try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: چهارشنبه, 30 آبان, 1397

استاد و قدسي بودن نمره! (تأملي بر مقاله «امر قدسي يا كالاي بازاري؟»)

Send to friendSend to friend
نام نویسنده: 
ولي‌الله مهدوي فر (عضو گروه معارف اسلامی دانشگاه پيام نور.)

با عنايت به درج مقاله‌اي با عنوان «امر قدسي يا کالاي بازاري؟!» در شماره 96، ص 36 نشريه معارف،‌ كه بيانگر نگرش به جايگاه نمره در دروس معارف اسلامي دانشگاه بود، ضروري دانستم نکاتي را در تبيين نوع نگاه خود به درس و محتواي معارف اسلامي در دانشگاه، و استادان اين دروس و شيوه‌هاي بايسته نمره دادن آنها داشته باشم.

1. در نقد نوشتار نويسنده لازم به ذکر است که ممکن است برخي دانشجويان در ابتداي ورود به کلاس‌هاي معارف اسلامي به دليل فضاي متفاوت خانواده يا محيط خود،‌ چنين نگاهي (آشنا بودن به مطالب، شنيدن موعظه و نصيحت، شنيدن تکرار مکررات از راديو و رسانه‌ها) به اين دروس و استادان معارف اسلامي داشته باشند، اما استاد معارف می‌تواند با روش مناسب تدريس خود از آغاز مقدمه و تبيين اهداف آموزشي درس، تا بیان ضرورت وجود چنين درس‌هايي در دانشگاه و آثار پايبندي و التزام عملي به محتواي دروس و تعليل منطقي از آنها، تمایل دانشجویان را به  این دروس، بيشتر از اخذ نمره، ايجاد نمايد.

دانشجو با فهم دقيق مطالب استاد در فضاي به‌دور از استرس، به کمبودها و نقش خود در جهان هستي که همان خودشناسي است پي خواهد برد و درمان اين خلأ‌ها را در اين دروس جستجو خواهد نمود. استاد معارف مي‌بايست طوري اهداف را اظهار نمايد که نوع نگاه دانشجو را در جلسه اول به درس و استاد معارف اسلامي تغيير دهد. تحقق اين امر به توانمندي استاد در برقراري ارتباط با دانشجو و دلسوزي و علاقمندي وي به تدريس بستگي دارد.

2. نگاه امروزي استادان معارف اسلامي به دروس معارف اسلامي آنچنان که نويسنده محترم از نظر گذرانده است نمي‌باشد؛ زيرا همکاران محترم، اين دروس را تخصصي‌تر و مهم‌تر از دروس ديگر مي‌دانند؛ به موجب اينکه زندگي در جامعه انساني نيازمند داشتن تخصصي مانند اخلاق حداکثري و آشنايي با آئين زندگي است، که اگر فرد با نگاه انحرافي و يا حداقلي به آن دست يابد سرانجام ناخوشايندي را به بار خواهد آورد. در حالي‌که دانشجو با يادگيري اخلاق اسلامي و آئين زندگي مي‌تواند در عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي با فهمي سالم ورود کند. مصداق بارز اين عدم آگاهي وجود اختلافات در بين برخی از خانواده‌هاي برخوردار از تحصيل است که با وجود آنکه داراي تحصيلات عالي مي‌باشند ولي همچنان از مشکلات اخلاقي همسر و فرزند رنج مي‌برند.

3. در تقسيم‌بندي اساتيد به دو گروه توسط نويسنده محترم، مي‌توان به آن گروه سومي نیز افزود؛ و آن «اساتيد نوآور و خلاق» مي‌باشند. اساتيد سنتي (سخت‌گير) به نوعي در کلاس ديکتاتوري راه مي‌اندازند و حکمراني مي‌کنند و از طرفي معلمان تازه کار و ناشي به دليل عدم توانايي در مديريت علمي و آموزشي کلاس با تسهيل در نمره دادن سعي در پوشش کمبودهاي خود و کسب رضايت دانشجويان بر مي‌آيند. اين در حالي است که معلمان نوآور و خلاق با شناسايي اهداف درس با دلسوزي و علاقمندي با روش‌هاي نو در راستاي انتقال اطلاعات و تحقق يادگيري به نحو مطلوب قدم بر مي‌دارند که در ذيل به برخي ويژگي‌هاي معلمان نوآور اشاره مي‌گردد:

1. رعايت اصول پيش سازمان‌دهنده در تحقق يادگيري و روش تدريس.

2. سازمان‌دهي گروهي چند نفره و يا دونفره (هم مباحثه).

3. از سخنراني و متکلم وحده بودن پرهيز مي‌کند و اگر نيازي به سخنراني باشد با مقدمه‌اي جذاب و ساده، کاري مي‌کنند که پيشاپيش متن مورد نظر فهميده شده باشد.

