try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 14 اسفند, 1399

تأملی درمحتوا و رویکرد‌های ارائه درس تاریخ اسلام

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر محمد حسین دانشکیا

درآمد
در باره این که آیا با گذشت بیش از یک دهه از آخرین تغییرات درباره اهداف دروس معارف اسلامی دانشگاه، نیازی به بازنگری دیده می‌شود یا خیر شاید پاسخ تاحدودی مشکل باشد زیرا باید ابتدا ارزیابی شود آیا اهداف قبلی تحقق یافته است؟ یا تغییراتی عمده در محدوده نیازهای دانشجویان رخ داده که ضرورتاً بازنگری در اهداف را می‌طلبد؟ شاید ابتدا مروری بر آن اهداف ضروری باشد. طی جلساتی که در نیمه دوم دهه هشتاد به مدیریت رئیس وقت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دردانشگاه‌ها تشکیل گردید، رویکرد و اهداف دروس معارف اسلامی تعیین گردید.    
در آن جلسات، تبیین نقش دین و کارکاردهای آن در زندگی و سعادت انسان به منظور ایجاد تغییرمطلوب در بینش، نگرش، ارزش‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای دانشجویان در جهت افزایش دینداری به عنوان رویکرد کلان مجموعه دروس در نظر گرفته شد. به عبارتی اساتید قاعدتاً از آن پس باید تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا از چنین منظری به تدریس دروس معارف بنگرند. این رویکرد هم در اهداف و هم بر محتوا و متن و هم بر روش‌ها حاکم می‌شد و صد البته بر فرآیند مدیریت نیروی انسانی از جذب گرفته تا ... ؛ چرا که کسانی باید به عنوان استاد این دروس مشغول می‌شدند که توانایی همه جانبه‌ای در اتخاذ چنین رویکردی داشته باشند.  اهداف دروس نیز چنین طراحی شد:
 1.توسعه و تعمیق آگاهی‌های دینی به منظور ایجاد نگرش صحیح دینی بر اساس آموزه‌های اسلام ناب محمدی(ص)؛
2.گسترش فضای معنویت و رشد فضایل اخلاقی به منظور تقویت ایمان و عمل صالح؛
3. تبیین تاریخ اسلام در پرتو تمدن اسلامی به منظور تقویت روح خود باوری در نسل جوان دانشگاهی؛
4. تبیین مبانی نظام اسلامی مبتنی بر اندیشه‌های حضرت امام خمینی(ره)؛
5. پاسخگویی به نیاز‌های فکری، عاطفی و عقیدتی نسل جوان و مقابله با ترویج عقاید و افکار انحرافی؛
6.توجه به ارتقاءفکر دینی، پر کردن خلاء فکری دانشجو و روشنفکر دانشگاهی (در مسائل فوق) با سخنان نو، قوی، منطبق با معیارهای روشنفکری و نگاه مبتکرانه به مسائل دینی و مسائل فکری اسلامی.
بدیهی است مقصود اختصاص هر هدف به یک عنوان درسی نیست بلکه در هر درس به فراخور موضوع اگر امکان هر چند هدف میسر بود باید پیگیری می‌شد. به نظر می‌رسد اهداف مذکور هنوز هم می‌تواند کارکرد خود را داشته باشند هر چند با توجه به تحولاتی که در جغرافیای جبهه مقاومت در غرب آسیا صورت گرفته است و تزلزل ارکان استکبار جهانی به سر گردگی آمریکا و تلاش برای برداشتن با صلابت گام سوم برای تحقق تمدن نوین اسلامی از طریق تحقق دولت اسلامی و صدور بیانیه گام دوم، توسعه اهداف ضرورت می‌یابد. از این رو سپردن تدوین اهداف به عقل جمعی یک بار دیگر می‌تواند کارساز باشد؛ مشروط به این که اهداف روی کاغذ نماند و در قالب برنامه‌های کوتاه و میان مدت تنظیم و اجرا گردد و در پایان ارزیابی از نتیجه کار صورت گیرد.   
