try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 9 آذر, 1400

اصول تربیت بر اساس انسان‌شناسی ابن‌عربی

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
نویسندگان: محمد حسین حیدری،[ استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان.] رضاعلی نوروزی،[ استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان.] حسنعلی بختیار نصرآبادی،[ استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان.] كمال نصرتی هشی،[دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم وتربیت، دانشگاه اصفهان.] و محبوبه جمشیدی.[کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش، دانشگاه اصفهان. ]

 

درآمد

از آنجا كه در همه حوزه‌های اصلی معرفت بشری، بررسی ابعاد وجودی انسان و ویژگی‌های او از مباحث بنیادی محسوب می‌شود، پس می‌توان گفت انسان‌شناسی خط مشتركی است كه حوزه‌های مختلف علوم انسانی از جمله ادیان، فلسفه، اخلاق، تربیت، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی را به هم مربوط می‌سازد.[6]

در اسلام وجود انسان به مثابه خزانه اصلی همه حقایق و حكمت‌هایی است كه در طی زمان ظهور نموده است. این وجود كه با عناوین دیگری چون «انسان كامل»، «خلیفه حق» و «مرآت تام» به آن اشاره می‌شود، اصل و حقیقت همه انبیا و چه بسا همه انسان‌هایی است كه در طول زمان مظهر حقیقتی بوده‌اند و یا خواهند بود.

اندیشمندان مسلمان، در پرتو تعالیم انسان‌ساز اسلام به موضوع انسان و كمال او و راه‌های وصول به سعادت او پرداخته‌اند و نظام‌های فكری را برای پاسخگویی، به سوالات مربوط به انسان و تربیت او بنا گذارده‌اند.[7] نظریات در باب جایگاه انسان برای نخستین بار در آثار ابن‌عربی به صورت جامع به ظهور رسیده و پس از وی توسط شاگردان و مروجان اندیشه‌هایش بسط و رواج یافت.

 

انسان‌شناسی ابن‌عربی

از آنجا كه نوع نگرش هر محقق به ماهیت انسان تأثیر به‌سزایی بر دیدگاه‌های تربیتی او دارد، پیش از بررسی دیدگاه‌های ابن‌عربی در باب اصول تربیت، نخست گذری اجمالی به دیدگاه‌های وی در زمینه انسان‌شناسی خواهیم داشت. ویژگی‌هایی كه ابن‌عربی از انسان ارایه كرده به قرار ذیل می‌باشد:

1. انسان موجودی الهی است كه پیوند ناگسستنی با رب خود دارد. این انسان از دیدگاه ابن‌عربی چنین معرفی شده است: «انسان، ادل دلیلی بر موجد عالم، و اكمل آیات اعلای خدای علی اعلی است.»[8] لذا انسان از ابعاد مختلف چه بعد مادی و چه معنوی تكوین یافته است. به نظر ابن‌عربی انسان، موجودی جامع، حادثی ازلی، كلمه فاصله و جامعه است.[9] آدمی - كه به لحاظ خاكی حادث است با عقلی كه بدایت است نه نهایت و سقف وجود انسان - موجودی ازلی می‌شود. او برزخی میان حدوث و ازلیت و حكمه‌ای است كه در عین حال كه در مرز میان خاك و خدا نشسته، جامع همهٔ حقایق است.[10] بنابراین بدن طبیعی، نازلترین مرتبه از مراتب انسان و مبدأ سیر و حركت این موجود متحرك به سوی كمال در اثر تربیت انسان كامل می‌باشد؛ و سفر انسان از منزل طبیعت آغاز می‌شود تا به جایی برسد كه در وهم هیچ كس نیاید.[11]

2. در باب كرامت انسان معتقد است:

الف) انسان دارای كرامت ذاتی نسبت به سایر مخلوقات است. این ویژگی(كرامت)، از نكاتی كه وی پیرامون انسان مطرح ساخته، آشكار می‌گردد؛ كه عبارتند از: انسان، عصاره خلقت است و جنبه‌ها و ابعاد و شئون مختلفی دارد[12] كه در سایر مخلوقات به چشم نمی‌خورد. انسان برخلاف دیگر موجودات موجودی جامع است، نه موجودی تك بعدی یا دو بعدی.[13] جنبه ظاهری همین مادیات است كه مشهود است و جنبه معنوی جنبه دیگری است كه ماورای این عالم و در انسان است.[14] هیچ موجودی مثل انسان نیست؛ اعجوبه‌ای است كه از او هم یك موجود الهی، ملكوتی ساخته می‌شود و هم یك موجود جهنمی، شیطانی. موجودات دیگر چنین نیستند؛ این‌گونه نیست كه بین فرد كامل و فرد جهنمی ناقص، این فاصله باشد.[15]

