try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

مسئله‌‌شناسی تمدنی در گستره مناسبات بیانیه گام دوم و رسالت‌‌ گروه‌‌های معارف اسلامی دانشگاه‌‌ها

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر امیرمحسن عرفان

جایگاه نیازسنجی پژوهشی

هر پژوهشی «مسئله‌محور» (problem oriented) است. این تعبیر در تعاریف اغلب صاحب‌نظران از پژوهش در‌ حوزه‌های‌‌ مختلف‌ نیز ارائه شده است، به نحوی که می‌توان نقطه آغازین هر فعالیت‌‌ پژوهشی‌ را‌ مواجهه پژوهش‌‌گر با یک مسئله دانست. مسئله، پدیده‌ای است که با دانش کنونی پژوهش‌‌گر‌ قابل‌ تبیین‌ نیست. فاصله‌ میان وضع موجود و مطلوب‌ است که برای تبیین آن نیاز به کوششی‌ پژوهشی‌ است.
محقق همیشه نمی‌تواند مسئله خود را به آسانی و  روشنی تدوین کند. او اغلب ممکن است تصوری نسبتا کلی، پراکنده و حتی مبهم درباره مسئله داشته باشد. این طبیعت پیچیدگی علمی است. یک پژوهش‌گر حتی ممکن است سال‌ها به کاوش، تفکر و تحقیق بپردازد، پیش از آنکه به روشنی بگوید در پی یافتن پاسخ به چه پرسش‌هایی بوده است. اینکه در برخی موارد خاص ممکن است بیان رضایت‌بخش مسئله تحقیق دشوار یا ناشدنی باشد، نباید موجب شود که مطلوب بودن نهایی آن و لزوم انجام این کار را نادیده بگیریم.
با در نظر گرفتن این دشواری، می‌توان یک اصل بنیادی را بیان کرد: اگر کسی می‌خواهد مسئله‌ای را حل کند معمولاً باید بداند که مسئله چیست. می‌توان گفت که بخش عمده‌ای از حل مسئله بستگی به این دارد که شخص بداند قصد انجام چه کاری را دارد. بخش دیگر آن منوط به این است که شخص بداند مسئله چیست و به ویژه یک مسئله علمی کدام است.
مشکلی که معمولاً دست‌اندرکار تحقیق با آن روبروست و تقریباً همه نگارندگان نگارش پایان‌نامه تحصیلی با این مشکل درگیرند کلیت و اختصاصی بودن مسائل است. اگر مسئله خیلی کلان باشد، معمولاً آنقدر مبهم خواهد بود که نمی‌توان آن‌را‌ آزمود؛ بنابراین، از نظر علمی بی‌فایده خواهد بود.
بعد افراطی دیگر آن است که تعریف، بیش از اندازه اختصاصی شود. برخی شنیده‌اند که مسائل باید به اندازه‌ای محدود شوند که پژوهش پیرامون آن‌ها امکان‌پذیر باشد. این درست است، اما متأسفانه می‌توانیم مسائل را آن‌قدر محدود کنیم که دیگر وجود خارجی نداشته باشد! به طور کلی، هر اندازه مسائل اختصاصی‌‌تر شوند آزمون‌پذیری آن‌ها روشن‌‌تر خواهد بود، اما تقلیل آن به حدی که معنای واقعی آن از بین برود مسئله را مبتذل و بی‌‌فایده می‌سازد.
پیداست هر مسأله‌ای نیز از ارزش کافی برای مطالعه برخوردار نمی‌باشد. در‌ هر‌ حوزه‌ای‌ ممکن است ده‌ها مسأله وجود داشـته بـاشد، امـا پرداختن به همه‌آن‌ها مـعمولا نـه‌ مـمکن‌ و نه ضروری است. مسئله باید از جذابیت لازم نزد پژوهش‌‌گران و سازمآن‌های پژوهشی‌ برخوردار‌ باشد‌. در این مرحله است که‌ می‌‌توان براساس ملاک‌هایی ویژه بـه نـیازسنجی پژوهشی (need assessment research) یا‌ انتخاب‌ اولویت‌های‌ پژوهشی (research priorities) پرداخت.
کارکردهای نیازسنجی پژوهشی در عرصه بیانیه گام دوم
در حوزه پژوهش‌ در‌ عرصه بیانیه گام دوم، انتخاب اولویت‌های پژوهشی‌ به‌عنوان مهم‌ترین مرحله انجام پژوهش در این حوزه مطرح است‌. اولویت‌‌ پژوهشی،‌ همه‌ ابعاد پژوهش را تحت‌تأثیر خود قرار‌ می‌دهد‌ از‌ این‌رو‌ انتخاب‌ آن‌ها همواره از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است اما تاکنون الگویی فراگیر برای طی مراحل نیازسنجی پژوهشی با انتخاب اولویت‌ها در حوزه‌ بیانیه گام دوم ارائه نشده است.
 

