try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: یکشنبه, 14 آذر, 1400

«نیازمحور»، حاوی فرآیند «حل مسئله»

Send to friendSend to friend
Vote up!
Vote down!
نام نویسنده: 
در گفتگو با حجت الاسلام‌والمسلمین واسطی از استادان کارگاه تدریس به روش نیاز محور

 

اشاره:

حجت‌الاسلام‌والمسلمین عبدالحمید واسطی دانش‌آموخته حوزه علمیه(مشهد) و دانشگاه است. برخی تألیفات ایشان عبارت است از: نگرش سیستمی به دین، راهنمای تحصیل، راهنمای تحقیق، راهنمای تدریس، چهل جرعه علم، چهل جرعه معرفت، چهل جرعه نور، ‌حجاب و مدیریت احساس.

واسطی از اساتید کارگاه تدریس معارف به شیوه نیاز محور در مشهد مقدس بودند که گفتگوی ما با ایشان درباره این روش تقدیم شما مشتاقان معارف می‌شود.

معارف

 

ارزیابی شما از طرح تدریس به روش نیاز محور چیست؟ آیا با این روش تحول اساسی در تدریس دروس معارف ایجاد خواهد کرد؟

ایجاد تغییر در شیوه آموزش و یادگیری دروس، از شیوه انتقال اطلاعات، به شیوه زمینه‌سازی برای تولید اطلاعات، از امور حیاتی برای سیستم‌های آموزشی است؛ به خصوص در دروسی که محتوای آنها «مفهومی» است و فراگیر بیشتر با درک مفاهیم سر وکار دارد. روش آموزش «نیازمحور»، حاوی فرآیند «حل مسئله» است که سبب فعال‌سازی ذهن فراگیر و ایجاد دغدغه در او می‌شود تا به‌دنبال دست‌یابی به پاسخ باشد و علاوه بر تلاش فکری فردی و جمعی برای کشف پاسخ مسئله، نسبت به اطلاعاتی که ممکن است او را در یافتن پاسخ کمک کند (که محتوای کتاب است) حساس خواهد شد و پیگری خواهد کرد.

طراحی حضرتعالی برای اجرای کارگاه «تدریس به روش نیاز محور» بر چه اساسی است؟

 طراحی کارگاهی که به‌عهده حقیر بود براساس منطق «برنامه‌ریزی» و منطق «فرآیندهای ادراکی» به‌صورت جدول زیر شکل گرفت؛ و اجرای کارگاه نیز براساس منطق خاص خود بود؛ یعنی کارگاه، خود مصداقی از دستورالعمل‌هایی بود که در آن مطرح می‌شد.

 

روز

وقت اول

وقت دوم

وقت سوم

وقت چهارم

اول

(نگرش‌سازی)

نگرش‌سازی/آسیب‌شناسی/ ضرورت تغییر/ نقطه شروع تغییر/ تغییر نگرش به هویت تدریس،‌ فهم و یادگیری

نگرش‌سازی/ شناخت ابزار تغییر/ سطوح فهم و ادراک + سطوح مهارتی/ تعیین سطح مطلوب در یادگیری

نگرش‌سازی/ شناخت هدف و نحوه هدف‌گذاری آموزشی / تغییر اهداف از شناختی به مهارتی (همراه با تمرین)

نگرش‌سازی/ شناخت مدل عملیاتی/ بررسی انواع روش تدریس و تفاوت آنها/ انتخاب روش تدریس متناسب با اهداف

دوم

(راهبردسازی و راهکارسازی)

راهبردسازی/ فرآیند روش تدریس برتر/ طرح‌درس نویسی برای تدریس کارگاهی (همراه با تمرین تولید قالب طرح درس)

راهکارسازی/ ابزار لازم برای فرآیند مطلوب/ ابزار مسئله‌پردازی و تولید مسائل کاربردی (همراه با تمرین و تکمیل طرح درس)

راهکارسازی/ ابزار لازم برای فرآیند مطلوب/ ابزار «تفکر» / تفکر تحلیلی (همراه با تمرین و تکمیل طرح درس)

راهکارسازی/ ابزار لازم برای فرآیند مطلوب/ ابزار تحلیل محتوا، نقشه‌ ذهنی، نمایه سازی، بررسی تطبیقی (همراه با تمرین و تکمیل طرح درس)

سوم

اجرا و ارزیابی

فرآیند سنجش و ارزیابی یادگیری/ فرآیند سنجش یادگیری در شیوه کارگاهی (همراه با تمرین و تکمیل طرح درس)

اجرای طرح درس تولید شده توسط گروه‌ها/ نقد و بررسی و اصلاح

اجرای طرح درس تولید شده توسط گروه‌ها/ نقد و بررسی و اصلاح

بارش فکری برای اشکالات احتمالی اجرایی و گفتگو برای حل مشکلات + تولید بیانیه پایانی کارگاه نسبت به اصل روش و کیفیت اجرا و امکانات مورد نیاز

 

 

تمام تلاش در کارگاه متمرکز بر این بود که شرکت‌کنندگان، همان احساس را که دانشجویان هنگام مواجهه با مسئله‌ای دغدغه‌ساز برای آن باشد، دارند به شکل محسوسی خواهند داشت، تجربه کنند و میزان فعال شدن تفکر و انگیزه آنها برای پیگیری مطالب کلاس را در چنین فضایی لمس نمایند.