4. راه‌اندازي بحث و گفتگو در کلاس به همراه هدايت و مديريت آموزشي بحث توسط استاد، که در اين نوع کلاس‌ها به جاي سوال دانشجو از استاد، استاد از دانشجو در راستاي تحقق اهداف درس سوال مي‌کند.

5. استادان نوآور کلاس را متن فرض مي‌کنند و خود را جزئي از متن به حساب مي‌آورند نه اينکه بين خود و دانشجويان ديوار و حجاب برقرار نمايند. (روش معلمان سنتي)

6. اين نوع معلمان روش تدريس ثابت ندارند و بر اساس سطح کلاس و روانشناسي مخاطبان و موقعيت هر مبحثي، مسائل را تنظيم و با رعايت اخلاق اقدام به تدريس و طرح مسئله مي‌نمايند.

7. معلمان نو آور قبل از طرح مسئله رفاقت و همراهي و رسالت دست‌گيري از دانشجو را به صورت عملي براي دانشجويان تبيين مي‌نمايد تا دانشجويان با احساس راحتي و دور از استرس در کلاس حضور پيدا ‌کنند.

8. انرژي معلمان نوآور و خلاق مثال زدني است. به ديگر سخن معلمان نو آور و خلاق به دو ويژگي علمي و اخلاقي آراسته‌اند و با اين دو ويژگي دانشجو را از تدبر در کالايي به نام نمره به سمت تعقل در مباحث و نيازمندي‌ها و خداشناسي و خودشناسي سوق مي‌دهند اين نوع معلمان بيشتر از اينکه سعي کنند مطالب درس و انديشه‌‌ها را در مغز دانشجو وارد نمايند سعي مي‌کنند انديشيدن را به آن‌ها آموزش دهند که با به تعويق انداختن پاسخ سوال دانشجو در کلاس و پاسخ خواستن از دانشجويان ديگر، آن‌ها را با استعداد‌هاي تحليلي شخصيتي خودشان آشنا مي‌سازد و چون مي‌دانند آسيب‌پذيرند هميشه با ديگر همکاران با تواضع مشورت مي‌نمايند و از اعتراف به ندانستن روي‌گردان نيستند. و جمع اين ويژگي‌ها را مي‌توان در استاد نمونه‌اي مانند علامه شهيد مطهري مشاهده نمود که در ذيل به نمونه‌هايي از ويژگي‌هاي علمي و اخلاقي ـ رفتاري ايشان اشاره مي‌گردد.[1]

ويژگي‌هاي علمي:1. تشريح مطالب2. پيش مطالعه 3. نو بودن مطالب4. تبيين فلسفه و فايده درس 5. توضيح مقدمات و نظم در تدريس6. بيان تاريخچه و اهميت درس.

ويژگي‌هاي اخلاقي ـ رفتاري: 1. خوش‌رو بودن 2. توجه به شاگرد 3. شکوفايي استعدادها 4. رابطه صميمي با شاگرد 5. سادگي 6. بخل نورزيدن 7. طرز تفکر صحيح اسلامي 8. شناخت حد و مرز درس
9. مديريت علمي 10. استقبال از سوال 11. اصلاح اشتباه 12. دقت و ژرف‌نگري 13. بيان ساده مطالب 14. انصاف داشتن 15. بردباري
16. پرهيز از مريدپروري 17. عصباني نشدن 18. رابطه معنوي با دانشجويان.

با عنايت به ويژگي‌هاي علمي و اخلاقي که از منظر دوستان گذشت استاد را مي‌توان با عوامل ديگري چون فن ارتباط با دانشجو و الگوي تدريس عامل موثر در قدسي بودن نمره به شمار آورد زيرا که اگر استاد معارف با آراسته شدن به اين ويژگي‌ها در کلاس دروس معارف حضور يابد نمره در اولويت بعدي دانشجو به شمار خواهد آمد.

پيشنهاد

1. کلاس‌هاي دروس معارف مي‌بايست به صورت منظم و حضور در کلاس يعني رو در رو و چهره به چهره تشکيل گردد؛ زيرا که اثرگذاري تربيتي را بيشتر در اين روش مي‌توان پياده کرد.

2. يافتن راه‌كاري براي تبديل ميزان سنجش درس‌هاي معارف اسلامي از نمره به توصيفي؛ آن هم از طريق استاد. البته بايد به آسيب اين روش مانند عنصر كمبود زمان و تعداد دانشجويان و .... توجه كرد.

کوتاه سخن

به نظر راقم سطور، استاد نقش تعيين کننده در قدسي بودن يا کالايي بودن نمره را دارد و مي‌تواند با اعمال موارد فوق و رابطه مناسب با دانشجو، آن‌ها را به فضاي مطلوب راهنمايي نمايد.

پي‌نوشت‌ها:

 

[1] . جلوه‌هاي معلمي استاد شهيد مرتضي مطهري، ص 72.