ب) انسان مستعد كسب كرامت اكتسابی است. از نظر ابن‌عربی كرامت‌ها دو نوعند: 1. كرامت ظاهری، مادی و كونی 2. كرامت باطنی، معنوی و روحی. كرامت‌های ظاهری در عالم خارج اتفاق افتاده و با حواس انسانی قابل درك هستند؛ اما كرامت باطنی در نفس(روح) صوفی یا هر كس دیگری اتفاق می‌افتد و با حواس ظاهری نمی‌توان به آن پی برد.[16] و كرامت اكتسابی (یعنی علم) با حركت و صیرورت در راه خدا و در سایه عبودیت و تقوا(یعنی عمل) به دست می‌آید. در تبیین این اصل می‌توان این عبارت ابن‌عربی را آورد كه می‌فرماید: آنچه آدمی برای این سیر و سلوك لازم دارد بی كم و كاست برایش مهیا و آماده شده و در قالب «حكم» (جمع حكمت) بر قلوب پیامبران؟ص؟فرود آمده است. چون «اینكه انسان چه مقدار از این زاد و توشه بر گیرد و چگونه برای پیمودن این راه از آن استفاده كند، امری است مربوط به خود او و در اختیار او. اینجا وادی تلاش و نشاط و خلاقیت است... اگر عنایت نمی‌شد و انبیاء نمی‌آمدند اغلب و  اكثر با آن تجرد حیوانی بار می‌آمدند. این است كه طبق عنایت، انزال كتب و ارسال رسل و اولیا و اوصیا محقق شده تا وقتی آن تجرد ذاتی جوهری ـ  كه قهری و ذاتی است ـ  انجام می‌گیرد در صورتی كه انسان اعمال و افعال و كردارش را با دستورات شرعیه مطابق كرد و اعمال قلبیه و نیات خود را خالص نمود و این تجرد به آخر برسد و این كمال قهری ذاتی تمام شود و یك كمالات اكتسابیه از فضایل و معارف با این باشد و هیچ سیئاتی نداشته باشد و یك موجود مجرد عقلانی شود.»[17]

3. از دیدگاه ابن‌عربی، انسان دارای قدرت تصمیم‌گیری و اختیار است و هیچ یك از عوامل طبیعی، وراثتی و الهی، اراده انسان را مقهور خویش نساخته است، بلكه انسان را دارای آزادی فلسفی یا فطری دانسته كه ذاتی انسان می‌باشد، ایشان آزادی را حق عالیه بشر دانسته و آن را «عطایی» از طرف خداوند می‌داند، نه اینكه از طرف عده‌ای از افراد به انسان داده شده باشد.[18]

4. فطرت انسانی با معرفتی نسبت به ربّ خویش سرشته شده است. ابن‌عربی در این زمینه معتقد است: «انسان دارای دو جهت حركت فطری و نفسانیت است و تنها وقتی در جهت كشش‌های ربوبی كه همان كشش‌های فطری است قرار بگیرد می‌تواند به تربیت كامل برسد. لذا به هر اندازه تجرد بیشتر باشد، بیشتر به ادراك اعیان مجرده نایل می‌گردد؛ به طوری كه اگر مداومت داشته باشد، حقایق از نفس و قلب او طلوع می‌نماید و منظور همین است كه با مبادی عالیه انس احادی حاصل شود نه اینكه فقط انسان مفهومی را درك كند. پس انبیا و مرسلین برای همین جهت است كه بشر را به یك مبدا توجه داده و اعمالی را كه كوتاه‌ترین راه به مقصود است، نشان داده‌اند.»[19]

5. انسان موجودی است كه به جهت فطرت، عاشق كمال است و از نقص ناراحت می‌شود و به جهت نفس در نقص نیز كمال آن را طالب است. انسان هر چه را می‌خواهد فریفته كمال اوست و از هر چه ناراحت باشد از جهت نقص است. لذا انسان اگر از هر خوبی خوبتری پیدا كند به آن می‌گرود، اگر احتمال جمال خوب‌تری نسبت به جمال خوبی كه طالب آن است بدهد به آن علاقمند می‌شود؛...و این از جهت عشق ذاتی به كمال است كه ذاتش، صرف عشق به كمال است و كمال مطلق خداست؛ پس انسان هر چه را طالب است به خاطر كمال،‌ طالب است و محال است چیزی را به جهت نقصش خواسته باشد.[20]