 
تحول محتوایی
قاعدتا هر تحولی در اهداف صورت گیرد باید به تبع آن در زمینه محتوا نیز تغییرات لازم صورت گیرد. به عبارتی محتوا تابع رویکرد و اهداف است. روشن است مقصود از محتوا صرفاً کتاب‌های درسی نیست بلکه اعم از آن است و مجموعه مطالب، اطلاعات،تحلیل‌ها و ..که از سوی استاد و با مشارکت دانشجویان در کلاس ارائه می‌گردد را شامل می‌گردد، به طوری که کتاب جزیی از محتواست. از این رو از مدت‌ها قبل، سخن از این بوده و هست که بخشی از محتوا به نیازهای نسبتاً ثابت و بخشی به نیازهای متغییر ناشی از تحولات روز، اختصاصات جغرافیای دانشگاه و عوامل دیگر بپردازد.
اما این که متون فعلی اهداف تعیین شده را تامین می‌نماید یا خیر؟ نیازمند نظر سنجی علمی فراگیر است. نظر سنجی از اساتید فن از یک سو و فراگیران محترم از سوی دیگر. در این جا مقصود از نظر سنجی علمی، یک نظر سنجی واقعی و نه نظرسازی است. حذر از اعمال نظرات مبتنی بر سلایق شخصی که قطعاً می‌تواند به تحقق اهداف کلان دروس معارف اسلامی صدمه زند باید سر لوحه کارگزاران قرار گیرد؛ امری که لطمات جبران ناپذیری به ترویج اسلام ناب محمدی(ص) می‌زند. قبل از ورود به بحث محتوایی ذکر دو نکته ضروری است.
اول: نقش استاد نقشی بی‌بدیل در آموزش خصوصاً در آموزش معارف اسلامی است. قطعاً امروز برای اندک طرفداران آموزش مجازی، کاستی‌های آن نسبت به روش چهره به چهره و آموزش حضوری وجدان شده است. هیچ نوع آموزشی نمی‌تواند نتایج آموزش چهره به چهره را در پی داشته باشد. این همان تاکید مقام معظم رهبری در دیدار با برخی از مسئولان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها و دانشگاه معارف اسلامی است. ایشان در آن جلسه پر بار که متاسفانه چنان که باید رسانه‌ای نشد، از نقش بی‌همتای استاد سخن گفتند و تاکید فرمودند که استاد خوب می‌تواند محتوا آفرین باشد- نقل به معنی-  از این رو باید سرمایه گذاری اصلی بر تامین و پشتیبانی اساتید مناسب در گام اول یا تربیت نیروی انسانی لازم و تداوم آموزش آن‌ها از طرق مختلف برای به روز نگه داشتن آن‌ها در گام‌های بعدی باشد. هر چند اگر از ابتدا نیروی انسانی به خوبی انتخاب شود، قطعاً خود، ارتقای خویش را رقم خواهد زد و نهاد به عنوان سازمان پشتیبان به همراه وزارتخانه‌های ذیربط و دیگر مراکز مربوط تنها تسهیل کننده خواهند بود. البته در این باره سخن بسیار است و این ناچیز نمی از یمی است.
دوم: به اعتقادی، محتوای دروس معارف اسلامی و در این بحث تاریخ اسلام (در معنای اعم آن که به نوعی تاریخ امامان و فرهنگ و تمدن را هم در بر گیرد) باید از سه رکن برخوردار باشند: رکن "معرفت‌زایی"، رکن "توهین الباطل" و رکن "شبهه‌زدایی"؛ و باید به همین ترتیب محتوا سامان یابد. به عبارتی استادان محتوای دروس باید خود را بر این سه رکن استوار سازند.
رکن رکین محتوا، معرفت‌زایی برای مخاطب و فراگیر است. در معرفت‌زایی نه تنها دانش‌افزایی صورت می‌گیرد بلکه دانشی به فراگیر منتقل می‌گردد تا چراغ راه آینده‌اش باشد؛ او را بیدار کند یعنی موعظه باشد، تفکر و تامل به دنبال داشته باشد و نتیجه‌اش عبرت و هدایت باشد. هدایت‌محوری هدفی عالی از اهداف واگویی تاریخ در کتاب عزیز ما قرآن است.
