، نه تنها نیازمند شناسایی نظام مسائل و ارائه راهکارهایی برای عملیاتی کردن آن هستیم؛ بلکه قبل از آن باید به تحلیل نظری و بیان مبانی و اصول بیانیه بپردازیم تا به لحاظ عقلی، اتقان و اعتبار کامل و همه‌جانبه آن معلوم گردد. پس از آن، ضروری است تا مستندات قرآنی و روایی آموزه‌ها و دستورالعمل‌های بیانیه را هم بیان کنیم تا علاوه بر اثبات عقلانیت مسائل مطرح در بیاینه، خاستگاه وحیانی و قرآنی آن‌ها نیز معلوم گردد. این نوشتار هرچند گذرا به اصول اخلاقی و ارزش‌شناختی مطرح شده در بیانیه پرداخته و با ذکر فرازهایی از بیانیه گام دوم در این رابطه، به برخی آیات ناظر به آن‌ها نیز اشاره می‌کند.

مراد از اصول و ارزش
«اصل» در لغت، به معنای ریشه، پایه و اساس است و از این جهت می‌توان آن را در لغت با واژه «مبنا» متقارب یا مترادف دانست. اما به نظر می‌رسد تفکیک اصول از مبانی نه تنها موجه، بلکه لازم است. مبانی، گزاره‌هایی خبری و توصیفی هستند که از علوم دیگر مانند هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی اخذ می‌شوند. این گزاره‌ها یا بدیهی‌اند و یا اگر نظری و نیازمند اثبات باشند، هر کدام در علم مربوط اثبات می‌شوند اما در علم دیگر به عنوان پیش‌فرض قلمداد می‌شوند. اما اصول، گزاره‌هایی تجویزی و دستورالعمل‌های کلی هستند که از اهداف و مبانی به دست می‌آیند و راهنمای رفتارها هستند. پس، مبانی از قبیل هست و نیست است اما اصول از سنخ باید و نباید.
«ارزش» درباره امور مطلوب به کار می‌رود. امور مطلوبْ باارزش یا دارای ارزش مثبت، امور غیر مطلوبْ بی‌ارزش یا دارای ارزش صفر و امور منافی با مطلوبْ ضد ارزش یا دارای ارزش منفی است. در اینجا مراد معنای اعم ارزش است که رذایل و ضد ارزش‌ها را نیز شامل می‌شود. در اخلاق ارزش به معنای رفتار یا صفتی است که برای رسیدن به سعادت و کمال حقیقی انسان مطلوب است.
اهمیت اخلاق در بیانیه گام دوم
از آنجا که اخلاق در کنار احکام و عقائد، بخش‌های مهم آموزه‌های دین اسلام را تشکیل می‌دهد و بیانیه گام دوم انقلاب نیز همچون شعارها و اهداف انقلاب، برخاسته از آموزه‌های دین اسلام است، از این‌رو اخلاق در بیانیه از جایگاه مهمی برخوردار است و بسیاری از راهبردها و دستورالعمل‌ها مبتنی بر اخلاق و ارزش‌های اخلاقی بیان شده است. واژه «اخلاق» 23 مرتبه و واژه «ارزش» که عمدتاً مراد ارزش اخلاقی است، 8 مرتبه در بیانیه به کار رفته است. هرچند واژه ارزش با قید دینی، الهی، معنوی، انقلابی و اخلاقی است؛ اما می‌توان همه آن‌ها را طبق تقسیم‌بندی چهارگانه مباحث اخلاقی که بیان خواهد شد، ذیل ارزش‌های اخلاقی قرار داد به ویژه ذیل اخلاق بندگی و اخلاق اجتماعی.
در بیانیه، توصیه‌های اساسی در پرتو امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده مطرح شده که عبارت است از: علم و پژوهش، اخلاق و معنویت، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی، روابط خارجی و مرزبندی با دشمن و سبک زندگی. می‌توان گفت که این توصیه‌های هفت‌گانه با اخلاق مرتبط است به‌ویژه توصیه دوم که به معنویّت و اخلاق تصریح شده است. در ذیل به عباراتی از توصیه دوم (معنویت و اخلاق) اشاره می‌گردد:
معنویّت به معنی برجسته کردن ارزش‌های معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضیلت‌هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتمادبه‌نفس و دیگر خلقیّات نیکو است. معنویّت و اخلاق، جهت‌دهنده‌ همه‌ حرکت‌ها و فعّالیّت‌های فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آن‌ها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی، بهشت می‌سازد و نبودش حتّی با برخورداری مادّی، جهنّم می‌آفریند. شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به‌بار می‌آورد و این، بی‌گمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش بدون همراهی حکومت‌ها توفیق چندانی نخواهد یافت. اخلاق و معنویّت، البتّه با دستور و فرمان به دست نمی‌آید، پس حکومت‌ها نمی‌توانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند، امّا اوّلاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند و ثانیاً زمینه‌ را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی در این‌ باره میدان دهند و کمک برسانند؛ با کانون‌های ضدّ معنویّت و اخلاق، به شیوه معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنّمی‌ها مردم را با زور و فریب، جهنّمی کنند.

