try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 27 آبان, 1396

نگاه علم و دین به یکدیگر

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
داستانِ دکتر گلشنی از علم دینی

اشاره

دکتر مهدی گلشنی(زاده 1317 ش در اصفهان) فارغ‌التحصیل دکترای فیزیک از دانشگاه کالیفرنیا، عضو هیأت علمی و استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف، عضو پیوسته فرهنگستان علوم، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو آکادمی علوم جهان اسلام، عضو انجمن اروپایی علم و الهیات، عضو مرکز الهیات و علوم طبیعی برکلی، عضو مؤسس انجمن بین‌المللی علم و دین کمبریج، برنده دو دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی و چهره ماندگار فیزیک در سال 1381 است.

«قرآن و علوم طبیعت»، «از علم سکولار تا علم دینی»، «علم و دین و معنویت در آستانه قرن بیست و یکم»، «تحلیلی از دیدگاه‌های فلسفی فیزیک‌دانان معاصر» و «علم، دین و فلسفه»، از جمله آثار مکتوب اوست.

در ادامه گزیده‌ای از آراء و نقد و نظرات دکتر گلشنی را درباره علم دینی می‌خوانیم:

علل مخالفت‌ با طرح «علم دینی»

علت نخست: تعبیرهای نادرست و متفاوتی است که از «علم دینی» در کشور ارائه می‌شود؛ مانند:

·         علمی است که در ازای فرهنگ و تمدن اسلامی تکوّن و توسعه پیدا کرده است.

·         علمی است که هدف آن تبیین کتاب و سّنت است؛ مانند فقه، کلام، تفسیر و... .

·         علمی است که منشأ آن مهم نیست بلکه باید در چارچوب جهان‌بینی اسلامی تفسیر شود.

·         علمی است که در آن برای پژوهش‌های فیزیکی، شیمیایی و زیستی باید به قرآن و حدیث رجوع شود.

·         علمی است که به کشف معجزات علمی می‌پردازد.

·         علمی است که کارهای علمی آن با ابزارهای هزار سال پیش انجام می‌شود، نه با دستاوردهای چند قرن اخیر.

علت دوم: عده‌ای، تحقق علم دینی را از منظر معرفت‌شناسی و روش‌شناختی غیر ممکن می‌دانند؛ زیرا آنها معتقدند اصولاً علم و دین دو حوزه مستقل از هم هستند.

علم روش خاص خود را دارد که همان تجربه، نظریه‌پردازی و تطبیق تجربه با پیش‌بینی‌های نظریه است؛ بنا بر این علم، شرقی، غربی، دینی، و غیر دینی، ندارد.

نقّادی اجمالی دیدگاه مخالفان

دلایل نادرستی علت نخست:

·         محدود کردن علم اسلامی به معارف خاص دینی، مثل فقه، تفسیر و کلام و... تنگ نظرانه است و با معارف قرآنی و سّنت اسلامی مطابقتی ندارد.

·         کنار گذاشتن دستاورد‌های بشری چند قرن اخیر، نه ممکن و نه مطلوب است.

·         اسلام جزئیات را به ما نمی‌گوید، بلکه بر ماست آنها را کشف کنیم که چه قوانینی بر آن‌ها حاکم است.

دلایل نادرستی علت دوم:

·         محدود کردن معنای دین.

·         غفلت از محدودیت‌های علم.

·         عینیت قائل شدن برای همه چیزهایی که به نام علم، تعلیم داده می‌شود.

تلقی درست از «علم دینی»

می‌توان این تعاریف را برای «علم دینی» برشمرد:

·         علمی است که مطالعه طبیعت را در چارچوب متافیزیک دینی، دنبال کند و کلیت قضایا را در جهان‌بینیِ دینی ببیند. (این تعریف نشانگر سازگاری و تلائم گزاره‌های علمی با گزاره‌های دینی و فلسفی است.)

·         علمی است که در خداشناسی و رفع نیازهای مشروع فردی و اجتماعی جامعة دین‌دارانِ مسلمان مؤثر باشد. (این تعریف بیانگر اهداف و غایات علم دینی است.)

·         علمی است که در آن، جهت پرهیز از آفات علم جدید و برای هرچه غنی‌تر کردنش، تلاش می‌شود تا بینش الهی بر عالِم، حاکم گردد. (این تعریف بیانگر نقش بینش الهی عالِم در جهت‌دهی به عرصه‌های مختلف فعالیت علمی است.)

تأثیر روان‌شناختی و جامعه‌شناختی بر فعالیت علمی

 در چند دهه اخیر، مسئله دخالت عوامل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی در شکل‌گیری، تعبیر و ترویج نظریه‌های علمی، مورد توجه قرار گرفته است. در این زمینه چند نگاه وجود دارد:

نگاه افراطی: این عوامل در تمامی مراحل تکوین و تعبیر و ترویج دخالت تام دارند.

اساساً، معرفت به طورکلی تابع شرایط اجتماعی است.

نگاه تفریطی: به طورکلی منکر تاثیر این عوامل در شکل‌گیری، تعبیر و ترویج نظریه‌های علمی هستند.

نگاه تبعیضی: عده‌ای می‌گویند تاثیرگذاری این عوامل در برخی از مراحل فعالیت علمی چنین است که:

·         عوامل روان‌شناختی، نقش بیش‌تری در شکل‌گیری و تعبیر نظریه‌ها دارند.

