try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

دانشگاه انقلاب ریشه در اسلام ناب

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر عبدالحمید آکوچکیان

«دانشگاه و دانشجو باید همواره انقلابی باشند.»[1]
رهبر معظم انقلاب
درآمد
آدمیان به طور معمول دارای الگو یا سرمشق‌های فكری‌اند كه خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه برای ایجاد ارتباط با دیگران و تجزیه و تحلیل مسایل و نیازها استفاده می‌شوند. این الگوها حاوی سلسله پارادایم‌ها و پیش‌فرض‌هایی هستند كه تقریباً در مورد همه چیز می‌توانند باشند و گاهی از سطح حوزه فردی گذر كرده بر گروه، نهادها و جوامع، مسلط و تبدیل به یك مسأله و یا باور اجتماعی می‌شوند. الگوهای فكری غالب موجود در جامعه ایران در تلقی جاری در آن در باب توسعه علمی و دانشگاه انقلابی نیز می‌تواند به عنوان یك مسأله اجتماعی- فكری مورد بررسی قرار گیرد.
معنای عام مورد نظر از الگوهای فكری تا حدودی ناظر بر ایده مشتركی است كه می‌توان آن را «پیش‌فرض‌های كلامی» ‌نامید. به عبارت روشن‌تر، الگوهای فكری نظام‌های نظری در بردارنده مجموعه‌ای از مفاهیم، اصول، قضایا و فرضیه‌‌ها و البته پیش فرض‌هایی هستند كه چگونگی نگاه ما به جهان، موضوعات، مسایل، راه حل‌ها و مرزهای اندیشه را تعیین می‌كنند. از این رو برای تحقق دانشگاه انقلابی و یا نهضت نرم افزاری در تولید علم، نظریه‌پردازی و توسعه دانش و فناوری، پیش‌فرض‌های ما هم در حوزه فردی، هم اجتماعی، هم دینی و هم بخش سكولار علم باید متحول شوند. زیرا به دلیل همین پیش‌فرض‌های موجود است كه حوزه و دانشگاه ما به سوی وضعیت موجود خود رفته‌اند؛ چه آن‌ها را در وضعیت مطلوب ارزیابی کنیم و یا نکنیم.
ما تا در مبانی كلامی و پارادایم‌های توسعه خود تحول ایجاد نكنیم، قادر به تحول اساسی در فرایند موجود در دانشگاه‌‌های ایران نخواهیم بود. وضعیت موجود حاصل مبانی جاری كلامی و پیش‌فرض‌های نوشته و نانوشته موجود است.
شاخص‌های انقلابی بودن
حال از این منظر از بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در مورد «دانشگاه انقلابی» چه می‌توان آموخت؟ در بیانات رهبر انقلاب در حرم امام خمینی؟ره؟، پنج شاخص انقلابی‌گری، انقلابی بودن و انقلابی ماندن، به شرح ذیل مطرح‌شده است:[2]
۱. پایبندی به مبانی و ارزش‌های اساسی اسلام و انقلاب: «بنده در سال گذشته در همین جلسه راجع به مبانی امام صحبت کردم. مبانی اساسی ما آنهاست ... اگر این پایبندی وجود داشت، حرکت، حرکت مستمر و مستقیم خواهد بود. در تندباد حوادث این حرکت تغییر پیدا نمی‌کند... نقطه مقابل این پایبندی عمل‌گرایی افراطی است؛ یعنی هر روزی به یک طرف رفتن، هر حادثه‌ای انسان را به یک طرف کشاندن.»
۲. هدفگیری آرمان‌های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها: «بعضی سعی می‌کنند جامعه و جوان‌های ما را دچار ناامیدی کنند. بگویند آقا فایده ندارد! نمی‌شود! نمی‌رسیم! ... شاخص دوم این است که هرگز منصرف نشویم از رسیدن به آن اهداف بلند و آرمان‌های بلند. تسلیم نشویم در مقابل فشارها.»
۳. پایبندی به استقلال کشور: «استقلال سیاسی معنایش این است که ما در زمینه سیاسی فریب [دشمن را] نخوریم... استقلال فرهنگی که از همه مهم‌تر است در این است که سبک زندگی را سبک زندگی اسلامی ایرانی انتخاب بکنیم... استقلال اقتصادی هضم نشدن در‌ هاضمه اقتصاد جامعه جهانی است.»
۴. حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و عدم تبعیت از آن: «باید دشمن را شناخت، نقشه او را فهمید، از تبعیت دشمن سر باز زد؛ این شاخص چهارم، این عدم تبعیت را قرآن، جهاد کبیر نام نهاده است.»
۵. تقوای دینی و سیاسی: «اینکه ما عرض کردیم که باید به آرمان‌ها پابند بود، اسلام اینها را از ما خواسته است. یک تکلیف دینی است و رعایت آن تقوای دینی است. تقوای سیاسی هم همراه همین است؛ تقوای سیاسی یعنی انسان از لغزشگاه‌‌هایی که دشمن می‌تواند از آن استفاده بکند پرهیز بکند.»
ایشان حدود دو هفته پس از آن در دیدار استادان دانشگاه‌‌ها و پژوهشگران، در مورد دانشگاه‌‌ها به نکات تکمیل‌کننده دیگری اشاره کردند:[3]