رکن بعدی بر گرفته از فرمایش امام علی ع است.[1] باید محتوا، پایه‌های اعتقاداتی باطل را سُست نماید یعنی بر جدال احسن بنا شده بتواند، پرده‌ای ظلمانی که به نام علم به فراگیر منتقل می‌شود را کنار زند و فساد آرای باطل را نمایان سازد. گاهی این آرا در محدوده اعتقادات است و گاه در اندیشه‌ای سیاسی و گاه .... در  پایان نیز باید  به طرح و ردّ عالمانه و استدلالی "شبهات کثیر الابتلا" و نه لزوماً هر شبهه‌ای اختصاص یابد. اگر دو رکن اول به خوبی بنا شود کار استاد در مرحله بنای رکن سوم سهل‌تر خواهد بود. بنای کلاس و محتوا بر رکن سوم فقط، نه تنها کار ساز نیست بلکه قدم گذاشتن در راهی است بی‌انتها زیرا شبهه هیچ گاه تمام نمی‌شود و هر روز خناسان به طرح شبه‌های نو روی می‌آورند اما اگر فراگیر به نور معرفت مسلح شود بعد از چندی از عهده ردّ بسیاری از شبهات بر می‌آید و هر شبهه‌ای او را در ادامه راه متزلزل نمی‌سازد. استخراج محتوای معرفت‌زا  که بتواند ارکان باطل را سست نماید کاری دشوار و صد البته شدنی است.
محتوا در درس تاریخ اسلام
حال با عنایت به این دو نکته باز گردیم به بحث محتوا در درس تاریخ اسلام. این درس می‌تواند با رویکردهای مختلف مطالعه و ارائه شود و همان‌طور که گفته شد استاد مجرب با توجه به احاطه‌ای که به متون مختلف دارد و نیز نیاز دانشجویان، قادر است حتی با ترکیب رویکرد‌های مختلف، محتوای مورد نیاز را برای هر جلسه درس استخراج، تنظیم و ارائه کند. برخی از این رویکردها عبارتند از:
1. تاریخ نقلی: سال‌ها قبل در برخی کلاس‌ها، محتوا بر اساس این رویکرد ارائه می‌شد. مشاهده نگارنده حاکی از عدم تاثیرگذاری این نوع رویکرد در ارائه درس تاریخ بود. کتاب تاریخ اسلام مرحوم آیتی نمونه‌ای از متون نقلی در دوره معاصر است.
2. تاریخ تحلیلی (ناظر به تحولات سیاسی): در این نوع رویکرد استاد به تحلیل و چرایی رویدادهای دوره نبوی و امامان می‌پردازد. انتخاب موضوعاتی که بتواند به روشن شدن علت رخداد‌های حوادث تاثیرگذار بر مسیر تاریخ منجر گردد، کارآمدی درس را ارتقاء خواهد برد. در صورت اتخاذ چنین رویکردی انتخاب حوادثی که قرار بر تحلیل آن است، بسیار مهم است. در جایی از مقام معظم رهبری نقل می‌شود که آنچه در انتخاب موضوع راهگشاست این است که موضوع از میان حوادثی انتخاب گردد که باز تحلیل آن از اولویت و ضرورت برخوردار باشد. در کلاس‌هایی که مخاطب آن عام است و برای صرفاً شنیدن تاریخ به کلاس نمی‌آید نمی‌توان به تحلیل هر حادثه‌ای پرداخت. در نظر داشتن رویکرد کلان دروس معارف اسلامی نیز می‌تواند به انتخاب حوادث کمک کند. حادثه‌ای برای تحلیل انتخاب شود که به تبیین نقش دین و کارکاردهای آن در زندگی و سعادت انسان بینجامد و بتواند در بینش، نگرش، ارزش‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای دانشجویان در جهت افزایش دینداری تغییر مطلوب ایجاد نماید . لذا معیار انتخاب حوادث همین امر است و ضروری بودن و اولویت داشتن آن حاکم بر همین امر خواهد بود. استاد به هنگام تدوین طرح درس خود و انتخاب محتوا حتماً این ملاک را باید مد نظر قرار دهد و از انتخاب موضوعات بی‌ثمر یا کم‌ثمر یا غیر ضرور و بدون اولویت اجتناب نماید.
3. تاریخ تحلیلی (ناظر به تحولات اقتصادی): تفاوت این رویکرد با رویکرد قبل نوع موضوع آن است که در اینجا مواد آن اقتصادی‌ست.
4. تاریخ تحلیلی (با رویکرد اخلاقی) در این نوع از منظر اخلاقی به حوادث توجه می‌شود. لذا موضوعاتی مورد توجه قرار می‌گیرد که بتوانند مورد تحلیل اخلاقی قرار گیرد. قاعدتاً در این مورد نیز مانند مورد‌های قبل اولویت و ضرورت داشتن از عناصر مهم در انتخاب حوادث است.