·         عوامل جامعه‌شناختی، نقش اساسی‌تر در پذیرش و انتشار نظریه‌ها دارند.

تأثیر رویکرد دینی و فلسفی برفعالیت علمی:

1. انگیزه دانشمندان در انجام فعالیت علمی و انتخاب مسئله: اینکه دانشمندان با چه انگیزه‌ای به سراغ علم می‌روند؟ این انگیزه‌ها می‌تواند ناشی از انگیزه‌های فلسفی یا دینی باشد. برای مثال؛ جایزه نوبل «وحدت نیروهای طبیعت» به طور مشترک توسط سه فیزیکدان که هرکدام دارای انگیزه‌های متفاوتی بودند، برده شد: یکی (پروفسور عبدالسلام) که به دنبال وحدت تدبیر و در نتیجه وحدت مدبر بوده است؛  دیگری به دنبال ساده شدن تحلیل قضایا بوده، و... .

2. نقش پیش‌فرض‌های دانشمندان در فعالیت‌های علمی: ابتدایی‌ترین پیش‌فرض در فعالیت‌های علمی این است که طبیعت برای انسان قابل درک است. این ایده با تجربه به دست نمی‌آید. انیشتین، ایده قابل درک بودن طبیعت را ایده‌ای برگرفته از حوزه دین دانسته است.

3. نقش و تاثیر پیش‌فرض‌های دانشمندان در انتخاب آزمایش و گزینش مشاهدات: ممکن است یک‌سری از پیش فرض‌های فلسفی یا ایدئولوژیک آدم‌ها، فلان موضوع را بی‌اهمیت یا نشدنی بداند و لذا بودجه‌ای به آن اختصاص ندهد. البته باید توجه داشت تاثیرپذیری این حوزه از فعالیت‌های علمی از دیدگاه‌های ارزشی و بینشی دانشمندان، اندک است. آن چیزی که آزمایش‌گر در آزمایشگاه انجام می‌دهد یا مشاهده می‌کند، می‌تواند در تمام دنیا یکی باشد. پذیرش این امر مستلزم اتخاذ رویکردی رئالیستی به علم است.

4. نقش پیش‌فرض‌های دانشمندان در گزینش ملاک‌های ارزیابی و نقد نظریات علمی: اینکه دانشمندان براساس چه ملاک‌هایی به ارزیابی و نقد نظریات علمی می‌پردازند؟ آیا ابتناء به شواهد تجربی قویّ و استدلال ریاضی مستحکم، تنها ملاک‌های دانشمندان برای ارزیابی و نقد نظریات علمی است؟

شواهد متعدد تاریخ علم نشان‌گر آن است که دانشمندان در اخذ و طرد نظریه‌های علمی، علاوه بر شواهد تجربی و استدلال‌های ریاضی، از ملاک‌های دیگری هم استفاده کرده‌اند. تجارب سال‌های اخیر نشان داده است که عقاید دینی در گزینش نظریه‌های علمی مؤثر بوده‌اند. البته فقط عقاید دینی نیست. به طور مثال: انیشتین سادگی، زیبایی، وحدت و جهان‌شمولی را از ملاک‌های یک نظریه معتبر علمی معرفی می‌کرد.

5. نقش اصول متافیزیکی در طرح نظریات علمی: تاریخ علم شاهد چنین اتفاقاتی است؛ مثلاً، در نظریه نسبیت عام که یک نظریه صرفاً فیزیکی به‌شمار می‌آید، انیشتین چنین اظهار می‌نماید که وقتی معادلات نسبیت عام را یافت، تا دو سال از انتشار آن خودداری کرد، زیرا آن را با اصل علّیت عمومی در تعارض می‌دید. تنها هنگامی که شبه تعارض برطرف شد، اقدام به انتشار آن کرد.

6. نقش جهان‌بینی در تعبیر نظریات علمی:  مهم‌ترین بخش از فعالیت علمی که جهان‌بینی دانشمند، نقش اساسی در آن ایفا می‌کند، مرحله تعبیر نظریات علمی است. مثلاً؛ برای یک کشف ثابت، فیزیک‌دان خداباور آن را ناشی از طراحی الهی می‌داند و فیزیک‌دان ملحد آن را ناشی از جهان‌های موازی می‌خواند.

تحقق علم دینی در طول تاریخ تمدن اسلامی

علم دینی نه تنها ممکن بلکه در مقاطعی از تاریخ تحقق یافته است؛ و آن در دوران درخشان تمدن اسلامی است، که:

·         دانشمندان مسلمان به خاطر خدا دنبال علم می‌رفتند.

·         هدفشان کشف آثار الهی در طبیعت بوده است.

·         این‌ها نشان‌گر امکان وقوع تأثیرپذیری علم تجربی از ارزش‌ها و بینش‌های دینی و فلسفی است.

 تفاوت علوم انسانی با علوم طبیعی:

در علوم انسانی، دخالت ارزش‌های دینی و دیدگاه‌های متافیزیکی در فعالیت‌های علمی بسیار وسیع‌تر است. به‌طور خلاصه، به این نکته باید توجه داشت که هیچ دانشی فارغ از قضاوت‌های ارزشی نیست و تفاوت بین علوم انسانی و علوم طبیعی هم تنها در شدت و ضعف این اثرپذیری است.