try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

جلوه‌هاي استادي در سلوك استاد مطهري(ره)

Send to friendSend to friend

1. تولد
مادر استاد: «در زماني كه استاد مطهري را هفت ماهه حامله بودم، در خواب ديدم كه در مسجد «فريمان» نشسته‌ام. يك دفعه ديدم كه خانم بسيار محترم و مقدسي، با مقنعه وارد شدند و دو خانم ديگر دنبال ايشان مي‌آمدند. در حالي كه گلاب پاشهايي را در دست داشتند. آن خانم مجللي كه جلوي آن دو خانم بودند به آنان گفتند: «گلاب بريزيد.»؛ و آنان روي سر تمام خانم‌ها، گلاب پاشيدند. وقتي به من رسيدند، سه دفعه روي سر من گلاب ريختند. ترس، مرا فرا گرفت كه نكند در‌امور ديني و مذهبي‌ام كوتاهي كرده باشم. ناگزير مجبور به سؤال كردن شدم. از آن خانم پرسيدم: چرا روي من سه دفعه گلاب پاشيدند؟ ايشان در جواب گفتند: به خاطر آن جنيني كه در رحم شما است. اين بچه، به اسلام، خدمت‌هاي بزرگي خواهد كرد.
(بر فراز انديشه، ص21)
2. در خانواده
همسر استاد: در مدت 29 سال زندگي با ايشان، هميشه با يك حالت تواضع و آرامش با من رفتار مي‌كردند. با صداي متين و چهره خندان، به طوري كه من با يك ارادت خاصي كار مي‌كردم و علاقه شديد ايشان به من و محبتهايي كه مي‌كردند، به من در انجام كارهاي منزل رغبت عجيبي مي‏بخشيد.
تا كسي با ايشان برخورد نداشت، اخلاق ايشان را درك نمي كرد. او مراد و خانواده مريد ايشان بودند. او معنويتي از خود باقي گذاشت و رفت. عجيب تيزبين و دورانديش بودند. به طوري كه آنچه ما در آئينه نمي‌ديديم، او در خشت خام مي‌ديد. تقواي عجيبي داشت؛ در مدت 29 سال زندگي كه با ايشان داشتم، حتي نيم ساعت بي‏وضو نبودند. هميشه مي‌گفت با وضو باشيد، وضوي دائمي خوب است.
مناجات‌هاي شبانه و نمازهاي شب ايشان، حالت عجيبي داشت؛ خدا را شكر مي‌كنم بعد از مطهري زحمت تربيت بچه‌ها را ندارم. چون اين قدر با تقوا هستند كه اصلاً زحمتي براي تربيت آنها ندارم.
(مصلح بيدار، ج1، ص37)
3. استاد از زبان خانواده و بستگان
الف) به طبيعت علاقه وافر داشت و گاه ساعت‌ها در نقاط با صفا مي‌نشست و تفكر مي‌كرد.
ب) شبها قبل از خواب حدود بيست دقيقه قرآن مي‌خواند.
ج) نسبت به فرائض فرزندان نظارت دقيق داشت.
د) به فقرا و مستمندان كمك مي‌كرد؛ به طوري كه برخي موارد آن بعد از شهادتش آشكار شد.
ر) در برخورد با انحرافات فكري، از جوّ حاكم بر اجتماع واهمه‌اي نداشت. جو ناسالم را مي‌شكست؛ و گاه با دوستان نزديك خود نيز مخالفت مي‌كرد.
ز) از جواني علاقه وافري به شهادت داشت و به افراد مي‌سپرد تا در اين باره برايش دعا كنند.
و) از شهرت و مريد پروري گريزان بود.
ه‍( براي پدر و مادر و نيز اساتيد خويش احترام وصف‌ناپذيري قائل بود.
ي) بسيار متين و پر هيبت بود؛ و در عين حال در موارد لزوم مزّْاح و نكته‌پرداز بود.
(شيخ شهيد،ص56)
4. استاد از نگاه اساتيد و ياران
علامه طباطبايي(ره)
علاوه بر مسأله تقوا و انسانيت و جهات اخلاقي كه انصافاً داشت، يك هوش فراواني هم داشت و هر چه مي‌گفتم، هدر نمي رفت. مطمئن بودم كه هدر نمي‌رود. اين عبارت، عبارت خوبي نيست: بنده وقتي كه ايشان به درسم مي‌آمدند، حالت رقص پيدا مي‌كردم؛ ‍‍]حالت] شوق و شعف. به جهت اينكه انسان مي‌داند هر چه بگويد هدر نمي‌رود و محفوظ است.
(مصلح بيدار، ج2،ص278-277)
مقام معظم رهبري
ايشان هميشه، وقت خواب مقيد بودند به خواندن قرآن. نيمه شب صداي ايشان را مي‌شنيدم كه در هنگام تهجد و خواندن نماز شب گريه مي‌كردند.
اتاق خود ايشان هم يك وضعيت خاصي داشت، كه مشخص مي‌كرد توجهات ايشان را. يك الله بود كه با نئون سبز، يا با اين شب نماها نوشته شده بود و فقط در شب و تاريكي جلوه داشت و مشخص مي‌كرد كه استاد همان نيمه شب‌ها كه مشغول ذكر خدا هستند، ذهنشان هم به ياد خداست، مي‌خواهند از همۀ حواس خود نيز استفاده كنند، تا ياد خدا را هر چه بيشتر در خودشان زنده كنند.
(مصلح بيدار، ج2، ص317-316)
حجت الاسلام محدثي
انسان مؤدب و متواضعي بودند. «بنده كه طلبه ناقابلي بودم، هر بار در فريمان خدمت ايشان بودم، ايشان دو زانو مي‌نشستند و خيلي با دقت به حرفهايم گوش مي‌دادند.»
حجت الاسلام فاكر
حرف شاگرد را مي‌شنيد و به او اجازه عقده گشايي مي‌داد، اگر وقت نبود، بعد از درس مي‌نشست و گوش مي‌كرد. اين خصيصه در مقام تحقيق، بيشتر از مقام تدريس ايشان نقش داشت.
حجت الاسلام شريعتمداري
برخورد خشونت‌آميز نداشت، براي رفع اشكال، سعي مي‌كردند بيان خود را محكم كنند. نه اينكه با اداي كلمات خشن و احياناً توهين‏آميز، طرف مقابل را ساكت نمايند.
دكتر حداد عادل
به اندازه سه برابر يك استاد رسمي دانشگاه تدريس مي‌كردند.
شهيد آيت‌الله قدوسي
كثرت مطالعه ايشان همه ما را به اعجاب مي‌آورد به تعبير خودش، خود را زنداني كرده بود، گاه مي‌شد يك هفته از منزل بيرون نمي‌آمد و اگر كاري در پيش نبود و ديگران مانع نمي‌شدند، تمام وقت خود را وقف نوشتن و تحقيق مي‌كرد.
آيت الله سبحاني
از استاد سؤال شد كه شما چقدر مطالعه و تحقيق مي‌كنيد. استاد در پاسخ گفتند: در حد مرگ.

