try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 1 آذر, 1397

مشاركت، بهترين عامل تأثيرگذاري

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
گفتگو با استاد الف. ف (اميدوار)
زیر عنوان: 
تأملي در كارگاه روش‌های تأثيرگذاري بر مخاطب / قسمت دهم (پایانی)

بخش دوم كارگاه تأثيرگذاري مباحثي کاربردی تر  است که ما در این بخش تنها به ذکر مقداری از آنها بسنده می نماییم.

البته این بحث مقدمه‌اي دارد و آن اين است كه روش‌هاي کاربردی در یک نگاه كلي چند چيز است؛ يكي بحث «تشويق» است كه در مورد اين بيشتر وارد بحث مي‌شويم و يكي هم بحث «تنبيه» است و نیز  مباحثی نظیر «ايجاد مقبوليت»،‌ «محبت‌ورزي»، «استمرار در ارتباط»، «بهره‌گيري بهینه از عواطف و احساسات مخاطب»، «تكريم شخصيت مخاطب»، «حسن استفاده از خلقيات و خصوصيات مخاطب»، «درگير ساختن مخاطب با سؤالات»، «استفاده صحیح از تكنولوژي آموزشي» و ده ها مورد دیگر از جمله آنهاست.

نخست به يك نكته مهم تأكيد مي‌كنم: همة ما مي‌دانيم قوي‌ترين ارتباط، ارتباط دو سويه یا همان تعامل است؛ ارتباط دو سويه يعني آن که «فرستنده» و «گيرنده» هميشه بايد جايشان را با یکدیگر عوض كنند؛ يعني گاه فرستنده كه استاد است مي‌شود گيرنده تا ببيند دانشجو چه مي‌گويد و گاه گيرنده كه دانشجو است مي‌شود فرستنده و يك سري پيام‌هايي به استاد مي‌دهد و گرنه اين رابطه، رابطة كاملي نخواهد بود. اگر  فقط استاد حرف بزند و متکم وحده باشد صحيح نيست.

حال اگر قوي‌ترين ارتباط، ارتباط دوسويه و طرفيني است پس ايجاد «زمينه‌هاي مشاركت در بحث» بسيار مهم و ضروری است.

اما چه كسي بايد زمينه‌هاي مشاركت را ايجاد كند؟ قطعا این امر وظيفه استاد است و ما نیز مي‌خواهيم وارد چنين مباحثي شويم.

روش «تشويق»

منظور از تشويق، كف زدن و جايزه دادن نيست چون در هر عرصه ای خصوصا عرصه  تدريس، تشويق معناي خودش را دارد.  منظور از تشويق همان معنای لغوی تشويق است يعني «ايجاد شوق» در مخاطب براي همراه شدن و تأثيرپذيري.

ما در اثر تشويق مناسب و هنرمندانه ابتدا مشاركت علمي دانشجو را در كلاس تقويت می كنيم و بعد مشاركت علمي او را در منزل. مخاطب در منزل هم باید با  ما همراه باشد. پس «حسن استفاده از فرصت‌ها» و «ايجاد مقبوليت» نیز از اهداف تشويق است زیرا وقتي شما شوق‌انگيزي مي‌كنيد مقبوليت خود را نیز بالا مي‌بريد. اين يكي از روشهای مهم ايجاد مقبوليت است.

يكي از قوي‌ترين و راحت‌ترين روش‌هاي جلب مشاركت «طرح سوال» است. يعني شما سوال می پرسید و ذهن مخاطبين درگير مي‌شود و حرف مي‌زنند.