شاید برنامه‌ریزی نتواند دست‌نیافتنی‌ها را دست‌یافتنی کند، اما قطعا فقدان آن می‌تواند دست‌یافتنی‌ها را دست نیافتنی کند. دست یافتن به آرمان‌هایی که بیانیه گام دوم پیش روی ما نهاده است، ضرورت توجه بیشتر به برنامه‌ریزی فرهنگی را ایجاب می‌کند. نیازسنجی‌‌پژوهشی در حوزه بیانیه گام دوم و پیوند آن با رسالت‌‌های گروه‌‌های معارف به ما کمک می‏کند تا راه رسیدن به آرمان‌‌ها و اهداف‏ دروس معارف را هموار کنیم. نیازسنجی پژوهشی این امکان را فراهم می‌‌سازد تا منابع پژوهشی در موضوعات فاقد اولویت اتلاف نشود، آینده‌‌نگری در امر پژوهش را ارتقاء می‌‌دهد و از تصمیم‌‌گیری‌‌های لحظه‌‌ای و مناسبتی و غیرراهبردی جلوگیری می‌‌کند،‌ میان مسئله و مسئله‌‌نماها تمییز می‌‌دهد و قلمروهای ناکاویده را به ما معرفی می‌‌کند.
 

رویکرد کلان فرهنگی و تمدنی به بیانیه گام دوم نیاز به الگوی منسجم و مستقل دارد. به عبارت‏ دیگر، ما در حوزه مطالعات بیانیه    گام دوم به یک نظریه عام و فراگیر که دربرگیرنده تغییر به وضع مطلوب باشد، نرسیده‏ایم. این که اساساً: رویکرد نخبگان، اندیشمندان و پژوهش‌‌گران به بیانیه گام دوم چگونه‏ تغییر می‏کند؟ هدف و مسیر آن چیست؟ عوامل‏ و نیروهای تغییر دهنده‏ کدامند و سرانجام، سطح، دامنه، شدت و شتاب این تغییر به چه اندازه‌‌ای باید باشد؟ از پرسش‏های محوری در این زمینه است.
 
در صورت ساخت چنین الگویی در عرصه بیانیه گام دوم می‌توان اهداف پژوهشی را به صورت کمی و کیفی تعریف کرد و با توجه به امکانات و زمینه‌های موجود، میزان تغییرات عملی و مطلوب را سنجید. بر پایه الگوی برنامه‌ریزی پژوهشی امکان مدیریت پژوهشی فراهم می‌شود، به این معنا که مدیریت پژوهشی در صدد تغییر متغیرها جهت دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. در صورت وجود یک الگو می‌توان تغییرات لازم را در متغیرها مورد مشاهده قرار داد و حتی مقدم بر آن می‌توان متغیرهای مدیریت را تعیین کرد.
شاید برنامه‌ریزی نتواند دست‌نیافتنی‌ها را دست‌یافتنی کند، اما قطعا فقدان آن می‌تواند دست‌یافتنی‌ها را دست نیافتنی کند. دست یافتن به آرمآن‌هایی که بیانیه گام دوم پیش روی ما نهاده است، ضرورت توجه بیشتر به برنامه‌ریزی فرهنگی را ایجاب می‌کند.
نیازسنجی‌‌پژوهشی در حوزه بیانیه گام دوم و پیوند آن با رسالت‌‌های گروه‌‌های معارف به ما کمک می‏کند تا راه رسیدن به آرمان‌‌ها و اهداف‏ دروس معارف را هموار کنیم. نیازسنجی پژوهشی این امکان را فراهم می‌‌سازد تا منابع پژوهشی در موضوعات فاقد اولویت اتلاف نشود، آینده‌‌نگری در امر پژوهش را ارتقاء می‌‌دهد و از تصمیم‌‌گیری‌‌های لحظه‌‌ای و مناسبتی و غیرراهبردی جلوگیری می‌‌کند،‌ میان مسئله و مسئله‌‌نماها تمییز می‌‌دهد و قلمروهای ناکاویده را به ما معرفی می‌‌کند. در‌ هر‌ حوزه‌ای‌ ممکن است ده‌ها مسئله وجود داشـته بـاشد، امـا پرداختن به همه‌آن‌ها مـعمولا نـه‌ مـمکن‌ و نه ضروری است. مسئله باید نزد پژوهش‌‌گران و مراکز پژوهشی‌ از جذابیت لازم برخوردار‌ باشد‌. در این مرحله است که‌ براساس ملاک‌هایی ویژه بـه نـیازسنجی پژوهشی یا‌ انتخاب‌ اولویت‌های‌ پژوهشی اهتمام بخشیده می‌‌‌‌شود.

