try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

دانشجوی انقلابی، ضامن انقلاب اسلامی

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
احسان کیانی

 
روحیه مطالبه‌محوری و آرمان‌خواهی چگونه به بقای نظام منجر می‌شود؟
 
درآمد
در باب کنش‌گری انتقادی جنبش دانشجویی، سخن بسیار رفته است. جریان‌های تحول‌خواه این روند را موجب پویایی جامعه دانشجویی می‌دانند. در مقابل بعضی جریان‌های لیبرال و محافظه‌کار معتقدند امر سیاسی به جهت آن‌که معطوف به قدرت است، مرتبط با تشکل‌های حزبی است و دانشجویان نیز اگر خواهان نقش‌آفرینی در عرصه عمومی هستند، بهتر است در این گروه‌ها عضویت یابند و اهداف سیاسی و اجتماعی مد نظر خود را دنبال کنند و فضای دانشگاه را به آلودگی‌های سیاست نیالایند.
در این مجال اندک به بررسی تأثیر کنش‌ورزی نقادانه و مطالبه‌محور دانشجویان در چارچوب التزام به قانون و پایبندی به آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی(استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی) می‌پردازیم.
مؤلفه‌های کنش دانشجویی
نهاد دانشگاه هر چند سابقه دیرینه‌ای در فضای اجتماعی ایران ندارد و عمر آن به کمتر از یک قرن می‌رسد، اما توانسته در همین مدت به یک نهاد مؤثر در عرصه مدنی بدل شود و فعالان این جریان را بلندآوازه سازد. حال آن‌که نهادهای مدنی باسابقه‌تر هم‌چون حوزه و بازار به رغم اثرگذاری و نفوذ اجتماعی بیشتر، نتوانسته‌اند در حوزه نخبگان کشور به این اهمیت دست یابند. یکی از مهم‌تریم دلایل این تفاوت را باید در رادیکالیسم ذاتی جریان‌های دانشجویی در قیاس با مصلحت‌اندیشی علمای حوزه و تاجران بازار دانست. البته فضای حوزه‌های علمیه نیز متأثر از قیام 15 خرداد 1342 به سوی روحیات انقلابی سوق یافت ولی جنبش دانشجویی با توجه به رخداد خونین 16 آذر 1332 و هم‌چنین شورش گارد شاهنشاهی به دانشگاه تهران در اول بهمن 1340، در این زمینه سابقه بیشتری داشته است.
دانشجویان به دلایل متعددی، از روحیه آرمان‌گرایانه‌تری نسبت به دیگر اقشار اجتماعی برخوردارند. اول، محدوده سنی آن‌هاست. هر چند ممکن است میان تحصیلات ابتدایی تا تحصیلات تکمیلی، فاصله افتد ولی اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان مقطع کارشناسی، در اوان جوانی به دانشگاه راه می‌یابند. این مقطع سنی، زمانی است که نوجوانان از محیط محدود منزل و مدرسه جدا و بعضاً از محیط‌های شهری کوچک نیز به شهرها یا شهرستان‌های بزرگ‌تر منتقل می‌شوند. این تغییر محیط جغرافیایی، موجب می‌شود راه دانشجویان برای پیگیری و تدقیق در مسائل کلان‌تر بازتر شود و با توجه به رهایی از قید نظارت بسته والدین یا مسئولان مدارس، با دست گشاده‌تر و زبان صریح‌تری، مسائل خویش را بیان کنند. هم‌چنین تغییر شرایط عاطفی و روحی از دوره نوجوانی به جوانی و قرار گرفتن در کنار تعداد قابل توجهی هم‌نسلان کنجکاو و پرسش‌گر و آشنایی با رسانه‌های متفاوت حقیقی(از مطبوعات سراسری تا نشریات دانشجویی) و مجازی(از خبرگزاری‌ها تا وبلاگ‌ها و اخیراً شبکه‌های اجتماعی) باعث می‌شود نگاه دانشجویان از بعضی مسائل شخصی مبتلابه ادوار پیشین زندگی به موضوعات کلان‌تر جامعه معطوف شود. دلیل مهم دیگر این‌که عمده دانشجویان به تدریج از وابستگی عاطفی و حتی مالی به خانواده رها می‌شوند و بسیاری از آنان به هدف فراگیری علم یا مهارتی به دانشگاه می‌آیند که پس از فراغت از تحصیل منجر به اشتغال و سامان‌یابی زندگی آنان شود. بنابراین مسائل مهم کشور از سیاست، اقتصاد و فرهنگ برای‌شان اهمیت اساسی می‌یابد. و مطالبات آن‌ها از مسئولان امر در این خصوص مطرح می‌شود.