نكات قابل توجه در روش طرح سوال:

1. حتي الامكان در ابتدا از سوالاتي كه مورد علاقه و مبتلا به جوانان است بهره بگيريم و سپس بحث را به سمتي كه لازم است سوق دهیم. اگر مباحثي را كه مي‌خواهيم مطرح كنيم سوال و نیاز جوان نبوده و براي او مهم نباشد خيلي نمی توان شوقي در او ايجاد كرد و از او خواست كه همراه ما شود ولي اگر سوالي را مطرح كنيم كه نياز و سؤال جوان است او همراه ما مي‌شود. فرض بفرماييد این سؤال : «حدود رابطه دختر و پسر چقدر است؟ و چگونه بايد باشد و ...» بی تردید همه با ذوق و شوق در اين بحث وارد مي‌شوند؛ چون اين سوال سؤال او و نیاز اوست و شاید حتی مهمترين سوالش! نیز باشد. بنابراين مشاركت در حد اعلاي خودش ايجاد مي‌شود يعني همة توجه ها معطوف به  اين بحث است.  اين مثال نشان مي‌دهد كه منظور من از «سوالات مورد علاقه» چیست.  اکنون به  قسمت دوم بحث دقت كنيد:

 2. سپس بحث را به سمتي كه لازم است سوق می دهیم. مثلا می گوییم: «اين سوال يك سری مباحث مقدماتي دارد که آنها را بايد اول بگوييم و بعد جوابش را بدهيم» همراهي را كه ايجاد كرديم آن‌وقت بچه‌ها با علاقه و انگيزة بيشتري مشاركت مي‌كنند.

3. سوالات نبايد شبهه انگيز و مخرب باشند و یا اینکه يك سوالي را مطرح ‌كنيم كه اصلا سوال و شبهه بچه‌ها نيست و نبايد هم باشد پس براي چه آنرا مطرح ‌كنيم!!؟ وقتی شبهه ای اصلا سوال بچه‌ها نيست و یا تنها در ذهن اقلیتی مطلق قرار دارد اگر شما اين سوال را مطرح نمایید [و مثلا اين سوال در ابتدا تنها در ذهن یک نفر بود ولی شما آن را وارد ذهن سي نفر کردید] و فرضا اگر خدایی ناکرده جواب کاملی هم نتوانيد بدهيد؛ شما خطای بزرگی کرده اید و اين خيلي خطرناك است. پس ما بايد حواسمان باشد كه سوالاتمان شبهه انگيز و مخرب نباشد

4. قبل از ارائه پاسخ صحیح بگذاريم دانشجو نظر دهد مثلا «بچه‌ها راجع به اين سوال چه جوابي داريد؟ هر كسي حرف دارد دست بلند كند و بگويد» يكي هم كه اصلا دست بلند نمي‌كند به او بگوييد «شما بگو» یادمان باشد هدف ما جلب مشاركت است و مي‌خواهيم از او حرف بكشيم یعنی منظور از بحث ایجاد مشاركت اين نيست كه «تنها هر كس دلش خواست شركت كند» نه، استاد بايد همه را درگير بحث كند؛ حتي آن خجالتي و ترسوترين دانشجو را.  البته لازم نيست در خصوص پاسخ يك سوال همه شركت كنند خیر بلکه در سوالات متعدد افراد متعددي را بازي بدهيم نگذاريم تنها يكي دو نفر از دانشجوهای زرنگ محوريت بحث‌ها را به دست گيرند و فقط يكي دو نفر در بحث‌ها شركت کنند بلكه سعي كنيم بقيه را نیز مشاركت دهيم. همیشه در هر كلاسي يكي دو نفر هستند كه زياد بحث مي‌كنند و حرف مي‌زنند ولی ما بايد اجازه بدهيم بقيه هم حرف بزنند،

5. مديريت و تسلط بر كلاس در هنگام استفاده از روش طرح سوال خيلي مهم است. نگذاريم سوال در سوال پيش بيايد و بحث‌ها با هم مخلوط شوند. نباید اجازه بدهید هنوز سوال اول را جواب نداديد سوال غیر مرتبط ديگری مطرح شود.  اين مديريت خیلی مهم است اگر نمي توانيم، اصلا وارد اين روش نشويم و یا خیلی محدود وارد شده و ابتدا برويم تمرين كنيم.

6. برخي از پاسخ گويان را به خاطر جواب‌هايشان تحسين ‌كنيم نه همه را.  اگر همه را تحسين كنيم تحسين‌هاي ما بي خاصيت و بي ارزش مي‌شود.

