try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: پنجشنبه, 1 آذر, 1397

اولويت؛ توانمند‌سازي اساتيد در روش و محتوا

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
نقطه‌نظرات دكتر سید رحمت‌الله موسوي‌مقدم، مدير گروه معارف اسلامي دانشگاه ايلام

ارزيابي شما از وضعيت فعلي گروه‌هاي معارف اسلامي دانشگاه‌ها چيست؟ آيا وضعيت فعلي گروه‌هاي معارف اسلامي با توجه به رسالتي كه دارند و با توجه به نام و نشان‌ آنها كه انتظار مي‌رود صاحب تحول در دانشگاه باشند، رضايت‌بخش است؟

اولاً وجود گروه‌هاي معارف اسلامي در دانشگاه به عنوان نهاد فرهنگ و ارزش‌هاي اسلامي امري ضروري و يك نعمت است. ثانياً وقتي بحث انجام رسالت مطرح مي‌شود، به تبع آن بحث كارآمدي و ايفاي نقش تخصصي به ميان مي‌آيد. نظر به احساس فوري نياز به تحول در علوم انساني و مقولة نظريه‌پردازي در مباني فكري علوم از يك طرف و نهادينه شدن رهيافت‌ها در مراكز آموزش عالي و دانشگاه‌ها و نقش خطير گروه‌هاي معارف در اين راستا، انتظار مي‌رود كه گروه‌هاي معارف با پتانسيل و نگرش جديدتري نسبت به رسالت خويش در حوزة تحول در روش تدريس، تقويت و به روزآوري متون درسي و ارتقاي علمي اساتيد روی آورد.

وضعيت فعلي گروه‌هاي معارف اسلامي در دانشگاه‌ها قابل قبول است،‌ ولي ايده‌آل و مطلوب نيست. اگر بخواهيم از ديد آسيب‌شناسانه به موضوع نگاه كنيم مي‌توانيم بعضي از معضلات و آسيب‌ها را چنين بيان نماييم:

1. عدم ساختارمند بودن گروه‌ها در تشكيلات دانشگاه و روشن نبودن جايگاه آنها به عنوان يك گروه آموزشي مستقل و تعريف شده و نيز نداشتن كارشناس و تجهيزات در برخي موارد.

2. عدم اقناع علمي متون درسي و سرفصل‌ها و از طرفي انتظار بالاي دانشجويان از اين دروس در راستاي تحقق بخشيدن به سبك زندگي اسلامي و متعالي، احساس تغيير در سرفصل‌ها و محتواي دروس را ضروري مي‌نمايد.

3. از آن جايي كه وجه بالنده و عاقل تأثيرگذار در بين مؤلفه‌هاي گروه، مقولة استاد است، بايد گفت در راستاي توانمند‌سازي اساتيد در بعد روشي و محتوايي، هنوز كارهاي زيادي بايد انجام گيرد كه از اولويت‌هاي معاونت محترم امور اساتيد باشد.

4. عدم پژوهش محوري در اين‌گونه دروس و نگاه آموزشي و استاد محوری صرف به آنها از آسيب‌هاي ديگر در اين عرصه است.

بايد‌ها و نبايدها، اولويت‌ها، چالش‌ها و فرصت‌هاي پيش‌روي گروه‌هاي معارف اسلامي را چه مي‌دانيد؟

مهمترين بايدها و اولويت‌هاي اين گروه عبارتند از:

1. حل مشكل جايگاه و ساختار تشكيلاتي. آنها در جايگاه يك گروه آموزشي با شرايط ساير گروه‌هاي آموزشي از جمله امكان بورس تحصيلي، فرصت‌هاي مطالعاتي، داير نمودن رشته‌هاي هم‌خوان، جذب هيأت علمي، انجام پروژه‌هاي تحقيقاتي و ... .

2. جذب هيأت علمي توانمند جهت استقلال گروه.

3. حل مشكل ارتقاي علمي اساتيد مخصوصاً در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي.

4. احياي مجدد شوراهاي مناطق، بحث انتخاب استاد نمونه مناطق و كشوري، احياي پژوهشگر نمونه در بين گروه‌ها جهت تقويت مقوله پژوهش.

5. ايجاد ارتباط بين گروه معارف و ساير گروه‌هاي آموزشي در انجام پروژه‌هاي تحقيقاتي، برگزاري همايش‌هاي علمي و ... .