کار عملی که در کارگاه صورت گرفت تجربه‌سازی برای «طراحی مسئله‌های دغدغه برانگیز» و نحوه حرکت دادن فکر دانشجویان برای تلاش جهت پاسخ به مسئله بود.

دومین فرآیندی که سبب انگیزش و فعال شدن تفکر فراگیران می‌شود فرآیند «بررسی‌های تطبیقی» است که این فرآیند نیز در کارگاه به‌صورت عملیاتی انجام شد.

توضیح اجمالی این فرآیند چنین است که: پس از اینکه فراگیران پاسخ اولیه‌ای را با استفاده از تفکر خود به مسئله مطرح شده در کارگاه دادند، پاسخ‌ها به بحث گروهی و سپس میان‌‌گروهی گذاشته می‌شود تا هر فردی پاسخ خود را با دیگران مقایسه کند و در نهایت با هدایت استاد و ارجاع به کتاب،‌ درخواست مقایسه پاسخ گروهی، با مطالب کتاب می‌شود. در چنین موقعیتی فراگیر به سبب قرار گرفتن در حالت مقایسه و تطبیق، نقاط و نکات اصلی مباحث را احساس کرده و توجه لازم برای درک آنها در او فعال می‌شود.

به نظر حضرتعالی باید‌ها و نبایدها، اولویت‌ها، چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌رو جهت هر چه بهتر برگزارشدن این طرح چیست؟

الف) زمان؛ دو روز برای این تجربه وقت کافی تلقی نمی‌شود و حداقل یک تا دو روز دیگر باید به این کارگاه اضافه می‌شد تا فرصت تجربه عملیاتی و انجام تمرین‌های بیشتری ایجاد می‌شد.

ب) تهیه و تولید درس‌های نیازمحور؛ برای هر کدام از کتاب‌های معارف، اصلی‌ترین کاری که می‌تواند نگرانی اساتید از انجام این طرح را تا حدود زیادی برطرف کند، تولید درس‌های نیازمحور است.

ج) توجیه شدن گروه معارف در دانشگاه‌ها و آماده‌سازی برای همراه شدن گروه و مسؤولان در پشتیبانی اساتید داوطلب برای اجرای این طرح ضروری است و احتمال چالش جدی در صورت عدم هماهنگی با گروه وجود دارد.

د) انجام این کار در گام اول با دانشجویان داوطلب برای شرکت در این کلاس‌ها می‌تواند زمینه خوبی را برای اجرای اول طرح داشته باشد.

لطفاً مهم‌ترین ابتكارات و تجربه‌های موفق خود را در امر تدریس برشمارید.

شاید تاثیرگذاری نسبی کلاس‌های حقیر به دو علت باشد:

الف) شبیه‌سازی موقعیت نیاز و ایجاد حسّ فضای واقعی که یک مسئله ایجاد می‌کند، آن هم در صحنه عینی زندگی روزمره عام و خاص که توجه فراگیران را به مسئله جلب می‌کند و انسان می‌بیند که با شور و کنجکاوی پاسخ می‌طلبند.

ب) تلاش برای اینکه فراگیران به جای مراجعه به اطلاعات تولید شده دیگران (چه متن کتاب و چه حافظه)، از تجربیات و مفاهیم ملموس خودشان استفاده کنند و پاسخی را تولید نمایند. در این تلاش با ارائه «روش تفکر» در کلاس‌ها ابزار لازم به فراگیر داده می‌شود.

تفصیل این نکات را با نمونه‌های عینی می‌توانید در کتاب «راهنمای تدریس با اقتباس از نگرش اسلام» نشر مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام ملاحظه فرمایید.

با عنایت به تجارب حضرتعالی توصیه شما به مدرسانی كه به تازگی می‌خواهند به امر تدریس معارف اسلامی بپردازند، چیست؟

به گمان حقیر دو نکته‌ای که در سؤال‌های قبلی بیان کردم از نقاط مرکزی آموزش فعال است و هم فرصت و هم تهدید محسوب می‌شود که اگر استاد در این دو مورد مهارت نسبی را به‌دست بیاورد نتایج رضایت‌بخشی نسبت به «یادگیری معارف» و تاثیر آن بر رفتار فراگیران ایجاد خواهد شد.

 

سوتیتر

ایجاد تغییر در شیوه آموزش و یادگیری دروس، از شیوه انتقال اطلاعات، به شیوه زمینه‌سازی برای تولید اطلاعات، از امور حیاتی برای سیستم‌های آموزشی است؛ به خصوص در دروسی که محتوای آنها «مفهومی» است و فراگیر بیشتر با درک مفاهیم سر وکار دارد. روش آموزش «نیازمحور»، حاوی فرآیند «حل مسئله» است که سبب فعال‌سازی ذهن فراگیر و ایجاد دغدغه در او می‌شود تا به‌دنبال دست‌یابی به پاسخ باشد.