try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

اخبار علمي

Send to friendSend to friend

«استمرار انقلاب به كدام روايت؟»

کتاب «استمرار انقلاب به كدام روايت؟» اثر حجت‌الاسلام مصطفي جمالي کارشناس فرهنگي و عضو هيئت علمي فرهنگستان علوم اسلامي توسط انتشارات فجر ولايت منتشر گرديد. اين کتاب به دنبال جريان‌شناسي فكري و ارزيابي جامع و کامل آنها در جامعه کنوني نيست؛ بلکه به جاي جريان‌شناسي، به شناسايي گفتمان‌هاي کلان جريان‌ها و گفتمان‌هايي پرداخته مي‌شود که مدعي پاسخ‌گويي به مسائل و مشکلات مي‌باشند که پاسخ‌هاي آنها در واقع آشكارا يا پنهان از يك دسته پيش فرض‌‌ها و اصول موضوع‌هاي خاص نشأت مي‌گيرد و در نهايت ايده‌ها و آرمان‌هايي را مد نظر دارند و يك منظومه فكري را شكل مي‌دهند.

عمدتاً چهار جريان فكري در مواجهه با حضور فرهنگ جديد غرب در جهان اسلام شكل گرفته‌اند؛ که تنها در جامعه ايران ما مصداق ندارند، بلكه مي‌توان در بررسي گفتمان‌هاي مطرح در جهان اسلام و حتي در جوامع پيراموني دنياي مدرن، وجود اين چهار گفتمان را مشاهده كرد: «گفتمان سنت گرايي» عمدتاً به تقابل و واكنش منفي با پديده حضور فرهنگ جديد غرب پرداخت؛ «گفتمان تجددگرايي» با قبول اين پديده با رويكردي مثبت و با دلدادگي تمام، تنها راه فرا رو را آن راه طي شده مي‌داند؛ «گفتمان تجددگرايي اسلامي» با نگاهي تجزيه‌نگر به استقبال وجوه مثبت اين پديده رفته و درصدد جمع بين اسلام و تجدد بوده است و در بعضي از حوزه‌هاي علوم، اسلامي‌سازي و در بعضي ديگر بومي‌سازي را در دستور كار خود قرار داده است؛ و گفتمان «تمدن‌گرايي اسلامي» كه به ظاهر ديرتر از جريانات پيشين اعلام موجوديت كرده است، اما در بسياري از كشورهاي اسلامي در چند دهه اخير و به‌ ويژه با ظهور انقلاب اسلامي و نظريه سياسي جمهوري اسلامي مطرح گرديده است. تمدن‌گرايي اسلامي معتقد به ساخت تمدن اسلامي با تمام لوازم تمدني خود اعم از «علوم، ساختارها و محصولات» تمدني بر پايه معارف و اصول ديني است. از اين‌رو هر چند در دوران گذار ضرورتاً بر اساس الگويي گزينشي ناگزير به اخذ و تعامل با تمدن مادي است، ولي به سمت ساخت تمدن اسلامي حركت مي‌كند.

اين کتاب به اين چهار گفتمان فكري پرداخته و اجمالاً شاخص‌هاي شناسايي هر يك را بيان كرده و در آخر، با نقد سه رويكرد اول، به تبيين گفتمان چهارم (تمدن گرايي اسلامي) پرداخته است. منبع/پايگاه فرهنگستان علوم اسلامي

 

رونمايي از كتاب امام موسي صدر

كتاب «روح تشريع در اسلام» از آثار امام موسي صدر، در تهران رونمايي شد. امام موسي صدر در اين جستار، مسائل فلسفه فقه را بررسي كرده و كوشيده است تا این دو مسئله اساسي را تبیين كند: «تفاوت قوانين بشري و الهي» و «نسبت قوانين الهي و شريعت با تحول جهان و انسان.»