5. سبک زندگی: در بادی امر شاید تصور شود مباحث سبک زندگی صرفاً مباحثی اخلاقی است؛ اما هم چنان که همکاران محترم استحضار دارند چنین نیست و این مباحث اعم از آن است. مقصود استفاده از تاریخ اسلام و البته دیگر آموزه‌های اهل بیت(ع) به صورت مکمل و متمم برای استخراج قواعد و اصولی ثابت جهت کاربست آن‌ها در زندگی است. مقصود از زندگی نیز عرصه‌های مختلف آن است اعم از خانوادگی، سیاسی، خانوادگی، نظامی و.... به نظر می‌رسد این نوع رویکرد نیز از اقبال خوبی در میان دانشجویان محترم برخوردار خواهد بود. اصولا وقتی جهت‌گیری دروس، کاربردی باشد و دانشجو با آن احساس قرابت کند اثر گذار است. از این رو باید موضوعاتی انتخاب گردد که با نیاز دانشجویان در زندگی روزمره یا کاری امروز یا آینده وی هماهنگ باشد. 
6. تاریخ فرهنگ: بعثت نبی اعظم(ص) انقلابی فرهنگی در جهان آن روز بر پا کرد؛ انقلابی که تا امروز و حتی فرداها استمرار خواهد داشت. نگاه به تاریخ از این منظر می‌تواند در تحقق اهداف دروس کمک کند و شاید بتوان ادعا کرد از رویکردهایی است که از ضریب بالایی در مقبولیت دانشجویی برخوردار است. نبی اعظم(ص) چگونه فرهنگ جاهلی را مورد هدف قرار داد. فرهنگ جایگزین چه ویژگی‌هایی داشت و چگونه جایگزین شد؟ کدام بخش از فرهنگ‌های پیشین را حفظ کرد و کدام بخش از آن را اصلاح کرد و یا توسعه و تعمیق بخشید؟ با عنایت به نمود‌های فرهنگ، استاد مجال زیادی برای طرح موضوعات متناسب با نیاز‌های دانشجویی پیدا خواهد کرد. بررسی باورهای مردم، ارزش‌ها و رفتار‌های مختلف در عرصه‌های مختلف زندگی را شامل می‌شود. حقوق، سبک‌های معماری و هنری و ادبیات و شعر و ... در همین حوزه قرار خواهد داشت.
7. تاریخ تمدن: نبی اعظم(ص) با ورود به یثرب شهر خود را بنا نهاد، مدینه‌النبی. شهر پیامبر(ص) در همان ابتدا به تأسیس اولین دولت اسلامی مبادرت کرد. تشکیل دولت از گام‌های نخستین برای ایجاد تمدن است. در  این دوره به تکمیل پازل فرهنگ تمدنی مبادرت شد. بررسی و تحلیل فرهنگ تمدنی و کارکرد آن در همان دوره و دوره‌های بعد در بخش قبل هم می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. اما از موضوعات اختصاصی تمدن بررسی نظامات تمدنی است. می‌توان هر نظام تمدنی را ذیل اموری چند مورد مطالعه قرار داد. سیاست‌ها و راهبرد‌های کلان، مدیریت منابع نیروی انسانی، قوانین و مقررات، ساختار و تشکیلات و روابط سازمانی. گفته نشود این اصطلاحات جدید است و در آن دوره قابل تطبیق نیست؛ چون چنین پاسخ داده خواهد شد که گرچه اصطلاح جدید است اما محتوا در همان دولت‌های بسیط هم به فراخور و متناسب با آن زمان وجود داشته است. علاوه بر این که تراث نبی اعظم(ص) و اهل بیت(ع) طبق پیش فرض‌های کلامی ما قرار است روشنگر آینده بشریت الی یوم القیامه باشد؛ لذا از ظرفیت لازم برای چنین امری برخوردار است. بررسی دولت نبوی و علوی که می‌توان ادعا کرد مینیاتور تمدن‌های معیارند را می‌توان از طریق بررسی نظام‌های کلان مانند نظام سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و خرده نظام‌های نظامی امنیتی و آموزشی و علمی و ... مورد کنکاش قرار داد که از امور لازم برای جوان امروزی است.
