try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 9 آذر, 1400

چهرة نادر و تحسین برانگیزِ «رهنما» (اندوه‌یادی از پیر مجاهد شیخ مصطفی رهنما(ره))

Send to friendSend to friend
Vote up!
Vote down!
نام نویسنده: 
تدوين: سيدمجتبي مجاهديان

بسم الله الرحمن الرحیم

در‌گذشت روحانی مجاهد مرحوم حجت‌الاسلام آقای شیخ مصطفی رهنما(ره) را به بازماندگان و دوستان و همفکران ایشان تسلیت می‌گویم. تلاش خستگی‌ناپذیر این روحانی پارسا در مبارزه‌ قلمی و فکری برای مسأله‌ فلسطین که از جوانی تا کهنسالی و در بیش از نیم قرن ادامه داشت، «چهره‌ای نادر و تحسین برانگیز» از وی در ذهن همه‌ کسانی که این عالمِ متواضع و پر استقامت را می‌شناختند، ترسیم می‌کرد.

از خداوند رحمت و علوّ درجات برای ایشان مسألت می‌کنم.

سیّد علی خامنه‌ای

10/مهرماه/1392

زندگی و زمانه

حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ مصطفی رهنمايي معروف به «شیخ مصطفی رهنما» مبارز مشهور انقلابی و یار دیرین امام و نظام اسلامی و از پیشگامان تلاش برای وحدت مسلمین و از پیش‌قراولان مبارزات آزادی‌بخش ملت‌های مسلمان منطقه، که فعالیت‌های بسیاری در دفاع از حقوق مردم مظلوم فلسطین داشت، 7 مهر ماه 1392 در سن 88 سالگی درگذشت.

مصطفی رهنما در سال 1304 خورشیدی در کرمانشاه متولد شد. وی از خاندانی روحانی و مبارز برخاسته و برادران شهید واحدی از «جمعیت فدائیان اسلام»، دایی‌های او بودند. شیخ مصطفی تحصیلات خود را در حوزه‌های علمیه قم، کربلا و نجف به پایان رساند. وی در نجف شاگرد بزرگوارانی چون مرحوم علامه شیخ محمدحسین آل کاشف الغطاء بوده است؛ کسی که در سال 1350 در کنگره جهانی اسلام در بیت‌المقدس گفت: «اختلاف و جدایی از خصلت‌هایی است که در درون ما ریشه دوانده و ما را بیچاره ساخته است. اختلاف اندیشه و آزادی فکر از ویژگی‌های انسان است... اما مصیبت این است که اختلاف نظر به دشمنی بگراید... هر ملتی با سه چیز می‌تواند قیام کند: مردم توانا، اندیشه درست و کوشش دائم.»

شیخ مصطفی با آنكه در دوران پهلوي اول در سنين نوجواني و جواني به سر مي‌برد، به واسطه مخالفت پدر بزرگش با حكومت رضاشاه با مفاسد و مظالم حكومت استبدادي آشنا گشت. در زمانه پرآشوب سال‌هاي 1320-1332 و شكل‌گيري نهضت ملي شدن صنعت نفت، رهنما به يكي از بازيگران اين عرصه مبدل شد و به افشاگري برضد عوامل استعمار و استبداد پرداخت كه در اين راه متحمل زحمات و صدمات زيادي گردید. وی فعالیت مطبوعاتی خود را از سال 1323 آغاز و در سال 1329، مجله «حیات مسلمین» را منتشر نمود. وی مدتی با روزنامه و نشریاتی چون کیهان، اکونومیست، مهر ایران، ندای حق، طوفان شرق، اقدام، پرچم اسلام، آیین اسلام و روشنفکر، همکاری داشت. رهنما از همان اوائل به مسائل علم جدید و ارتباطش با دین علاقمند بود. اولین بار که سفینه‌ای به فضا رفت او هم در این باره مطلبی نوشت که در روزنامه کیهان چاپ شد.

