try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: سه شنبه, 9 آذر, 1400

آیتِ تحقیق و ترجمه (اندوه‌یادی از استاد عبدالمحمد آیتی(ره))

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
دكتر مهدي محقق

اشاره

استاد عبدالمحمد آیتی دانشمند، نویسنده و مترجم برجسته حوزه معارف اسلامی، فلسفه، تاریخ، و ادب فارسی و عربی، صبح ۲۰ شهریور ۱۳۹۲ در سن 87 سالگی دعوت حق را لبیک گفت.

شادروان استاد آیتی متولد سال 1305 در بروجرد، طلبه حوزه نوربخش لرستان و سپس حوزه علمیه قم بود که در رشته علوم معقول و منقول‌ از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. وی بیش از 30 سال به امر تدریس در دبیرستان‌های شهرهای مختلف و سپس دانشگاه‌های تهران پرداخت. استاد همچنین 10 سال سردبیری ماهنامۀ آموزش‌ و پرورش را نیز در کارنامه خود داشت. وی که از سال 1370 به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمده بود، پس از تشکیل گروه دانشنامۀ تحقیقات ادبی فرهنگستان در سال 1371، تا 1379 ریاست این گروه و پس از آن ریاست شورای علمی دانشنامۀ تحقیقات ادبی فرهنگستان را به عهده گرفت. استاد آیتی در سال 1381 به عنوان چهره ماندگار جمهوری اسلامی ایران معرفی شد.

زنده‌یاد استاد عبدالمحمد آیتی از مترجمان به‌نام و چیره‌دست منابع مهم عربی به فارسی فرهنگ اسلامي- ايراني بود که توفیق یافت ترجمه‌های فارسی «قرآن مجید»، «نهج‌البلاغه» و «صحیفۀ سجادیه» را از خود به یادگار بگذارد. برخی دیگر از آثار وی عبارتند از: الغارات در حوادث سال‌های معدود خلافت علی(ع)(ترجمه)؛ تاریخ ادبیات زبان عربی(ترجمه)؛ تاریخ فلسفه در جهان اسلام(ترجمه)؛ کشتی شکسته(ترجمه‌)؛ تحریر تاریخ وصّاف؛ ترجمه تقویم البلدان؛ آمرزش ابوالعلا معری (ترجمه‌)؛ دربارۀ فلسفۀ اسلامی: روش و تطبیق آن؛ گزیده و شرح خمسۀ نظامی؛ ترجمه تاریخ ابن‌خلدون در 6 جلد(العبر)؛ شکوه قصیده؛ تاریخ دولت اسلامی در اندلس در 5 جلد؛ شکوه سعدی در غزل؛ شرح و ترجمۀ معلّقات سبع؛ گنجور پنج گنج؛ شرح منظومۀ مانلی و پانزده قطعۀ دیگر؛ بسی رنج بردم، بازنویسی‌شده از فردوسی؛ قصۀ باربد و بیست قصۀ دیگر از شاهنامه؛ معجم‌الأدبا (ترجمه)؛ گزیدۀ شرح مقامات حمیدی؛ در تمام طول شب؛ شرح چهار شعر بلند نیما.

آنچه در ادامه تقدیم می‌شود، نوشته‌ای از استاد دكتر مهدي محقق، به مناسبت ارتحال زنده‌یاد استاد عبدالمحمد آیتی است که در ایام فقدان ایشان در فضای علمی – فرهنگی کشور منتشر شد.

معارف

درآمد

شهر بروجرد در زمان‌ ما بزرگاني را در خود پرورانده كه هر يك در زمينه خود «آيت»ي برجسته از خداوند دانا و توانا بوده‌اند. نخست بايد قلم را به نام ‌آيت‌الله العظمي بروجردي(ره) متبرك ساخت كه با دقت و موشكافي علمي خود روش تازه‌اي در پژوهش‌هاي فقاهتي و روايتي ارائه داد و براي نخستين بار پايه‌اي را بنا نهاد كه طلاب به بررسي اصول و نقد اسناد روايات بپردازند:

 

راويا للحديث لم يحوج المعـروف
مـن صدقه الـي الاسناد
انفق العمر ناسكا يطلب العلـ ـم
بكشف عن اصله و انتقاد
 

 

مازلت تبحث في‌التاريخ مجتهدا
حتي رايتك في‌التاريخ مكتوبا
 

 

از حوزه كه بگذريم، در دانشگاه مرحوم دكتر عبدالحسين زرين‌كوب از همان سرزمين علم‌خيز و عالم‌پرور برخاست كه چراغ تاريخ پرافتخار اين كشور را براي چندين دهه روشن نگه داشت. افسوس كه با ناسپاسي اهل زمان «آن سرو به ناوقت بخميد چو چنبر»:

 

 

 

و همچنين مرحوم دكتر سيدجعفر شهيدي كه با احاطه خود به ادب عربي و فارسي، استادان زمان حاضر را پرورش داد كه همه آنان هم‌اكنون حافظ زبان فارسي كه نماد هويت ملي، و ادب فارسي كه مظهر فرهنگ ملي است، در اقصي نقاط ايران، هستند.

استاد آيتي

پس از اين دو استاد توانا و توانمند به مصداق «فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ»(اشاره به یس: 11) بايد از دوست بزرگوار و استاد فرزانه استاد عبدالمحمد آيتي (عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي) ياد كنيم ـ خداوند ايشان را مورد رحمت قرار دهد ـ كه با وجود حوادث ناگوار كه در زندگي او رخ داد دمي از كسب علم و نشر دانش و ترويج ادب و فرهنگ اسلامي ـ‌ ايراني كنار نگرفته و هم‌اكنون كه بيش از هشتاد بهار از عمر پربار و پربركت او مي‌گذشت باز هم آثار نفيس و ارزنده‌اش زينت‌بخش كتابخانه‌هاي كشورمان است.