علاوه بر محدوده سنی اغلب دانشجویان که در مقطع تحصیلی کارشناسی به تحصیل می‌پردازند، استقلال نظری و عملی آن‌ها نیز دلیل مضاعفی است که بر روحیه مطالبه‌محورشان می‌افزاید. آن‌ها کارمند دولت نیستند که نگران تبعات نقادی خود باشند و این مهم‌ترین دلیلی است که استقلال یک نهاد مدنی به افزایش کارآیی اجتماعی آن منجر می‌شود. به همین دلیل، عدم وابستگی دانشجویان به خارج از دانشگاه، مسأله‌ای بوده که بسیاری از ناظران آن را برای تداوم پویایی جنبش دانشجویی، حیاتی دانسته‌اند. این در حالی است که برخی احزاب و جریان‌های سیاسی با توجه به تأثیرگذاری ویژه دانشجویان بر هسته‌های اجتماعی پیرامونی مانند خانواده یا گروه‌های دوستان و همشهریان‌شان؛ بر استفاده(یا سوءاستفاده) از این ظرفیت طمع می‌کنند. می‌توان یکی از دلایل تنوع و گوناگونی تشکل‌های دانشجویی را نیز همین گرایش‌های متفاوت به جریان‌های سیاسی و اجتماعی فعال در کشور دانست. با این حال، ناگفته پیداست که هر نوع وابستگی به احزاب یا سازمان‌ها، قید و بندی را بر نوع نگاه دانشجویان خواهد گذاشت. این مسأله موجب می‌شود روحیه نقادی و رادیکالیسم مطالبه‌محوری که می‌بایست بدون در نظر گرفتن علایق و سلایق شخصی و جناحی، منافع کشور و آرمان‌های انقلاب را در نظر داشته باشد، به محاق رود و منافع فردی و گروهی جای این روحیه را بگیرد. با این حال، یکی از مهم‌ترین عواملی که مانع از تشدید این وابستگی می‌شود، محدودیت زمانی حضور دانشجویان در دانشگاه است. دانشجویان مقطع لیسانس، یک بازه زمانی چهارساله را در این نهاد طی می‌کنند و بر فرض ورود بدون فاصله به دوره تحصیلات تکمیلی، بسیار بعید است در همان دانشگاه پیشین به تحصیل بپردازند. بنابراین، مجال چندانی برای وابستگی به یک محیط ثابت وجود نخواهد داشت.