6. نكته مهمی كه ابن‌عربی به آن اشاره می‌كند ارتباط انسان كامل با افراد انسانی و به عبارت دیگر انسان فردی با انسان نوعی است؛ كه ثمر این بحث در معرفت نفس و معرفت خداوند وضوح می‌یابد. ایشان می‌گوید: «انسان كامل عین نفس هر انسانی می‌باشد و هر فرد با او رابطه این همانی دارد و بسان رقیقه‌ای از آن حقیقت است. تایید كننده این معنا را می‌توان آیه شریفهٔ «النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»[21] دانست كه انسان كامل حتی از نفس مؤمنان به ایشان نزدیك‌تر است(همان‌گونه كه خداوند از رگ گردن به انسان نزدیك‌تر است) تو گویی اساسأ نفس همه مؤمنان است. بر این اساس، انسان كامل هم عین نفس هر انسان است و هم نماینده و خلیفه و صورت نامه الهی است.»[22]

اصول تربیتی ابن‌عربی

آموزش و پرورش باید بر اصول معینی استوار گردد؛ اصولی كه می‌تواند مبنای سیاست‌گذاری‌ها در نظام تعلیم و تربیت قرار گیرد. از این رو بر اساس آرای انسان‌شناسی ابن‌عربی  به كشف اصولی پرداخته شده  كه به قرار ذیل است:

1. خدامحوری: یكی از عام‌ترین اصول گرفته شده از آرای ابن‌عربی است. به زعم ما ابن‌عربی این اصل را جوهره اساسی رفتار یك فرد دین‌دار می‌داند، كه از این جنبه مهمترین اصل ایجاد تمایز تربیت دینی از دیگر رویكردهای تربیتی است. به طور مشخص مفهوم خدامحوری یعنی انجام و یا قصد انجام كلیه اعمال و رفتار انسان براساس ملاك و معیارهایی كه خداوند به منظور كسب رضایت الهی برای آنها تعیین كرده است. جریان این امر در عمل تربیتی ناظر بر نحوة عملكرد مربی بر اساس آن ملاك‌هاست؛ بنابراین، گزینش برنامه‌های تربیتی باید به نحوی صورت پذیرد كه انگیزهٔ رضایت خداوندی در متربی روز به روز فزونی یابد تا جایی كه وی بدون كسب رضایت به هیچ عملی اقدام نكند.

انتقال روحیه تعهد در متربی برای تطبیق اعمال با معیار و ملاك الهی بارزترین ثمره‌ای است كه از این اصل حاصل می‌شود.

مبانی اشتقاق اصل خدامحوری را می‌توان در دو بعد جهان‌بینی و انسان‌شناختی خلاصه كرد. بر اساس جهان‌بینی توحیدی، جهان از یك مشیّت حكیمانه پدید آمده است و نظام هستی بر اساس خیر بودن وجود و رسانیدن موجودات به كمالات شایسته آنها استوار است.[23] ابن‌عربی در این زمینه با ترسیم سیمای انسان در قالب این عبارات می‌گوید: «انسان خلیفه خداست؛ بر خلق او و بر صورت الهی آفریده شده است؛ متصرف در بلاد خداست و خلعت‌های اسماء و صفات خداوندی را در بر كرده و در گنجینه‌های ملك و ملكوت او نفوذ كرده است؛ روحش از حضرت الهیه بر او دمیده شده، ظاهرش نسخه‌ای از ملك و ملكوت و باطنش گنجینه‌های خدای لایموت است».[24] این‌كه انسان آنچه در زندگی اتفاق می‌افتد از اتفاقات خوشایند تا ناخوشایند را تحت برنامه‌ای منظم و هدفمند و حكیمانه بداند؛ بی شك رنج و مصیبت را كاهش می‌دهد.  اصل خدامحوری به این صورت در زندگی انسان تبلور می‌یابد.