 
 نمودار کارکردهای نیازسنجی پژوهشی در بیانیه گام دوم
یکی از حساس‌ترین مراحل برنامه‌‌ریزی، مرحله‌ای است که پس از سنجش میزان تأثیر پژوهش‌های گذشته، نیازهای پژوهشی در افق زمانی آینده مشخص می‌گردد. در این مرحله باید به برآورد و ارزیابی خواسته‌ها و نیازهای مبرم پرداخت و با قراردادن حاصل این برآوردها و ارزیابی‌ها در چارچوب محدودیت‌های امکانات و منابع، هدف‌های مشخصی برای بلندمدت (هدف‌های آرمانی) و میان‌مدت (هدف‌های کلی) تعیین کرد و سپس با استفاده از الگوهای برنامه‌ریزی، هدف‌های برنامه را به صورت کمی مشخص ‌نمود.
مسئله‌‌شناسی تمدنی در پیوند میان «بیانیه گام دوم» و «رسالت‌‌های گروه‌‌های معارف»

ردیف

عنوان

1

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل دخیل در انتقال پیام «خودباوری تمدنی» در تدریس دروس معارف با تکیه بر بیانیه گام دوم

2

روش‌شناسی تدریس مبتنی بر «زیباشناختی» در عرصه «تاریخ و تمدن اسلامی» با تکیه بر اصول مورد تأکید در بیانیه گام دوم

3

سنجش میزان پاسخ‌‌گویی کتاب‌های درسی معارف دانشگاه‌‌ها به مطالبات طرح شده در بیانیه گام دوم

4

ارائه و تدوین مدل الگویی مطلوب در تبیین نقش تمدنی انقلاب اسلامی برای دانشجویان مبتنی بر بیانیه گام دوم

5

بررسی تناسب حوزه نشر کتاب‌های درسی دروس معارف دانشگاه‌‌ها و انتظارات بیان شده در بیانیه گام دوم

6

راهکارهای عملی ارتقای شایستگی‌های علمی اساتید دروس معارف در عرصه تاریخ و تمدن اسلامی مبتنی بر شاخص بیانیه گام دوم

7

بررسی میزان گرایش اساتید دروس معارف به مطالعه و پژوهش در عرصه «بیانیه گام دوم» و عوامل مؤثر بر آن (برای نمونه: مطالعه موردی دانشکده الهیات تهران)

8

بررسی فاصله موجود میان «ادراکات» و «انتظارات» دانشجویان از فعالیت‌‌های فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در عرصه بیانیه گام دوم با استفاده از مدل تحلیل شکاف و با تکیه بر بررسی‌های میدانی

9

تأثیرسنجی نقش «متغیرهای رشته‌ای و گرایشی» دانشجویان در رویکرد به بیانیه گام دوم

10

رصد محیطی بازتاب پیام «بیانیه گام دوم» در گروه‌های معارف (برای نمونه: بررسی میدانی دانشجویان دختر دانشکده مدیریت گرایش راهبردی دانشگاه تهران)

11

طراحی مدل ارزیابی و سنجش تدریس اساتید گروه‌‌های معارف دانشگاه‌ها مبتنی بر بیانیه گام دوم

12

راهکارهای تحقق نگرش «مسئله‌یاب» در اساتید معارف دانشگاه‌‌ها در نگرش به بیانیه گام دوم

13

تحلیل میزان «دانش» و «مهارت» اساتید گروه‌‌های معارف در انتقال پیام‌‌های تمدنی بیانیه گام دوم به دانشجویان (با تأکید بر بررسی‌های میدانی)

14

فرایند‌‌شناسی تبدیل «گرایشات تمدنی» دانشجویان به «رفتار تمدنی» براساس بیانیه گام دوم

15

نقش «زنجیره‌سازی» و «یادگیری سلسله مراتبی» در ارائه پیام‌‌های تمدنی بیانیه گام دوم به دانشجویان