علي تاج‌الديني
به استادان خود بسيار احترام مي‌گذاشتند و در دانشگاه نيز با همكاران بسيار خوب رفتار مي‌كردند و حتي با آنان كه معلوم بود با ايشان دشمني دارند، احترام مي‌گذاشتند.
استاد مي‌گويد: علت انكار و اعراض بسياري از افراد تحصيلكرده، اين است كه مفاهيم مذهبي و ديني را به طرز صحيحي به آنان تعليم نداده‌اند. در واقع آنچه آنان انكار مي‌كنند، مفهوم واقعي خدا و دين نيست. بلكه چيز ديگري است. بايد كوشيد تا اصول و مباني مذهبي، به صورت صحيح و واقعي خود به افراد تعليم داده شود.
(بر فراز انديشه از ص251 تا ص269)
دكتر جلال‌الدين مجتبوي
راه و روش فكري و ويژگي‌هاي فعاليت‌هاي علمي استاد چنين بود:
1. كنجكاوي و تحقيق و مطالعه دقيق و وسيع در مسائل اجتماعي و اعتقادي مورد اعتنا، و ابتلاي مردم.
2. حفظ ‌امانت در نقل و بيان عقايد مخالف.
3. ظرفيت و ‌امادگي براي شنيدن و خواندن همه نظريات و اقوال فلسفي و اجتماعي و ديني.
4. داشتن ابتكار در طرح و حل مشكلات و مسائل اقتصادي و كلامي .... و به كار بردن روش برهاني و حفظ موازين عقلي در اثبات عقايد اصولي اسلام.
5. ساده و قابل فهم ساختن مسائل و مطالب فلسفي و ... .
6. ايمان استوار به يافته‌هاي اعتقادي خود بر مبناي استدلال.
7. فكري حكيمانه و جامع داشت. علم و تقوا را توأماً مي‌خواست. معتقد بود كه انسان با دو بال آگاهي و پاكي مي‌تواند پرواز كند و به كمال حقيقت برسد. در عين تعلق خاطر به معنويت، انديشه مسائل اجتماعي و سياسي از ذهنش دور نمي‌شد.
(مصلح بيدار، ج2، ص271-269، به نقل از دكتر جلال الدين مجتبوي)

سوتيتر
عجيب تيزبين و دورانديش بودند. به طوري كه آنچه ما در آئينه نمي‌ديديم، او در خشت خام مي‌ديد.

از جواني علاقه وافري به شهادت داشت و به افراد مي‌سپرد تا در اين باره برايش دعا كنند.

از استاد سؤال شد كه شما چقدر مطالعه و تحقيق مي‌كنيد. استاد در پاسخ گفتند: در حد مرگ.