try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

تأملی در «فلسفه اخلاق با رویکرد تربیتی»

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
گفتگو با دکتر احمد دبیری گفتگو: مهدی فدایی

 


یکی از آثاری که از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه معارف اسلامی به جامعه علمی ـ معنوی اصحاب دانش و دانشگاه عرضه شده، اثر «فلسفه اخلاق با رویکرد تربیتی» نوشته حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد دبیری است. جهت آشنایی با نحوه شکل‌گیری، ظرفیت و ظرایف کتاب مذکور، مصاحبه‌ای با نویسنده محترم آن صورت داده‌ایم که ضمن تشکر از معاونت پژوهشی دانشگاه معارف اسلامی، تقدیم می‌شود.

معارف

با توجه به اینکه موضوع کتاب شما فلسفه اخلاق  است، چه تصویر و تعریفی را از فلسفه اخلاق ارائه می‌فرمایید؟

اخلاق اساسا دانشی عملی است که به دنبال نشان دادن راه درست زندگی است. همه انسان‌ها به دنبال خوشبختی و سعادت می‌گردند اما یکی از انحرافات اساسی و مشکلات موجود در مسئله، انحرافات شناختی است. این انحرافات در دو دسته اساسی: شناخت دیدگاه اخلاقی صحیحی که سعادت واقعی را نشان دهد، و شناخت راه رسیدن به خوشبختی واقعی،  خلاصه می‌شود. می‌توان «فلسفه اخلاق» را دانشی دانست که به دنبال زدودن اوهام و سفسطه از عقل برای درک درست مسائل اخلاقی است. فلسفه اخلاق به دنبال کشف مبانی اخلاقی معقول و درست برای ارزش‌های اخلاقی در راستای حیات معقول یا همان حیات طیبه است.

چه شد که دست به نگارش این اثر زده‌اید و آن‌را برای دانشجویان ارائه نمودید؟ انگیزه و هدف شما از نگارش این اثر چیست؟

یکی از راه‌های مبنایی در تربیت دینی، رفتن به سمت تربیت عقلانی است. امروزه حتی بحث از ضرورت طرح مباحث معقول در سطوح مختلف دروس آموزش و پرورش هم جدی است. یکی از دلایلی که افراد به سرعت گرفتار مسائلی مثل مد و تقلید‌های کورکورانه می‌شوند، ضعف در بعد شناختی و عقلانی است. اگر بتوانیم عقلانیت دانشجویان را ارتقا دهیم آن‌ها را از بسیاری از آسیب‌های فرهنگی و دینی بیمه کرده‌ایم و این خود نوعی پیشگیری است که مقدم بر درمان می‌باشد. به نظر می‌رسد باید مبانی درست اخلاقی را با تبیین‌های مختلف ترویج کرد و این ضرورتی است که به جوانان ما استقلال فکری داده  و به تقویت باورهای دینی آن‌ها می‌انجامد تا با موج سفسطه‌ها و تندبادهایی که ارزش‌های اخلاقی درست را نشانه رفته‌اند مواجهه درستی داشته باشند. به نظر می‌رسد حل بنیادین مسائل و معضلات اخلاقی تنها در ارائه درست اندیشه‌های پاک اخلاقی است که با هوا و هوس آلوده نشده باشد. هرچند تلاش‌هایی در این جهت صورت گرفته است ولی به نظر بنده این مقدار کفایت نمی‌کند و به کتاب‌های متعدد دیگری در این باره نیاز هست.

قبل از نگارش این اثر کار مشترکی با برخی از دوستان فاضل در این زمینه انجام داده بودم. این کار مربوط به چند سال قبل بود و به نظرم می‌رسید که دست‌کم نیاز به ویراست دارد. در عین حال به دلیل مشغولیت‌های متعدد دوستان به نظرم آمد که اثر دیگری در کنار آثار قبلی چه بسا مفیدتر باشد.

