try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 24 مهر, 1400

نقد حریف یا تخریب رقیب؟!

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر غلامرضا کاویان

درآمد
دکتر سها در کتاب خود «نقد قرآن» دست به نقد بی‌مورد زده و از شیوه‌های ناشایستی چون جدال زشت، شبهات و مغالطات استفاده کرده است. از آنجا که لازمه فهم درست شبهات این کتاب مجازی، آگاهی و یادآوری معنای نقد، جدل، شبهه و مغالطه است، در ابتدا و پیش از هر پاسخی، به توضیح اجمالی این واژه‌ها می‌پردازیم.
معنای نقد
نقد به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی، زیر و رو کردن، عیب‌ها را نمایاندن و پنهان‌ها را رو کردن است.[1] نقد یافتن و نشان دادن است تا اگر کسی خواست، راهش را بیابد و اگر نخواست عذری نداشته باشد.[2] و در اصطلاح، وارسی و بررسی نوشتار، گفتار یا رفتاری برای شناسایی و شناساندن زیبایی و زشتی، بایستگی و نبایستگی، بودها و نبودها و درستی و نادرستی آنهاست[3].
نقد در مورد انگیزه‌ها، اندیشه‌ها و انگیخته‌های انسانی؛ اهداف، روش‌ها، عملکرده‌ها، آثار و نتایج کار آدمی؛ تولیدات، محصولات و خدمات بشری به کار می‌رود.
نقد در هر چیزی و هر کاری و در هر زمینه‌ای، مبادی، مبانی، منابع، اصول و قواعد خاص خود را دارد؛ که متخصصین آن حوزه آنها را تعیین و بر اساس آن به نقد پرداخته می‌شود.
در آموزه‌های دینی، به مقوله نقد و نقدپذیری، اهمیت فراوانی داده شده است. واژه‌های نصیحت، تذکر، موعظه، استماع قول، اتّباع احسن، تواصی به حق، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، هر یک به گونه‌ای، اهمیت و جایگاه نقد و نقدپذیری را متذکر می‌شوند. همچنین، آثار و پیامدهای سازنده و سودمند نقد، اهمیت و ضرورت انتقاد و انتقادپذیری را بیان می‌کنند.
نقد و انتقاد به عمومی و تخصصی، مثبت و منفی، سازنده و تخریبی تقسیم شده است. در نقد و انتقاد مثبت و سازنده، انگیزه و هدف شناسایی حق و رسیدن به آن و نیز رسیدن به کمال مطلوب، بر پایه علم و دانش و منطق و اخلاق استوار است.
در نقد و انتقادات منفی و تخریبی، جوسازی و شایعه پراکنی، خودنمایی یا نمایش، سوء استفاده‌ها و عقده‌های شخصی و ... مطرح است. ناقد در این نوع نقد و انتقاد، قصد سازندگی ندارد بلکه برعکس از حق و حقیقت دور می‌شود و بدون ارزیابی درست و راهیابی دقیق گام بر می‌دارد که، سرانجام آن تخریب است.
درباره نقد عمدتا به سه عنصر تکیه می‌شود: سازندگی، نیّت ناقد و مساله تخصص و دانش لازم .[4]،[5]
معنای شبهه
شبهه در لغت به معنای مشابهت و پوشیدگی است. معانی چون اشتباه، احتمال، اشکال و شک نیز دارد و همچنین چیزی که حق و باطل در آن معلوم نیست را شبهه می‌نامند[6].
شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند.
شبهه یعنی هر اشكال، پرسش یا ابهامی كه در برداشت‌ها، تحلیل‌ها، تصمیم‌ها و رفتارهای مرتبط با سعادت فرد یا جامعه، منشأ خطا و اشتباه در شناخت حق از باطل گردد.
به عبارت دیگر شبهه خود را شبیه به حق می‌‌نمایاند و راه شناخت حق از باطل را مشكل و افراد را دچار شك و تردید می‌كند.
فرق شبهه با پرسش: مهم‌ترین تفاوت شبهه با پرسش عبارت است از:
پرسش در حقیقت جستجوی بشر برای شناخت است و پرسشگر با بیان پرسش و سؤال می‌كوشد تا موضوع و مطلبی را بشناسد و آن را درك و فهم كند. در حالی‌كه هدف از شبهه، ایجاد تردید و شک در دل مخاطب است؛ و شبهه‌گر می‌كوشد تا در بنیادهای اعتقادی و باوری شخص و جامعه تردید افكند.
