try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

کلاس منبر نیست

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
گفتگو با حجت الاسلام محمدجواد پاینده، مدیر گروه مؤسسه آموزش عالی ـ غیر انتفاعی پویش قم مصاحبه کننده: سیدمجتبی مجاهدیان

 

ارزیابی شما از وضعیت فعلی گروه‌های معارف اسلامی دانشگاه‌ها چیست؟ آیا وضعیت فعلی گروه‌های معارف اسلامی با توجه به رسالت و نام و نشان آنها که انتظار می‌رود صاحب تحول در دانشگاه باشند، رضایت‌بخش است؟

از حضرتعالی و دوستان نشریه که فرصتی در اختیار بنده قرار دادید، تشکر می‌کنم. اولاً به برکت خون شهدا، سال‌هاست که موقعیت بسیار خوبی  در اختیار گروه‌های معارف اسلامی هست؛ هر چند که شاید ما نتوانسته‌ایم چنان‌که باید از این ظرفیت بزرگ به خوبی استفاده کنیم. البته این به آن معنا نیست زحماتی که سال‌ها کشیده شد تا گروه معارف در ردیف دیگر گروه‌های آموزشی قرار گیرد و زحمات طاقت‌فرسایی که از نظر محتوا و متون درسی توسط معاونت پژوهشی دانشگاه معارف و دیگر کسانی که در این سی ساله زحمت کشیدند، نادیده گرفته شود بلکه به نظر من خوب است ولی هنوز به نقطه اوج و مطلوب خود نرسیده است.

پتانسیل عظیمی را می‌توانیم در گروه‌ها و دانشگاه‌ها فعال کنیم که این مستلزم بسیاری از مسائلی است که باید به آن توجه شود: یکی اینکه هدف اصلی ترکیب گروه‌ها تخصیص گروه معارف است که شخصیت‌های بزرگی مانند شهید بهشتی، شهید مفتح، شهید باهنر و کسانی که با علمیت بسیار بالایی که داشتند فداکاری کردند و به دانشگاه‌ها آمدند تا هم معارف الهی را تبیین کنند و هم پاسخگوی شبهات و سؤالات آنها باشند. در واقع گروه معارف به این خاطر تأسیس شد که روحانیان فاضل و خوبی جذب دانشگاه شوند تا به وظیفه خود عمل نمایند، ولی این اتفاق هنوز کاملاً محقق نشده؛ یعنی ما هنوز هم در دانشگاه ظرفیت خالی از پست‌های هیئت علمی را داریم. هنوز هم بخش عظیمی از درس‌ها توسط اساتید حق‌التدریس، ارائه می‌شود به این دلیل که یا مسئولان دانشگاه تمایلی به استخدام استاد هیئت علمی ندارند یا اینکه فکر می‌کنند اگر با حق التدریس بگذرانند با هزینه کمتری درس را ارائه کرده‌اند و تکلیف هم انجام شده است. حالی‌که هدف این نبود. اگر استاد، هیئت علمی باشد ممحض می‌شود و وقت می‌گذارد و می‌تواند در دسترس دانشجو باشد. فقط نمی‌خواهیم درس بدهیم و از کلاس بیرون برویم و دانشجو از این هفته که بنده درس می‌دهم تا هفته دیگر که سر کلاس می‌آید دیگر مرا نبیند. انتظاری که می‌رود این است که در این کلاس فقط به کلاس اکتفا نشود و دانشجو بتواند با استادش مرتبط باشد، استاد، در دسترس و پاسخگوی سؤالات و مباحث عمومی باشد. استاد باید مطالعه منظم و موظفی داشته باشد تا در حوزه اندیشه اسلامی نیازهای دانشجو را برطرف کند و منابع خوب را به او معرفی کند. من یادم هست حجت الاسلام والمسلمین دکتر کلانتری می‌گفت 1500 پست در هیئت علمی خالی داریم که هنوز جذب نشده‌اند؟! چرا اقدام نمی‌کنیم که این مسئله تحقق پیدا کند؟! مدیریت و اساتید گروه معارف زحمت زیاد می‌کشند ولی این نیاز دارد که یک حرکت بزرگ‌تری صورت بگیرد و رؤسای دانشگاه‌ها موظف شوند نسبت به این برنامه کمک کنند.اگر این اتفاق بیفتد ظرفیتی که باید فعال شود را می‌توانیم داشته باشیم وگرنه صرف داشتن گروه معارف و فعال نبودن و حضور نداشتن اساتید در طول هفته در دسترس دانشجو، آن هدف محقق نمی‌شود. این به نظر من از مهمترین مسائلی است که باید به عنوان آسیبی بزرگ آن را ببینیم و برای رفع آن نیز باید همت کنند و این لازمه‌اش همکاری همه جانبه وزارت علوم، وزارت بهداشت  و رؤسای همه دانشگاه‌ها با نهاد نمایندگی و اساتید معارف است و اگر این همکاری در سطح بالا اتفاق نیفتد این هدف محقق نمی‌شود.

