try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: شنبه, 27 آبان, 1396

ملاحظاتی پیرامون طرح نیازمحور

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دکتر حسین مطیع (استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان)

درآمد

بیش از یک سال از معرفی و اجرای آزمایشی طرح نیازمحور در کلاس‌های معارف اسلامی می‌گذرد و جلسات نقد و بررسی آن خوشبختانه در حال شکل‌گیری است. آنچه در ادامه می‌آید نکاتی است که بنده در جلسه بررسی آن در معاونت آموزشی و پژوهشی استادان و دروس معارف اسلامی در قم خدمت اساتید و سروران معروض داشتم که اینک با اندکی تغییر و تکمیل، تقدیم می‌شود.

هر راهکاری که ساده باشد الزاماً آسان هم نیست، یعنی تفاوت است میان ساده بودن و آسان بودن. مثلاً دروغ نگفتن خیلی ساده است اما عمل کردن به آن آسان نیست پس ساده بودن «فهم» مطلبی به معنای آسان بودن «عمل» به آن نیست. طرح نیازمحور نیز یک مقدمه ساده اما غیرآسان دارد و آن این است که شیوه تدریس دروس معارف باید عوض شود و از حالت تک‌گویی و سخنرانی (مونولوگ) به مشارکت و گفتگو (دیالوگ) تبدیل شود.

این تغییر البته برای اساتید با تجربه‌ای که بیش از 25 سال است به تدریس این دروس با روش‌های خاص خود مشغول‌اند و موفقیت‌های نسبی‌ای هم داشته‌اند دشوارتر است. شاید اساتید جوان در مقابل این تغییرات انعطاف بیشتری نشان دهند و این هم مرا به یاد داستان مولوی می‌اندازد که: سلمانی‌ای بود که تیغ او کند شده بود و دیگر نمی‌برید و او به‌جای تعویض تیغ که گران بود، نانی ارزان می‌خورد و با زور بیشتری همان تیغ را بر سرمشتریان می‌کشید!

اما ما چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، چه بخواهیم چه نخواهیم، چه خوشبختانه و چه متأسفانه، باید اعتراف کنیم که دوران تک‌گویی و مونولوگ تمام‌شده و دوران گفتگو و دیالوگ آغاز شده، و لااقل برای نسل جدید با حفظ اصول و ارزش‌ها و مبانی باید از این راه وارد عمل شد.[1] برای مثال علت استقبال چند برابری دانشجویان از شبکه‌های مجازی اجتماعی در مقایسه با ماهواره و دیگر رسانه‌ها، نیز همین امکان برقراری گفتگو، تعامل، کامنت‌گذاری، اظهارنظر و... است که ماهواره‌ها فاقد آن هستند.

طبق نظرسنجی‌ها نیز اکثر دانشجویان ضمن اذعان به‌ضرورت دروس معارف خواستار تغییر روش ارائه آن بوده‌اند و کارشناسان نیز به‌ضرورت این تغییر راهکاری رسیده‌اند. سختی‌ها و خستگی‌های اجرای طرح نیاز محور نیز بحمدالله از چشم مسئولان و استادان دور نمانده؛ اینکه هر کلاس یک سری پرسش و جزوه مخصوص به خود می‌خواهد، یک نمونه سؤال امتحان مجزا، کلید و تصحیح جداگانه و چند جلسه مطالعه و کار اضافی در منزل تحمل کلاس‌های شلوغ و هدایت استادانه بحث در سر کلاس، حداقل لوازم آن برای یک مدرس است که در مجموع بیش از دو برابر یک کلاس عادی فرصت و رغبت و طاقت می‌طلبد.[2] پس تبدیل کلاس معمولی و منبری[3] با یک کتاب واحد و متن مشخص که شب امتحان هم می‌توان به‌راحتی از پس آن برآمد به کلاس پویا و محرک و گفتگومحور، و توزیع نمره در طول ترم که شاخصه‌های طرح نیازمحورند، کاری شاید ساده اما نه‌چندان آسان است و همین بر نگرانی کنش‌گران و مراقبان این طرح می‌افزاید.

اتفاقی که ممکن است رخ دهد و قبلاً نیز سابقه آن در سیستم‌های آموزشی حوزه یا دانشگاه وجود داشته است[4]، ایجاد شکاف بین مصلحان و مسئولان و سیاست‌گذاران از یک‌سو با بدنه اساتیدی که قرار است مجری عملی این طرح در سر کلاس‌های باشند از سوی دیگر. این شکاف (Gap) متأسفانه احتمال بروز دارد؛ مسئولان مرتب بخشنامه صادر کنند، جلسات توجیهی بگذارند، دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت و میان‌مدت در مشهد و قم و شهرستان‌ها برگزار کنند، دم از اهمیت بی‌چون‌وچرای طرح بزنند، جایزه ویژه به مجریان آن بدهند، از فواید آن سخن‌ها بگویند و... اما از طرف دیگر گوش اکثر اساتید که مجریان واقعی هستند و در خاک‌ریز اول این جهاد علمی مشغول خدمت‌اند بدهکار نباشند و آب آن‌ها بر همان آسیاب بچرخد!اینجاست که می‌توان گفت فاصله پرنشدنی میان ستاد و صف رخ‌داده است!

این نگرانی را البته می‌توان تا حدی با سطح‌بندی چهارگانه طرح نیازمحور که اخیراً توسط مسئولان نهاد طراحی و ابلاغ‌شده برطرف نمود، اما این‌همه راه‌حل نیست و به نظر می‌رسد تدوین کتبی متناسب با سؤالات بعضاً مشترک (حدود 70%) همه کلاس‌ها، مراقبت و بازبینی به موقع و مستمر طرح، دسته‌بندی سؤالات هر رشته، نظرخواهی مستمر از اساتید باتجربه در سراسر کشور خصوصاً دانشگاه‌های آزاد و غیرانتفاعی، تدوین تدریس نسخه مخصوص پیام نور، کاهش جمعیت کلاس‌ها به 30 نفر، تنظیم دقیق سند تحول دروس معارف.... باید ادامه یابد. در غیر این صورت بلایی بر سر این طرح عظیم و پرمنفعت می‌آید که بعد از چند سال مسئولان را بر آن می‌دارد که دوباره سراغ همان «صرف میر» خودمان رفته و شعار ره چنان رو که رهروان رفتند سر دهند...! الباقی قضایا نیاز به توضیح ندارد.

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. راز تأکیدات وافر مقام معظم رهبری بر کرسی‌های آزاداندیشی را هم در این راهبرد باید جست.

[2]. باوجود حق‌التدریس کم دروس معارف برای اساتید حق‌التدریس واقعاً دشوار خواهد بود.

[3]. یکی از تفاوت‌های کلاس منبری باکلاس مشارکتی آن است که استاد در کلاس منبری وقت زیاد می‌آورد و در کلاس مشارکتی کم.

[4]. مثل طرح‌های شهید مطهری برای اصلاح حوزه در آخر کتاب ده گفتار که بدنه حوزه واکنش سردی به آن نشان داد و عملاً بعد از 40 سال اجرایی نشده و ظاهراً نخواهد شد.