اخلاق فردی، اجتماعی، بندگی و زیستی
مسائل اخلاقی را از جهات مختلف به دسته‌بندی‌های مختلفی تقسیم می‌کنند که از جمله آن‌ها تقسیم اخلاق به فردی، اجتماعی، بندگی (الهی) و زیستی است.[i] در ادامه همه ارزش‌های اخلاقی را که در بیانیه آمده، به تفکیک فضایل و رذایل اشاره می‌کنیم.
فضایل اخلاق فردی در بیانیه: همت، با همت، همت بلند، کرامت، عقلانیت، مهربان، با صراحت، با صداقت، مقتدر، توانایی، کارآزموده، پرانگیزه، علم، دانا، دانایی، اندیشمند، اخلاص، استقلال، مستقل، آزاد، با عزت، مطمئن، امیدوار، امید صادق، سرعت عمل، هشیاری، عبرت‌آموزی، پرتلاش، اعتماد به نفس، قدر خود را دانستن، ابتکار، محقق و اندیشمند، خردمند، کارآمد، پرانگیزه، تحقیق و پژوهش، احساس مسئولیت، شعور معنوی، وجدان اخلاقی، غنا، نشاط کاری، زهد انقلابی، ساده‌زیستی، کاردان، حکمت.
رذایل اخلاق فردی در بیانیه: متحجر، افراط، چپ‌روی، منفعل، مردد، متکبر، غفلت، امید کاذب، نومیدی بیجا، ترس کاذب، فقر، وسوسه مال، حرص، لقمه حرام، منیع الطبع.
 

مطالعه بیانیه گام دوم نشان می‌دهد که اخلاق از جایگاه مهمی در آن برخوردار است و بسیاری از راهبردها و دستورالعمل‌های آن مبتنی بر اخلاق و ارزش‌های اخلاقی بیان شده است. می‌توان گفت همه توصیه‌های هفت‌گانه ذکر شده در بیانیه به‌ویژه توصیه دوم با اخلاق مرتبط است.
ارزش‌های اخلاقی مطرح شده در بیانیه، همه اقسام اخلاق فردی، اجتماعی، بندگی(الهی) و زیستی را دربرمی‌گیرد. در بیانیه، هم از فضایل و هم از رذایل اخلاقی به چهار قسم فوق اشاره شده است. نیز برخی مستندات قرآنی ارزش‌های ذکر شده در بیانیه نیز بیان شده است تا معلوم گردد که بیانیه علاوه بر آنکه از عقلانیت در طرح ارزش‌های مطرح شده برخوردار است از خاستگاه وحیانی و قرآنی نیز برخوردار می‌باشد.
 

فضایل اخلاق اجتماعی در بیانیه: آزادی و آزادی‌خواه، آزادی ملت و حکومت، آزادی اجتماعی، عدالت، عزت، عزت ملی، استقلال، برادری، سیاست، بینش سیاسی، تحلیل سیاسی، نظم سیاسی، نظم اجتماعی، گذشت و ایثار، دفاع دفاع مقدس (از پرچم، از مظلوم، از مستضعف، از مرزها)، جهاد و مدیریت جهادی، مجاهدت، جهاد علمی، جهادگر، شجاع، مقتدر، حکومت مردمی، امنیت، مشارکت مردمی، مقابله با فتنه، نیکوکاری، استکبارستیزی، خدمت‌رسانی، مبارزه با بی‌عدالتی، مبارزه با فساد، فداکاری، فداکار، صدقه، صیانت، پاسداری، تسلیم‌ناپذیری، تسلیم نشدن در برابر دشمن، مقاومت، مقاومت ضد استکباری، روحیه انقلابی، امیدبخش، تولید ملی، مرزبندی با دشمن، تکریم، احترام، امین، خدمتگزار، تواضع، خیرخواهی، کمک به نیازمند، راستگویی، توزیع عدالت‌محور، مصرف به‌اندازه و بی‌اسراف، فساد اقتصادی، فساد سیاسی، انقلابی، زهد انقلابی.
 