 آیا این کتاب می‌تواند نیاز دانشجویان را در این زمینه پاسخ گوید؟

اساساً مباحث فلسفی خودخوان نیستند و حتما نیاز به استاد دارند. این اثر هم هرچند تلاش کرده تا روان و ساده نگارش یابد ولی حتماً نیاز به اساتید علاقمند به این مباحث و متخصص برای ارضای دانشجویان وجود دارد. به ویژه نکات تربیتی که ارائه شده است نوعی خط‌دهی به اساتید و دانشجویان عزیر برای کار علمی در این موضوعات است. در عین حال تلاش این جانب در ارائه اثری متناسب با سطح کارشناسی بوده است و به نظر من این مقدار از مباحث برای دانشجویان کفایت کرده و با هدایت استادان مجرب قطعاً می‌تواند به بسیاری از مسائل فلسفی اخلاق در سطح دانشجویی پاسخ دهد.

ویژگی‌های این کتاب درسی چیست؟ آیا شما در کتاب، نوآوری خاصی نیز لحاظ کرده‌اید؟

به نظر می‌رسد که این کتاب درسی جامعیتی در مباحث اصلی فلسفه اخلاق دارد که به صورت درآمدی به مسائل فلسفه اخلاق قابل استفاده برای افرادی است که آشنایی چندانی با این نوع مباحث ندارند. برخی از مهم‌ترین و زیربنایی‌ترین مباحث مانند واقع‌گرایی و نسبی‌گرایی که مرتبط به فرا اخلاق است و هم‌چنین مهم‌ترین دیدگاه‌ها در اخلاق هنجاری بحث شده است. در فصولی نیز به دیدگاه اخلاقی اسلام پرداخته شده است. قطعاً در کتاب درسی انتظار زیادی از نوآوری علمی نیست و تلاش شده است که از بهترین نظریه‌های موجود با تبیین‌هایی مناسب سطح دانشجویان استفاده شود. البته شاید بتوان از رویکرد تربیتی آن به نوآوری در این نوع متون درسی که تا حدی خشک و فلسفی هستند نام برد که جذابیت بیشتری به مباحث داده است.

استادانی که این درس را برای تدریس انتخاب می‌کنند باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند؟ چه پیشنهادهایی برای آنها دارید؟

اولین شرط برای استادان محترم این نوع دروس، باور به نیاز این سبک مباحث برای دانشجویان و تلاش برای نشان دادن اهمیت و ضرورت این مباحث برای دانشجویان است. اساتیدی که اهمیت تربیت عقلانی جوانان و کار زیربنایی دراین باره را به خوبی دریافته‌اند و تلاش می‌کنند تا با طرح درس مناسب مباحث را ارائه کنند حتماً موفق خواهند بود.  

مسئله بعدی تلاش اساتید برای جذابیت مباحث است که می‌توان با شواهد و مثال‌های مناسب و نشان دادن جریان‌ساز بودن این دسته مسائل به این مهم دست یافت. قطعاً  اساتید محترم توجه دارند که برای تدریس یک کتاب درسی نمی‌توان تنها به اطلاعات موجود در همان کتاب اکتفا کرد و برای موفقیت در تدریس این درس نیز باید علاقمند به مباحث فلسفی و به ویژه فلسفه اخلاق بوده و در این زمینه مطالعات منسجمی داشته باشند.

ممکن است استادان محترم، مباحث تربیتی دیگری را متناسب با مباحث دانسته و بررسی آن‌ها را ضروری بدانند؛ که همانگونه که اشاره شد نکته‌های تربیتی نوعی خط دهی برای طرح این نوع مباحث در کنار دروس فلسفی است؛ کاری که هم به این مباحث جذابیت بخشیده و هم نشان‌دهنده کاربردی بودن مباحث فلسفی اخلاق در زندگی است. استادان محترم متناسب با سلایق و مطالعات خود می‌توانند به غنای بحث افزوده و نگارنده را نیز با ارائه پشنهادات خود برای استفاده در ویراست بعدی یاری رسانند؛ هرچند به طور کلی منتظر دیدگاه‌های انتقادی و اصلاحی استادان فاضل در تمامی مباحث کتاب هستم.