7. بايد از منطق و استدلال بهره بگيريم زیرا در غير اين صورت مشارکت در بحث‌ها با شكست مواجه مي‌شود و دانشجو ديگر رغبتی برای مشارکت نشان می دهد.

8. حق‌مداري را پیشه سازیم. اگر دانشجو حرف حقي زد بپذيريم و حتي تحسينش هم بكنيم و او را بالا ببريم و اين، هم به تقويت روحيه او كمك مي‌كند و هم حق مداري در خودش و در ديگران و نیز نگاه خوب ديگران نسبت به استاد را در پی خواهد داشت زیرا چنین استادی در نگاه آنها استادی منطقي‌ است که حرف حق را مي‌پذيرد و اين خيلي كمك مي‌كند كه آنها نیز از ما حرف حق را بپذيرند.

9. اگر پاسخ بعضي از سوالات را نمي دانيم به آن اذعان كنيم. البته اگر تعداد سوالاتي را كه نمي دانيم زياد است اين خوب نيست بايد مطالعاتمان را گسترده كنيم؛ اگر هر چيزي را بگوييم نمي دانيم خود به خود در نگاه دانشجو افت می کنیم و مقبولیت خویش را از دست می دهیم. ضمنا «نمی دانم» را نیز با ظرافت‌هاي خاص بگوييم تا خودمان را هم خيلي پايين نياوريم.

معارف: از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی چند نفر را ديده ام که چند جا صحبت كردند يك نكته را زياد نقل مي‌كنند مي‌گويند: از علامه سوالي پرسيده ايم چند دقيقه فكر كرده بعد گفته است «اجازه بدهيد تامل کنم» و  بعد از آنكه به نتيجه‌اي نرسيده گفته: «من نمي‌دانم ولي مطالعه مي‌كنم و به شما مي‌گويم» يعني حتی علامه، نیز «نمي‌دانم» را راحت مي‌گفت و الان شاگردان او آنرا به عنوان يك ار زش نقل مي‌كنند.

بله راجع به شيخ انصاري نيز همين را مي‌گويند؛ وقتي چيزي را نمي‌دانست با آن همه عظمتش مي‌گفت: «لا ادري» یعنی «نمي دانم» يعني عمدا با صدای بلند می گفت:  «ندانم» به خاطر اينكه هم به ما آموزش دهد و هم اين كه اين احساس حق مداري استاد در نگاه ديگران تقويت شود

10. در تشويق‌هاي گفتاري بهتر است نام دانشجو را سوال كنيد و با ذكر نام، از او تجليل شود. از لحاظ رواني يكي از روش‌هاي اثربخشي اين است كه شما بگوييد: «آقای فلان!» یا مثلا «احسنت آقاي حسيني ‌خيلي قشنگ گفتید» یعنی اگر نام من و شما را در جمعي ببرند خوشمان مي‌آيد و این برای شوق انگیزی بیشتر، مناسب است. از این رو در تشويق‌هاي گفتاري مي‌گوييم حتي اگر اسم كوچك دانشجو را بگوييد نیز خوب است؛ «علي آقا درست گفت؛ خيلي قشنگ گفت» البته این را در جايي كه كلاس تک جنس هست يعني دانشجويان مختلط نيستند سفارش مي‌كنيم و در كلاس‌هاي مختلط، ديگر صدا زدن با اسم كوچك را سفارش نمی کنیم  البته اگر نام فاميلي خانم را بگوييد اشكال ندارد زیرا به هرحال دانشجويان اسم‌هاي همديگر را ياد می گيرند.

11. مديريت زمان فراموش نشود. مديريت زمان در همه جا لازم است شما در عرصه تدريس هم اگر كلاس را رها كني كه فقط بحث و بحث و بحث باشد صحیح نیست زیرا ما باید اصل مباحث را بگوييم و نیز جمع بندي كنيم و مطلب درست را بیان نماییم و اگر زمان لازم را در اختیار نداشته باشید خسارت زده ایم.