استاد محمد ابوزهره، شيخ محمد خاطر، دكتر احمد الشرباصي، دكتر عمر فروخ، دكتر محمد غزالي، استاد احمد حماني، استاد ادريس الكتاني، استاد مصطفي الرزقاء، مولود قاسم نايت بلقاسم، شيخ سليمان داود بن يوسف و استاد زينب الغزالي الجبيلي، دكتر صبحي صالح و دكتر محمود منصور اساتيد و پژوهشگراني هستند كه نقد و نظرشان در كتاب منتشر شده است. همچنين در بخش پاياني كتاب، پرسش و پاسخ دانشجويان درباره مسائل مطرح شده از جمله: «پايبندي به دين در جهان امروز»، «مسئلۀ اجتهاد»، «ازدواج با غيرمسلمانان»، «مسائل طلاق»، «حقوق زنان» و «مسئلۀ ربا»، آمده است.

كتاب روح تشريع در اسلام با ترجمه موسي اسوار و احمد ناظم، اخيرا به همت انتشارات مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر در 1500 نسخه با قيمت 7000 تومان منتشر شده است. منبع/ایسنا

هر ايسمي، محدود كننده عقل است

دکتر غلامرضا اعواني رئيس هيئت مديره انجمن حكمت و فلسفه ايران در ادامه درس‌گفتار تمام‌شدگي استعدادهاي مدرنيته و پست مدرنيسم و ظرفيت‌ها و صيرورت انقلاب اسلامي،‌ درباره آفاق نظام‌سازي عقل مدرن در تمدن اسلامي و بحران در عقل مدرن در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهي سخنراني كرد.

اعواني در اين نشست با خواندن آيات و بيان رواياتي بر اهميت نقش عقل در تمدن و عالم اسلامي تأكيد كرد و گفت: قرآن معيار كاملي از عقل دارد و با اصطلاحات و مفاهيمي كه به عقل مرتبط مي‏شوند آيات زيادي در اين خصوص نازل شده است. «افلا يعقلون و افلا تعقلون» تقريباً ترجيع‌بند قرآن است. نخستين چيزي كه خدا خلق كرده عقل و عالم عقلاني است و امام رضا× بيش از 150 حديث در مورد عقل فرموده است. خداوند 75 فضيلت به عقل سپرده است كه شامل: صبر،‌ شكر و رضايت نيز مي‌شود. البته زيركي دنيوي غير عقل است. با عقل مي‌توانند خدا را به درستي درك كرد. وي گفت:‌ ابن رشد از حضرت علي× نقل مي‌كرد با مردم به اندازه فهم آنان صحبت كنيد و اين عقل با انسان‌شناسي همراه است. قرآن مي‌گويد انسان حامل جامع صفات الهي است و انسان كامل،‌ مظهر تام الهي است.

اعواني با طرح اين پرسش كه چرا مسلمانان سراغ عقل يوناني رفتند،‌ پاسخ داد: عقل يوناني در راستاي خداشناسي و حكمت بود و در لفظ يوناني عقل «لوگوس» معني شده است. وي افزود: تمام پديده‌ها از عقل پديد آمده است و حكماي يوناني موحدترين حكما در طول تاريخ بوده‌اند. براي پذيرش حكمت بايد هوش و فهم حكمت‌پسند داشت و مسأله تمام فلاسفه قبل از سقراط اين بود كه اصل وحدت‌بخش جهان چيست كه آن را عقل مي‌دانستند. افلاطون و ارسطو عقل را به منزله «ننوس» به كار مي‌بردند كه اين ننوس در قرآن به «روح» تعبير شده است.

رئيس انجمن حكمت فلسفه ايران گفت: روح الهي در بدن انسان تنزل پيدا كرده است. نفس به اعتبار تدبير بدن تنزل يافته است و به نظر حكماي يونانيان دو عالم داريم: نخست عالم روح که عالم عقل است و دوم عالم جسم است. اعواني ادامه داد: عالم غيب عالمي است كه با چشم عقل مي‌توان ديد و عقل و خيال روزنه‌‌هايي به عوالم بيروني است. همسو بودن تفكر يوناني و مفاهيم قرآني موجب شد كه مسلمانان روي باز به حكمت يوناني نشان دهند و نقص فلسفه يوناني را تكميل كنند. افلاطون كسي را حكيم مي‌دانست كه متأله باشد.