در پایان وظیفه خود می‌دانم از همه اساتید و دوستانی که زمینه تدوین و چاپ این اثر را فراهم کردند تشکر کنم. از عزیران معاونت پژوهشی دانشگاه معارف و خصوصا گروه اخلاق؛ هم چنین از  شما دوستان نشریه معارف که زمینه معرفی این اثر را فراهم نمودید، قدردانی می‌کنم. امیدوارم که همه تلاش‌های دوستان و این حقیر مورد رضایت حضرت حجت(عج) باشد.  

 

)sii0 ��g e:11.0pt;font-family: "B Mitra";mso-ascii-font-family:w_Mitra;mso-hansi-font-family:w_Mitra; mso-bidi-language:FA'>». در عرصه تدریس مواضع تهمت كجاهاست و اگر چه كارهایی انجام دهیم در موضع تهمت قرار گرفته‌ایم؟ به چند نمونه از آنها اشاره می‌نمایم:

 

 

از مصادیق قرار گرفتن در مواضع تهمت برای یک استاد، می‌توان به این موارد اشاره کرد: قدم زدن و گفتگو از فاصله بسیار نزدیك با دانشجوی غیر همجنس و خنده غیر متعارف با مخاطبان غیر هم‌جنس(روایت داریم که پیامبر(ص) با همسرش حرف می‌زد. یكی از اصحاب از کنار آنها گذشت و نگاه خاصی به پیامبر(ص) ‌كرد. حضرت او را صدا کرد و ‌فرمود: «این خانم همسر من است و... .»)؛  مشاوره در اتاق‌های در بسته(پیامبر(ص) فرموده است: «اگر دو نامحرم با هم در یك اتاق باشند نفر سومشان شیطان است»[4] )؛ ... .

پرهیز از عصبانیت؛ استاد باید در بحث و هنگام تدریس، خود را كنترل كند. در روایتی از حضرت پیامبر(ص) آمده: «لَیسَ الشَّدِیدُ بِالصُّرَعَةِ، إِنَّمَا الشَّدِیدُ الَّذِی یمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ»؛[5] قهرمان كسی است كه هنگام خشم خود را كنترل كند. در این خصوص استاد باید به این موارد توجه کند:

 پرهیز از اهانت به گفتار و اعتقادات دیگران؛ حفظ شخصیت طرف مقابل؛ توجه كامل به سخنان او و اجتناب از حواس پرتی؛ كنترل و مدیریت بحث و كلاس.

لزوم رعایت عدالت در عرصه تدریس؛ در اینجا به برخی از مصادیق عدالت‌ورزی و یا نقطه مقابل آن در عرصه تدریس اشاره می‌کنیم:

عدالت در نگاه: در روایات داریم كه هرگاه حضرت رسول‌الله(ص) صحبت می‌فرمود، به همه اصحاب به طور یکسان نگاه می‌كرد. اگر استاد در حین درس تنها به یک یا چند نفر خاص نگاه و توجه کند، این نوعی تبعیض و خلاف عدالت است.

عدالت در سؤال و جواب: عدالت در تشویق و تنبیه و .. .

امانتداری در عرصه تدریس؛ می‌توان مصادیقی برای برقراری عدالت در عرصه تدریس برشمرد؛ از جمله:

 امانتداری در حفظ اسرار دانشجویان؛ آنهایی كه در محدوده مشاوره قرار می‌گیرند و مثلا مشكلات دانشجویان را می‌شنوند باید توجه داشته باشند که آن گفتگوها نزد ایشان امانت محسوب می‌شود. امانت كه فقط پول نیست «راز» جوانی كه به من گفته نیز امانت است. گاه حتی غیر مستقیم نیز نباید در كلاس راجع به آن حرف بزنیم زیرا ممكن است او لو برود و شناخته شود.