رهنما در دهه 1330، «جمعیت مسلم آزاد» را تأسیس کرد که پس از کودتای 28 مرداد 1332 تعطیل شد؛ هرچند که در سال 1357 بار دیگر این جمعیت فعالیت خود را در دفاع از ملت فلسطین و نهضت‌های اسلامی منطقه از سر گرفت. بعد از كودتاي 28مرداد، علي‌رغم آنكه وي يكي از منتقدان حكومت دكتر مصدق بود به مقابله با كودتاچيان پرداخت و بارها توسط حكومت نظامي و ساواك دستگير، شكنجه، زنداني و تبعيد شد. وی در مجموع 21 بار دستگیر شده و بیش از 5 سال از زندگی خود را در حبس و تبعید گذرانده است. شیخ رهنما در یکی از مصاحبه‌های خود گفته است: «در زندان قزل قلعه با شهید مطهری هم زندان بودم و یادم هست که افسرها به شدت از او حساب می‌بردند؛ همچنین مدتی را هم با دکتر علی شریعتی و پدر بزرگوار ایشان در زندان گذراندم. به خاطر نوشتن مقاله «ملی شدن کانال سوئز» مدتی تحت تعقیب بودم که حتی سفیر سوریه در ایران به من پیشنهاد داد مرا از ایران خارج کند که نپذیرفتم و به بابل رفتم و نهایتاً از طریق شهربانی دستگیر شدم. آنجا بازجوی من می‌خواست اعتراف کنم که با سفارت شوروی در ارتباط هستم تا بتوانند من را به عنوان جاسوس اعدام کنند و چون اعترافی در این مورد نکردم به شدت مرا مورد شکنجه قرار دادند. یادم هست کسی که شکنجه‌ام می‌کرد مرد تنومندی بود که با چوب بزرگی بین کتف‌هایم می‌زد یا به طور متوالی محکم بر سرم می‌کوبید و طوری با شدت این کار را انجام می‌داد که به او گفتم به خودت رحم کن ببین چه عرقی کردی؟! یا اینکه نور زیاد و صداهای بلندی برای مدت زمان طولانی برای من ایجاد می‌کردند یا مانع خوابیدن من می‌شدند. در اثر تحمل این شکنجه‌ها دچار عارضه‌های بدنی شدم، به طوری که دکترها تشخیص دادند در مغزم آب جمع شده است.»

 وی در جریان قیام پانزده خرداد 1342 نیز دستگیر و روانه زندان شاه شد. خواندن یکی از نامه‌های او در زمان حبس در بیدادگاه پهلوی، خالی از لطف نیست:

«هوالاکبر عده‌ای از شاگردان مدرسه اسلام با الهام از دین حق اسلام مطالب عالیه و لازمه‌ای را در اشعار نغز و فصیح خود قرار داده‌اند؛ از جمله آنها مرحوم احمد شوقی مصری است که می‌گوید:

قف دونَ رَأیَکَ فی‌الحیوه مجاهداً

انَّ الحیوه عقیده و جهاد

آری باید برای حفظ عقیده و نظریه خود، آماده جهاد باشیم چونکه زندگی عبارت است از: عقیده و جهاد. و معلوم است عقیده‌ای که اسلام می‌گوید به معنی واقعی آن است؛ یعنی معتقد شدن به اسلام به‌طور دقیق و پس از بررسی و تحقیق و به اصطلاح شرع: از روی اجتهاد در اصول سه گانه دین حق اسلام (توحید ـ نبوت ـ معاد) و اصول دوگانه مذهب اسلامی جعفری (عدل ـ امامت). و وقتی یک انسان به طریق بالا معتقد به اسلام عظیم و مبارک شد طبعاً مفهوم آن را می‌شناسد و می‌فهمد که اسلام احکامش بر چهار قسم تقسیم شده و مسلمان کسی است که به‌هر چهار قسم آن توجه کند و اقدام نماید یعنی: 1. امور اخلاق 2. امور عبادتی
3. امور سیاسی 4. امور حسبی. و پس از عقیده پیدا کردن بر چنین اسلام که اسلام واقعی و مؤثر همان است و بس، طبعاً باید دائماً آماده برای دفاع از آن بود. دفاع و جهاد مستلزم زحمات و مشقاتی است که در عین حال، بسی گوارا و لذیذ است و باید مهیای آن هم بود و اکنون می‌بینیم که با دلی راحت و لبی خندان عده‌ای از آقایان علماء و وعاظ و طلاب و معممین از جمله جناب سید ناصر صدری مشقت زندان را استقبال کرده‌اند و در مقابل کسانی که حرمت شرع را در نظر نگرفته و قانون را مراعات نکرده‌اند ایستاده و در نتیجه به زندان افتاده‌اند. اللهم وفقنا لما تحب و ترضی و اجعلنا من‌المناضلین و المؤثرین علی انفسهم. آمین». شیخ مصطفی رهنما، مدیر مجله حیات مسلمین،‌ زندان موقت تیر 1342 صفر 1383.