عضو هيئت رئيسه فدراسيون بين‌‌المللي انجمن‌هاي فلسفه جهان ادامه داد: يكي از گرايشات ضد عقلي در تمدن غربي، ايمان‌گرايي ضد عقل است و اين گرايشات در كشورهاي اسلامي وجود دارد. خيلي از كشورهاي متمدن اسلامي فلسفه ندارند! وي گفت: هر نوع ايسمي كه در جهان وجود دارد، محدود كننده عقل است و مطلق را به نسبي تنزل مي‌دهد. عقل كلي براي رسيدن به حقيقت الهي است اما عقل جزيي در اين دنيا كاربرد دارد. اروپا بعد از دكارت گرفتار «عقل جزيي» شده است كه معني «زيركي» مي‌دهد كه مولانا توصيه مي‌كند: زيركي را دور بريزيد و حيراني بخريد!

البته گرايش‌هاي ضد عقلي در عالم اسلامي با وجود تأكيد بسيار قرآن بر عقل، كم نبوده است؛ گویا يك دليلش اين بوده كه مسلمانان ميخواستند به علم يوناني واكنش نشان دهند.

وي ادامه داد: عقلِ بحثي و استدلالي،‌ درست است اما پايان راه نيست. افرادي كه قائل به عقل استدلالي هستند آن را پايان راه مي‌دانند و بالاتر از آن به چيزي قائل نيستند در حالي‌كه عقل الهي شهودي بالاتر است. منبع/فارس

 

وقتي صلوات بر پيامبر| تحريف شد

حجت‌الاسلام والمسلمین يوسفي غروي سرپرست نويسندگان مجموعه 7 جلدي «دايرةالمعارف صحابه پيامبر اعظم|» گفت: هيچ روايتي از ائمه اطهار× تاكيدي بر «و‌ سلّم» ندارد و افرادي كه مي‌خواستند كلمه «آله» را حذف كنند، واژه «و سَلّم» را به «صلي‌الله عليه» اضافه كردند كه چنين استنادي صحيح نيست و به شيعه تعلقي ندارد. وي ادامه داد: «ابن حجر عسقلاني» با اينكه كتابي را در رد شيعه نوشته است اما وقتي به مبحث صلوات مي‌رسد بر اين نكته اعتراف كرده كه حق با شيعه است. همچنين منظور از «سلموا تسليما» در سوره مباركه احزاب، سلام كردن بر حضرت رسول| نيست بلكه منظور از آن، تسليم بودن در برابر امر ايشان است.

مؤلف این کتاب که در ابتدای امسال به همت پژوهشكده باقرالعلوم× به بازار نشر آمده است، ادامه داد: يكي از زمينه‌هاي دفاع از تشيع، نوشتن درباره صحابه است و از آنجايي كه شيعه عمدتاً درباره اهل بيت^ قلم فرسايي مي‌كند و دغدغه بسياري در اين خصوص دارد، از اين رو برخي از مسلمانان مسئله «پيروي از صحابه» را عنوان كرده و به شيعيان درخصوص عدم توجه به صحابه خرده گرفته و مي‌گويند كه شيعه فقط به اهل‌بيت × اهتمام و اكتفا دارد؛ بنابراين اين موضوع نيازمند پاسخي مناسب بود تا زمينه مغالطه آنها را فراهم نياورد. وي افزود: حدود 300 سال قبل مرحوم سيدعلي خان مدني شيرازي متوجه اين موضوع شد و قلم به دست گرفت و كتاب «الدرجات الرفيعه» را نوشت كه البته بخشي از اين مقصد انجام شد و بنا به دلايلي از بخش ديگري از اين مقصد بازماند. اما انصافاً چهار بابي كه مرحوم سيد علي خان مدني در اين اثر به آن پرداخته بسيار مغتنم و نفيس است. البته عمده كار سيدعلي خان مدني شيرازي به شرح صحيفه سجاديه با عنوان «رياض السالكين» اختصاص دارد كه مشروح‌ترين و مفصل‌ترين شرح صحيفه سجاديه به شمار مي‌رود.