2 . تعبدمداری:  مفهوم واژة تعبد، حاكی از نوعی ارتباط انسان با خداست كه مستلزم تواضع، خشوع و فروتنی در برابر او و پرهیز از طغیان، تكبر و گردنكشی از دستورها و احكام وی می‌باشد.[25] فطرت انسانی با معرفتی نسبت به ربّ خویش سرشته شده است. ابن‌عربی در این زمینه می‌فرماید: «انسان دارای دو جهت حركت فطری و نفسانیت است؛ و تنها وقتی در جهت كشش‌های ربوبی كه همان كشش‌های فطری است قرار بگیرد می‌تواند به تربیت كامل برسد».[26]و زمانی خود را در جهت كشش‌های ربوبی می‌بیند كه به اطاعت متواضعانه در برابر اوامر الهی گردن نهد. بنابراین هدف از این اصل در برنامه‏ تربیتی، ایجاد و پرورش روحیة تعبد در متربی است؛ به نحوی كه در او حالتی حاكی از اطاعت متواضعانه در برابر اوامر الهی ایجاد كند. ثبات در اهداف كلی و پیروی از قوانین ماندگار الهی، انگیزش درونی ناشی از حضور خداوند نزد فرد و كسب عزت نفس از طریق اتكا به خداوند و استغنای درونی از دیگران، رهایی از احساس تنهایی و... بعضی از دستاوردهای تربیتی اصل تعبد مداری‏اند.

3. خودشناسی: خودشناسی كه پایه تعلیم و تربیت صحیح است، به خداشناسی می‌انجامد. از دیدگاه دینی، خودسازی منوط به خداشناسی است و خداشناسی در پرتو خودشناسی قابل تبیین است. چنانچه ابن‌عربی معتقد است: راه شناخت حق شناخت خودمان است، كوشش در شناخت حق به صورت مطلق بی‌حاصل است ما باید به عمق نفوس خویش بازگشته حق را به صورت جلوه‌هایش ادراك كنیم.[27] انسان برای اینكه بتواند مراتب عالی را طی كند و به قله سعادت برسد، ابتدا باید توانایی‌ها و كمبود‌های خود را بشناسد. بنابراین، نزدیك‌ترین چیز به انسان و مهمترین اشیا برای وی، نفس اوست و آدمی پیش از تدبیر و تربیت دیگران، باید در پی اصلاح خویشتن باشد و برای این امر لازم است خود را بشناسد.

4. فطرت‌مداری: اصل فطرت‌مداری یعنی توجه به داشته‌ها و محتویاتی كه در فطرت انسان است. ابن‌عربی در این مورد فرموده است: «به لحاظ اینكه انسان با فطرت الهی خلق شده، تربیت صحیح باید با توجه به فطرت و در هماهنگی با آن باشد، تا بتوان انسان را به جهت خیر و سعادت سوق داد؛ در غیر این صورت انسان از فطرت خود منحرف می‌شود و در جهت انحطاط و تباهی حركت می‌كند. تربیت چنانكه با فطرت هماهنگی داشته باشد تحقق اهداف دنیایی و اخروی را ممكن می‌سازد. به عبارتی، تربیت هماهنگ با فطرت آن است كه فرد هم به دنیا توجه كند و هم به آخرت؛ البته دنیا را به عنوان وسیله عبور بداند، زیرا دنیا با این‌كه در اصل وجود خود خیر است اما به دلیل ناپایدار بودن نباید تمام مساعی تربیتی در جهت تامین آن باشد».[28] از این رو دست‌اندركاران تربیتی در روند تربیت فراگیران باید با توجه به فطرت و در هماهنگی با آن حركت كنند و بر اساس فطرت انسان قدم بردارند.

5. ارشاد و راهنمایی: از اصول دیگری كه از آثار ابن‌عربی به دست می‌آید ارشاد و هدایت فراگیران در روند تربیت آنهاست. مربی در تربیت اسلامی به هیچ بهانه‌ای نباید از تربیت و هدایت متربی ملول شود و مسؤولیت خود را تمام شده تلقی كند؛ چون تربیت و هدایت، كاری خدایی است. خداوند متعال بنده خود را در هر وضعیتی تحت نظر دارد؛ هر قدر بنده راه گم كند باز خداوند طالب هدایت و تربیت اوست. مربی اسلامی نیز از تلاش برای ساختن و تأثیرگذاری بر روح و روان متربی لذت می‌برد واین كار را عبادت تلقی می‌كند. ابن‌عربی لازمه طی طریق در مسیر عرفان و رسیدن به اهداف مورد نظر را داشتن شیخ، و اطاعت از رهبری یك مرشد و تربیت شدن از سوی او می‌داند.  وی در لزوم ارشاد و راهنمایی افراد، می‌فرماید: «صفای نفس و ارتباط با عوالم ماورای ماده و معارف وحیانی برای چنین انسان‌های كامل نظیر انبیا و اولیا میسر است و از همین‌جاست كه ولایت آنها مسلم می‌شود كه ناشی از جامعیت انسان كامل یا نبی و احاطه كامل او به همه مراتب و عوامل غیب و شهادت می‌باشد و لذا شهود او حق است و استعداد آن را دارد كه معیار شهود‌های دیگر باشد. بنابراین لزوم وجود انسان كامل یا ولی برای هدایت و راهیابی انسان به كمال روشن می‌شود». [29]