رذایل اخلاق اجتماعی در بیانیه: خیانت، تظاهر کردن، بی‌رحم، دروغ و دروغ‌پردازی، استبداد، استکبار(مستکبر)، بدخواه، بدخواهی، کینه‌توز، کینه‌ورزی، زورگو، قلدر، باج‌طلب، خصومت، شقاوت، توطئه، خباثت، تحقیر، تحریم، تهدید، فتنه، جنگ‌افروزی، دخالت در امور دیگران، بی‌عدالتی، تبلیغ فساد، ترویج فساد، بی‌بندوباری، خون‌ریز، جهانخوار، جنایت‌کار، انحصارگر، معاند، مرعوب، مأیوس کردن، تهاجم، بیکاری، فساد اقتصادی، فساد سیاسی، وسوسه ریاست، وسوسه مقام، تبعیض در توزیع، ویژه‌خواری، مدارا با فریبگران، فریب، خدعه، خدعه‌گر، غیر قابل اعتماد.
فضایل اخلاق بندگی در بیانیه: معنویت، ایمان، مؤمن، نورانیت قلب، هدایت الهی، اسلام، ذکر، دعا، شکر (شکر در برابر مصیبت)، نماز، روزه، حج، پیاده‌روی زیارت، متدین، حمد و سپاس خدا، توکل، اخلاص.
رذایل اخلاق بندگی در بیانیه: تکبر، ناامیدی، لقمه حرام.
فضایل اخلاق زیستی در بیانیه: مصرف به‌اندازه و بی‌اسراف.
رذایل اخلاق زیستی در بیانیه: جنگ‌افروزی.

مستندات قرآنی برخی ارزش‌های اخلاقی بیانیه گام دوم انقلاب
با توجه به تعدد ارزش‌های اخلاقی در بیانیه، بیان مستندات قرآنی هر یک در این نوشتار مختصر امکان‌پذیر نیست. از این رو تنها به برخی مستندات قرآنی ارزش‌های مهم و اساسی اشاره می‌گردد:[ii]

عقلانیت
آیات زیادی به عقلانیت و تعقل اشاره دارد از جمله آیه «کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُم آیاتِهِ لَعَلَّکُم تَعقِلُونَ» خداوند این‌گونه آیاتش را براى شما تبیین مى‏کند تا عقل خود را به‌کار گیرید و بیندیشید[iii]». برخی آیات دیگر در این باره عبارتند از:
«قُل هَل یَستَوِى الاَعمى وَالبَصِیرُ اَفَلا تَتَفَکَّرو ُن؛ بگو آیا نابینا و بینا (نادان و دانا) یکسانند؟ آیا نمى‏اندیشید؟[iv]».
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَاللَّهِ الصُّمُّ الْبُکمُ الَّذِینَ لایعْقِلُونَ؛ بدترین جانوران در نزد خداوند، کر و لال‌هایی هستند که تعقل نمی‌کنند[v]».
«لَقَدْ کانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ؛ قطعاً در داستان‌های [پیامبران گذشته با جوامع‌شان ]، عبرتی است برای کسانی که دارای خِرد هستند[vi]».
«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیلِ ساجِداً وَ قائِماً یحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یعْلَمُونَ إِنَّما یتَذَکرُ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ یا آن کسی‌که در لحظات شب در حال سجده و قیام به عبادت خدا پرداخته، از سرای آخرت در حذر است و امید به رحمت پروردگارش بسته است. بگو: آیا مساویند کسانی‌که می‌دانند و کسانی‌که نمی‌دانند؟ جز این نیست که فقط خردمندان متذکر می‌شوند[vii]».
همچنین دستور به تعقل و سرزنش شدیدِ کسانی‌که تعقل نمی‌کنند و بیان این که مرز بین حیوان و انسان تعقل است نیز در آیاتی آمده است.[viii]
 

