try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 28 آبان, 1396

انتظارات یکسان با فرم ارزشیابی یکسان

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
اداره ارزشیابی استادان معارف

درآمد

ارزشیابی یکی از روش‌ها و اهرم‌ها برای نظارت و کنترل جریان تعلیم و تربیت است. این روش نه تنها در تعلیم و تربیت، بلکه در سایر امور و مسائل نیز جریان دارد؛ به عنوان نمونه اهدای ستاره به هتل‌ها بر اساس ارزیابی صورت می‌گیرد. نکته مهم آن است که اگر مطالبات از کسانی که مورد ارزشیابی قرار می‌گیرند یکسان باشد، اما ابزار و وسایل ارزیابی یکسان نباشد، نتایج آن نمی‌تواند بازنمای واقعیتی باشد که در جریان است.

اداره ارزشیابی استادان معارف در نظر دارد برای ارزشیابی دانشجویی استادان معارف اسلامی، فرم یکسانی را در همه دانشگاه‌ها مبنای ارزیابی قرار دهد.

 

یکم: ارزشیابی دانشجویی یکی از روش‌های نظارت و کنترل جریان تعلیم و تربیت و راهی برای آشنایی با کاستی‌ها و ناراستی‌های تدریس است و در صورت رعایت شرایط و مراعات اقتضائات آن، می‌تواند به بهبود روش‌های تدریس، کیفیت‌بخشی تعلیم و تربیت و ترمیم ضعف‌ها و کمبودها منجر شود.

البته این روش، نیمرخی از تدریس را نشان می‌دهد و از این رو در کنار سایر ارزشیابی‌ها، قرار می‌گیرد تا بهتر بتوان به واقعیت دسترسی داشت.

دوم: ارزشیابی دانشجویی باید هماهنگ با مجموعه مطالبات و انتظاراتی باشد که تدریس و تعلیم برای تحقق آنها، صورت‌بندی و ارائه می‌گردد. به بیان دیگر، ارزشیابی‌ها مبتنی بر ارزش‌هاست و از این رو در دو نوع تعلیم و تربیت که مبتنی بر دو مکتب متفاوت است، دو نوع ارزشیابی در جریان خواهد بود.

سوم: در این نکته نمی‌توان تردید روا داشت که دروس معارف اسلامی اهدافی متفاوت با دروس فنی، پزشکی، علوم پایه و حتی سایر دروس علوم انسانی دارد و به تناسب اهداف متفاوت این دروس، انتظارات از آن درس و مدرسان آن تفاوت پیدا کرده و در نهایت ارزشیابی از این دروس نیز متفاوت خواهد شد.

چهارم: روشن است که مقصود از این تفاوت، تفاوت در ساختار نیست؛ بلکه تفاوت در محتواست. کتب معارف اسلامی همانند سایر کتب درسی از پیشگفتار و نوشت و پی‌نوشت و مستندسازی و آمیختگی با منطق و زبان ویژه برخوردار است، اما به عنوان مثال کامیاب‌سازی ذائقه دینی و ایمانی دانشجو در دانش ریاضی و جغرافیا پی‌گیری نمی‌شود، یا زیست‌شناسی و شیمی نمی‌کوشد بر اندام گزاره‌های دین در حوزه مبدأ و معاد، جامه‌ای از منطق و اثبات بپوشاند، اما پاره‌ای از دروس معارف این رسالت را عهده‌دار شده است و به همین دلیل ارزشیابی آن و مدرسانش، رنگ تفاوت را احساس خواهد کرد.

پنجم: بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، أمر نظارت و سامان‌دهی دروس معارف اسلامی بر عهده نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها (معاونت آموزشی ـ پژوهشی استادان و دروس معارف) نهاده شده است. این نظارت، یک فرآیند است و از جذب تا استخدام، متن تا تدریس، تدریس تا ارزشیابی و در یک کلمه، تمامی چرخه تدریس را در بر می‌گیرد. نمی‌توان گفت که نظارت بر تدریس را نهاد نمایندگی رهبری عهده‌دار شود و مثلاً تدوین کتب و اختبار و اختیار مدرسان آن را مجموعه دیگری پذیرا گردد.