در وضعیت کنونی بعضاً مشاهده می‌شود که حتی مبلغ حق التدریسی که به یک مدرس دانشگاه داده می‌شود از حق التدریس مدرسه غیرانتفاعی خیلی کمتر است! و ما هم انتظار داریم این استاد علاوه بر این که وقت کافی می‌گذارد، همت کند و این درس را با همان کیفیت و با همان خصوصیات مورد نظر ما ارائه کند! گرچه همه اساتید زحمت خودشان را می‌کشند ولی به طور طبیعی نمی‌توانیم انتظار غیر منطقی داشته باشیم. این است که آن چیزی که  باید اتفاق بیفتد، نمی‌افتد. این در حالی است که با توجه به دسترسی آسان جوانان و دانشجویان به فضاهای مجازی، دائم مخاطبین با شبهات مختلف عقیدتی، اخلاقی، سیاسی و فرهنگی بمباران می‌شوند و اینجا لازم است که اساتید در کنار دانشجویان باشند تا بتوانند پاسخگوی مسائل باشند و روشنگری کنند، منابع لازم را معرفی کنند ولی این اتفاق چنان که باید و شاید، نمی‌افتد. اگر بخواهیم به نقطه مطلوب برسیم در درجه اول باید ظرفیت هیئت علمی گروه‌ها را افزایش دهیم و دیگر اینکه سهمیه و ظرفیت موجود را فعال کنیم.

از تجربه‌های موفق و ابتکاراتتان در دانشگاه برایمان بگویید.

دوره‌ای که در دانشگاه صنعتی شریف بودم، به پیشنهاد بنده «مرکز مطالعات و پژوهش‌های اسلامی شریف» تأسیس شد و اساسنامه‌ای برایش نوشتیم. هدف از پرداختن به این مرکز پر کردن خلأیی بود که به خاطر اشکالات فرهنگی ایجاد شده بود زیرا به نظر می‌آمد نه گروه‌های معارف و نه دفاتر نهاد در دانشگاه‌ها، چندان به وظیفه‌ای که برای آنها در اساسنامه هست به خوبی عمل نمی‌کردند؛ لذا ما می‌خواستیم قوی‌تر از آنچه که بود با دانشجو مرتبط باشیم تا درس معارف پاسخگوی نیاز های واقعی مخاطب باشد و دانشجو احساس کند کلاسی که شرکت می‌کند پاسخگوی نیاز امروز اوست. این بود که مرکزی تأسیس کردیم تا مسئول نهاد و مدیر گروه معارف و اساتید، عضو شورای آن مرکز باشند و دانشجوها هم در آن فعال شوند. زمانی که دانشگاه شریف نزدیک به 6500 تا 7000 دانشجو داشت، طبق آمار هر ترم 2000 دانشجو کلاس‌های معارف را می‌گذراندند؛ و این تعداد قابل توجهی است که اگر آن را ضربدر 17 هفته کنیم، آمار بالایی می‌شود.

اعضای شورای این مرکز عبارت بودند از: مدیر گروه شورا، مدیرگروه معارف، معاون دفتر نهاد و دو استاد دیگر؛ و بخش‌های مختلفی نیز داشت: معاون پژوهشی، معاون آموزشی  و کتابخانه تخصصی معارف نیز کنار آن بود. وظیفه مرکز این بود که اول شبهات و سؤالات را رصد کند و نیازها را بپرسد، سپس آنها را به گروه‌ معارف بدهد، مدیر گروه معارف آنها را در شورای معارف با اساتید مطرح کند و به آنها بگویید وقتی درس می‌دهند مثلاً این پنجاه موضوع را که از موضوعات روز است و ذهن و فکر دانشجویان را درگیر کرده است، در نظر بگیرند و آنها را ضمن مباحث کلاس مطرح کنند. یعنی استاد اگر بداند چه شبهاتی مطرح است قطعاً تدریسش در همان راستا خواهد بود و این باعث می‌شود که دانشجو احساس کند استاد در رابطه با هر چیزی که امروز با آن مواجه است درس می‌دهد و درس او هم کاملاً کاربردی است و نیاز فکری او را برطرف می‌کند. وقتی چنین شد اساتید در پروژه‌هایی که می‌خواهند به دانشجو بدهند، از همین موضوعات، پروژه‌ها را انتخاب می‌کنند و به دانشجو می‌گویند بهترین پروژه‌ها را در مجموعه مقالات چاپ می‌کنیم و علاوه بر آن پنج نمره هم جایزه می‌دهیم؛ و این به جای آن است که دانشجو دیگر احساس نکند پروژه‌ای که استاد می‌دهد تنها برای رفع تکلیف است تا او کپی کند و صرفاً نمره بگیرد. سپس ما پروژه‌ها را جمع می‌کردیم و در شورای مرکز پژوهشی ارائه می‌نمودیم و چند استاد به ارزیابی آنها می‌پرداختند و بهترین‌ها را در مجموعه مقالات چاپ می‌کردیم و به آنها جایزه می‌دادیم.