وي ادامه داد: 250 سال بعد، مرحوم محدث قمي مجدداً در صدد پاسخگويي به اين مغالطه پرداخت و به اين فكر افتاد كه كتابي را بنويسد؛ بنابراين كتابي كم حجم اما مفصل‌تر از اثر سيد‌علي خان با عنوان «تحفة‌الاحباب في نوادر آثار الاصحاب»به رشته تحرير درآورد كه البته مرحوم محدث قمي آن دسته از اصحابي كه شأن صحابه بودن را نيز رعايت نكرده بودند را براي عبرت گرفتن عموم مسلمانان ذكر كرده است. وی با بيان اينكه كتاب مرحوم «عالمي» نسبت به كتاب سيدعلي‌خان و مرحوم محدث قمي كامل‌تر است، گفت: آثار گذشته، قطعه‌هايي از اين كار را انجام داده است.

استاد يوسفي غروي درباره اثر مفصل خود و همراهانش گفت: جلد اول مجموعه 7 ‌جلدي «دايرةالمعارف صحابه پيامبر اعظم|» به صحابه بني‌هاشم از جمله اهل‌بيت پيامبر | اختصاص دارد و مابقي صحابه براساس حروف الفبا تنظيم شده است. منبع/ابنا

 

بررسي فعاليت ميسيون‌هاي مسيحي در ايران

كتاب «مبلغان مسيحي در ايران از صفويه تا انقلاب اسلامي» به همت پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در 344 صفحه در قطع رقعي به قلم «ويدا همراز» منتشر شد. در اين كتاب آمده است: قرن‌هاست بنيان‌هاي فرهنگ تبليغ مسيحيت به عنوان يك ابزار تهاجم فرهنگي غرب به درستي شناخته نشده است و به همين دليل و با هدف ارائه مستندات تاريخي و چهره‌اي روشن از ميسيون‌هاي مسيحي و اقدامات آنها در ايران صورت مي‌گيرد؛ و تلاش مي‌شود تا فصلي مهم از تاريخ روابط فرهنگي ايران و نيز تاريخ زندگي يكي از اقليت‌هاي دیني ايران را يك‌جا ارائه دهد. كتاب حاضر اين كاربرد را دارد كه هوشياري جامعه و نهادهاي ذيربط را به مسئله‌اي كه ظاهر اً به تاريخ پيوسته ولي همواره در حال فعاليت و به‌روز شدن است جلب كند و همچنين آگاهي عمومي در اين زمينه را افزايش دهد.

سه فصل اين كتاب به شرح زير است. فصل اول: تاريخچه فعاليت مبلغان مسيحي در ايران. فصل دوم: شيوه‌هاي تبليغي مبلغان مسيحي در ايران. فصل سوم: واكنش جامعه ايراني در برابر فعاليت مبلغان مسيحي است. پرسش‌هايي كه اين كتاب جواب مي‌دهد شامل موارد ذيل است: علل حضور مبلغان مسيحي در ايران چه بوده است؟ حضور مبلغان مسيحي چه تاثيري بر جامعه ايراني داشته است؟ ابعاد گوناگون فعاليت آنها در هر زمان چه بوده است؟ چرا ايران به عنوان حوزه تبليغي مورد توجه ميسيونرهاي مسيحي قرار داشت و فرقه‌هاي مختلف كاتوليك و پروتستان به ايران آمدند؟ اين مبلغان چه روش‌هايي براي تبليغ داشتند و چرا اين روش‌ها را اتخاذ كردند؟

در اين كتاب از اسناد سازمان اسناد ملي،‌ وزارت امور خارجه ايران،‌ اسناد مركز مطالعات تاريخ معاصر ايران،‌ وزارت ارشاد اسلامي و انجمن مبلغان آمريكا و ... استفاده شده است. در عين حال با چند نفر از مبلغان مسيحي و دست اندركاران امر تبليغ در ايران هم مصاحبه‌هايي صورت گرفته است و از اطلاعات شاهدان استفاده شده است. منبع/فارس