12. یکی از اصول اصلي در روش طرح سوال، بحث «حسن الاستماع» یعنی «خوب شنيدن» از طرف استاد است. او باید سخن دانشجو را خوب بشنود تا زوايا و پيام‌هاي پنهان سخن دانشجو را دریابد. گاه يك سوال دانشجو نشان مي‌دهد ذهنش در کجا درگير  است و پیشینه این شبهه او چیست و استاد اگر دقيق نشنود نمی تواند به این نکات مهم دست یابد.

13. تأييدهاي ضمني؛ وقتي دانشجو دارد سوال را جواب مي‌دهد يا سوالی مي‌پرسد استاد بايد نشان دهد كه توجه من به شماست مثلا با تأييدهاي ضمني و سري كه تكان مي‌دهد بگويد: «حواسم به حرف‌هاي شماست» اين علاوه بر آن که يك نوع تكريم شخصيت است جلب مشاركت را نیز قوي‌تر مي‌كند زیرا دانشجو احساس مي‌كند حرف‌هاي او بيهوده نيست و گوش شنوایی دارد از این رو براي بيان مطالبش انگيزة بيشتري پيدا مي‌كند و باعث مي‌شود حرف‌هاي دقیق تري بزند.

14. شخصيت دادن به پرسشگر؛ پرسش‌هاي خوب را ارج بنهيم با بيانات متعدد و متنوع و یا حتی با مهرباني در كلام و چهره اظهار نظرات را گرامی بداریم. برای مثال حتي اگر دانشجو حرفي مي‌زند كه باب ميل كسي نيست و مثلا در مسائل سياسي حرف‌هاي سياسي مي‌زند و شما هم خوشتان نمي‌آيد نبايد خشم چهره استاد را فرا گرفته و مهرباني پدرانه‌اي كه لازمه تدریس اثر بخش يك استاد دلسوز است را تحت الشعاع قرار دهد باید مهربانی در چهره او هويدا باشد تا دانشجو حرفش را راحت بزند و بعد آرام آرام بتوان او را به مسير صحيح برگرداند.

 نمونه‌هايي از تشويق و مشاركت در روش طرح سوال؛

به اين نمونه‌ها  دقت كنيد: «چه كسي پاسخ اين سوال را بلد است؟» اين همان روش طرح است منتها با این مقدمه که«چه كسي بلد است؟» انگار مي‌خواهيم يك رقابت ايجاد كنيم. این عبارت که «چه كسي مي‌تواند بگويد؟»  یک نوع ایجاد رقابت است؛ همه دانشجويان ذهنشان درگير مي‌شود تا بتوانند پاسخ صحیح را گفته و در جمع مطرح شوند. یادمان باشد همه  ما خوشمان مي‌آيد که مطرح بشويم. حال اگر كسي پاسخ دقيقي داد بگوييم: «احسنت پاسخ دقيقي بود» البته اين عبارات را هر جايي خرج نكنيم؛ اگر قرار باشد هر جوابي که آمد بگوييم «پاسخ دقيقي بود» نمي‌شود و آنرا تنها در جايي كه احساس مي‌كنيد دانشجو دقت كرده بگوييد. یا  مثلا بگویید: «دقت قشنگي كرديد» تعابير را دقت کنید؛ مي‌خواهم بگويم اين تعابير خودشان بار ارزشی دارند و باید در جای خود استفاده شوند. يا مثلا «از سوال زيباي شما يا پاسخ زيباي شما متشكرم» ببيينید این جمله شما چقدر قشنگ بر روي جوان اثر مي‌گذارد؛ نه فقط بر روي آنكه سوال كرده بلکه حتي بر ديگران هم اثر خوبی دارد.

يك مدل ديگر براي جلب مشاركت؛ «چه كسي مي‌تواند نكته كليدي و مهم اين سخن را بگويد؟» يا به اين شكل، «به نظر شما مغز اين اشكال كجاست؟» «اگر كسي چنين ایرادی بگيرد مغز  این ایراد كجاست؟» حال، اين مطلب چيست؟ مثلا سوالي است كه دانشجو گفته يا سوالي است كه استاد گفته. یا بگوید: «چه كسي مي‌تواند نكته دقيق اين سوال را بگويد؟ نكته‌اش كجاست؟» چون مهم است كه مغز سوال پيدا شود. برخي از سؤالات سوالی ظاهري است ولي با اندکی دقت می توان فهمید که اين سوال ریشه و عقبه ای دارد.