همچنین «مرکز مطالعات و پژوهش‌های اسلامی شریف» با همکاری نهاد و گروه معارف در طول ترم سلسله نشست‌ها و جلسات پرسش و پاسخ‌هایی در راستای همان موضوعات برگزار می‌کرد. این حرف اول تجربه من است.

در حوزه کلاس هم ـ که البته به نظر من بسیاری از اساتید این مسئله را رعایت می‌کنند ـ ابتدا باید به دانشجو بگوییم فضای کلاس عرصه تبادل نظر، گفتگو، و مطرح کردن نظرات و شبهات و دیدگاه‌هاست. نباید دانشجو فکر کند ما در کلاس منبر می‌رویم. کلاس با منبر متفاوت است. ما متکلم وحده نیستیم. حتماً باید فضای کلاس را به گونه‌ای قرار دهیم که دانشجو احساس کند می‌تواند حرف بزند. یادم هست در مدت زمانی، شبهات زیادی در مباحث مربوط به نظام،  انقلاب و رهبری مطرح شد. من همیشه سر کلاس به دانشجوها می‌گفتم اینجا کلاس است و شما آزادید صحبت کنید، به شرطی که منطقی و مستدل صحبت کنید نه مثل عوام بر اساس «می‌گویم و شنیدم» صحبت نداشته باشید و دیگر اینکه به هیچ وجه توهین و اهانت به کسی یا سازمانی نکنید؛ چون شأن دانشجو این نیست که صحبت‌هایش این گونه باشد. پس از شنیدن صحبت‌های دانشجوها مباحث را جمع‌بندی می‌کردم. بعضاً سؤالات و مسائلی را مطرح می‌کردند و بنده جواب می‌دادم و من احساس می‌کردم اکثر این مسائل به خاطر این است که غالباً دانشجو‌ها به خاطر اشتغال درسی که دارند به بسیاری از موضوعات نمی‌رسند که عمیق مطالعه کنند. وقتی استاد با احاطه به موضوع و با مطالعه، به روز باشد، می‌تواند پاسخگو باشد، و بسیاری از مسائل و مشکلات را می‌تواند سر کلاس حل کند تا اینها تبدیل به مشکلات فکری، عقیدتی و بحران‌های سیاسی نشوند.

همان گونه که استحضار دارید از تابستان امسال سیاست جدید نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها، ارائه دروس معارف با شیوه نیازمحور می‌باشد. با توجه به اینکه جناب‌عالی از ابتدا در جریان طرح نیازمحور، بوده‌اید و به این شیوه هم تدریس دارید، ارزیابی خود را از شیوه تدریس نیاز محور، بفرمایید.

ضمن تشکر از برادر عزیزمان حجت الاسلام والمسلمین دکتر رنجبران و همکاران و دوستان گروه‌های معارف اسلامی، این طرح خوبی است به شرط آن‌که بستر و شرایط اجرایش در دانشگاه‌ها فراهم شود؛ در این صورت قطعاً‌ کیفیت دروس معارف در کلاس‌ها متفاوت خواهد شد. طرحی که تدوین شده بر اساس حضور حداکثر 20-25 دانشجو در هر کلاس است، تا استاد بتواند تعامل دوجانبه‌ای با دانشجو داشته باشد. اما الان محدودیت وجود دارد و کف کلاس‌ها را تا حداکثر 50 نفر گذاشته‌اند و حتی در بعضی دانشگاه‌ها 60 نفر در کلاس‌ها شرکت می‌کنند؛ به خصوص در دانشگاه‌های آزاد، غیر انتفاعی و علمی کاربردی که معمولاً به صورت خصوصی و نیمه خصوصی ارائه و اداره می‌شوند. با رایزنی با وزارت علوم و رؤسای دانشگاه‌ها می‌شود  سقف کلاس‌ها 25 نفره باشد و اساتیدی هم که انتخاب می‌شوند با آموزش‌های لازم و البته با علمیت کافی کلاس را اداره کنند. اگر ما واقعاً به این نقطه برسیم، البته طرح ایده‌الی است. پس باید استاد معارف شیوه تدریس نیازمحور، توانمندی و قابلیت علمی لازم را داشته باشد، تا هم بتواند درس را به بهترین صورت ارائه کند و هم آخرین دستاوردهای علمی درس را پیگیری نماید  و پاسخگوی سؤالات و شبهات باشد و هم بتواند منابع را به خوبی معرفی کند و هم مدیریت و نظارت خوبی بر کلاس داشته باشد تا چیزی که هدف عالی این عزیزان طرح هست را محقق کند. فعلاً با شرایطی که می‌بینیم اکثر دانشگاه‌ها آمادگی اینکه بخواهند کلاس های معارف را به این سقف ببندند، ندارند.