 

چرایی «تحول در هويت جنسي»

حجت‌الاسلام محمدرضا زيبايي‌نژاد، مسؤول دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، در ديدار دانشجويان دوره دكتري شوراي تخصصي حوزوي، گفت: تحول در هويت جنسي از مهم‌ترين تحولات در سده اخير است كه با تحول در الگوي مشاركت اجتماعي در فضاي زنان، تحول در نقش‌هاي خانوادگي و تحول در اخلاق جنسي رابطه تنگاتنگي دارد. وی خاطرنشان كرد: در اين زمينه نظام تربيت رسمي و غيررسمي سهم به‌سزايي در تحولات هويتي داشته‌اند و ارزش‌ها و مطالباتي براي نسل جوان، به ويژه دختران به وجود آورده‌اند كه محصول تسلط گفتمان فردگرايانه و در تعارض با آموزه‌هاي ديني است.

وي مهم‌ترين تحول در حوزه مباحث خانوادگي را تغييراتي دانست كه در ساختار خانواده اتفاق افتاده است و ادامه داد: اگر الگوي مطلوب ديني را ساختار اقتدارگرا «سرپرستي مرد به منظور نخستين مصالح خانواده» بدانيم، در جامعه مدرن اين اقتدار شكسته و درميان والدين تقسيم مي‌شود و در فضاي پست مدرن الگوي دموكراسي در خانواده كه ساختار افقي در خدمت شادكامي فردي است ترويج مي‌شود. مسؤول دفتر مطالعات وتحقيقات زنان تصريح كرد: در پيدايش اين تحولات هم نهاد‌هاي فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي مؤثر بوده‌اند و هم تحول در الگوهاي سبك زندگي، در نقطه مقابل، تحول در ساختار و كاركرد خانواده در تحول الگوي سبك زندگي تأثير داشته‌اند. وی اظهار داشت: از مشكلات نهادهاي سياستگذاري و قانونگذاري فقدان فهم شبكه‌اي از موضوعات اجتماعي، فقدان پيوست تحليلي براي سياست‌ها، ناهماهنگي سياست‌ها با يكديگر و جداسازي حوزه فقه و حقوق از اعتقادات و اخلاق است.

مسؤول دفتر مطالعات و تحقيقات زنان همچنین در ديدار جمعي از ائمه جماعات مساجد كشور بوسني اظهار داشت: الگوي اسلامي خانواده، الگوي خانواده گسترده است و منظور از خانواده گسترده ارتباط و پيوند با نسل‌ها در قالب يك طايفه با پيوند رحمي است. حجت‌الاسلام زيبايي‌نژاد مهم‌ترين خطر براي خانواده را جابجايي نقش زن و مرد برشمرد و گفت: زن پيشتر به عنوان مهم‌ترين عامل انتقال ارزش‌هاي معنوي مانند قناعت، حيا و عفت به نسل بعدي بود، اما امروزه‌ اين خطر وجود دارد كه به عامل انتقال ارزش‌هاي فردگرايانه و ليبرالي مانند اباحه‌گري به نسل بعد تبديل شود.

كارشناس مطالعات زن و خانواده با اشاره به طرح صهيونيسم جهاني براي تسلط بر جهان از طريق تضعيف خانواده و ناكارآمدي زنان در حيات خانوادگي تأكيد كرد: متأسفانه در دنياي امروز شعار حضور زن در عرصه‌ اجتماع از سوي قدرت‌هاي جهاني ابزاري براي كاستن از نقش تربيتي زن در خانواده و نيز موجب جدايي او از خانواده شده است؛‌ در نتيجه شاهديم كه تربيت فرزندان به نهاد‌هاي ديگر كه ارزش‌هاي غيرخانوادگي را ترويج مي‌كنند، واگذار مي‌شود. منبع/رسا