  • آینده مطلوب مورد نظر: ایرانی مقتدر، عزتمند، مستقل، متدین، ثروتمند و برخوردار از عدالت، و دارای حکومتی مردمی، پاک، جهادگر، دلسوز و پرهیزگار است.
  • نیازمندی رسیدن به آینده مطلوب ایران: تربیت انسان‌هایی عالِم، صبور، مجاهد فی سبیل‌الله، کاربلد و شجاع است که این افراد عمدتاً در دانشگاه‌‌ها پرورش می‌یابند.
  • از الزامات این کار مهم: «پیشرفت علمی»، «انضباط اخلاقی»، «خویشتنداری دینی»، «بصیرت سیاسی» و «ایجاد احساس هویت و افتخار» در محیط دانشگاه‌‌ها است.
  • نقش اساتید: ایجاد و تقویت «هویت ایرانی و اسلامی».
  • نظام اسلامی ایران: تنها حکومتی است که مردم سالاری را همراه با اسلام و معنویت ارائه کرده است.
  • دانشگاه و دانشجو: باید همواره انقلابی باشند.
  • وجود فضای انقلابی‌گری و تدین و یاد و نام امام؟ره؟: از الزامات حتمی در دانشگاه‌‌هاست.
  • فضای دانشگاه‌ها: البته نباید در دانشگاه‌ها فضای اجبار و زور و امنیتی به وجود آید بلکه باید فضای انقلابی و تدین را با کار طبیبانه و خردمندانه به وجود آورد.