6. متربی‌محوری:  یكی از شاخصه‌های مهم در سنجش كارایی هر نظام تربیتی میزان واقع‌نگری و تاكید آن بر متربی است. تربیت در صورتی كه بر مدار نیازها و ویژگی‌های انسان باشد، مستلزم هیچ‌گونه فشار و نادیده گرفتن واقعیت‌های موجود در او نیست؛ تربیتی كه از او آغاز می‌گردد و در او سیر می‌كند و به او ختم می‌شود. تربیت در عین حال كه انسان را به سوی خدا سوق می‌دهد، تامین كننده نیازهای اوست.

شایان ذكر است كه دیدگاه تربیتی ابن‌عربی كه همان دیدگاه و نگرش قرآن است، درباره تعالی‌جویی انسان به سوی خدا، با توجه به توانایی‌ها و محدودیت‌های حاكم بر وی تبیین می‌شود و هرگز خارج از استعداد و آمادگی او تكلیفی بر او تحمیل نمی‌شود. از این رو با پذیرش اصل متربی محوری در تعلیم و تربیت، باید موارد زیر را مورد توجه قرار داد:

 6-1) اصل توجه به اراده و آزادی: به عقیده ابن‌عربی، یكی از اهدافی كه می‌تواند انسان را به مطلوب و مقصود خود برساند، ضرورت توجه به اراده جدی و تقویت آن است. به عقیده ایشان: «در امر تكوین و خلق، سه چیز وجود دارد:

1. ذات خداوند 2. اراده او 3. قول او. در انسان نیز این سه چیز وجود دارد و از این رو می‌تواند دست به تكوین و خلاقیت بزند»[30] و نیز می‌فرماید: «اراده و همت آدمی می‌تواند هر چیز را كه بخواهد بدون كم و زیاد به وجود آورد».[31] ایشان معتقد است: انسان دارای قدرت تصمیم‌گیری و اختیار است و هیچ‌یك از عوامل طبیعی، وراثتی و الهی، اراده انسان را مقهور خویش نساخته است، بلكه انسان را دارای آزادی فلسفی یا فطری دانسته كه ذاتی انسان می‌باشد. ایشان آزادی را حق عالیه بشر دانسته و آن را عطایی از طرف خداوند می‌داند، نه اینكه از طرف عده‌ای از افراد به انسان داده شده باشد.[32] از این رو در تعلیم و تربیت هم باید به این اصل توجه داشت چرا كه فراگیران اراده و اختیار دارند. خیلی از مشكلات رفتاری آدم‌ها به افراط‌های مربیان مربوط می‌شود. اگر رفتاری بدون اقناع درونی به افراد تحمیل شود آنان پس از مدت كوتاهی پس خواهند داد و هرگز به رفتار قوی و ریشه‌دار تبدیل نمی‌شود.

6-2) اصل تكریم شخصیت: مهم‌ترین اصل تربیت اسلامی، اصل كرامت انسانی است. توجه مربی ـ در امر تربیت ـ به این واقعیت كه انسان در مقایسه با سایر موجودات از بهره‌های وجودی بیشتری برخوردار است و می‌تواند با بهره‌گیری درست از استعدادها و بهره‌های وجودی خود، كامل‌تر شود و از همه موجودات فراتر رود؛ این سنگ بنای تربیت است. از این روی مقام و منزلت انسان نزد ابن‌عربی جایگاهی بس والا دارد.