يك سري مباحث نقش پيش فرض‌هاي علمي و اطلاعاتي و آگاهي‌هاي از قبل را ایفا می کنند كه یک استاد خوب بايد آنها را بداند.  ما به آنها مي‌گوييم: «مغز سوال» شما سعي مي‌كنید با اين روش كه چه كسي مي‌تواند نكته كليدي و مهم بحث را بگويد ذهن دانشجو را به آنجا بكشانيد كه تنها به ظاهر سوال نگاه نكند و توجه کند که اين سوال يك پس پرده دارد که باید به آن نیز توجه شود.

روشی دیگر؛  «چه كسي مي‌تواند پاسخ سوال اين آقا را بدهد؟» یعنی من سوال را جواب نمي دهم بلکه ديگران را درگير می كنم.

روش ديگر براي طرح سوال؛ (روش طرح سوال و مشاركت جمعي) در اين روش همه كلاس را درگير مي‌كنيم چون ما در خصوص مديريت زمان گفتيم و گفتیم که بايد به آن توجه جدی كرد حال اگر از تك تك حضار  بپرسيم زمان زيادي تلف مي‌شود ولي در اين روش شما مي‌گويید: «همه يك كاغذ در بياوريد و راجع به اين سوال نظر بدهيد» شما نظر سي نفر را در زمانی کوتاه جمع مي‌كنيد البته می توانید از آنها بخواهید اسمشان را هم بنويسند تا شما بررسي كنيد و به بهترین پاسخ، نمره ای در شأن بدهید.

برای مثال شما مي‌توانيد به دانشجویان بگوييد: «عشق چيست؟»  ابتدا دانشجو رادرگير مي‌كنيد كه عشق چیست و بعد راجع به آن  صحبت می كنيد كه مثلا عشق؛ حقيقي و مجازي است، نشانه‌هايش، علائم عاشق، علائم معشوق و ...  و یا این سوال «اگر شما جاي استاد باشيد چه روشي را براي كنترل نظم كلاس اعمال مي‌كنيد؟» و با این سوال همه را درگير مي‌كنيم، چرا؟ زیرا اگر یادتان باشد گفتیم يكي از بحث‌های مهم «ايجاد جبهه متحد» است. يك وقتي است كه كلاستان شلوغ و آشفته است و مي‌خواهيد برخوردهايي بكنيد كه اين برخوردها در ظاهر خشن است براي اينكه خشونتش را تلطيف كنيد بايد از خود بچه‌ها اقرار و كمك بگيريد و آنها را همراهمان نماییم مثلا «اگر شما  استاد یک کلاس باشيد و كلاستان شلوغ باشد چه مي‌كنيد؟» بالاخره آدم شلوغ را چه كار بايد كرد؟ دو سه بار تذكر؛ بعد چه كنيم؟ اين سوال هم همراه ساختن دانشجو را در پي دارد و هم كمك استاد مي‌كند.

روش ديگر؛ پرسش مستقيم از دانشجويان شلوغ و بازيگوش و یا خجالتی؛  یعنی آن كسي كه در مسائل غير درسي خيلي حرف مي‌زند همان را درگير درس كنيم. حسن آن اين است كه اولا درگيرش كرده‌ايد؛ ثانياً وقتي كه جواب مي‌دهد [چه آن خجالتي و چه آن شلوغ] با آن تحسين‌هاي خاص به او بها مي‌دهيد؛ دانشجوي شلوغ نیز احساس مي‌كند كه او هم مي‌تواند حرف بزند و ...؛ از این رو حتی اگر پاسخ سطحي داده ما تشويق او را جدي تر مي‌كنيم كه او احساس كند «مي‌شود حرف مفید نیز زد» اين روش كمك مي‌كند كه او نیز در آينده همراه شما شود.