پرسش بنیادین
حال با توجه به این مقدمات، پرسشی مهم در اینجا وجود دارد: «آیا انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب ناب اسلامی است و یا یک انقلاب ایدئولوژیک به مفهوم جامعه‌شناختی آن؟ و دعوت به دانشگاه انقلابی در کدام زمینه گفتمانی و کدام پارادایم صورت می‌گیرد؟»
شاید بسیاری از ابهامات و پرسش‌های موجود در حوزه چیستی و چرایی دانشگاه انقلابی، وابسته به پاسخی روشن به این پرسش‌های بنیادین باشد.
نکات کلیدی دیگر
در این زمینه با توجه بر نکته‌های کلیدی که مقام معظم رهبری در دو نشست اخیر بدان اشاره کرده‌اند، باید به این نکات نیز توجه وافر داشت:
* نخست آنکه در توسعه دانش باید جنبه‌های کمی و کیفی آن را به طور همزمان در نظر گرفت؛
* دیگر آنکه ذهن انقلابی، ذهنی متفاوت است و رکود را برنمی تابد؛ حقیقت‌گرا و حق‌گرا و حنیف است؛ و رفتار انقلابی نیز حاصل ذهنی انقلابی است.
* و در نهایت آنکه، دانشگاه اگر می‌خواهد «دانشگاه انقلابی» باشد، دانشگاه «دانش‌جو» پرور، به عنوان یک صفت خواهد بود نه یک اسم؛ دانش‌جویی که دوان دوان به دنبال حقیقت می‌گردد و سبکی از زیستن که او را قانع و سیراب می‌کند، سبک زندگی دانایی محور است.
حقیقت، آنگونه كه هست- نه آنگونه كه ما می‌خواهیم- عنصری كلیدی و مركزی در تولید علم و نظریه‌پردازی است. هر آنچه در دستیافت به این گوهر بی‌بدیل اختلال ایجاد نماید، مانع اصلی تحقق عصر دانایی است؛ عصری كه تمدن اسلامی باید بتواند در آن با قدرت بدرخشد.
این فراروایت با یك پیش‌فرض كانونی همراه است: «حقیقتی ناب و گوهرین وجود دارد كه باید بدان دست یافت!» بنابراین هم باید پالایش و پیرایش كرد، هم به كشف و استخراج مبادرت نمود، هم اصلاح كرد، هم به بازسازی، گسترش دامنه و عرصه دین، تكامل و هم تحقق دین و دینداری دست زد.
هنگامی كه ادعا می‌شود دین پاسخگوی تمامی نیازهای دیروز، امروز و فردای آدمی است، الزاماً این نكته را نیز در خود دارد كه هر پرسشی از جنس زندگی و اصول كلی حیات فردی و جمعی و هر نیازی در این سطح یك پرسش دینی محسوب می‌گردد.
اگر ما تشنگان حقیقتیم و باید دوان دوان به دنبال آن برویم، امر تولید علم، به ویژه در متن یک دانشگاه انقلابی نیز یك كار جمعی،‌ آزادانه و معطوف به حقیقت و با اصولی مشخص و نتایجی نامعین است. بنابراین نتایج آن را نباید از پیش مشخص كرد؛ و الاّ حقیقت از پیش معلوم، كه دیگر نیازمند كشف و تولید نیست و به بیان دیگر، تحصیل حاصل است. بنابر این باید در كشف حقیقت مجاهده كرد و آنگاه آن را به تمامه پذیرفت؛ ولو با ذهنیت‌های پیشین ما ناسازگار بیفتد. اما آیا ما به دنبال حقیقتیم، یا به كرسی نشاندن علاقه‌ها، دلبستگی‌ها، سلیقه‌ها و پیش‌فرض‌های شخصی یا قبیله‌ای خودمان؟
دعوت به حقیقت‌گرایی در نظر و حق‌گرایی در عمل _ كه از شاخصه‌های بنیادین دین حنیف اسلام است _ تا به درستی محقق نشود، تحقق تمدن اسلامی همچنان یك رویای تعبیر نشده باقی خواهد ماند.
اما منبع حقیقت برای ما می‌تواند دین، عرفان‌، فلسفه و یا علوم تجربی باشد. ما به همه اینها برای درك درست ابعاد گوناگون حقیقت نیازمندیم؛ اما پیش‌فرض‌های برآمده از نظام ارزشی مقبول آدمی، درست در این نقطه برجهت‌گیری كلامی دین، اندیشه عرفانی و تفكر فلسفی و علوم تجری تأثیر می‌گذارند. پیش‌فرض‌های ارزشی به شكلی براین‌ها حاكمند و در حقیقت چنین پیش‌فرض‌هایی هم بیرون دینی‌اند، هم بیرون از حوزه اشراق، هم بیرون از مقوله‌های رسمی فلسفی و هم بیرون از متدولوژی علوم تجربی. رویکرد اصلی این دیدگاه، جستجوی علمی برای حقیقت، و حقیقت، نقطه مرکزی و نقطه عطف آن است. در این دیدگاه، علم و دین در یک طیف کم و بیش وسیع، و در مراتب مختلف سازگار با یكدیگر در زمینه گزاره‌ها و نظریات بوده و در حقیقت این دو، دو قطعه همساز و همیار در توصیف حقیقت در قالب یک مدل متحد عمل می‌کنند. از این رو دین به شکلی عمیق، مؤید کل فعالیت علمی است و تمایل متواضعانه به دانستن را تقویت می‌کند؛ یعنی در حقیقت دین، آن انگیزه‌ای را که در درجه اول به حقیقت منتهی می‌شود، تأیید می‌کند.