مطالبه‌ و انقلابی‌گری، رمز بقای انقلاب
یکی از نگرانی‌های دکتر علی شریعتی نسبت به جنبش‌های شیعی، آن بود که این جنبش‌ها همانند دیگر حرکت‌های اعتراضی، آن‌گاهی که به قدرت برسند، «از نهضت به نظام» بدل می‌شوند و آن‌گاه، در راه تثبیت خود چنان قدرت مستقر پیشین عمل می‌کنند و مجبور خواهند شد روحیه آرمان‌گرایانه اعتراضی و مطالبه‌گر را خاموش کنند. این نکته‌ای است که به طور خاص با توجه به تجربه انقلاب اکتبر روسیه در ذهن بسیاری از مبارزان انقلابی و اندیشمندان چپ‌گرا وجود داشت که چه ضمانتی است جنبش انقلابی ایران نیز به آن سو حرکت نکند؟ به همین جهت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد شکل‌گیری نهادهای انقلابی هستیم که در کنار نهادهای اجرایی سابق تأسیس می‌شوند تا با روحیه انقلابی و رهایی از محدودیت‌های بوروکراتیک، اهداف سیاسی و اقتصادی انقلاب را به پیش ببرند. حرکت‌های جهادی «جهاد سازندگی» در مناطق محروم و به خصوص روستاها و روحیه بسیجی «سپاه پاسداران» در مقابله با فتنه‌های داخلی گروهک‌های تروریستی و تجاوز دشمن بعثی به خاک کشور، دو نمونه بارز کارکردهای نهادهای انقلابی است. با این حال، انکارناشدنی است که هر نهادی در گذر زمان به سازمان بدل می‌شود و مقررات اداری آن را هم‌چون دیگر سازمان‌ها و ادارات اجرایی خواهد کرد. راه پیشگیری از این عارضه، گوشزد کردن آرمان‌های انقلاب و یادآوری اصول فراموش‌شده‌ای است که جنبش اسلامی مردم ایران را در اواخر دهه پنجاه خورشیدی به حرکت درآورد.
در این میان، دانشجویان انقلابی شایسته‌ترین افراد برای این تذکار سیاسی و اجتماعی هستند. کسانی که هم به آرمان‌های راستین انقلاب یعنی استقلال از استعمار، آزادی از استبداد و حاکمیت مردم‌سالاری دینی، وفادارند و هم به جهت عدم وابستگی سازمانی و حزبی، می‌توانند به تبیین این آرمان‌ها و انتقاد از محافظه‌کاری و رکود حاکم بر فضای سیاسی کشور بپردازند. دولت را به سبب ناکارآمدی‌های اجرایی، مجلس را به جهت فقدان نظارت کارشناسی‌شده، قوه قضاییه را به دلیل تعلل در پیگیری و بررسی مفاسد اقتصادی و دیگر نهادها و ارگان‌های نظام را نیز در راستای تأمین منافع ملی و در چارچوب ارزش‌های انقلابی مورد مؤاخذه قرار می‌دهد. طبیعی است که این مطالبه‌گری می‌بایست بدون استثنا و بدون حب و بغض سیاسی و جناحی صورت گیرد. در صورتی که مفاسد و معایب یک فرد، نهاد یا جریان برجسته ولی چشم بر سوی دیگر بسته شود، علاوه بر این‌که تأثیر متناسب را نخواهد گذارد، صداقت دانشجویان انقلابی را نیز در افکار عمومی خدشه‌دار خواهد کرد. در صورتی که این مهم با آزادگی و صراحت و شجاعت محقق شود، چنان تلنگری بر پیکره نظام، آن را به اصول و آرمان‌های انقلابی‌اش بازخواهد گرداند و مانع از رکود حاکمیت در یک پوسته ظاهری و استحاله محتوای انقلابی آن می‌شود. جلوگیری از فراموشی آرمان‌های انقلاب اسلامی و انتقاد از کاستی‌ها و معایبی که در حکومت(به مثابه کارگزار اجرایی حاکمیت جمهوری اسلامی) وجود دارد، نه فقط کارکرد نظارتی خواهد داشت بلکه کارکردهای سیاسی مهمی نیز در پی دارد. اول این‌که با نقد قانون‌شکنی‌ها و کج‌روی‌های مسئولان نسبت به اهداف انقلاب، این امید را در اقشار گوناگون اجتماعی به وجود می‌آورد که هنوز هستند کسانی که نسبت به مطالبات مردم و اصول انقلاب حساسیت نشان می‌دهند؛ به خصوص که این افراد از بدنه دانشجویانی باشند که در وفاداری‌شان به انقلاب اسلامی شک و تردیدی وجود نداشته باشد. این مسأله، اعتماد عمومی به جریان‌های تحول‌خواه و انقلابی را افزایش خواهد داد و پایگاه اجتماعی انقلاب اسلامی به خصوص اقشار محروم و مستضعف جامعه را به بهبود وضعیت، امیدوارتر خواهد ساخت. کارکرد سیاسی دیگر آن است که حربه سوءاستفاده از این مشکلات و بی‌کفایتی‌ها و احیاناً مفاسد و قانون‌شکنی‌ها را از معاندان و گروه‌های ضد انقلاب خواهد گرفت؛ و این بر فروکش کردن موج جنگ روانی رسانه‌های دشمن تأثیر به سزایی خواهد داشت.