در این طرح، استاد باید حتماً عضو هیئت علمی باشد که بتواند حضور مستمر در کنار دانشجو داشته و با دانشجوهایش ارتباط محکمی برقرار کند.

بنابراین این طرح، چند رکن اساسی اجرایی نیاز دارد: یکی، استاد باید از نظر علمی قوت لازم را داشته باشد؛ دو، عضو هیئت علمی باشد که بتواند برای دانشجو وقت لازم و کافی بگذارد و در دسترسش باشد؛ سه، دانشگاه موافقت کند که کلاس‌هایش را  تا سقف 25 نفر ببندد.

با توجه به سابقه سال‌ها تدریس شما در کلاس‌های معارف اسلامی دانشگاه‌ها، چه توصیه‌ای به اساتید جوان و تازه وارد گروه‌های معارف دارید؟

توصیه اول این است که استاد بدون مطالعه روزآمد، سر کلاس نرود. شهید مطهری می‌گوید: من هجده ساعت مطالعه می‌کنم  تا یک ساعت درس بدهم. ما نمی‌گوییم آقایان هجده ساعت مطالعه داشته باشند، ولی بدون مطالعه و بدون قوت علمی، بدون توانایی اداره کلاس نمی‌شود موفق بود. ما سر کلاس با چند گروه دانشجو مواجهیم: یک گروه که اهل مطالعه‌اند و موضوعات متفاوتی را دیده‌اند و شبهات و سؤالات مختلفی در ذهنشان هست، یک گروه که از نظر مبانی فکری به دلایل مختلف ضعیف هستند، و... . استاد باید بتواند فضای چنین کلاسی را اداره کند و مسائلی  که سر کلاس پیش می‌آید را جوابگو باشد. استاد با تجربه کم، باید حتماً این مشکل را با مطالعه روش‌های کلاس‌داری و مطالعه لازم در این موضوعات، مرتفع کند.

به عنوان تجربه عرض می‌کنم: جام جهانی 1998 فرانسه، در دانشگاه شریف سر کلاس بودم. دانشجویی گفت حاج آقا! مسابقه فوتبال جام جهانی شروع شده، نمی‌شود کلاس را زودتر تعطیل کنیم؟ من گفتم نه! مسابقه فلان ساعت شروع می‌شود و تداخلی با زمان کلاس ما ندارد. بعد هم مسابقه‌ای که مثلاً عصر هست، مسابقه خیلی مهمی نیست، بلکه مسابقه مهمتر، ساعت فلان شب است. دانشجو باور نمی‌کرد که من هم مطلعم. دانشجو وقتی دید استادش هم خبر دارد و به روز است، ساکت شد. ما نمی‌گوییم استاد معارف حتماً برود فوتبال دنبال کند؛ نه، ولی لااقل باید بداند فضای ذهنی و علایق جوان امروز چیست. وقتی شما آن علایق را مطلع بودی و دانشجو دید که شما هم مطلع هستید، می‌فهمد که شما خیلی با او فاصله نداری، و وقتی فهمید که فاصله نداری، آن وقت خوشش می‌آید و این می‌تواند اثرگذار باشد. برخورد عجیبی که آن روز سر کلاس دیدم. تا آن جواب را به آن دانشجو دادم، بچه‌ها بی‌اختیار  شروع کردند به کف زدن!

البته استاد باید تمام اصول لازم را در برخورد درست با دانشجو رعایت کند؛ از ادب و تواضع تا رعایت وقار یک استاد معارف. این‌گونه نباشد که خدای نکرده به اسم اینکه می‌خواهیم کلاسمان شاد باشد، شوخی‌های بی مورد کنیم و رفتارهای خاص از خود بروز دهیم. استاد باید آن شرایط لازم را داشته باشد که از باب «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم»‌ ببیند آیا ما رفتار یک استاد، استاد معارف و یا یک روحانی واقعی را داریم؟ وقتی چنین شد، دانشجو آنچه را ما در درس اخلاق و معارف به او یاد می‌دهیم را اول در رفتار و سلوک ما می‌بیند و یاد می‌گیرد. وقتی دید، طبعاً‌ کلام ما اثر متفاوتی روی او خواهد داشت.

لطف کردید که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.

من هم از شما و دوستانتان، از آقایان معاونت و مدیریت اساتید معارف اسلامی، تشکر می‌کنم.