وجدان کاری و احساس مسئولیت
قرآن مجید در آیات فراوانی، اهمیت مسئولیت‌پذیری و وظیفه‌شناسی را برای انسان بیان کرده است؛ به عنوان مثال قبول مسئولیت در قرآن، به بار سنگین تشبیه شده است. «وَلا تَزِروا وازِرَهً وزرَ اُخری… هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد.[ix] در این آیه«وزر» به معنی سنگین و در برخی تفاسیر به معنای«گناه» و «مسئولیت» نیز آمده است. خداوند در این آیه ما را به این معنا رهنمون می‌شود که بار سنگین مسئولیت احدی را دیگری بر دوش نمی‌کشد و روز رستاخیز هر کس مسئول پاسخ‌گویی به اعمال خویش است. ابعاد این پاسخ‌گویی به قدری وسیع است که حتّی اعضاء و جوارح انسان را نیز در بر می‌گیرد. خداوند در قرآن می‌فرماید: وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ اِنَّ السَّمعَ وَ البَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ اولئکَ کانَ عَنهُ مَسئولاً؛[x] یعنی از آن چه نمی‌دانی پیروی نکن؛ چرا که گوش و چشم و دل‌ها همه مسئولند.
در بسیاری از تفاسیر از امانت الهی، به همان تعهّد و قبول مسئولیت یاد شده است و علّت این که این امانت عظیم، به انسان سپرده شد، این بود که او این قابلیت را داشت و می‌توانست ولایت الهی را پذیرا گردد؛ یعنی در جادّه عبودیت و کمال به‌سوی معبود لایزال سیر کند. چنان که خداوند در قرآن می‌فرماید: «اِنّا عَرَضنا الاَمانَهَ عَلَی السَّماوَاتِ وَالاَرضِ وَ الجِبالِ فَاَبَینَ اَن یحمِلنَها وَ اَشفَقنَ مِنهَا وحَمَلَهَا الاِنسَانُ اِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً؛ ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم آن‌ها از حمل آن ابا کردند و از آن هراس داشتند امّا انسان، آن را بر دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود[xi]».

تلاش، همت، جهاد و مجاهدت
در استعمال قرآنی، واژه «همت» فقط در مواردی استفاده شده است که کار با سختی و مشکلات همراه بوده و موانعی در تحقق کار مورد نظر، در بین باشد. علامه طباطبایی می‌نویسد: کلمه «همت» به‌طورى که مى‌گویند جز در مواردى که مقرون به مانع است، استعمال نمى‌شود[xii]؛ مانند آیه«وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا؛ قصد کردند چیزی را که به آن نرسیدند[xiii]».
قرآن کریم، در آیات منور خود، با صدای رسا، به عالم و آدم اعلام کرده است که ای انسان‌ها بدانید برای آدمی جز آنچه خود انجام داده، نخواهد بود: «وَأَنْ لَيْسَ لِلإنْسَانِ إِلا مَا سَعَي»[xiv]بقای وجود و هستی آدمی بودن او، حیات مادی و معنوی، دنیوی و اخروی او، شخصیت و هویت او و بلکه همه چیز او منوط و وابسته به کار و تلاش اوست و لاغیر و هرکس کوشش کند، فقط برای شخص خود کوشش کرده است و به سوی خود اوست و خدا البته بی‌نیاز است.
در قرآن از کلمات مترادف و هم معنای کار و تلاش مانند: فعل، عمل، جهد، سعی، صنع و... نیز فراوان یاد شده است. همچنین، تعدادی از آیات منور قرآن کریم، درباره مشاغل پیامبران بزرگوار الهی است هرچند مسئویت خطیر و اصلی همه پیامبران الهی، هدایت جوامع بشری بوده است اما آن‌ها بر اینکه سربار دیگران نباشند، خود به کار و فعالیت مشغول بوده‌اند تا هم معاش خویش را تأمین نمایند و هم دیگران را در این مسیر تشویق به کار و تلاش” کنند. براساس برخی از آیات، شغل حضرت نوح؟ع؟ نجاری، شغل حضرت شعیب؟ع؟ و حضرت موسی؟ع؟ شبانی و کارگری، شغل حضرت داود؟ع؟ زره‌سازی و آهنگری، شغل حضرت آدم؟ع؟ کشاورزی، شغل حضرت ابراهیم؟ع؟، حضرت یعقوب و ایوب؟ع؟ کشاورزی و دامداری، شغل حضرت ادریس؟ع؟ خیاطی، شغل حضرت هود و صالح؟ع؟ تجارت، شغل حضرت سلیمان؟ع؟ حصیربافی و حکومت، شغل حضرت عیسی؟ع؟ نجاری و حضرت محمد؟ص؟ تجارت و صیادی و شبانی بوده است...[xv]
برخی آیات دیگر در این باره عبارتند از: «وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَي لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ؛ و کسی‌که سرای آخرت را بطلبد و سعی و کوشش خود را برای آن انجام دهد، در حالی‌که ایمان داشته باشد، سعی و تلاش او (از سوی خدا) پاداش داده خواهد شد[xvi]». «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ؛ هرکس در گرو اعمال خویش است[xvii]». «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ؛ هرگاه از کاری فارغ شدی، به کار دیگری بپرداز[xviii]». «فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأرْض...؛ آنگاه که نماز(جمعه) پایان یافت، در پی کسب وکار روی زمین پراکنده شوید و از فضل و کرم خداوند نصیب و روزی طلبید[xix]».