8. تاریخ با رویکرد قرآنی(هدایت محور): قرآن حاوی گزارش‌های تاریخی از دوران قبل از اسلام و تاریخ نبوی است. رویکرد قرآنی رویکردی عبرتی و هدایت محور است. استاد آشنا به این رویکرد می‌تواند تاریخ اسلام را با چنین نگاهی مورد تحلیل و تبیین قرار دهد. چون این نگاه عبرتی است و از سوی حکیم خبیر ارائه شده است، قطعاً بازگوی تجربیات تاریخی ضروری و اولویت‌دار برای بشر امروزی نیز هست. از این رو برآورنده رویکرد مورد نظر دروس معارف اسلامی خصوصاً تاریخ اسلام و اهداف مورد نظر است. پیشنهاد می‌شود حداقل بخشی از کلاس تاریخ اسلام به تاریخ اسلام از منظر قرآن اختصاص یابد.
9. تاریخ اسلام با رویکرد تطبیق با سنت‌های تاریخ: سنت‌های تاریخی در قرآن مورد توجه قرار گرفته است در تراث معصومان(ع) نیز هم چنین. بررسی سنت‌های تاریخی و آشنایی با آن مخاطب را با قوانین کلان حاکم بر تاریخ آشنا می‌سازد. و از این طریق او قادر به پیش‌بینی تاریخی و آینده‌نگری خواهد شد. این بحث‌ها از جذابیت زیادی برای قشر جوان برخوردار است و ضمن ارتقا معرفتی، قادر است به ارتقا بینش که مقصود بصیرت است منجر شود. دانسته شد در ادبیات قرآنی فرقان توانایی است که خداوند به متقین اعطا می‌کند و آنان قدرت تشخیص حق از باطل را پیدا می‌کنند. فرقان همان بینش است و آشنایی با سنت‌ها و نحوه کارکرد آن‌ها می‌تواند به تحلیل و تشخیص علت رویداد‌های تاریخی کمک کرده و نوعی از بصیرت را ایجاد نماید.
10. تاریخ اسلام با رویکرد شرق‌شناسانه تبشیری(تاریخ نقدی): مسیحیت از روز آشنایی با دعوت اسلامی و شاید کمی بعدتر اسلام و قرآن را مورد مطالعه قرار داد اما نه از آن روی که حق را بشناسد بلکه از آن رو که با کنکاش بتواند نقاط ضعف حریف را یافته و آن را افشا کند و از گرویدن ناس به آن ممانعت به عمل آورد. ماهیت استشراق مسیحی همین است. متون کهن تاریخ اسلام نیز به عللی که همکاران محترم مستحضرند مواد مورد نیاز آنان را در اختیارشان قرار می‌دهد؛ از این رو کتب و فضای مجاز، آکنده از شبهات چنین مستشرقانی است. البته همانطور که عرض کردم شبهه تمامی ندارد. در گام اول معرفت‌زایی استاد می‌تواند فراگیر را در  مقابل شببه واکسینه کند و در گام بعد به جای دفاع باید به رقیب حمله کرد که بهترین دفاع حمله است (سست نمودن ارکان باطل). البته در گام سوم نوبت به پاسخ گویی به شبهات کثیر الابتلا به نحو استدلالی می‌رسد. بحمدالله در این باره منابع به اندازه کافی وجود دارد.
11. تاریخ اسلام با رویکرد شرق شناسان منصف: مستشرقان طی مطالعات خود بعضاً رویکردی منصفانه به تاریخ اسلام و خصوصاً نبی اعظم(ص) اتخاذ کرده‌اند. آشنایی اساتید محترم با آرای ایشان و کاربرد به هنگام اطلاعات از چند نظر اثر بخش است: اولاً نشان می‌دهد که هر محقق مسیحی لزوماً به آن نتیجه‌ای که مستشرق تبشیری رسیده، نرسیده است. ثانیاً می‌توان به عنوان مؤید(نه دلیل) از دیدگاه‌های آنان در طول استدلال استفاده کرد؛ که خود حاکی از آن است که آنچه مورد ادعای شرق شناسان تبشیری است لزوماً از قدرت استدلالی کافی برای قانع کردن هم کیشانشان هم برخوردار نیست و ... .