در حقیقت تفاوت شبهه و پرسش را باید در كاركرد و اهداف آن دانست. كاركرد پرسش فهم و شناخت است، در حالی كه شبهه برای این طرح می‌شود تا مخاطبان خود را به چالش بكشاند. از سوی دیگر در شبهه، باطل به طور عمدی و خواسته حضور دارد و شبهه‌گر با آمیختن حق و باطل می‌كوشد كلام باطل خود را با رنگ و لعابی از حق به دیگران منتقل كند؛ از این روست كه حضرت امیرمؤمنان(ع)فرمودند: «إنّما سُمّیت الشُبهةُ شُبهةً لانها شبهت بالحق؛ از آن رو شبهه را شبهه نامیده‌اند كه شبیه و همانند حق است.»[7]
معنای جدل
جدل در لغت به معنای ستیزه‌جویی و لجاجت در كلام است كه غالب اوقات از دایره انصاف بیرون است و همراه با شگردهای خاص به كار می‌رود. در تعریف جدل باید گفت صناعتی است كه انسان را بر اقامه ادلّه تألیف شده از شبهه مشهورات و مسلمات یا ردّ آن‌ها طبق خواستش قادر ساخته و به او این قدرت را می‌دهد كه از وضع خود دفاع كند تا نقضی بر او وارد نشود یا بتواند وضع دیگران را نقض كند.
فایده جدل: در موارد متعدد به دلیل آن‌كه امكان اقامه‌ برهان وجود ندارد یا مفید نیست، به جدل تمسك می‌شود. از باب نمونه برهان برای توده مردم و نو آموزان یك رشته علمی دشوار است یا خود انسان از اقامه برهان عاجز است یا اصل ادعا به گونه‌ای است كه برهان بر نمی‌دارد، در این‌گونه موارد از جدل استفاده می‌شود.
معنای مغالطه
«مغالطه» در لغت، به معنای سوق دادن دیگری به اشتباه و نیز اشتباه کاری (خود فرد) است. در اصطلاح منطق، مغالطه نوعی قیاس (استدلال) است که مواد آن شبیه مواد برهان یا مواد جدل(مركب از وهمیات یا مشتبهات)[8] و صورت آن شبیه صورت قیاس منتج بوده و برای اثبات ادعایی و ابطال ادعایی دیگر اقامه می‌شود.
در صورتی ‌که مواد یا صورت قیاس به صورت واضح و آشکار، ناقص و فاسد باشد، هیچگاه مخاطب دچار اشتباه نمی‌شود و مغالطه کننده به هدف و مطلوب خود نمی‌رسد؛ بدین روی، وقتی مغالطه محقق می‌شود که مواد و صورت قیاس شبیه مواد و صورت قیاس صحیح باشد و همین شباهت است که سبب تحقق و رواج مغالطه می‌گردد[9]. هدف اصلی در مغالطه به اشتباه انداختن طرف و رسیدن به هدف خود است.
مغالطه اهداف، انواع و اقسامی دارد که در علم منطق و فلسفه به آن پرداخته می‌شود[10].
ملاحظه
همان‌طور که عالم هستی کتاب تکوین و فعل خدا و معجزه است، وحی و قرآن هم کتاب تدوین و تشریع و قول خالق بی‌همتا و معجزه است. و همان‌طور که اصطلاح «نقد» در مورد کتاب هستی و تکوین معنا ندارد در مورد وحی الهی و کتاب تدوین و تشریع و قرآن هم به کار نمی‌رود، بلکه از واژگان تفکر، تدبر، پرسش، تفسیر، تبیین، تأویل و تطبیق استفاده می‌شود، که نشانه شناخت، ادب و اخلاق است. تفکر، تدبر، بحث، پرسش، تفسیر، تبیین، تأویل و تطبیق همان چیزهایی است که قرآن از آغاز نزول، انسان‌ها را بدان‌ها برای فهم کتاب تکوین و کتاب تدوین و تشریع فرا خوانده است.
کاربرد «نقد» در مورد وحی و قرآن بیانگر این است که ناقد، وحی را که راه ارتباطی برای ارسال پیام خالق به مخلوق است، نشناخته یا شناخته اما نخواسته به تفسیر و تبیین درست آن و عمل به مقتضای آن اعتنا کند، لذا توفیق هدایت تشریعی و پاداشی از او سلب شده است [11].
نتیجه