روش ديگر روش تحدي است  روشی قرآني يا همان «مبارزطلبي». البته اين روش اسلوب خودش را دارد وقتی قرآن مي‌گويد: «اگر راست مي‌گوييد يك سوره بياوريد» (بقره /23)  شما نیز در روش تحدي مي‌گوييد:«آيا كسي مي‌تواند به كلام من ايراد بگيرد؟ و یا چه كسي مي‌تواند ايراد بگيرد؟» اين يك نوع تحدي است يعني آن قدر كلام من محكم و متقن است كه نمي توانيد.  یا بگوییم: «هر كسي بتواند به كلام من ايراد بگيرد به او جايزه مي‌دهم» «اگر كسي نمي تواند به استدلال من خدشه وارد كند بايد تا زماني كه خلافش ثابت نشده آن را بپذيرد» زیرا منطق مي‌گويد اگر حرف من منطقي است و نمي توانيد بر خلافش چيزي بگوييد الان بايد اين حرف را بپذيريد فردا اگر خلافش را پيدا كرديد آن‌را رد کنید.

تذكرات روش تحدی

1. استاد بايد در استدلال خود بسيار قوي باشد و تنها در جايي تحدي كند كه وا ندهد.  مثلا اگر در سوالي تحدي كند و دانشجو آنجا ايراد بگيرد و استاد نتواند جواب بدهد استاد و روش او ضايع مي‌شود؛ مي‌گويند: «استاد الكي مي‌گويد؛ ده نفر ايراد مي‌گيرند» پس در چنين جايي نبايد تحدي كرد اين روش براي جاهايی است که خيال استاد راحت است و مثلا قبلا بدون روش تحدی آن را آزمايش كرده است.

2. در این روش دانشجو نبايد از كلام استاد احساس كند كه او در حال تعريف از خود بوده و گرفتار غرور و تكبر شده است. بنابراين من بايد بگويم كه این پاسخ بسیار منطقی و درست است نه اينكه من خيلي مي‌دانم؛ اين پاسخ دو دو تا چهار تاست كه هيچ كس نمي‌تواند به آن ايراد بگيرد نه «چون من گفتم پس...» اين مي‌شود تكبر ولی اگر بتوانم استدلالش را نشان بدهم ديگر حس بدبینی ايجاد نمي‌شود.

3. در جاهايي که مطمئنیم قدرت استدلال را به دين اسناد می دهیم و مثلا می گوییم : «ببينيد دين، چه زيبا و دقيق گفته حالا شما خلافش را مي‌توانيد پيدا كنيد» البته در جايي كه واقعا مطلب درست است و  مویدات دینی بر آن داریم. پس اگر اشتباها در جايي به دين منتسب كردیم و دانشجویی جواب منطقی داد باید بپذیریم تا موجب نشویم  دين به زير سوال رفته و بگويند: «دين غلط استدلال كرده است»

4. در صورت شكست احتمالي بايد پذيرش خطا را در سرلوحه كارمان قرار دهيم. فراموش نشود:  ديگران در حال استماع كلام ما هستند وقتي كه يك دانشجويي كلام حقي در پاسخ تحدي گفته و شما نمي خواهيد بپذيريد بقيه گوش مي‌دهند و قضاوت مي‌كنند يعني اگر ببينند استاد نمي خواهد حرف منطقي را بپذيرد موجب وهن و سقوط استاد مي‌شود.

5. تحسين خصم يعني كسي كه توانسته ايراد بگيرد را تحسين كنيم و بگوييم آفرين تا به حال كسي نتوانسته چنين ايرادي بگيرد.

البته بحث پیرامون روشهای تاثیرگذاری بر مخاطب، بحث دامنه داری است که جهت پرهیز از اطاله این سلسله مقالات، بحث در خصوص این روشها و روش‌هاي ديگر ايجاد مشاركت مي‌‌ماند براي آينده و زمان وصول اعلام نظر ها و درخواستهای خوانندگان محترم انشاءالله.

در پايان از اینکه در این مدت ما را با این سلسله مباحث همراهی نموده و از الطاف خود برخوردار فرمودید، از شما سپاسگزارم و امیدوارم این مطالب مورد استفاده استادان محترم قرار گرفته و نیز مرضی رضای حضرت حق تعالی بوده باشد.