6. تحول و تغيير فوري در سرفصل‌هاي دروس با استفاده از تجارب و نظر اساتيد با سابقه و پيشكسوت.

7. تقويت بنية فرهنگي و ديني استادان از طريق اردوهاي زيارتي و سياحتي و... .

به نظر بنده، مهمترين آسيب‌ها و چالش‌های گروه‌های معارف اسلامی: اولا فقدان و عدم تحقق مقولات فوق است. ثانيا نگاه غير تخصصي به اين دروس از طرف دانشجويان، متوليان آموزشي و نهاد دانشگاه است؛ كه بايد با تبيين درست و ارائة راهكارهاي لازم برطرف شوند.

مهم‌ترين ابتكارات و تجربه‌هاي موفق خود را در گروه معارف اسلامي دانشگاه، برشماريد.

از جمله مهمترين تجربيات و ابتكارات خودم در طول بيست سال سابقة‌ تدريس مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:

1. داشتن انگيزه و عشق معلمي هنگام حضور در كلاس و ايجاد اميد و علاقه‌مندي به زندگي در دانشجويان 2. داشتن بيان شيوا كه از الطاف خداوندي به اين حقير است و در موفقيتم بسيار مؤثر بوده است. 3. استفاده از طرح درس و طراحي سوالات كليدي در آغاز كلاس و ايجاد احساس نياز به موضوع در فراگير. 4. تدريس كاربردي موضوعات؛ يعني مرتبط ساختن مطالب درس با واقعيات زندگي و راهبردي جلوه دادن بسياري از مسائلي كه ظاهراً انتزاعي و نظري محض به نظر مي‌رسند.

5. استفاده از ادبيات و هنر اسلامي در تدريس كه به‌شدت بر جذابيت و كلاس مي‌افزايد.

6. برگزاري كرسي‌هاي آزادانديشي، سمينارهاي علمي و بحث آزاد در كلاس از سال‌هاي هشتاد تاكنون و رعايت اصل دانشجومحوري.

7. داشتن نظم انضباط شغلي و قابل تحسين؛ به‌طوري كه حتي در صورت 5 دقيقه تأخير غيرموجه اطلاع‌رساني نموده‌ام.

8. رعايت شئونات يك استاد معارف در حد توان تا جايي كه مورد حرمت و تكريم دانشجويان بوده و هستم.

9. توجه به مقولة پژوهشي در آموزش، معنويت و اخلاق در آموزش؛ كه در عمل باعث افزاش ابهت استاد و تأثيرگذاري بيشتر بر مخاطب مي‌شود.

10. استفاده از نظرات دانشجويان در امر و روش تدريس و شگردهاي حضور فعال آنها در كلاس درس.

توصيه حضرتعالي به مدرساني كه به تازگي مي‌خواهند وارد گروه‌هاي معارف شوند و به امر تدريس معارف اسلامي بپردازند، چيست؟

مهمترين توصيه‌هاي اين حقير بر اساس تجارب خودم به اساتيد تازه كار به شرح زير است:

1. ايجاد عشق، ‌شور و انگيزه در خود تا هنگام حضور در دانشگاه و در بين ساير اساتيد رشته‌هاي ديگر، احساس تنهايي و... ننمايد بلكه با افتخار بگويد من معلم و پاسبان حريم انديشه‌هاي اسلامي هستم.

2. تقويت بيان و مهارت‌هاي ارتباط كلامي و غيركلامي كه در شغل استادي يك ضرورت است و تبليغ و تبيين علمي معارف اسلامي در دانشگاه‌هاي امروزي، بدون فهم ارتباط با مخاطب، نيازشناسي، موقعيت‌شناسي، سوال‌شناسي و شيعه‌شناسي، عملا مشكل است.

3. رعايت شئونات استادي از قبيل آراستگي ظاهري،‌ نظم و رعايت مقررات شغلي، ابهت اخلاقي و وابستگي رواني و باطني به امر تعليم و تربيت و ... .

4. تسلط علمي فراتر از كتاب و مخاطب و آشنايي دقيق با روش‌هاي نوين تدريس.

5. استفاده از تكنولوژي آموزشي (پاورپوينت، ‌اسلايد و ...) در امر تدريس.