عملكرد اصولي عالم آل محمد× در سياست

دکتر صادق آئينه‌وند، استاد تاريخ دانشگاه تربيت مدرس، در گفت‌وگویی، به بيان نكاتي درباره نقش و جايگاه امام رضا× در دوره و عصر خود پرداخت و با اشاره به شكاف‌هاي پديد آمده در جهان اسلام و همچنين در ميان شيعيان، گفت: در اين شرايط امام رضا×، كه به عنوان عالم آل محمد| شناخته شده بودند، توانستند در جهت‌دهي و سامان‌دهي اوضاع و هدايت نسل و عصر موفقيت چشمگيري داشته باشند كه براي ديگر ائمه^ فراهم نمي‌شد. وي اظهار داشت: پيش از امام رضا× شرايط به‌گونه‌اي بود كه امام كاظم× يا در زندان به سر مي‌بردند و يا تحت نظارت بودند. در همين شرايط و از سال‌ها پيش اختلافاتي ميان علويان بروز كرده بود و عباسيان نيز به دنبال سوءاستفاده از اين اختلافات بودند؛ اما در دوره امام رضا×، چه در مدينه و چه پس از هجرت ايشان به ايران، شرايط به گونه‌اي رقم خورد و جايگاه ايشان به نحوي بود كه توانستند چه در امور معرفتي و چه در امور سياسي و مسائل مربوط به حكومت و جهان اسلام، دست به روشنگري و تبيين مسائل مختلف بزنند.

آئينه‌وند با اشاره به ترديدهاي شيعيان در مورد ورود يا عدم ورود به حكومت در اين دوره، عنوان كرد: عباسيان با اهداف خود دست به تفرقه‌افكني مي‌زدند و مأمون قصد داشت با وارد كردن امام رضا× به دستگاه حكومت، امور را به نفع خود به پيش ببرد، اما امام× سير و مشي‌اي را پيش گرفتند كه با توجه به اين كه مورد قبول و اجماع همه بودند، توانستند از فرصتي كه دستگاه خلافت براي رسيدن به اهداف خود در اختيار ايشان قرار داده بود، به نفع دين مبين و به نفع شيعه استفاده بهينه كنند. براي بخش قابل توجهي از جامعه تفاوت ايشان با علويان قائم به سيف روشن نبود. ورود امام رضا× به صحنه سياسي و عملكرد ايشان بود كه براي اين عده و همچنين علويان، سرآمدي ايشان را روشن ساخت و نشان داد كه چگونه در صحنه سياسي و در تماسي كه با قدرت پيدا كردند، با تسلط كامل و براي اهداف متعالي عمل مي‌كنند؛ حال آن كه علويان نهايتاً به دنبال بيرون آوردن قدرت از چنگ عباسيان بودند.

اين استاد برجسته تاريخ در مورد اختلافات علويان با اشاره به اين كه برخي از آنان بيشتر به دنبال قدرت بودند، درباره اختلاف اين گروه‌ها با ائمه× بيان كرد: از دوران امام باقر× برخي از سادات حسني با ائمه× به مخالفت پرداختند و متأسفانه برخي از علويان حتي در دستگاه عباسيان عليه ائمه× فعاليت مي‌كردند. اين افراد اغلب مبارز و قائم به سيف بودند و از محبوبيتي در ميان مردم برخوردار. اما خط مشي‌اي كه ائمه× داشتند و با سيره خود آن را ترسيم و با گفتار خود آن را تبيين كردند، در مقايسه مشخص كرد كه چه كسي براي رسيدن به قدرت تلاش مي‌كند و چه كسي مخلصانه براي هدايت مردم دست به عمل مي‌زند و در واقع پرچم راستي و صداقت در دست چه كسي است. كه اين امر در نهايت با اقدامات امام رضا× روشن شد. در واقع حضور امام به عنوان عالم آل محمد| در صحنه سياست، و عليرغم توطئه‌هاي عباسيان، موجب روشنگري‌هايي شد كه از سويي عملاً با افراشته شدن پرچم هدايت و صداقت با عملكرد اصولي ايشان، به نحوي به اختلافات شيعيان پايان داد و از سوي ديگر با آشكار شدن سرآمدي ايشان در خاندان پيامبر| و جهان اسلام، منجر به تثبيت جايگاه امامت و تشيع، در عين اختلافات مذهبي و توطئه‌هاي سياسي، منجر شد.