شاید این پرسش پیش آید که بعضی تشکل‌های دانشجویی که بعضاً در پایبندی به بعضی آرمان‌های انقلابی با جریان‌های دیگر زاویه دارند، از این محیط آزاد استفاده دیگری کنند. پاسخ آن است که طبعاً آن‌ها نیز در جهت اهداف خویش از ابزارهای رسانه‌ای موجود در محیط دانشجویی برای تبیین مطالب خود بهره خواهند برد و این البته زیانی برای نظام محسوب نخواهد شد؛ زیرا در یک فضای آزاد، بیان دیگر عقاید و افکار، به تضارب آرا و تبیین صریح و سریع مطالب یاری می‌رساند؛ که یکی از دلایل اصرار بر شکل‌گیری کُرسی‌های آزاداندیشی نیز در همین امر نهفته است. از سوی دیگر، این فضا، بهانه جریان‌های برانداز و معاند جهت سیاه‌نمایی و ترسیم فضای اختناق و بسته از محیط‌های داخلی به خصوص دانشگاه‌ها را خواهد گرفت. استاد مطهری در تبیین این مسأله می‌گوید: «آزادی غیر از هرج و مرج است و منظور ما، آزادی به معنای معقول آن است. هر کس می‌باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد. اتفاقاً تجربه‌های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری ـ ولو از روی سوء نیت ـ برخوردار بوده است، این امر به ضرر اسلام تمام نشده، بلکه در نهایت به سود اسلام بوده است. اگر در جامعه ما، محیط آزاد برخورد آرا و عقاید به وجود بیاید، به طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرف‌هایشان را مطرح کنند و ما هم در مقابل، آراء و نظریات خودمان را مطرح‏ کنیم؛ تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتر رشد می‌کند»[1]. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز در خطبه‌های نماز جمعه تهران به تاریخ چهارم اردیبهشت 1366 می‌فرماید: «اسلام که طرفدار حقوق انسان‌هاست، طرفدار این آزادی هم هست. عملاً هم در صدر اسلام و زمان پیغمبر و زمان خلفای اول به موردی برنمی‌خوریم که جلوی اظهار عقیده گرفته شده باشد... آنجایی که کسی در این صدد بر می‌آمد که به خود رسول خدا یا به خلفای اول مطلبی را بیان بکند، ما می‌دیدیم که با کمال آزادی به او اجازه می‌دادند. در مسجد، در پای منبر امیرالمؤمنین یک نفری بلند می‌شد راجع به یک مطلبی به امیرالمؤمنین اعتراض می‌کرد یا از او سؤال می‌کرد. یا در جنگ صفین کسانی بودند که تحت تأثیر فریب طرف مقابل قرار گرفتند و یک حرف‌هایی را زدند. امیرالمؤمنین به اینها بدخلقی نکرد، تشر نزد، بلکه رفت با آنها صحبت کرد. یا عمار یاسر را فرستاد برای‌شان صحبت کرد و حقیقت را برای آنها آشکار کرد. یا در پای منبر خلیفه دوم وقتی که خلیفه در منبر گفت من اگر پایم را کج گذاشتم، من را راست کنید و هدایت کنید، یک نفری بلند شد پای منبر، گفت اگر تو کج بروی، با این شمشیر تو را راست خواهیم کرد»[2].