امانتداری در حفظ عفت و پاكدامنی؛ عفت جوانی كه در كلاس نشسته حتی اگر خودش هم توجه نداشته باشد نیز یک امانت است؛ آن دختر بدحجاب و ساده، متوجه نیست و شاید خوب و بد خود را هم تشخیص ندهد. دانشجوی ساده‌دلی است که پدر و مادرش بر او نظارتی ندارند؛ الان به عنوان امانت مقابل شما قرار گرفته است.

امانتداری در حفظ وقت؛ دانشجو یك ربع، نیم ساعت و یا بیست دقیقه به اتمام كلاس مانده به استاد می‌گوید: «خسته نباشید» و استاد به راحتی کلاس را تعطیل می‌کند!! این نیز خیانت در امانت است؛ و استاد مقصر است.

از دیگر موارد امانتداری در حفظ وقت، استفاده بهینه از فرصت‌هاست یعنی هنگام تدریس حق نداری هر چیزی بگویی و هر حرف بی‌خاصیت و غیر مهمی را بیان نمایی و با حرف‌های بی‌خاصیت وقت کلاس را پر كنی.

نمونه دیگر: یکبار شنیدم یکی از اساتید شصت واحد تدریس گرفته است! گویا می‌نشیند و تمام کلاس را به کنفرانس دادن این دانشجو و آن دانشجو می‌گذراند! این خیانت در عرصه تدریس است.

امانتداری در حفظ باورهای صحیح دانشجویان؛ گاه ما با رفتار و گفتار خود به باورهای مخاطبان ضربه می‌زنیم و آنها را نسبت به دین و دینداری و متدینان بدبین می‌کنیم. این هم نوعی خیانت در امانت است. چه بسیار انسان‌ها که متدینان باعث گمراهی و دوزخی شدنشان بوده‌اند! پس توجه به این مطلب نیز بسیار مهم است.

رعایت حق‌الناس در عرصه تدریس؛ دایره‌ حق‌الناس خیلی گسترده است. در عرصه تدریس نیز مصادیقی می‌توان برای آن برشمرد  که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

بدون آمادگی كامل وارد عرصه تدریس شدن؛ ارائه پاسخ‌های سرسری و بعضاً غلط به دانشجو؛ تأخیر و یا تعجیل در ورود و خروج از کلاس و عدم توجه به رعایت وقت کلاس درس؛ عدم اهتمام در اصلاح خطاها و لغزش‌های دانشجو؛ و ... .  بخل در ارائه علم؛ نیز می‌تواند از مصادیق عدم رعایت حق‌الناس در عرصه تدریس باشد. استاد به کلاس می‌آید تا علمش را منتقل كند. اگر چیزی را بلد باشد و نگوید در حالی‌که دانستن آن برای دانشجویان ضروری و لازم باشد این مصداق بخل علمی است. البته این نگفتن‌ها با انگیزه‌های مختلف رخ می‌دهد که بهتر است خودتان در این مورد بیاندیشید.  در روایتی از امام صادق(ع) داریم: «ان العالم الکاتم علمه یبعث انتن اهل القیامة ریحاً یلعنه کل دابة حتی دواب الارض الصغار».[6] عالمی كه علمش را مخفی می‌كند روز قیامت به شكل بدبوترین و گندیده‌ترین‌های اهل قیامت مبعوث می‌شود و هر جنبنده‌ای حتی ریزترین آنها او را لعنت می‌نمایند.»

پی‌نوشت‌ها:

 


[1] . غررالحکم، فصل 82، ح 17.

[2] . الکافی، ج2، ص 298، ح 4، باب طلب الریاسه.

[3] . بحارالانوار، ج 70، ص 206.

[4] . «فما من رجل خلا بأمرأة الا کان الشیطان ثالثهما»، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 265، ح 16665.

[5] . همان، ‌ج 74، ص 151، ح 93.

[6] . بحارالانوار، ج 2، ص 72، ح 36.