12. تاریخ اسلام با رویکرد کلامی(تطبیقی دو مکتب): تاریخ اسلام در طول عمر خود از سوی متکلمان برای اثبات و یا تقویت آرای کلامی مورد استفاده قرار گرفته است. تا این جا اتفاق خاصی نمی‌افتد اما وقتی همین امر انگیزه‌ای برای تحریف و حتی جعل تاریخ می‌شود، مشکل آغاز می‌شود. استاد تاریخ اسلام قاعدتاً باید با دو مکتب عمده خلفا و اهل بیت(ع) آشنا باشد تا به هنگام ضرورت، از این نوع اطلاعات برای تبیین، تحلیل و فهم درست آنچه در تاریخ گذشته، استفاده نماید. توجه به این نکته ضروری است که استفاده از این رویکرد درکلاس درس، وقت یپیشنهاد می‌شود که زمینه آن از سوی فراگیر فراهم شده و اکتفا به قدر ضرورت الزامی است. چنین پیشنهادی مبتنی بر دلایلی است که مقام اقتضای آن را ندارد.
13. تاریخ اسلام با رویکرد عبرت‌پژوهی: گفته شد تاریخ اسلام مبتنی بر قرآن هم حاوی رویکردی عبرتی و هم هدایت‌محور است. اما رویکرد عبرت‌پژوهی منحصر به استفاده از آیات الهی در قرآن کریم نیست. ماهیت تاریخ اقتضای عبرت‌گیری را دارد، البته به صورت روشمند. از این رو انتخاب حوادث در راستای رویکرد کلان از سویی و منطبق با اهداف دروس از سوی دیگر استاد را قادر می‌سازد کلاسی پر نشاط و تاثیرگذار را اجرا نماید. اتخاذ چنین رویکردی دشوار ست و به سال‌ها تمرین نیاز دارد؛ چرا که متاسفانه در طول تحصیل دانش آموخته تاریخ اسلام هیچ گاه با روش عبرت‌پژوهی آشنا نمی‌شود و بالمآل تمرینی هم در این مورد ندارد.
توصیه‌ای مبتنی بر تجربه کوتاه نگارنده در برابر اساتید بزرگوار حاکی از اتخاذ رویکردهای ترکیبی است. در پایان برخی کتب که می‌تواند در روشن ساختن هر یک از این رویکرد‌ها یاری رساند، مرور می‌شود. البته این‌ها نمونه‌ای از پژوهش‌هایی است که در دسترس است. کتبی که از سوی دانشگاه معارف اسلامی منتشر شده برخی از این نوع رویکرد‌ها را حکایت‌گر است.
برای رویکرد 4، کتاب تاریخ اسلام با گرایش اخلاقی از سوی سرکار خانم دکتر دیالمه. برای رویکرد 5، سیری در سیره نبوی از استاد شهید مطهری و مجموعه ارزنده‌ای که درباره سبک زندگی خانوادگی، اجتماعی و ... از استاد دلشاد تهرانی که توسط نشر معارف به چاپ رسیده است. برای رویکرد 6 و 7، کتاب تمدن‌سازی نبوی و علوی از دکتر منتظر القائم مناسب است. برای رویکرد 8و 9 تاریخ اسلام در قران آیت‌الله یعقوب جعفری، تاریخ اسلام در قرآن دکتر کافی و نگاهی دیگر به تاریخ در قرآن مناسب است. برای رویکرد 10 کتاب مستشرقان و پیامبر اعظم نوشته دکتر عبدالمحمدی مناسب است. برای رویکرد 11 کتاب محمد رسول خدا(ص) از آنه ماری شمیل، برای اطلاعات بیشتر با نگرش‌های مستشرقان کتاب محمد در اروپا از خانم مینو صمیمی مناسب است. و برای رویکرد 12 کتاب نقش ائمه در احیای دین از علامه عسكری، الصحیح من سیره النبی الاعظم از مرحوم علامه سید جعفر مرتضی، نمونه‌ای از کتبی هستند که با این رویکرد نوشته شده و یا به توضیح آن پرداخته است.