این دیدگاه، بسیار مهم و متناسب با الاهیات اسلامی - شیعی که راه‌هایی را مورد تأکید قرار می‌دهد که در آنها، دین از کار علمی محض و حقیقت‌گرا حمایت می‌کند و آن را دامن می‌زند و در نهایت آنها را معنی‌دار کرده و جهت دهی می‌کند. به این ترتیب، گزاره‌های درست، از آن رو که درستند و قطعه‌ای از حقیقت را نشان می‌دهند، مورد پذیرش اسلامند. منتها آنچه جهان‌بینی اسلامی به آن نیز توجه می‌کند، پیش‌فرض‌های همراه و یا منجر به یک گزاره درست است. به عنوان مثال، قوانین نیوتون از آن جهت که درستند، بخشی از حقیقت را توضیح و نشان می‌دهند و از آن جهت که از منظری دینی مورد توجه قرار می‌گیرند، در حال رمزگشایی از سنتی الاهی‌اند که در ضمن خلقت خداوند جریان دارد.
آنچه در اینجا اهمیت فراوان دارد این است که دین مؤید چنین اعتمادی است و از آن طرف، این اعتماد زیربنای علم است. از این رو امر مبارک پیامبر خاتم(ص): «اطلبوا العلم ولو بالصین»[4] بدنبال دانش و کشف حقیقت باشید ولو این دانش در چین و در دوردست‌ترین و دشوارترین نقطه عالم باشد، مشارکت در کشف حقیقت و یک هدف مطلوب دینی خواهد بود. چرا که دین هم‌زمان با ریشه‌های هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی کاوش علمی سر و کار دارد.
انقلاب اسلامی ایران نیز فرصتی مناسب برای تحقق این امر بود، به ویژه در فضایی که پایان دوره دینداری نامیده و تبلیغ می‌شد و ایدئولوژی‌های مدرن، مدعی به عهده گرفتن کارکردهایی بودند که به طور سنتی به دین تعلق داشت. از این رو انقلاب اسلامی ایران که مبتنی بر پیش‌فرض‌های دینی و به ویژه تفسیری اسلامی- شیعی از آن استوار بود، به عنوان نقطه عطفی امید‌بخش در این عرصه متولد شد و توانست با اندوخته کلامی و دینی روبه تزاید خود در این تلاش‌های علمی و آکادمیک به خوبی ظاهر شود.
در ایران امروز، در عمل، ما هم‌زمان با مواجهه سه فرهنگ قومی، دینی و متجدد با فضای غالب غربی آن روبروییم. صعوبت مطالعات آکادمیک و عمیق در تبیین و بازخوانی آموزه‌های دینی در متوازن کردن این سه فرهنگ و هدایت هرکدام به جایگاه راستین آنهاست. گفتگوهای علم و دین اینک در چنین فضایی شکل می‌گیرد و به طور طبیعی فراز و نشیب‌های خود را نیز خواهد داشت.
جامعه اسلامی ما بارها در معرض انتخاب‌های آگاهانه قرار گرفته است؛ بازگشت به ساختارهای دینی و از جمله توسعه و پیشرفت مطلوب اندیشه دینی نیز در همین راستا بوده است. تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیز به شکلی عمیق متأثر از تصمیمی است که ما درباره توسعه دانش و علم دینی خواهیم گرفت.
از این رو، انقلاب اسلامی‌ که در حقیقت نوعی انقلاب فرهنگی است، همراه با دغدغه‌های مهمی که در باب تعلیم و تربیت دینی دارد، می‌تواند زمینه‌ساز تحقق «دانشگاه اسلامی» و علم دینی باشد، دانشگاهی که ما از آن به عنوان «دانشگاه انقلابی» نام می‌بریم.
اما ما اکنون در کجای این تحولات ایستاده‌ایم؟ شاید در این مرحله که باید مبتکرانه گفتگوی از علم دینی و بررسی نسبت علم و دین را از منظر کلام اسلامی- شیعی، در فضای جاری حوزه‌ها و دانشگاه‌ها ترویج کنیم و به «پیشرفت علمی»، «انضباط اخلاقی»، «خویشتن‌داری دینی»، «بصیرت سیاسی» و «ایجاد احساس هویت و افتخار» در محیط دانشگاه‌ها دامن بزنیم و در ایجاد و تقویت «هویت ایرانی و اسلامی» تلاشی جدی داشته باشیم، تا عالمان دینی و دانشگاهی به درستی بدانند که مسأله اصلی ما در این بخش کدام است.
به نظر می‌رسد در شرایط امروز ما هنوز در مرحله واکاوی مفهوم دانشگاه انقلابی هستیم. اینکه اکنون به این مرحله رسیده‌ایم نشان دهنده راهی طولانی است که اندیشمندان ما در تحقق دانشگاه اسلامی طی کرده‌اند.
بنابراین اگر دعوت به حقیقت‌گرایی در نظر و حق‌گرایی در عمل كه از شاخصه‌های بنیادین دین حنیف اسلام است به درستی امتثال نشود، تحقق تمدن اسلامی همچنان یك رویای تعبیر نشده باقی خواهد ماند. اسلام هنگامی به عنوان یك اندیشه تمدن‌ساز می‌تواند مطرح باشد كه ما دارای نظام فكری و الگوی اندیشگی تمدن‌ساز باشیم و پیش‌فرض‌های ما نسبت به خداوند، انسان، طبیعت، جامعه، تاریخ و هویت و استقلال، تمدن‌ساز باشد.
نتیجه
در نهایت آنکه، اسلام انقلابی در حقیقت بازگشت به ریشه‌ها و سرچشمه‌های اسلام ناب محمدی و علوی است نه اسلام ایدئولوژیک. از این رو «دانشگاه انقلابی» دانشگاهی است که در آن کشف حقیقت، تمامی لایه‌های حقیقت، اعم از لایه‌های عقلانی، عرفانی، اخلاقی و قانون‌گرای آن اصالت دارد. از این منظر است که مقام معظم رهبری در دیدار مسؤولان وزارت خارجه می‌فرمایند: «اسلامی که طرفدار و مروج آن هستیم، بر سه اصل معنویت، عقلانیت و عدالت استوار است و با اسلام متحجر و لیبرال کاملاً متفاوت است.»[5]
 