دکتر سها کتاب خود را«نقد قرآن» نام گذاری کرده است! با توجه به مطالب مذکور در مورد نقد، شبهه، جدل، مغالطه، و صرف نظر از این که آیا قرآن و وحی خدای جهانیان نقدپذیر است یا تفکر، تدبر، بحث و پرسش، تفسیر، تبیین و تأویل پذیر؟!
آنچه از مقدمه و مطالب کتاب «نقد قرآن» به‌ویژه دو فصل آخر آن به دست می‌آید دکتر سها با آوردن کلمه «نقد» - که در مورد انگیزه‌ها، اندیشه‌ها و انگیخته‌های انسانی کاربرد دارد - در عنوان کتاب خود به قرآن به نقد عمومی(غیر تخصصی)، منفی و تخریبی، با استدلال نادرست، و مبانی، منابع و اصول ناقص و اسرائیلیات پرداخته و از ابتدا به شیوه جدلی، برای القا تفکر زمینی و بشری بودن قرآن تلاش کرده و با جمع‌آوری عمده مغالطات و شبهات آمیخته با نسبت‌ها و تهمت‌های ناروای هزار و پانصد ساله در حوزه‌های اندیشه و اعتقاد، اخلاق و احکام، و در ابعاد مختلف(ساختاری، علمی، ادبی، فکری، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، ...)، در یک کتاب، که به بسیاری از آنها در کتاب‌های علوم قرآن و تفاسیر معتبر به خصوص شیعی پاسخ داده شده، سعی در احیا و جان دادن به آن مغالطات، شبهات، نسبت‌ها و تهمت‌ها با اهداف و انگیزه‌های پیدا و پنهان در قالب ادبیات امروزی با ظاهر ی دلسوزانه و در سطح عمومی و وسیع نموده است.
معمولا هدف و انگیزه اصلی از آن جدل‌های ناشایست، مغالطات، شبهات، نسبت‌ها و تهمت‌های ناروا این است که مردم را از اعتقاد به ارتباط انسان با خدا، غیب و وحی الهی و باورهای راستین فطری و معاد بازداشته و آنها را در برداشت‌ها، تحلیل‌ها، تصمیمات و رفتارهای مرتبط با سعادت فرد یا جامعه، در خطا و اشتباه بیفکنند. به عبارت دیگر راه شناخت حق از باطل را مشكل و افراد را دچار شك و تردید ‌كنند. و نسخه‌ای که برای ادامه حیات فرد و جامعه می‌پیچند بی‌دینی، بی‌قیدی و یله و رهایی است. گر چه از خدا دم می‌زنند اما عملاً خدا و دستورات او و عقل سلیم در آن جامعه حضور ندارد لذا این گونه افراد نه خود به قوانین خود ساخته پایبندی درست دارند و نه می‌توانند دیگران را به آن رهنمون و سعادتمند سازند.
و به اجمال و به صورت کلی می‌توان گفت:
نقد دکتر سها، نقد بی‌مورد و بی‌جا، جدل ناشایست، مغالطات و شبهات آمیخته با تهمت‌ها و نسبت‌های ناروا درباره قرآن کریم برای انکار و نادیده گرفتن غیب، وحی،[12] حجیت‌زدایی از آن، دین‌گریزی و افتادن در دام ایده‌آلیسم (امور غیر واقعی به جای واقعیت و حقیقت)، امانیسم (انسان‌محور به جای خدامحوری)، سکولاریسم (سیاست بی‌دینی به جای سیاست با دیانت) و کاپیتالیسم (اقتصاد سرمایه‌داری به جای اقتصاد دین‌مدارانه)، و ... است، که نقد، نقص و ضعف ذاتی آنها برای اهلش معلوم و بررسی آن مجال خاص خود را می‌طلبد.
سوتیتر
همان‌طور که عالم هستی کتاب تکوین و فعل خدا و معجزه است، وحی و قرآن هم کتاب تدوین و تشریع و قول خالق بی‌همتا و معجزه است. و همان‌طور که اصطلاح «نقد» در مورد کتاب هستی و تکوین معنا ندارد در مورد وحی الهی و کتاب تدوین و تشریع و قرآن هم به کار نمی‌رود، بلکه از واژگان تفکر، تدبر، پرسش، تفسیر، تبیین، تأویل و تطبیق استفاده می‌شود، که نشانه شناخت، ادب و اخلاق است. کاربرد «نقد» در مورد وحی و قرآن بیانگر این است که ناقد، وحی را که راه ارتباطی برای ارسال پیام خالق به مخلوق است، نشناخته یا شناخته اما نخواسته به تفسیر و تبیین درست آن و عمل به مقتضای آن اعتنا کند
پی‌نوشت‌ها:

[1] . معطوف، لویس، المنجد؛ محمد بندر ریگی، ج ۲، ص ۱۹۹۰ .

[2] . صفایی حائری، علی؛ روش نقد، ص ۱۵ – ۱۶.

[3] . شریفی، احمد حسین؛ آیین زندگی، ص ۸۲ – ۸۴ .

[4] . اسلامی، سید حسن؛ اخلاق نقد، ص ۶۶ – ۹۰ .

[5] پاکتچی، احمد ، نقد متن، تنظیم و ویرایش: صالح زارعی، ناشر: انجمن علمی دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)؛ موسوی کاشمری، سید مهدی؛ انتقادگری و انتقادپذیری در حکومت علوی، فصلنامه حکومت اسلامی، پاییز ۷۹، شماره ۱۷، ص ۲۹۵ – ۲۹۶ ؛ اسلامی، سید حسن؛ اخلاق نقد، قم، معارف.

[6] . فرهنگ لغت معین، ذیل ماده شبهه؛ المفردات و التحقیق ذیل ماده شبه.

[7] . وسائل الشیعه،ج۲۷، ص۱۶۱؛ نهج البلاغه، ص۸۱، انتشارات دارالهجره قم .

[8] . محمد رضا مظفر، منطق، ص 10.

[9] . جعفر سبحانی، فرهنگ معارف اسلامی، زیر عنوان‌های سفسطه و مغالطه.

[10] . تاكنون بیش از یك صد نوع مغالطه شناسایی شده است. براى آگاهى بیشتر در زمینه مغالطه، روش‏ها، انواع و اقسام آن، ر. ک: منطق صورى، دكتر محمد خوانسارى؛علی اصغر خندان، منطق كاربردی، و مغالطات.

[11] . معرفت، محمد‌هادی، تفسیر و مفسران؛ جوادی آملی، عبد الله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج2 وحی و نبوت در قرآن؛ ج16 هدایت در قرآن.

[12] . نصری، عبد الله، نکار قرآن(تحلیل نقد دید گاه روشنفرکان دینی در مورد وحی و قرآن).