شیخ مصطفی رهنما در عين حال كه با حكومت پهلوي دوم مخالف بود، به همان اندازه در مبارزه با اسرائيل و حمايت از مردم مظلوم فلسطين نيز پايمردي به خرج می‌داد که از این جهت وی دارای وجهه‌ای بين‌المللي در مبارزه با رژیم صهیونیستی اسرائيل و از حامیان جدی تشكيل كشور فلسطين بوده است. این مبارز خستگی‌ناپذیر در یکی از آخرین مصاحبه‌های خود، آرزوهایش را بر زبان می‌آورد: «اولین آرزوی من آزادی فلسطین و قدس شریف است، دومین آرزوی من این است که مردم ایران در سختی نباشند. امیدوارم دولت فعلی و دولت‌های آتی با پرهیز از حاشیه‌ها بکوشند تا اهداف امام(ره) و مقام معظم رهبری در ایران پیاده شود و سوم اینکه وضع دنیا بهبود پیدا کند و این نباید موکول به ظهور امام زمان(عج) شود.»

آثار

کتاب‌ها و مقالات متعددی درباره فلسطین و مباحث عمده جهان اسلام از این روحانی مبارز برجای مانده است؛ که از جمله کتاب‌های: «آمار مسلمین جهان» و «راه رشد: شرح و حاشیه رساله عملیه مرحوم شیخ شوشتری» را می‌توان نام برد. جلد نخست «آمار مسلمین جهان» درباره مسلمانان آسیا و آفریقا نوشته شده بود که پس از چاپ، از سوی ساواک ضبط شد و از بین رفت. جلد دوم نیز درباره مسلمانان اروپا، آمریکا و اقیانوسیه نوشته شد که البته چاپ و منتشر نشد. کتاب «راه رشد: شرح و حاشیه رساله عملیه مرحوم شیخ شوشتری» وی نیز درباره احکام اصول دین اسلام بود که جزو جرایم این پیر مجاهد در زمان رژیم شاهنشاهی محسوب می‌شد.

استاد رهنما همچنین مقالات قابل تأملی نگاشته بود؛ از جمله: «یک مرد، یک زن»، «حجاب و شراب در ادیان» و همچنین مقاله‌ای درباره ملی شدن «کانال سوئز» نوشت که به دستگیری وی انجامید. 

خاطرات

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات مرحوم رهنما را در قالب کتابی تحت عنوان «اسناد و خاطرات شیخ مصطفی رهنما» با تدوین رحیم روح‌بخش الله‌آباد، در 552 صفحه در سال 1390 چاپ و منتشر کرد. از آنجا که وی در طول دوران طولانی مبارزات خود، غالباً با جمع محدودی از همفكرانش فعالیت می‌كرد، كه خود محوریت آن‌را برعهده داشت، از این رو موضوعات مطروحه در خاطرات و اسناد او حالتی منحصر به ‌فرد به كتابش بخشیده است؛ به طوری كه به‌ندرت می‌توان سرنخی از مطالب آن‌را در سایر منابع به‌دست آورد. به هر تقدیر، رهنما را می‌توان یك مبارز مستقل و تا حدودی تكرو تلقی كرد كه هر چند با تشكیل «جمعیتِ مسلم آزاد» و نشر ارگان آن یعنی مجلة «حیات مسلمین» سعی كرد تشكیلاتی عمل كند، ولی چون تعدادی انگشت‌شمار از افراد، جذب جمعیت مذكور شدند ناچار او به تنهایی این راه را ادامه داد.

البته پیش از این کتاب «خاطرات شيخ مصطفي رهنما ب‍ه‌ ض‍م‍ی‍م‍ه‌ ی‍ادداشت‌ه‍ای‌ س‍ال‌ 1332» به كوشش مسعود كرميان در دو نوبت و سال‌های 1384 و 1387 از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده بود. اين مجموعه حاصل پنجاه ساعت مصاحبه حضوري با وی در سال‌هاي 78-79 است. این كتاب در چهارفصل با عناويني چون: خاطرات، يادداشت‌هاي خارك، فهرست اعلام و اسناد، تنظيم يافته است. رهنما در این کتاب، با جماعت هم‌زندانی خود که از اقشار مختلف توده‌ای و ملی و مذهبی بودند، خاطرات عدیده‌ای دارد؛ از آن جمله همراهی‌هایش با آیت‌الله طالقانی(ره) است که مکرر از آن یاد کرده و نکات تازه‌ای از خلقیات آن مرحوم بیان نموده است.