سوتیترها
انقلاب اسلامی‌ با دغدغه‌های مهمی که در باب تعلیم و تربیت دینی دارد، می‌تواند زمینه‌ساز تحقق «دانشگاه اسلامی» و علم دینی باشد؛ دانشگاهی که ما از آن به عنوان «دانشگاه انقلابی» نام می‌بریم. اسلام انقلابی در حقیقت بازگشت به ریشه‌ها و سرچشمه‌های اسلام ناب محمدی و علوی است نه اسلام ایدئولوژیک. از این رو «دانشگاه انقلابی» دانشگاهی است که در آن کشف حقیقت _ تمامی لایه‌های حقیقت، اعم از لایه‌های عقلانی، عرفانی، اخلاقی و قانون‌گرای آن _ اصالت دارد. از این منظر است که مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «اسلامی که طرفدار و مروج آن هستیم، بر سه اصل معنویت، عقلانیت و عدالت استوار است و با اسلام متحجر و لیبرال کاملاً متفاوت است.»
 
ما اگر تشنگان حقیقتیم و باید دوان دوان به دنبال آن برویم، امر تولید علم، به ویژه در متن یک دانشگاه انقلابی نیز یك كار جمعی،‌ آزادانه و معطوف به حقیقت و با اصولی مشخص و نتایجی نامعین است. بنابراین نتایج آن را نباید از پیش مشخص كرد؛ و الاّ حقیقت از پیش معلوم، كه دیگر نیازمند كشف و تولید نیست و به بیان دیگر، تحصیل حاصل است. بنابر این باید در كشف حقیقت مجاهده كرد و آنگاه آن را به تمامه پذیرفت؛ ولو با ذهنیت‌های پیشین ما ناسازگار بیفتد.

[1]. دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها با رهبر انقلاب، 29/3/95.

[2] . بیانات رهبر انقلاب در حرم امام خمینی ؟ره؟، 14/3/95.

[3] . دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها با رهبر انقلاب، 29/3/95.

[4] . بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 1، ص 177 ح 55.

[5] . بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسؤولان وزارت خارجه، 25/5/83.