استاد تاريخ دانشگاه تربيت مدرس همچنين در مورد يكي از نتايج به ثمر نشستن عملكرد امام رضا× گفت: با مشخص شدن جايگاه بسياري از مدعيان منتسب به خاندان نبوت، در مقايسه با امام رضا×، كه حتي عباسيان نيز داعيه آن را داشتند، اين مسئله روشن شد كه صرفاً از نسل پيامبر| و امام علي× بودن، نمي‌تواند چيزي كامل و روشن تلقي شود كه قطعاً هدايت را با خود به همراه داشته باشد؛ بلكه فرد بايد داراي ويژگي‌هايي باشد كه به تأييد امام معصوم× نيز برسد. اين نيز يكي از مواردي بود كه توسط امام رضا× در جامعه روشن شد. منبع/ايكنا

جشن هشتاد سالگی «فيلسوف فرهنگ»

 جشن هشتاد سالگي فيلسوف فرهنگ، 16 تير با مشاركت دانشگاه تهران، موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه، موسسه كتاب‌شهر ايران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، كميسيون ملي يونسكو و سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران، در تالار اجتماعات فرهنگسراي ابن سينا برگزار شد.

علي‌اکبر ولايتي عضو فرهنگستان علوم پزشکي در این مراسم نکوداشت، با اشاره به نقش ايرانيان و مسلمانان در پيشرفت علم اظهار کرد: يک نظريه وجود دارد که مسلمانان و ايرانيان علم را از يونانيان گرفتند و آن را به عنوان امانت به مدت هزار سال نگه داشتند و بعد آن را به يونانيان برگرداندند، اما نظريه‌اي داريم که می‌گوید اين بي‌انصافي است؛ و به برکت تلاش بزرگاني چون دکتر اردکاني، جامعه ما متوجه اين واقعيت شده است. وي خاطرنشان کرد: تمدن اسلامي - ايراني از سه طريق: ترجمه آثار ديگران به زبان عربي، توسعه علوم در جهان اسلام، و انتقال اين علوم و تمدن به اروپا و غرب، در تمدن غربي تاثير گذاشت. اين استاد تاريخ و تمدن اسلامي با بيان اين‌که در جريان تحولات علمي در جهان اسلام بزرگترين نهضت ترجمه دو سويه را داريم که در تاريخ علم بي‌سابقه است، گفت: پنج هزار کتاب از عربي به ساير زبان‌ها و 1200 کتاب از زبان‌هاي ديگر به عربي در جريان نهضت ترجمه برگردانده شد. وی در پايان با تاکيد بر استعداد خاص علمي در ايراني‌ها تصريح کرد: بيش از 50% توليد علم در تمدن اسلامي مديون ايراني‌هاست که حکايت از لياقت و استعداد ايراني‌ها در توليد علم و انديشه دارد.