امید و امیدواری، امید صادق، امید کاذب، یأس و نومیدی
بر اساس برخی روایات؛ فراگیرترین و گسترده‌ترین آیه از جهت امید و رحمت قرآن، آیه مبارکه است: «...یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.[xx] دقت در تعبیرات فوق نشان می‌دهد که این آیه از امیدبخش‌ترین آیات نسبت به همه گنهکاران است، شمول و گستردگی آن به حدی است که در روایات از آن تعبیر به «أوسَعُ الآیات » شده است.
تعبیر به «اسراف» به جای «ظلم و گناه و جنایت» نیز لطف دیگری است. تعبیر به «عَلی أَنْفُسِهِمْ» که نشان می‌دهد گناهان آدمی همه به خود او باز می‌گردد، نشانه دیگری از محبت پروردگار است، همان‌گونه که پدر دلسوز به فرزند خویش می‌گوید: «این همه بر خود ستم مکن!» تعبیر به «لا تَقْنَطُوا» (مأیوس نشوید) با توجه به این‌که «قَنوط» در اصل به معنای مأیوس شدن از خیر است به تنهایی دلیل بر این است که گنهکاران نباید از «لطف الهی» ناامید گردند.
صابران به حل مشکلات زندگی از جانب خداوند امیدوار بودند. «ولَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیؤُوسٌ كَفُورٌ* وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَیقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیئَاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ* إِلاَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِیرٌ[xxi]»
و اگر از جانب خویش، نعمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از او بگیریم، بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود.... مگر آن‌ها که(در سایه ایمان راستین) صبر و استقامت ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند که برای آن‌ها آمرزش و اجر بزرگی است.

عزت، عزت ملی، استکبارستیزی و تسلیم ناپذیری
با توجه به عواملی که قرآن کریم برای عزت و عزتمندی بیان کرده است، مؤمن باید از سرسپردگی و تسلیم در برابر طاغوت و قدرت‌های شیطانی اجتناب ورزد و عزت را فقط در خدا و رسول و دیگر عواملی که قرآن بیان فرموده بیابد. خداوند متعال، سرچشمه عزت به معناى واقعى است و دیگر آفریده‌ها در ذات خود، فقیر و ذلیلند. آنان به خداوند نیازمندند و خداوند عزیز مالک همه آن‌ها است. «مَنْ کانَ یُریِدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً»؛ کسى‌که خواهان عزت است{بداند} عزت یکسره از آن خداست».[xxii] بنابراین عزت‌جویان باید عزت را از خداوند متعال بخواهند زیرا عزت در ملک خداوند است و انسان در پرتو پرستش خدا و تسلیم شدن در برابر او به عزت‌مندى مى رسد.
عامل دیگر عزتمندی، پیروى از رسول‌خدا و اهل‌بیت؟عهم؟ است که مصداق کامل پیوند یافتن با خدا به وسیله ایمان آوردن و انجام کردار شایسته و عزت آفرین هستند. «یا أیُهَا الَّذِینَ آمَنُوا اطِیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولى الاَمْرِ مِنْکُمْ فَانْ تَنازَعْتُم فِى شَىْء فَرُدُّوهُ الَى اللّهِ والرَّسُولِ إنْ کُنْتُمْ تُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخَر ذلِکَ خَیْرٌ وَ اَحْسَنُ تَأوِیلاً؛ اى کسانى‌که ایمان آورده‌اید! از خدا و پیامبر او و اولواالامر، پیروى کنید. پس اگر در امرى، اختلاف داشتید، آن را به داورى خدا و رسول بگذارید اگر به خدا و قیامت، ایمان دارید، این کار نیکو و پایانش نیکوتر است[xxiii]».
عامل دیگر، پیوند با مؤمنان است. پیوند یافتن با مؤمنان که افتخار بندگى خدا را دارند و عزت خویش را از سرچشمه اصلى - خداوند عزیز- گرفته‌اند، عامل عزت و مانع ذلت‌پذیرى است. «وَللهِ العِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلکِنَّ الْمُنافِقیِنَ لا یَعْلَمُونَ: و عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است، ولى منافقان نمى‌دانند[xxiv]».
عزت و سعادت هیچ‌گاه با ولایت کافران و منافقان به دست نمى‌آید و خداوند هرگونه ولایت کافران و مشرکان را بر مؤمنان نفى کرده است.«وَلَنْ یَجْعَلَ‌اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبیلاً؛ و خداوند هرگز براى کافران، راهى (براى چیرگى) بر مؤمنان ننهاده است[xxv]».
از آیات یاد شده بر مى‌آید که کافران و مشرکان در منطق و گفت‌وگو و روابط نظامى، سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و... هیچ گونه برترى و ولایتى نسبت به مؤمنان و مسلمانان نخواهند داشت و حق هیچ‌گونه سلطه‌اى بر امور مسلمانان را ندارند.