ششم: با آنکه فرم‌های ارزشیابی دانشجویی دانشگاه‌ها، از نقاط قوت و برجستگی خاصی برخوردار است، اما در قیاس با انتظارات و مطالباتی که گفته شد، از پاره‌ای کاستی‌ها رنج می‌برد که ما در اینجا همه آن را فهرست نمی‌کنیم و فقط به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نمائیم:

1. کمیت سؤالات برخی از فرم‌ها یا بسیار اندک است و یا بیشتر از حد استاندارد بوده و توجه به حوصله و فراغت دانشجو در پاسخ‌های دقیق در آن مغفول مانده است.

2. بعضی از سؤالات فرم‌ها با کارکرد مدرسان معارف اسلامی هماهنگی ندارد؛ مثلاً پرسش از کار آزمایشگاهی در فرم‌های ارزشیابی دانشگاه‌های علوم پزشکی به چشم می‌خورد. نیز دانش عمومی استاد در رشته تحصیلی یکی از گزینه‌هایی است که یافتن پاسخ آن دشوار است. روشن است که مقصود از این گزینه، رشته تحصیلی دانشجویان است، نه رشته تدریس استاد که قبلاً تحت عنوان تسلط استاد بر موضوع درس پیش‌بینی شده است. لازمه این شاخص آن است استادی که برای دانشجویان مکانیک به تدریس دروس معارف می‌پردازد، باید در آن رشته از دانش عمومی قابل قبولی برخوردار باشد و این برخورداری در ارزیابی دانشجویی تأثیرگذار است! این شاخص، آرزوهای ما را بیان می‌کند که ممکن است در ارزیابی کلی استاد تأثیر منفی بگذارد.

3. گزینه «میزان دقت در جواب دادن به سؤالات پرسشنامه» یکی از سؤالات بعضی از این فرم‌هاست. چنان که روشن است اولاً؛ این سؤال استاد را ارزیابی نمی‌کند. ثانیاً؛ اصل بر آن است که پاسخگو، پرسشنامه را با دقت جواب می‌دهد، ضمن اینکه می‌توان آن را در ارزشیابی همکار و سرپرست نیز گنجاند. ثالثاً؛ اگر دانشجو میزان دقت خویش را مثلاً ضعیف یا متوسط ارزیابی نماید، آیا این باعث می‌شود که فرم او از مجموع فرم‌ها کنار نهاده شود، یا سایر گزینه‌های انتخابی او به متوسط و ضعیف تأویل و تبدیل می‌گردد؟

نکته آخر آنکه این سؤال، در آخر فرم گنجانده شده است؛ زمانی که دقت و رغبت دانشجو در نمره‌دهی اصطلاحاً تحلیل رفته و کاهش یافته است. بنابراین بهتر است به جای آن در سربرگ فرم از دانشجو خواسته شود با دقت به پرسشنامه پاسخ دهد.

4. روش تدریس، یکی دیگر از سؤالات بعضی از فرم‌هاست. روش تدریس، یکی از حیطه‌های ارزیابی بوده و مجموعه‌ای از سؤالات، ناظر بر این حیطه است و با تحلیل نتایج و نمرات آن سؤالات روشن می‌شود که عملکرد استادان در حیطه روش تدریس چگونه است.

5. بسیاری از فرم‌ها حیطه‌بندی نشده است و یا دارای فقط 2 حیطه اخلاقی و علمی است.

6. «رعایت دستورات شرعی، رعایت اصول انصاف و عدالت در کلاس» و سؤالاتی از این دست، واجد نوعی ابهام است.

7. در پاره‌ای از فرم‌ها، نوعی تداخل بین ارزشیابی دانشجویی و ارزشیابی متون درسی، یا بین ارزشیابی دانشجویی و ارزشیابی سؤالات امتحانی و مانند آن دیده می‌شود.