همچنین دکتر عماد افروغ در این مراسم گفت: با وجود انتقاد به بخشي از انديشه‌‌هاي رمزآلود دكتر داوري، او را متفكري بزرگ مي‌‌دانم، زيرا سوال‌‌هاي چالش برانگيز ايشان در سال‌‌هاي اخير خدمت بزرگي به پيشبرد فلسفه در ايران داشته است. وی با بيان اينكه نمي‌‌توان از جايگاه دكتر داوري در ساحت فلسفه ايران غافل شد، گفت: سخن گفتن درباره دكتر داوري با آن صبغه متنوع و رمزآلود انديشه‌‌هاي ايشان آسان نيست؛ اما او متفكري است كه بخشي از واقعيت نگرش فلسفي ما را رقم مي‌‌زند و از اين رو نمي‌‌توان داوري را ناديده گرفت. وي افزود: در كشور ما گروهي كه به نوعي نگاه تاريخي و با مضمون غير مدرنيته‌اي، اگر نگوييم ضد مدرنيته‌اي، گرايش دارند، به آراي داوري استناد مي‌‌كنند، و ‌اي كاش جا بيافتد كه اين انديشه‌‌ها منتسب به اوست. اين جامعه‌شناس، تاكيد كرد: قسمتي از انديشه ايشان كه نگاهي كليت‌گرايانه به غرب دارد، مورد قبول من نيست، چراكه از ديد من غرب و شرق يك كليت در هم تنيده نيست؛ اما صرف نظر از نگاه كل‌گرايانه ايشان به غرب، بر اين باورم كه حداقل بخشي از فيلسوفان جامعه ما، بايد خودشان را مرهون دكتر داوري بدانند. البته اگر نقد ايشان متوجه بخشي از تفكر غرب كه كليت گرايانه است، باشد مي‌‌توان با ايشان هم نوا شد.

به گفته وي، در نگاه دكتر داوري نوعي «بازگشت به خويشتن خويش» و «ظرفيت‌‌هاي خودي» است كه اين موضوع جاي تقدير دارد. افروغ نكته مبهم ديگر درباره داوري را گره خوردن انديشه‌‌هاي اين استاد فلسفه با افكار هايدگر عنوان و تصريح كرد: اينكه اين نظر تا چه اندازه درست است بايد از خود ايشان سوال كرد؛ اما من با نگاه تاريخي‌گراي هايدگر زاويه دارم و معتقدم ايشان سوبژه‌گرايي را نقد مي‌‌كند اما در مقام سوبژه نشسته است. ‌اي كاش جا بيافتد كه دكترداوري، هايدگري نيست و بحث‌‌هاي تاريخي‌گرايانه يا زمانگرايانه افراطي، منتسب به ايشان است؛ البته مواضعي از ايشان سراغ داشتيم كه اين آرزو را زير سوال مي‌‌برد و همين نشان مي‌‌دهد كه ايشان بي‌نقص هم نيستند. وقتي كه صراحتا اعلام مي‌‌كنند، بين انديشه فلسفي و مواضع سياسي او بايد تفاوت قائل شد، تا حدودي اين ذهنيت تقويت مي‌‌شود. وي ادامه داد: برخي با استناد به همين نظر، عضويت هايدگر در حزب نازيسم را تطهير مي‌‌كنند، در حالي‌كه بايد بين نظر و عمل رابطه باشد و فيلسوف نبايد يك دلالت سياسي ناموجه و ناسازگار با انديشه سياسي خود بروز دهد. او مي‌‌تواند ساكت باشد يا هجرت كند، اما نمي‌‌تواند به موضعي تن بدهد تا بعد‌‌ها عد‌ه‌اي در مقام دفاع بگويند كه اين موضع سياسي ربطي به انديشه فلسفي او ندارد. مگر اينكه اين نظر به فيلسوف تحميل شده باشد كه در اين صورت جز مواضع اختياري او تلقي نمي‌‌شود. وي در پايان با تقدير از تلاش‌‌هاي دكتر داوري در تاليف آثار و طرح پرسش‌‌هاي بنيادين فلسفي تاكيد كرد: ايشان با طرح سوال‌‌هاي فراوان موجب شد تا ديگران در مقام پاسخ بيايند، هر چند اين پاسخ‌‌ها باب میل ايشان نباشد؛ اما خدمت دكتر داوري، خدمتي بزرگ به فلسفه ايران بوده است، نقدهايي هم كه به افكار ايشان شد نشان مي‌‌دهد كه سوال‌هايش آنقدر جدي بوده‌اند كه محل چالش قرار گيرند. افروغ در پايان تاكيد كرد: نبايد خدمت يك فيلسوف را از ابتدا تا انتها تماما ايجابي ارزيابي كرد. اين ارزيابي مي‌‌تواند سلبي هم باشد و اين نگرش قطعا محركي براي فعاليت بيشتر خواهد شد. منبع/ایلنا