در پایان برای همه همکاران محترم آرزوی موفقیت می‌کنم. دشواری راه نباید ما را از ادامه آن بهراساند بلکه باید به توصیه گوهر بار امام علی(ع) باید عمل کرد که می‌فرمایند: «وقتی کاری برایت دشوار آید تو سر سختی بورز، که اگر چنین کنی آن کار بر تو آسان می‌شود».[2]
سوتیتر
طی جلساتی در نیمه دوم دهه هشتاد به مدیریت رئیس وقت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دردانشگاه‌ها، رویکرد و اهداف دروس معارف اسلامی تعیین گردید. در آن جلسات، تبیین نقش دین و کارکاردهای آن در زندگی و سعادت انسان به منظور ایجاد تغییر مطلوب در بینش، نگرش، ارزش‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای دانشجویان در جهت افزایش دینداری به عنوان رویکرد کلان مجموعه دروس در نظر گرفته شد. اساتید از آن پس باید تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا از چنین منظری به تدریس دروس معارف بنگرند. این رویکرد هم در اهداف و هم بر محتوا و متن و هم بر روش‌ها حاکم می‌شد؛ و صد البته بر فرآیند مدیریت نیروی انسانی از جذب گرفته تا ... .
 
درس تاریخ اسلام می‌تواند با رویکردهای مختلف مطالعه و ارائه شود و استاد مجرب نیز با توجه به نیاز دانشجو قادر است با ترکیب رویکرد‌های مختلف، محتوای مورد نیاز را برای هر جلسه درس استخراج، تنظیم و ارائه کند؛ که عبارتند از: 1. تاریخ نقلی 2. تاریخ تحلیلی (ناظر به تحولات سیاسی) 3. تاریخ تحلیلی (ناظر به تحولات اقتصادی) 4. تاریخ تحلیلی (با رویکرد اخلاقی) 5. سبک زندگی 6. تاریخ فرهنگ 7. تاریخ تمدن 8. تاریخ با رویکرد قرآنی(هدایت محور) 9. تاریخ اسلام با رویکرد تطبیق با سنت‌های تاریخ 10. تاریخ اسلام با رویکرد شرق‌شناسانه تبشیری(تاریخ نقدی) 11. تاریخ اسلام با رویکرد شرق شناسان منصف 12. تاریخ اسلام با رویکرد کلامی(تطبیقی دو مکتب) 13. تاریخ اسلام با رویکرد عبرت‌پژوهی.
پی‌نوشت‌ها:
 

 

[1][1]. «ایُّهَا النَّاسُ، لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ، وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِینِ الْبَاطِلِ، لَمْ یَطْمَعْ فِیکُمْ مَنْ لَیْسَ مِثْلَکُمْ، وَ لَمْ یَقْوَ مَنْ قَوِیَ عَلَیْکُمْ. لکِنَّکُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِی إِسْرائِیلَ. وَ لَعَمْرِی، لَیُضَعَّفَنَّ لَکُمُ التِّیهُ مِنْ بَعْدِی أَضْعَافاً بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ، وَ قَطَعْتُمُ الاْدْنی، وَ وَصَلْتُمُ الاْبْعَدَ. وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِیَ لَکُمْ، سَلَکَ بِکُمْ مِنْهَاجَ الرَّسُولِ، وَ کُفِیتُمْ مَؤُونَةَ الاِعْتِسَافِ، وَ نَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الاْعْنَاقِ؛ ای مردم، اگر شما دست از حمايت يکديگر، در ياری حق، بر نمی‌داشتيد و در تضعيف باطل سستی نمی‌کرديد، هيچ‌گاه کسانی که در حدّ شما نيستند در نابودی شما طمع نمی‌کردند و آن‌ها که بر شما مسلّط گشتند، مسلّط نمی‌شدند; ولی شما همچون بنی اسرائيل به (سبب ترک ياری حق) در حيرت و سرگردانی فرو رفتيد. به جانم سوگند! سرگردانی شما بعد از من چند برابر خواهد شد، چرا که حق را پشت سر انداختيد و از نزديک‌ترين افراد (به پيامبر(ص) که اشاره به خود آن حضرت است) بريده و به دورترين افراد (بنی‌اميّه) پيوستيد! بدانيد، اگر از پيشوا و رهبر خود پيروی کنيد شما را به همان راهی می‌برد که رسول خدا(ص) از آن راه رفت، از رنج‌ها (ی بی راهه رفتن) آسوده خواهيد شد و بار سنگين مشکلات را از گردن خود بر می‌داريد. نهج‌البلاغه؛ خطبه 166..

[2]. الامام علی(ع): إِذَا خِفْتَ صُعُوبَةَ أَمْرٍ فَاصْعُبْ لَهُ يَذُلَّ لَكَ وَ خَادِعِ الزَّمَانَ عَنْ أَحْدَاثِهِ تَهُنْ عَلَيْكَ». آمدی، غررالحکم، ح134.