8. گزینه‌های سؤالات نیز گاه توأم با نوعی اعوجاج و کجی است، از قبیل:

- بسیاری از فرم‌ها دارای 4 گزینه‌ ضعیف«1»، متوسط«2»، خوب«3» و عالی«4» است. اگر نمره‌ معیار عدد 4 باشد و مدرسی در همه شاخص‌ها، گزینه ضعیف را دریافت نماید، نمره 1 از 4، 5 ا ز20 و 25 از 100 را کسب خواهد کرد، در حالی که دانشجویان می‌خواستند او هیچ نمره‌ای کسب نکند!

- پاره‌ای از فرم‌ها در بردارنده 9 گزینه (از 12 تا 20) است و جالب‌تر آنکه گزینه اول 12 و کمتر از 12 است. حال اگر همه دانشجویان ضعیف‌ترین گزینه را برای مدرسان انتخاب کنند، دست کم نمره 12 کسب خواهد شد! شگفت‌آور آنکه در فرم‌ها نمره 2 نیز در حکم نمره 12 است؛ زیرا 13 رقم (نمرات 0 تا 12) تحت یک گزینه گردآوری شده است.

- در بعضی از فرم‌ها، پنج گزینه ضیعف، قابل قبول، متوسط، خوب و خیلی خوب گنجانده شده است. نمره متوسط هر چه باشد (2 از 4، 10 از 20 یا 50 از 100)، قطعاً نمره قابل قبول تلقی نمی‌شود و حال آنکه نمره پایین‌تر از آن، قابل قبول تلقی شده و گزینه قابل قبول، قبل از گزینه متوسط قرار گرفته است!

9. در تعدادی از فرم‌ها، سؤالاتی است که قابل ادغام هستند و یا سؤالات ادغام شده‌ای هست که قاعدتاً باید تفکیک و تجزیه شوند.

هفتم: این نکته، بیانگر پاره‌ای از نقاط قوت فرم معاونت است. این فرم که با مطالعه سایر فرم‌ها و تحلیل و تأمل در آن و متناسب با اهداف دروس معارف اسلامی و مطالبات و انتظارات از مدرسان معارف تهیه و تدوین شده است، دارای 4 حیطه «علمی»، «رفتاری»، «روش تدریس» و «تأثیرگذاری» است. حیطه تأثیرگذاری در بسیاری از فرم‌ها مورد غفلت قرار گرفته است اما در دروس معارف اسلامی گذشته از سنجش علمیت و دانایی، اخلاق‌مداری و احراز فن تدریس استاد، احراز میزان تأثیرگذاری مدرس نیز مطلوبیت دارد.

این فرم دارای پنج گزینه (خیلی ضعیف«0»، ضعیف«1»، متوسط«2»، خوب«3» و بسیار خوب«4») است. کمیت سؤالات آن مناسب برآورد می‌شود (18 سؤال). ارائه دیدگاه تشریحی دانشجو در آن پیش‌بینی و از زمان تشکیل کلاس (که کلاس‌های عصر غالباً با نوعی افت عملکرد مواجه است)، جنسیت دانشجویان (که اداره کلاس‌های مختلط ممکن است دشوارتر تلقی شود) و روحانی یا غیر روحانی بودن مدرس (که انتظارات دانشجو از مدرس روحانی طبعاً بیشتر و بالاتر است) پرسش شده است. این متغییرات در نتیجه‌گیری و تحلیل شاخصه‌های ارزشیابی تأثیرگذار است، چنان که حتی عنوان درس نیز می‌تواند در این تحلیل مورد توجه قرار گیرد به گونه‌ای که ممکن است کسب نمره در درس انقلاب اسلامی دشوارتر از درس اخلاق اسلامی قلمداد شود.

در پایان از همه مدیران محترم گروه‌های معارف اسلامی انتظار می‌رود در تعامل سازنده و سودمند با رؤسای محترم دانشگاه‌ها، امکان ارزشیابی یکسان برای استادان محترم معارف اسلامی را در سراسر کشور فراهم آورند.