6-3) اصل تدریجی و مستمر بودن امر تربیت: تربیت باید هماهنگ با طاقت، توان و گنجایش افراد و به صورت تدریجی و آهسته صورت گیرد. منظور از پرورش تدریجی، هماهنگی روند تربیت با رشد تدریجی فرزندان است. والدین در تربیت و نگه‌داری فرزندان باید به تدریجی بودن ویژگی‌ها و توان‌مندی‌های آنها توجه داشته باشند؛ زیرا شخصیت انسان كم كم ساخته می‌شود و گفتار و رفتار به مرور در او اثر می‌گذارد و در عمق جانش نفوذ می‌كند. چنانچه انسان فقط با چند رفتار و كردار نیك، به شخصیت عالی دست نمی‌یابد، بلكه با تداوم، تكرار و به تدریج، شخصیت او قالب می‌خورد و شكل می‌گیرد.

به زعم ابن‌عربی انسان از نازل‌ترین مرتبه حركتش آغاز و به عالی‌ترین مراتب انسانیت می‌رسد. از منظر ایشان انسان موجودی مادی و روحی است كه به لحاظ بعد مادی، به تدریج علم را فرا می‌گیرد و در مسیر تربیت رشد پیدا می‌كند. چون تحصیل علم و تربیت امری تدریجی است برای تحقق بخشیدن به آثار آن باید استمرار داشته باشد، تا به شخصیت و شاكله وجودی انسان شكل دهد؛ از این رو به عقیده ابن‌عربی چون تربیت امری تدریجی است باید طبقه بچه و جوان، را كم كم تربیت كنیم و این تربیت باید استمرار پیدا كند.[33]

بنابراین، این نكته پیوسته باید مورد توجه معلمان، مربیان، اولیا و مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد و بر این اساس، باید برنامه‌های تربیتی را متناسب با هر یك از این مراحل و اقتضائات خاص آن مرحله تدارك دهند و نحوه برخورد با مسائل و تفسیر آنها نیز به تناسب صورت گیرد؛ به گونه‌ای كه هیچ یك از این مراحل دچار خلل نشده، مشخصات همان مرحله به صورت متعالی انجام پذیرد؛ مثلا كودك در مرحله خاصی فقط عینیات را درك می‌كند و درك مفاهیم انتزاعی برای او مشكل است كه این تدابیر تربیتی خاص خود را می‌طلبد.

پی‌نوشت‌ها:

 


6. رزم‌جو، حسین؛ انسان آرمانی و كامل، ص 15.

7. اعرافی، علیرضا؛ آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن، ج1، ص2.

[8] . ابن‌عربی، محیی الدین ؛ رسائل ابن‌عربی، ص56.

[9] . همان، ص65.

[10] . عفیفی، ابو العلاء؛ شرحی بر فصوص الحكم، ص 50.

[11] . همان، ج 2، ص 225.

[12] . همان، ج 1، ص 233 و 234.

[13] . همان، ج2، ص154.

[14] . همان، ج7، ص225.

[15] . همان، ج13، ص130.

[16] . الوداغ، سلیمان؛ ابن‌عربی، ص114.

[17] . امام خمینی؟ق؟، تقریرات فلسفه، ص182 و 183.

[18] . ابن‌عربی، محمد بن علی؛ فصوص الحكم، ص120 ـ 125.

[19] . امام خمینی؟ق؟،  تقریرات فلسفه، ج3، ص497.

[20] . همان، ج3، ص338 ـ 341.

[21] . احزاب: آیه 6.

[22] . ابن‌عربی، محیی الدین؛ الفتوحات المكیه، ج6، ص172.

[23] . مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار،ج2، ص83.

[24] . خوارزمی، تاج الدین حسین؛ شرح فصوص الحكم، ص15.

[25] . ابن فارسی، احمد؛ معجم مقائیس اللغة، ص206.

[26] . امام خمینی؟ق؟،‌ تقریرات فلسفه، ج3، ص497.

[27] . رحیمیان، سعید؛ خطوط برجسته انسان شناسی ابن‌عربی، ص11 تا 44.

[28] . خوارزمی، تاج الدین حسین؛ شرح فصوص الحكم، ص442.

[29] . جمشیدی، محبوبه؛ تحلیل و تبیین اندیشه‌های انسان‌شناسی ابن‌عربی و دلالت‌های تربیتی آن، ص117.

[30] . ابن‌عربی، محیی الدین؛ فتوحات مكیه ج12،‌ص13، تحقیق و تقدیم عثمان یحیی.ج 14، ص 224.

[31] . همان.

[32] . ابن‌عربی، محمد بن علی؛ فصوص الحكم، ص120 ـ 125.

[33] . ابن‌عربی، محیی الدین؛ فتوحات مكیه ج7، ص112.