بنابراین، پرسش‌گری دانشجویان انقلابی از نهادها و ارگان‌های مختلف نظام، رمز بقای حیات انقلابی جمهوری اسلامی است. بدین ترتیب با تذکر، مطالبه و حتی مؤاخذه حکومت، در عین وفاداری به حاکمیت، علاوه بر جلوگیری از بروز بحران‌های سیاسی که مورد سوءاستفاده فتنه‌انگیزان و مخالفان نظام قرار می‌گیرد، بر کارآیی نظام و بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی مردم نیز خواهد افزود. این دانشجویان انقلابی نیز چون همان مسلمانی هستند که اگر مسئولی، پای کج گذاشت، وی را به شمشیر بیان و قلم گزنده خویش، راست خواهند کرد.
منابع
1. تشیع علوی، تشیع صفوی؛ دکتر علی شریعتی.
2. پیرامون انقلاب اسلامی؛ استاد مرتضی مطهری.
3. خطبه‌های نماز جمعه تهران؛ آیت‌الله سید علی خامنه‌ای.
 
سوتیتر
دانشجویان به دلایل متعدد، از روحیه آرمان‌گرایانه‌تری نسبت به دیگر اقشار اجتماعی برخوردارند. اول، محدوده سنی آن‌هاست. اکثریت قریب به اتفاق، در اوان جوانی به دانشگاه راه می‌یابند. این زمانی است که نوجوانان از محیط محدود منزل و مدرسه و بعضاً از محیط‌های شهری کوچک جدا می‌شوند. این تغییر، موجب می‌شود راه دانشجویان برای پیگیری و تدقیق در مسائل کلان‌تر بازتر شود و با توجه به رهایی از قید نظارت بسته والدین یا مسئولان مدارس، با دست گشاده‌تر و زبان صریح‌تری، مسائل خویش را بیان کنند؛ هم‌چنین تغییر شرایط عاطفی و روحی از دوره نوجوانی به جوانی و قرار گرفتن در کنار تعداد قابل توجهی هم‌نسلان کنجکاو و پرسش‌گر و آشنایی با رسانه‌های متفاوت حقیقی و مجازی. دلیل مهم دیگر این‌که عمده دانشجویان به تدریج از وابستگی عاطفی و حتی مالی به خانواده رها می‌شوند؛ بنابراین مسائل مهم کشور از سیاست، اقتصاد و فرهنگ برای‌شان اهمیت اساسی می‌یابد و مطالبات آن‌ها از مسئولان امر مطرح می‌شود.
 
دانشجویان انقلابی شایسته‌ترین افراد برای تذکار سیاسی و اجتماعی هستند. کسانی که هم به آرمان‌های راستین انقلاب یعنی استقلال از استعمار، آزادی از استبداد و حاکمیت مردم‌سالاری دینی، وفادارند و هم به جهت عدم وابستگی سازمانی و حزبی، می‌توانند به تبیین این آرمان‌ها و انتقاد از محافظه‌کاری و رکود حاکم بر فضای سیاسی کشور بپردازند. دولت را به سبب ناکارآمدی‌های اجرایی، مجلس را به جهت فقدان نظارت کارشناسی‌شده، قوه قضاییه را به دلیل تعلل در پیگیری و بررسی مفاسد اقتصادی و دیگر نهادها و ارگان‌های نظام را نیز در راستای تأمین منافع ملی و در چارچوب ارزش‌های انقلابی مورد مؤاخذه قرار می‌دهد. طبیعی است که این مطالبه‌گری می‌بایست بدون استثنا و بدون حب و بغض سیاسی و جناحی صورت گیرد. جلوگیری از فراموشی آرمان‌های انقلاب اسلامی و انتقاد از کاستی‌ها و معایبی که در حکومت(به مثابه کارگزار اجرایی حاکمیت جمهوری اسلامی) وجود دارد، نه فقط کارکرد نظارتی خواهد داشت بلکه کارکردهای سیاسی مهمی نیز در پی دارد.
پی‌نوشت‌ها:

[1] .  پیرامون انقلاب اسلامی؛ استاد مرتضی مطهری، ص 50-49.

[2]. . خطبه‌های نماز جمعه تهران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 2/04/66.