آغاز زندگي آيتي، همراه با سختي‌ها و مشقات فراواني بوده و او از طريق مكتب‌ها و مدارس سنتي به حوزه‌هاي علميه بروجرد و قم راه يافته و سپس با ورود به دانشكده علوم معقول و منقول و دانش‌سراي عالي، «روش تحقيق جديد» را فرا گرفته و با علاقه‌اي كه به ادب عربي داشته به ترجمه متون ادبي كلاسيك و نو پرداخته و در اين زمينه شهرت فراواني در ميان اهل علم يافته است. او كه از آغاز جواني شور ترجمه قرآن كريم و نهج‌البلاغه و صحيفه سجاديه يعني سرچشمه جوشان و خروشان فرهنگ اسلامي را در سر مي‌پرورانده به خوبي متوجه اين حقيقت بوده كه نخست به ترجمه شاهكارهاي ادب دوره جاهلي بپردازد تا بتواند رموز دلايل اعجاز قرآن و اسرار بلاغت آن را دريابد و در مورد نهج‌البلاغه با علم و درايت بتواند اظهار كند كه:

كلام علي كلام علي
و ما قاله المرتضي، مرتضي

 

 

ترجمه معلقات سبع او را بر درك و فهم رموز ادب عربي و استعارات و تشبيهات و كنايات آن زبان توانا ساخت. اين قصايد همان قصايدي است كه در بازارهاي معروف عربستان همچون عكاظ و ذي‌المجاز، حايز بهترين رتبه شده بودند كه شايستگي آن را مي‌يافتند كه در خانه كعبه آويخته شوند كه:

در ميان خانه كعبه فرو‌ آويختند
شعر نيكو را به زرين سلسله پيش عزي
 

 

ترجمه قرآنِ آيتي، در رديف بهترين ترجمه‌هاي زمان حاضر همچون ترجمه بهاءالدين خرمشاهي و سيدجلال‌الدين مجتبوي و سيدعلي موسوي گرمارودي قرار مي‌گيرد:

وجود شريفش كه بود آيتي
برافراخت در شرع دين، رايتي
 

 

 

اگر «قرآن» را همچون «آب»، اسم جنس بدانيم كه اطلاق بر قليل و كثير مي‌شود و سلمان فارسي كه سوره حمد را براي ايرانيان ترجمه كرد، نخستين مترجم قرآن به‌شمار آوريم؛ بزرگان ياد شده از جمله عبدالمحمد آيتي، حلقه پاياني اين سلسله است كه در چهارده قرن سخن الهي را براي مردم ايران گزارش كردند و كساني همچون مترجمان تفسير طبري و ميبدي (صاحب كشف‌الاسرار) و شيخ ابوالفتوح رازي و سور‌آبادي و ده‌ها، بلكه صدها مانند آنان در استوار ساختن انديشه و عقايد مردم سرزمين و روشن نگاه داشتن نور خداوندي به جان كوشيدند و وعده الهي را كه او خود حافظ و نگاهدارنده قرآن است،‌ تحقق بخشيدند:‌

مصطفي را وعده كرد الطاف حق
گر بميري تو نميرد اين سبق
ما كتاب و معجزت را حافظيم
بيش و كم كن را زقرآن رافضيم
 

 

 

اگر از مقام والاي علمي استاد آيتي بگذريم و به پايه‌هاي اخلاقي و معنوي او به‌غور بپردازيم، مي‌بينيم كه او همچون مولاي خود، مولاي متقيان،‌ دنيا را خوب شناخته و از آن به حداقل اكتفا كرده، جاه و جلال و مال و منال،‌ او را فريب نداده و غرور دنيا را به دنيامداران سپرده است:

از من چون شناختم ترا بگذر
آنگه بفريب هر كه را خواهي
 

 

 

دوستان آيتي، بر سلامت نفس و حسن خوي او اتفاق دارند و او را بر داشتن فضايل اخلاقي و سجاياي انساني ستايش مي‌كنند. همكاران او همچون پدر، او را گرامي مي‌دارند و پروانه‌وار گرد شمع وجود او مي‌گردند:‌

نميل الي جوانبه كانا
اذا ملنا نميل الي ابينا
 

 

 

من از سال 1327ـ كه وارد دانشگاه معقول و منقول شدم و در مدرسه عالي سپهسالار داراي حجره و راتبه گرديدم ـ  با آيتي آشنايي پيدا كردم و همواره سلام و عليك گرمي با هم داشتيم و هميشه در جزر و مد زندگي او قرار داشتم و حتي زماني كه جهله و سفله زمان با حقد و حسد كه بر علم اين دانشي‌مرد داشتند، موجب انتظار خدمت او شدند و او با كار در دكه بليت‌فروشي شركت واحد ارتزاق مي‌كرد، گاه گاه به او سر مي‌زدم و او را دلداري مي‌دادم كه خورشيد براي هميشه زير ابر نمي‌ماند و علم را شرافتي ذاتي است كه به تنقيص ناقصان كم نمي‌شود:

قيمت دانش نشود كم بدانك
خلق كنون جاهل و دون همت است
كوكب علم آخر سر بر كند
گرچه كنون تيره و در رجعت است
 

 

 

و اين انديشه ما تحقق يافت و عبدالمحمد آيتي هم اكنون همچون ستاره‌اي بر تارك فرهنگستان زبان و ادب فارسي مي‌درخشد و آثار ارجمند او ساير نهادهاي علمي كشور ما را همواره نوراني نگاه مي‌دارد.