نتیجه‌گیری
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین اسناد بالادستی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی است که افق‌های آینده را تبیین و مشخص می‌کند. این نوشتار هرچند گذرا به اصول اخلاقی و ارزش‌شناختی مطرح شده در بیانیه پرداخته و با ذکر فرازهایی از بیانیه گام دوم در این رابطه، به برخی آیات ناظر به ارزش‌ها نیز اشاره نموده است. مطالعه بیانیه نشان می‌دهد که اخلاق از جایگاه مهمی در بیانیه برخوردار است و بسیاری از راهبردها و دستورالعمل‌های آن مبتنی بر اخلاق و ارزش‌های اخلاقی بیان شده است. می‌توان گفت همه توصیه‌های هفت‌گانه ذکر شده در بیانیه به‌ویژه توصیه دوم (معنویّت و اخلاق) با اخلاق مرتبط است.
ارزش‌های اخلاقی مطرح شده در بیانیه، همه اقسام اخلاق فردی، اجتماعی، بندگی(الهی) و زیستی را دربرمی‌گیرد. در بیانیه، هم از فضایل و هم از رذایل اخلاقی به چهار قسم فوق اشاره شده است. نیز برخی مستندات قرآنی ارزش‌های ذکر شده در بیانیه نیز بیان شده است تا معلوم گردد که بیانیه علاوه بر آنکه از عقلانیت در طرح ارزش‌های مطرح شده برخوردار است از خاستگاه وحیانی و قرآنی نیز برخوردار می‌باشد.
پی‌نوشت‌ها:

[i]. مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 213. احمدپور، آشنایی با دانش اخلاق اسلامی، ص 62 .

[ii]. برای آگاهی بیشتر به تفاسیر التبیان، تفسیر نورالثقلین؛ مفردات ألفاظ القرآن؛ المیزان تسنيم، ذیل آیات ذکر شده مراجعه گردد.

[iii]. آل‌عمران: 190.

[iv] . انعام:۵۰.

[v] . انفال: 22.

[vi] . يوسف: 111.

[vii] . زمر: 9.

[viii]. بقره:73، 75 ،197 و 242؛ آل‌عمران: 65 و 66؛ مائده:58، 100 و 103؛ انعام: 32؛ یونس: 16، 42 و 100؛ هود: 51؛ نحل: 12؛ انبیاء: 67؛ مؤمنون: 80؛ نور: 61؛ شعراء :28؛ قصص: 60؛ عنکبوت: 43؛ روم: 24؛ یس: 62 و 68؛ صافات: 138؛ ص: 29 و 43؛ مؤمن: 54؛ حدید: 17.

[ix] . انعام: 164.

[x] . اسراء: 36.

[xi] . احزاب: 72.

[xii]. المیزان، ذیل آیه 24 یوسف.

[xiii] . توبه: 74.

[xiv] . نجم: 39.

[xv]. از جمله: 37 هود، 27 قصص 80: انبیاء و ...

[xvi] . اسراء: 19.

[xvii] . مدثر: 38

[xviii] . انشراح: 7.

[xix] . جمعه: 10.

[xx] . زمر: 53.

[xxi]. هود: 9 تا 11.

[xxii] . فاطر: 10.

[xxiii] . نساء: 59.

[xxiv] . منافقون:8.

[xxv] . نساء: 141.