16

نقش عنصر «مخاطب‌‌شناسی» و «زمان‌‌شناسی» در ارتقای کیفی انتقال پیام‌‌های تمدنی بیانیه گام دوم به دانشجویان

17

نقش بیانیه گام دوم در تقویت رویکرد عبرت‌‌گیرانه از تمدن اسلامی در دانشجویان

18

تحلیل تأثیرات جنگ نرم غرب بر فضای ذهنی دانشجویان در درک پیام تمدنی بیانیه گام دوم

19

طراحی و ارائه الگوی مطلوب پردازش ساختاری و محتوایی کتاب درسی «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی» ویژه دروس معارف دانشگاه‌‌ها با تکیه بر بیانیه گام دوم

20

بررسی وضعیت دانشی منابع انسانی گروه‌‌های معارف در تحلیل بیانیه گام دوم از نقطه نظر مدیریت دانش

21

استخراج و ارزیابی عملکرد نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌‌ها در عرصه اهتمام به جوانان مبتنی بر رسالت‌‌های تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم

22

طراحی الگوی «مدیریت جهادی» در عرصه مهندسی فرهنگ خودباوری تمدنی مبتنی بر نگرگاه مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم

23

درآمدی بر تبارشناسی موانع مهندسی فرهنگ خودباوری تمدنی در آموزش عالی با تأکید بر سیاست‌گذاری‌‌های کلان در بیانیه گام دوم

24

طراحی الگوی ارزیابی علل عدم کارآیی مدیریت فرهنگی در دانشگاه‌‌ها مبتنی بر فرهنگ معیار بیانیه گام دوم

25

نقش باورداشت فرهنگ جهاد و مقاومت بر چشم‌انداز نویسی سازمانی در آموزش عالی مبتنی بر بیانیه گام دوم

26

قلمرو،‌ مراتب و سطح مسئولیت دانشگاه تراز تمدن نوین اسلامی در تحقق «امنیت اخلاقی» مبتنی بر فرهنگ معیار بیانیه گام دوم

27

بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی دانشی و مهارتی مدرسان گروه‌‌های معارف دانشگاه‌‌ها مبتنی بر شاخص بیانیه گام دوم

28

بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی روان‌‌شناختی و معنوی مدرسان گروه‌‌های معارف دانشگاه‌‌ها مبتنی بر شاخص بیانیه گام دوم

29

بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی سازمانی و مدیریتی مسئولان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌‌ها مبتنی بر شاخص بیانیه گام دوم

30

بررسی تحلیلی نقش بیانیه گام دوم در تحول تدوین کتاب‌‌های درسی معارف دانشگاه‌‌ها

31

بررسی تحلیلی نقش بیانیه گام دوم در تبلیغ تحول محور در دانشگاه‌‌ها

32

اصول و روش‌های القای حس «خودباوری تمدنی» به دانشجویان (با تأکید بر نوآوری در قالب، ساختار و محتوای تدریس)

33

راهکارهای عملی ارتقای شایستگی‌های مدیریتی در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری مبتنی بر بیانیه گام دوم

34

تحلیل و بررسی نقش بیانیه گام دوم مهندسی فرهنگ خودباوری تمدنی در آموزش عالی با تأکید بر مدیریت منابع انسانی(بسترها، فرایندها، سبک‌ها)

35

تحلیل و بررسی نقش بیانیه گام دوم در مهندسی فرهنگ خودباوری تمدنی در آموزش عالی با تأکید بر سیاست‌‌گذاری‌‌ها (بسترها، فرایندها، سبک‌‌ها)

36

نقش بیانیه گام دوم در تمییز میان «مسائل» و «مسئله نماها» در تدوین کتاب‌های درسی معارف دانشگاه‌ها

37

الگوی مدیریت تغییر و تحول اجتماعی در عرصه سبک زندگی دانشجویی با تکیه بر بیانیه گام دوم

38

قلمرو،‌ مراتب و سطح مسئولیت دانشگاه تراز تمدن نوین اسلامی در تحقق «امنیت اخلاقی» مبتنی بر بیانیه گام دوم

39

نقش بیانیه گام دوم در ارتقای کیفی قدرت انگیزشی در تدریس دروس معارف دانشگاه‌‌ها

40

بررسی نقش بیانیه گام دوم در افق‌‌شناسی گروه‌‌های معارف دانشگاه‌‌ها